چرا نوزادان در سراسر جهان والدین را «ماما» و «پاپا» صدا میزنند؟
شباهت حیرتانگیز واژههای «مادر» و «پدر» در فرهنگهای منزوی و بیارتباط جهان، یک تصادف زبانی نیست؛ بلکه نتیجهٔ طبیعی تکامل مجرای صوتی نوزاد و سادگی مکانیکی باز و بسته شدن فک انسان است.
به قلم سروین قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- حضور فراگیر واژههای «ماما» و «پاپا» در زبانهای مختلف، پیامد بیولوژیکی تکامل مجرای صوتی نوزاد است و ربطی به ارث رسیدن واژگانی کهن ندارد.
- نوزادان بهطور طبیعی اصوات دولبی (/m/، /p/، /b/) و واکهٔ باز (/a/) را زودتر ادا میکنند، زیرا این آواها سادهترین حرکات مکانیکی فک و لب را نیاز دارند.
- آوای /m/ ارتباط ویژهای با مادر دارد، چرا که تنها زمزمهٔ خیشومی است که نوزاد هنگام شیر خوردن و بسته بودن دهانش میتواند تولید کند.
در سال ۱۹۵۹، جورج پی. مرداک، انسانشناس آمریکایی، واژگان خویشاوندی بیش از ۵۰۰ فرهنگ گوناگون را گردآوری کرد تا الگوهای ساختاری جوامع بشری را کشف کند. او به یک ناهنجاری آماری برخورد که قواعد شناختهشدهٔ زبانشناسی تاریخی را زیر سؤال میبرد: زبانهایی که اقیانوسها، کوهها و هزارهها میانشان فاصله انداخته بود، همگی از توالیهای صوتی کاملاً یکسانی برای خطاب قرار دادن پدر و مادر استفاده میکردند.[2]
از سواحیلی تا ماندارین و از ناواهو تا آرامی، واژههای مربوط به مادر و پدر همواره بر محور مجموعهٔ بسیار کوچک و ثابتی از هجاها میچرخیدند. یافتههای مرداک نشان داد که هجاهای «ما»، «نا»، «پا» و «تا» به شکلی معنادار و چشمگیر در خانوادههای زبانی کاملاً نامرتبط فراوانی دارند؛ الگویی فراگیرتر از آنکه اتفاقی ساده باشد، و گستردهتر از آنکه موروثی تلقی شود.[2][8]
زبانشناسان بهخوبی میدانستند که این کلمات نمیتوانند بقایای یک «زبان نخستین جهانی» باشند که انسانهای اولیه با آن تکلم میکردند. واژهها در گذر قرنها دستخوش دگرگونیهای شدیدی میشوند و هر اصطلاح کهنِ مشترکی ظرف دهها هزار سال چنان فرسوده میشد که دیگر قابل شناسایی نبود. پس حضور جهانشمول «ماما» و «پاپا» پاسخی زیستشناختی میطلبید، نه تاریخی.[1][8]
مکانیک دهان نوزاد
پاسخ قطعی در سال ۱۹۶۲ از راه رسید؛ زمانی که رومن یاکوبسون، زبانشناس نامدار روسیتبار، رسالهٔ بنیادین خود را با عنوان «چرا ماما و پاپا؟» به چاپ رساند. یاکوبسون استدلال کرد که این اصطلاحات جهانشمول از نیاکان باستانی به ارث نرسیدهاند، بلکه هر نوزاد آنها را بهتنهایی و از نو میسازد؛ واژههایی که نتیجهٔ محتوم تکامل آناتومیک مجرای صوتی انسان به شمار میروند.[1]
نوزادان در حدود ششماهگی وارد مرحلهای رشدی به نام «غان و غون قاعدهمند» میشوند. پیش از آنکه اثر زبان مادری روی گفتار کودک بنشیند، او با تولید رشتههای مکرری از صامت و مصوت، مجرای صوتیاش را میآزماید. این آواها آگاهانه انتخاب نمیشوند، بلکه سادهترین حرکات مکانیکی در دسترسِ عضلات در حال رشد صورت هستند.[3][4]
راحتترین کاری که حنجرهٔ یک انسان میتواند انجام دهد، باز کردن فک همزمان با لرزاندن تارهای صوتی است؛ حرکتی که واکهٔ باز و کشیدهٔ /a/ را میآفریند. سادهترین صامتی که میتوان با این واکه جفت کرد، یک انفجاریِ دولب است که با فشردن سادهٔ لبها به هم و رها کردنشان تولید میشود؛ ترکیبی مکانیکی که آواهای پایهٔ /m/، /p/ و /b/ را میسازد.[1][3]
یاکوبسون نوشت: «نامهای کودکانه برای مادر و پدر، درست مانند نخستین واحدهای معناداری که در گفتار نوزاد جوانه میزنند، بر اساس تقابل میان بهینهترین صامت و بهینهترین واکه بنا شدهاند». تولید رشتهٔ «ماما» یا «پاپا» به هیچ مهارت پیچیدهای در حرکت زبان یا کنترل تنفس نیاز ندارد؛ صرفاً باز و بسته شدن فک در آرامترین و طبیعیترین حالتش است.[1][7]
زمزمهٔ شیرخوارگی و خروج هوا از بینی
در حالی که /p/ و /b/ صامتهای انسدادی دهانیِ سادهاند، آوای /m/ با یک زمینهٔ بیولوژیکی ویژه پیوند خورده که ارتباط جهانشمول آن با مادر را توجیه میکند: یاکوبسون نشان داد که /m/ یک «زمزمهٔ خیشومی» است؛ یعنی تنها آوایی که نوزاد هنگام شیر خوردن و مکیدن پستان یا شیشه میتواند تولید کند.[1][3]
وقتی لبهای کودک روی پستان یا شیشهٔ شیر محکم بسته شده، حفرهٔ دهان کاملاً مسدود است. اگر نوزاد در حال غذا خوردن صدایی از خود درآورد، هوا ناگزیر از مجرای بینی خارج میشود و صدای ممتد «مممم» پدید میآید. طبق فرضیهٔ یاکوبسون، این نغمهٔ هنگام تغذیه عمیقاً با سیر شدن و نخستین پرستار زندگی تداعی میشود.[1][3]
با رشد نوزاد، این نغمهٔ خیشومی به نشانهای برای ابراز گرسنگی یا آرامشخواهی بدل میگردد. حالا که دهان خالی است، رها شدن لبها واکهٔ باز را به آن میافزاید و زمزمهٔ ممتد را به هجاهای متمایز «ما-ما» تبدیل میکند. این صدا در اصل یک واکنش زیستی است، نه نامی که نوزاد از سر هوشمندی بر زبان آورده باشد.[1]
نسبت دادن معنا به این آوا تماماً از سوی والدین صورت میگیرد. وقتی نوزادی برای آزمودن تارهای صوتی خود صرفاً شروع به تکرار «ماما» یا «پاپا» میکند، پدر و مادر ذوقزده میپندارند که کودک دارد نامشان را صدا میزند؛ واکنش پر از شوق بزرگسالان این هجاها را تقویت میکند و آن را به نامی همیشگی تبدیل میسازد.[3][7]
وقتی نقشها جابهجا میشوند
از آنجا که این اصوات منشأ زیستی دارند اما معنایشان قراردادی اجتماعی است، نقشهای «ماما» و «پاپا» در تمام فرهنگها یکدست نیست. هرچند در بیشتر جوامع «ماما» به معنای مادر است، اما استثناهای قابلتوجهی نشان میدهند قاعدهٔ یاکوبسون کاملاً مکانیکی است و جنبهٔ معنایی پیشینی ندارد.[1][8]
مشهورترین استثنا زبان گرجی است؛ شاخهای از زبانهای کارتولی در قفقاز که هیچ خویشاوندی اثباتشدهای با سایر خانوادهها ندارد. در زبان گرجی، واژهٔ «ماما» (მამა) یعنی پدر، و واژهٔ «دِدا» (დედა) به معنی مادر است. سادهترین آواهای دولبی و لثوی هنوز هم تولید میشوند، اما برچسبهای فرهنگی کاملاً جابهجا به کار رفتهاند.[5][8]
به همین ترتیب، در زبان پیتیانتاتارا در استرالیا، «ماما» به پدر اطلاق میشود. در زبان ژاپنی «ماما» مادر است، اما «پاپا» واژهای وارداتی از غرب است؛ کلمهٔ سنتی برای پدر در ژاپنی «چیچی» بوده که به یک آوای لثوی اندکی پیچیدهتر تکیه دارد. این نمونهها نشان میدهند که نوزاد مصالح صوتی خام را میسازد و جامعه فرهنگ لغت را تنظیم میکند.[3][8]
تمایز میان /m/ خیشومی و صامتهای دهانیِ /p/ یا /b/ به زیبایی با نقشهای سنتی مراقبت از کودک نیز همخوانی دارد. چون مادر پیوسته در حال شیر دادن بوده، زمزمهٔ خیشومی نوزاد بهطور خودکار به او اختصاص مییافت و صامتهای دهانی /p/ و /b/ برای والد دوم یا همان پدر باقی میماندند.[1][7]
سراب یک زبان واحد باستانی
این واقعیت علمی یکی از باورهای عامیانه و ماندگار زبانشناسی را باطل میکند؛ باوری که ادعا دارد واژههای «ماما» و «پاپا» مدرکی هستند مبنی بر اینکه بشر در گذشته زبانی واحد داشته است. اگر این کلمات عتیقههای تاریخی واقعی بودند، میبایست مطابق با قواعد سفتوسخت فرسایش آوایی دگرگون میشدند.[1][2]
اما این واژگان هزاران سال بدون تغییر باقی ماندهاند، زیرا با هر نسل تازه از نو متولد میشوند. نوزادی که در بینالنهرین باستان زاده شده با کودکی که امروز در توکیو چشم باز میکند، هندسهٔ مجرای صوتی کاملاً یکسانی دارد و هر دو در یک برههٔ رشدی مشابه به کشف آواهای «ما» و «پا» میرسند.[3][8]
اما این واژگان هزاران سال بدون تغییر باقی ماندهاند، زیرا با هر نسل تازه از نو متولد میشوند.
پژوهشهای آواشناختی امروزی همچنان نظریهٔ سال ۱۹۶۲ یاکوبسون را تأیید میکنند. آنالیزهای آکوستیک مجرای صوتی نوزاد نشان میدهد که لولهٔ صوتی ساده در فرکانسهای خاصی رزونانس دارد که مستقیماً به واکههای خنثی و باز میانجامد. ویژگیهای فیزیکی جمجمه ضمانت میکنند که صامتهای دولبی بدون توجه به زبان مادری، همواره نخستین خروجی گفتاری باشند.[6][8]
این ماجرا نقطهٔ تلاقی نادری است که در آن، زیستشناسی انسان واژگان فرهنگی را دیکته میکند. زبان معمولاً دستگاهی دلبخواهی از نشانههاست که در آن شکل آوایی کلمه هیچ پیوند فیزیکی مستقیمی با معنا ندارد؛ اما کلمات نامیدن پدر و مادر استثنایی آشکار هستند که ریشه در استخوان، ماهیچه و نفس دارند.[1][4]
در پایان، فراگیر بودن «ماما» و «پاپا» جلوهای از تجربهٔ جسمانی مشترک کودکی در نوع انسان است. این واژهها نه با کلماتی بهجامانده از گذشتههای دور، بلکه با گامهای مکانیکی و زیستی یکسانی که همه برای سخن گفتن برمیداریم، ما را به یکدیگر پیوند میزنند. نخستین واژه انتخابی نیست؛ سادهترین صدایی است که از دهان بیرون میریزد.[4][8]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- مقایسهٔ محدودیتهای آواشناختی در روند تکامل مجرای صوتی نوزاد با پایگاههای دادهٔ خویشاوندی میانزبانی، برای مشخص کردن علت رواج جهانی ترکیبهای خاصی از صامت و مصوت بدون ریشهشناسی مشترک.
- یافته
- ظهور جهانشمول کلمات «ماما» و «پاپا» ناشی از یک زبان اولیهٔ کهن نیست، بلکه پیامد زیستی سادهترین حرکات مکانیکی در مجرای صوتی نوزاد است که والدین در سراسر دنیا آن را نامگذاری عمدی تلقی کردهاند.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- بسامد تکرار آواهای /m/، /p/ و /b/ در مراحل اولیه غان و غون نوزادان: Dominant across all observed infants at 6 months — Wikipedia
- میزان رواج جهانی ریشههای هجایی «ما» و «پا» برای نامیدن والدین: Statistically over-represented in 500 unrelated cultures — Anthropological Linguistics
- محدودیتهای این تحلیل
- این تحلیل مبتنی بر نویسهگردانیهای آوانگاری عمومی در زبانهای تاریخی است که ممکن است تفاوتهای جزئی منطقهای در میزان گشودگی واکهها یا خروج نفس در صامتها را نادیده بگیرد.
اصطلاحات کلیدی
- صامت دولبی
- آوایی در گفتار که از فشردن دو لب به یکدیگر حاصل میشود، مانند /m/، /p/ و /b/.
- غان و غون قاعدهمند
- مرحلهای از رشد گفتاری نوزادان (معمولاً حدود ششماهگی) که در آن هجاهای تکراری صامت-مصوت مانند «بابابا» یا «ماماما» پدید میآید.
- زمزمهٔ خیشومی
- صدایی ممتد که هنگام بسته بودن دهان و هدایت جریان هوا از مجرای بینی تولید میشود و آوای /m/ را خلق میکند.
- فرسایش آوایی
- فرایند تدریجی و طبیعی دگرگونی اصوات یک زبان در گذر زمان که واژههای باستانی را در نهایت ناشناخته و غیرقابل تشخیص میسازد.
- صامت لثوی
- آوایی که با تماس نوک زبان با برآمدگی پشت دندانهای پیشین بالا ادا میشود، نظیر /t/، /d/ و /n/.
پرسشهای متداول
آیا نوزادان ناشنوا هم اینگونه غان و غون میکنند؟
بله، اما با دستهایشان. نوزادان ناشنوایی که در معرض زبان اشاره قرار دارند، با آزمودن حرکات ریتمیک ساده با دستها غان و غون حرکتی میکنند؛ دقیقاً مشابه آزمون و خطای مکانیکی نوزادان شنوا با مجرای صوتیشان.
رایجترین کلمات برای پدربزرگ و مادربزرگ چیست؟
از آنجا که سادهترین آواهای دولبی (/m/، /p/، /b/) معمولاً به پدر و مادر اختصاص مییابند، کلمات مربوط به پدربزرگ و مادربزرگ سراغ سادهترین ردهٔ بعدی صامتها یعنی لثویها (/t/، /d/، /n/) میروند که به پیدایش کلمات رایجی مثل «نانا» یا «تاتا» منجر میشود.
دورهٔ غان و غون نوزاد چقدر طول میکشی؟
این مرحله معمولاً از حوالی ششماهگی آغاز میشود و در حدود ۱۰ تا ۱۲ ماهگی، درست پیش از بر زبان آمدن نخستین کلمات واقعی، به غان و غون تنوعیافته (ترکیب مصوتها و صامتهای گوناگون مانند «مابودو») دگرگون میشود.
آیا نئاندرتالها هم همین اصوات را به کار میبردند؟
اگرچه بافت نرم فسیل نمیشود، اما بازسازیهای آناتومیک حنجرهٔ نئاندرتالها نشان میدهد آنها توانایی مکانیکی تولید واکههای باز ساده و صامتهای دولبی را داشتهاند؛ بنابراین بسیار محتمل است که نوزادان آنها نیز صداهای مشابهی تولید میکردهاند.
بررسی عمیق دیدگاهها
جبرگرایان زیستی
معتقدند اصطلاحات جهانشمول خویشاوندی کاملاً محصول محدودیتهای آناتومیک و تکامل مجرای صوتی نوزاد هستند.
طرفداران این رویکرد که بر مبنای نظریات رومن یاکوبسون استدلال میکنند، معتقدند ساختار اسکلتی فک و لبهای انسان نخستین اصوات قابل تولید نوزاد را از پیش تعیین میکند. از آنجا که گشودن دهان صدای /a/ و بستن لبها آوای /m/ یا /p/ را میسازد، ادای این صداها به لحاظ بیولوژیکی اجتنابناپذیر است. در نتیجه فراگیری «ماما» و «پاپا» بازتابی از فیزیولوژی انسان است نه پدیدهای زبانشناختی، و در هر جامعهای فارغ از ارتباط با دنیای بیرون تکرار خواهد شد.
زبانشناسان تاریخی
بر نقش جوامع بزرگسال در استانداردسازی و تبدیل این اصوات خام زیستی به واژگان رسمی تمرکز دارند.
زبانشناسان تاریخی با پذیرش ریشههای بیولوژیک غان و غون، تأکید دارند که این آوای خام زمانی به واژه بدل میشود که جامعهٔ بزرگسالان به آن معنا ببخشد. آنها به نمونههایی مانند زبان گرجی اشاره میکنند که در آن «ماما» به معنای پدر است، تا نشان دهند تخصیص معنا امری کاملاً فرهنگی است. بر اساس این دیدگاه، زیستشناسی صرفاً مصالح آوایی خام را فراهم میسازد، اما سازماندهی عناوین خویشاوندی برساختهای اجتماعی و تابع بافت تاریخی است.
نظریهپردازان زبان نخستین
این فرضیه را مطرح میکنند که واژگان مشترک میتوانند بازماندههای یک زبان کهن و باستانی مشترک بشری باشند.
در میان دیدگاههای اقلیت، برخی پژوهشگران احتمال میدهند که گستردگی بینالمللی «ماما» و «پاپا» فسیلهای کلامی بهجامانده از زبان مفروض نخستین بشر پیش از مهاجرت بزرگ جهانی باشد. با این حال، جریان اصلی علم زبانشناسی این فرضیه را به دلیل تأثیر قطعی فرسایش آوایی در طول دهها هزار سال رد میکند و توجیه زیستی را از دیدگاه آماری معتبرترین تبیین میداند.
- جبرگرایان زیستی
- معتقدند اصطلاحات جهانشمول خویشاوندی کاملاً محصول محدودیتهای آناتومیک و تکامل مجرای صوتی نوزاد هستند.
- زبانشناسان تاریخی
- بر نقش جوامع بزرگسال در استانداردسازی و تبدیل این اصوات خام زیستی به واژگان رسمی تمرکز دارند.
- نظریهپردازان زبان نخستین
- این فرضیه را مطرح میکنند که واژگان مشترک میتوانند بازماندههای یک زبان کهن و باستانی مشترک بشری باشند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- انسانشناسان تکاملی که در زمینهٔ تکامل مجرای صوتی انسانتباران پژوهش میکنند
- آسیبشناسان گفتار و زبان که اختلال در غان و غون قاعدهمند را ارزیابی و درمان میکنند
منابع
[1]Selected Writings I: Phonological Studiesجبرگرایان زیستیWhy 'Mama' and 'Papa'?
مطالعه در Selected Writings I: Phonological Studies →
[2]Anthropological Linguisticsزبانشناسان تاریخیCross-Language Parallels in Parental Kin Terms
مطالعه در Anthropological Linguistics →
[3]WikipediaBabbling
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[5]Wiktionaryმამა (mama)
مطالعه در Wiktionary →
[6]National Center for Voice and Speechجبرگرایان زیستیHow the Vocal Tract Filters Sound
مطالعه در National Center for Voice and Speech →
[7]Dictionary.comWhere Does The Word “Mama” Come From?
مطالعه در Dictionary.com →
[8]The Lingua Fileزبانشناسان تاریخیRevisiting Why 'Mama' and 'Papa'
مطالعه در The Lingua File →
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →ارگانوئیدهای مغزی
مغز انسان در جمجمه موش؛ شاهکار دانشمندان استنفورد برای کشف رازهای بیماریهای عصبی
6 منبع
میراث زرتشتی
کشف محراب آتش و استودان باستانی در ازبکستان؛ نشانههایی تازه از آیین زرتشت
4 منبع
سرکوب در ترکیه
بازداشت بیش از ۱۰۰ نفر در ترکیه؛ سرکوب گسترده رنگینکمانیها با اسم رمز «خانواده من امن است»
5 منبع
پویایی قدرت
یافته ۶۵ درصدی: آزمایشهای فرمانبرداری استنلی میلگرم چگونه قدرت اتوریته بر وجدان را برملا کرد
7 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





