مرز ۱۵۰ دقیقهای: چطور روزی دو و نیم ساعت اسکرول کردن، خطر افسردگی بزرگسالان را بالا میبرد
بررسی ۱۱ ساله روی ۱۸۳ هزار بزرگسال آمریکایی نشان میدهد که صرف بیش از دو و نیم ساعت در روز در شبکههای اجتماعی، احتمال آماری ابتلا به افسردگی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
به قلم شاهین زند
این خبر را به اشتراک بگذارید
- پژوهشگران بهداشت عمومی
- روی خطرات فیدهای الگوریتمی در سطح جمعیت تمرکز دارند و از تعیین مرزهای مشخص برای زمان استفاده از صفحه نمایش برای بزرگسالان حمایت میکنند.
- روانشناسان رفتاری
- بر طراحی اعتیادآور پلتفرمهای مدرن و جایگزین شدن آنها به جای تعاملات اجتماعی در دنیای واقعی تاکید میکنند.
- منتقدان روششناسی
- محدودیتهای دادههای مقطعی و خودگزارشدهی را در اثبات علیت مستقیم برجسته میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- توسعهدهندگان پلتفرمهای شبکههای اجتماعی و طراحان الگوریتم
- بزرگسالانی که برای شبکهسازی حرفهای یا ایجاد کامیونیتی به شبکههای اجتماعی وابستهاند
وقتی مقامات بهداشت عمومی و متخصصان اطفال درباره رژیم مصرف دیجیتال هشدار میدهند، نوک پیکان تقریبا همیشه به سمت مغز نوجوانان است. در گفتمان فرهنگی ما، اسکرول کردن بزرگسالان مدتهاست که به عنوان یک عادت مدرن بیضرر (و شاید گاهی روی اعصاب) در نظر گرفته میشود؛ یک حواسپرتی جزئی که ذهنهای کاملا رشدیافته میتوانند بدون هیچ عواقبی از پس آن بربیایند. اما یک تحلیل عظیم ۱۱ ساله روی ۱۸۳ هزار بزرگسال آمریکایی، این روایت جمعیتی را کاملا زیر و رو میکند. دادهها نشان میدهند که مغز بزرگسالان هم به همان اندازه در برابر این جریان دیجیتال آسیبپذیر است و حالا پژوهشگران یک مرز دقیق ۱۵۰ دقیقهای در روز را شناسایی کردهاند که پس از آن، خطر افسردگی به شکلی تند و قابلاندازهگیری بالا میرود.[1][4]
این یافتهها که اخیرا در ژورنال npj Mental Health Research (از مجموعه نیچر) منتشر شده، یکی از بزرگترین و جامعترین تلاشها تا به امروز برای ردیابی همگامی عادات دیجیتال و سلامت روان در طول زندگی بزرگسالان است. پژوهشگران دانشگاه سینسیناتی (University of Cincinnati) و دانشگاه نورثوسترن (Northwestern University) ۱۱ نظرسنجی سالانه را که بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ انجام شده بود، تحلیل کردند. این دهه خاص، تغییرات عمیقی را در چشمانداز دیجیتال به تصویر میکشد؛ سالهایی که پلتفرمهایی مثل اینستاگرام، اسنپچت و تیکتاک از سرگرمیهای تازه به نیروهای فرهنگی غالبی تبدیل شدند که توجه انسان و روتینهای روزمره را از اساس بازنویسی کردند.[1][2][5]
تیم پژوهشی با استفاده از مدلهای پیچیده یادگیری ماشین روی پاسخهای بزرگسالان ۱۸ تا ۷۰ ساله، توانست مصرف شبکههای اجتماعی را از کل زمان خیره شدن به صفحه نمایش جدا کند. آنها به یک نقطه عطف مشخص رسیدند: در حدود ۱۵۰ دقیقه (یا دو و نیم ساعت) استفاده روزانه، رابطه آماری بین اسکرول کردن و گزارشهای فردی از افسردگی، از حالت خنثی به حالت کاملا مثبت (افزایشی) تغییر کرد. قبل از این مرز، دادهها تاثیر منفی چندانی روی سلامت روان نشان نمیدادند، که یعنی استفاده متعادل برای اکثر بزرگسالان نسبتا بیخطر است.[2][5]
اما با عبور از این مرز دو و نیم ساعته، آسیبهای روانی به سرعت روی هم انباشته میشوند. مدلهای آماری تخمین زدند که هر یک ساعت استفاده اضافه از شبکههای اجتماعی فراتر از این آستانه، با افزایش تقریبا ۱۷ درصدی احتمال گزارش افسردگی توسط کاربر مرتبط است. این روند صعودی در تمام ۱۱ سال مطالعه ثابت بود و فارغ از اینکه در هر دوره کدام پلتفرمها بر گفتمان فرهنگی مسلط بودند، پابرجا ماند؛ روندی که در میان گروههای جمعیتی مختلف با سطوح تحصیلات و درآمد متفاوت نیز صدق میکرد.[1][4][6]
پژوهشگران این مطالعه درباره پیامدهای دادههایشان اصلا تعارف نکردند. هانس برایتر (Hans Breiter)، یکی از نویسندگان مسئول از دانشگاه نورثوسترن که روی این تحلیل کار کرده، میگوید: «این تصویر تکاندهندهای است. شبکههای اجتماعی برای افراد در تمام طول عمرشان مضر است. ما نباید خودمان را تسلیم محصولی کنیم که از علم اعتیاد برای بهینهسازی زمان تماشای ما استفاده میکند.» این هشدار صریح، بر یک اجماع فزاینده تاکید میکند: مکانیسمهای اسکرول بینهایت و توصیههای الگوریتمی، طوری روی سیستم عصبی انسان کار میکنند که خودکنترلی آگاهانه بزرگسالان را دور میزنند.[2]
پژوهشگران این مطالعه درباره پیامدهای دادههایشان اصلا تعارف نکردند.
مرز ۱۵۰ دقیقهای یک حالت انتزاعی یا افراطی نیست؛ بلکه به طرز نگرانکنندهای به خط پایه مدرن زندگی میلیونها نفر نزدیک است. بر اساس دادههای استاتیستا (Statista)، میانگین جهانی مصرف روزانه شبکههای اجتماعی در سال گذشته حدود ۱۴۱ دقیقه بود، که یعنی یک کاربر بزرگسال معمولی تنها ۹ دقیقه با منطقه خطر شناساییشده در این مطالعه فاصله دارد. برای مقایسه، نظرسنجی سال ۲۰۲۳ گالوپ (Gallup) نشان داد که نوجوانان آمریکایی به طور میانگین روزانه ۴.۸ ساعتِ حیرتانگیز را در این فضا میگذرانند، که نشان میدهد این پلتفرمها چقدر عمیق در تمام گروههای سنی ریشه دواندهاند.[1][4]
ماهیت آنچه کاربران در طول این ساعتها مصرف میکنند نیز از زمان آغاز جمعآوری دادههای مطالعه در سال ۲۰۱۴ به شدت تغییر کرده است. نیکول وایک (Nicole Vike)، پژوهشگر ارشد در دانشگاه سینسیناتی و یکی از نویسندگان مطالعه، توضیح میدهد: «در ابتدا، شبکههای اجتماعی یک خروجی اجتماعی برای ارتباط با کسانی بود که میشناختید.» اما امروز، فیدها عمدتا جریانهای الگوریتمی و روانی از محتوای ویدیویی هستند که توسط غریبهها تولید شده و دقیقا برای به حداکثر رساندن زمان حضور در اپلیکیشن طراحی شدهاند. او با اشاره به اینکه حتی تولیدکنندگان حرفهای محتوا هم اغلب برای محافظت از سلامت روان خود به وقفههای چندماهه نیاز دارند، اضافه کرد: «دیوانهوار است که این فضا چقدر میتواند اعتیادآور باشد.»[5]
برای اطمینان از اینکه پژوهشگران دارند تاثیر خاص شبکههای اجتماعی را اندازه میگیرند و نه یک بیحوصلگی عمومی مرتبط با تکنولوژی مدرن را، آنها این موضوع را در برابر سایر عادات رایج دیجیتال آزمایش کردند. آنها سیگنالهای افسردگی را با تماشای تلویزیون، بازیهای ویدیویی، ایمیل زدن و وبگردی عمومی مقایسه کردند. شبکههای اجتماعی به طور مداوم به عنوان پیشبینیکننده بسیار قویتری برای افسردگی نسبت به هر فعالیت جایگزین دیگری روی صفحه نمایش ظاهر شد. علاوه بر این، قدرت پیشبینی آن در سالهای پایانی دادههای نظرسنجی برجستهتر هم شد و سایر عوامل سبک زندگی را کاملا تحتالشعاع قرار داد.[5][6]
کارشناسان مستقل خاطرنشان کردند که مقیاس عظیم این تاثیر، همان چیزی است که این یافتهها را از مطالعات قبلی و کوچکتر متمایز میکند. جین تونگ (Jean Twenge)، استاد روانشناسی در دانشگاه ایالتی سندیگو که دادهها را بررسی کرده، میگوید: «به نظرم چشمگیرترین یافته آنها این بود که استفاده از شبکههای اجتماعی، افسردگی را قویتر از شغل، سطح تحصیلات، قومیت یا وضعیت تاهل پیشبینی میکند. این موضوع کمک میکند تا اندازه این تاثیر را در بستر مناسبش درک کنیم و از کوچک شمردن اثرات شبکههای اجتماعی جلوگیری کنیم.» تونگ اشاره کرد که این دادهها، توصیه به محدود کردن استفاده روزانه به دو ساعت را به شدت تایید میکند.[1][4]
با وجود حجم نمونه قوی، این مطالعه یک محدودیت روششناختی ساختاری هم دارد. از آنجا که این پژوهش به جای ردیابی طولیِ دقیقا همان افراد در طول یک دهه، بر نظرسنجیهای مقطعی تکرارشونده تکیه دارد، نمیتواند به طور قطعی یک مکانیسم علی و معلولی را ثابت کند. این احتمال کاملا وجود دارد که بزرگسالانی که از قبل افسردگی را تجربه میکنند، صرفا زمان بیشتری را آنلاین میگذرانند و وقتی انرژی لازم برای تعاملات دنیای واقعی را ندارند، به دنبال حواسپرتی منفعلانه یا ارتباطات کمدردسر میگردند. پژوهشگران اذعان میکنند که مرز ۱۵۰ دقیقهای باید بیشتر به عنوان یک سیگنال همبستگی قوی در نظر گرفته شود تا یک تشخیص بالینی دقیق.[6]
با این حال، ثبات این سیگنال در میان ۱۸۳ هزار پاسخدهنده متنوع، رد کردن این همبستگی را به عنوان یک خطای آماریِ صرف، بسیار دشوار میکند. برای بزرگسالانی که در حال ارزیابی عادات دیجیتال خود هستند، مرز ۱۵۰ دقیقهای به عنوان یک خط قرمز بسیار کاربردی و مبتنی بر داده عمل میکند. این عدد یک معیار ملموس برای پیمایش در اکوسیستم الگوریتمی ارائه میدهد که صراحتا برای جلب بینهایت توجه انسان طراحی شده است؛ نقطه روشنی که در آن کاربرد شبکه کمرنگ میشود و هزینه روانی فیدها شروع به بالا رفتن میکند.[6]
نکات کلیدی
- یک مطالعه ۱۱ ساله روی ۱۸۳ هزار بزرگسال آمریکایی، ارتباط پایداری بین استفاده زیاد از شبکههای اجتماعی و گزارش افسردگی پیدا کرد.
- خطر آماری افسردگی دقیقا در مرز ۱۵۰ دقیقه استفاده روزانه، از حالت خنثی به مثبت تغییر کرد.
- پس از دو و نیم ساعت، هر یک ساعت اسکرول کردن بیشتر با ۱۷ درصد افزایش احتمال افسردگی همراه بود.
- شبکههای اجتماعی پیشبینیکننده قویتری برای افسردگی نسبت به تلویزیون، بازی یا وبگردی عمومی بودند.
- میانگین جهانی استفاده بزرگسالان از شبکههای اجتماعی در حال حاضر ۱۴۱ دقیقه در روز است؛ یعنی درست بیخ گوش مرز خطر.
بررسی عمیق دیدگاهها
اجماع پژوهشی
دانشمندان مرز ۱۵۰ دقیقهای را یک سیگنال آماری قوی میدانند که نشان میدهد شبکههای اجتماعی در پیشبینی افسردگی از سایر عادات دیجیتال پیشی میگیرند.
پژوهشگران تاکید میکنند که مقیاس عظیم این مجموعه داده ۱۱ ساله، این یافتهها را از یک عکس فوری ساده فراتر میبرد. با جدا کردن شبکههای اجتماعی از استفاده عمومی از اینترنت، تلویزیون و بازی، مدلها نشان دادند که فیدهای الگوریتمی آسیب روانی منحصربهفردی به همراه دارند. اگرچه نویسندگان هشدار میدهند که مرز ۱۵۰ دقیقهای بیشتر یک مشاهده آماری است تا یک تشخیص بالینی دقیق، اما استدلال میکنند که این عدد یک خط پایه ضروری برای درک چگونگی ارتباط مصرف دیجیتال با سلامت روان در طول زندگی بزرگسالان ارائه میدهد.
اما و اگرهای علیت
منتقدان و روششناسان خاطرنشان میکنند که دادهها نمیتوانند ثابت کنند آیا اسکرول کردن باعث افسردگی میشود یا افراد افسرده صرفا بیشتر اسکرول میکنند.
از آنجا که این مطالعه به جای ردیابی دقیق همان افراد در طول یک دهه، بر نظرسنجیهای مقطعی تکرارشونده تکیه دارد، جهت این رابطه همچنان یک سوال باز است. این کاملا محتمل است که بزرگسالانی که دورههای افسردگی را تجربه میکنند، به عنوان یک مکانیسم مقابلهای به شبکههای اجتماعی پناه ببرند و به دنبال حواسپرتی منفعلانه یا ارتباطات کمدردسر باشند. تا زمانی که مطالعات طولی کاربران را در طول زمان ردیابی نکنند، مرز ۱۵۰ دقیقهای بیشتر به عنوان یک علامت هشداردهنده همبستگی قوی عمل میکند تا اثبات قطعی علیت.
چرا مهم است
با تعیین یک مرز دقیق ۱۵۰ دقیقهای، این پژوهش به بزرگسالان یک خط قرمز عملی و مبتنی بر داده میدهد تا در اکوسیستم الگوریتمی شبکههای اجتماعی - که دقیقا برای جلب بینهایت توجه ما طراحی شده - سلامت روان خود را مدیریت کنند.
منابع
[1]Inc. Magazineروانشناسان رفتاریResearchers Studied 183,000 Adults for 11 Years. They Found 1 Social Media Threshold Was Linked to Depression
مطالعه در Inc. Magazine →
[2]Drugs.com MedNewsپژوهشگران بهداشت عمومی150+ Minutes of Social Media Daily Tied to Depression in Adults
مطالعه در Drugs.com MedNews →
[3]Mondosanitàپژوهشگران بهداشت عمومیQuanto tempo passi sui social? Dopo due ore e mezza emerge un legame con la depressione
مطالعه در Mondosanità →
[4]The Starروانشناسان رفتاریResearchers found one social media threshold was linked to depression
مطالعه در The Star →
[5]University of Cincinnatiپژوهشگران بهداشت عمومیNational media highlight groundbreaking UC study examining adult social media use
مطالعه در University of Cincinnati →
[6]Viceمنتقدان روششناسیHow Much Social Media Is Too Much? A Massive Study Found a Possible Answer
مطالعه در Vice →
نظرات
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →سیستمهای آوایی
۱۰۷ صامت و ۳۱ مصوت: الفبای آوانگاری بینالمللی چگونه تمام صداهای گفتار بشر را نقشهبرداری میکند
5 منبع
ساختار قرآن
منطق ساختاری قرآن: چرا ۱۱۴ سوره از ترتیب زمانی پیروی نمیکنند؟
9 منبع
تایپوگرافی متخاصم
چگونه فونتهای متخاصم با جایگزینی گلیف، دادههای آموزشی هوش مصنوعی را مسموم میکنند
4 منبع
تئوری رنگ
درخت نامتقارن: چرا سیستم مانسل رنگها را بهتر از کدهای دیجیتال میفهمد؟
8 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





