رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
تحلیل کوهستانبحران فرونشستخراسان جنوبی· 6 دقیقه مطالعه· در محیط زیست

هشدار محیط زیست: ۳۵ کانون فعال گرد و غبار خراسان جنوبی را محاصره کرده‌اند

مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی با اعلام فعال بودن ۳۵ کانون گرد و غبار، نسبت به پیامدهای خشکسالی، فرونشست زمین و توسعه غیراصولی معادن هشدار داد. این بحران علاوه بر تهدید سلامت عمومی، خطر گسترش بیابان‌زایی و نابودی آبخوان‌ها را تشدید کرده است.

به قلم وحید بختیاری

به‌طور خلاصه

  • ۳۵ کانون فعال گرد و غبار، ۹ شهرستان خراسان جنوبی را درگیر کرده و منشأ عمده آن‌ها داخلی است.
  • افت مستمر آب‌های زیرزمینی و فرونشست زمین، عامل اصلی نابودی پوشش گیاهی و تشدید فرسایش بادی است.
  • توسعه غیراصولی معادن و احداث جاده‌های خاکی، روند بیابان‌زایی در این اکوسیستم شکننده را تسریع کرده است.

کاهش مستمر سطح آب‌های زیرزمینی و تضعیف ساختار آبخوان‌ها، نقطه آغازین بحرانی است که اکنون به شکل طوفان‌های خاک در شرق ایران خود را نشان می‌دهد. وقتی ظرفیت طبیعی تغذیه سفره‌های زیرزمینی از دست می‌رود، رطوبت خاک به شدت افت کرده و بستر برای فرسایش بادی فراهم می‌شود. این همان مکانیزم پنهانی است که پیامدهای آن امروز آشکار شده است.[2]

در همین راستا، اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی در ۱۶ مهر ۱۴۰۵ وضعیت اکولوژیک این استان را بحرانی اعلام کرد. بر اساس این گزارش، در حال حاضر ۳۵ کانون فعال گرد و غبار، مناطق وسیعی از این استان پهناور را تحت تأثیر مستقیم قرار داده‌اند. این کانون‌ها دیگر یک تهدید حاشیه‌ای نیستند، بلکه به متن زندگی روزمره وارد شده‌اند.

گستره این کانون‌های غبارخیز، شهرستان‌های زیرکوه، درمیان، سربیشه، نهبندان، بشرویه، طبس، قاینات، سرایان و فردوس را در بر می‌گیرد. پراکندگی این ۳۵ نقطه نشان می‌دهد که پدیده ریزگردها دیگر محدود به نوار مرزی یا یک منطقه خاص نیست. در واقع، بخش عمده‌ای از مساحت استان اکنون پتانسیل تولید و انتشار ذرات معلق را داراست.[1]

داده‌های پایش محیطی نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از گرد و غبار موجود در آسمان خراسان جنوبی منشأ کاملاً داخلی دارد. خشکسالی‌های طولانی‌مدت، تخریب گسترده مراتع و بهره‌برداری‌های غیراصولی از منابع پایه، عوامل اصلی در تشدید این پدیده به شمار می‌روند. این عوامل دست به دست هم داده‌اند تا مقاومت طبیعی خاک در برابر باد در هم بشکند.

پراکندگی ۳۵ کانون فعال گرد و غبار در ۹ شهرستان بحرانی خراسان جنوبی.

زنجیره تخریب؛ از آبخوان تا آسمان

علی خانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست خراسان جنوبی، در تشریح این زنجیره علت و معلولی به صراحت هشدار می‌دهد. او می‌گوید: «کاهش سطح آب‌های زیرزمینی تنها یک تهدید برای تأمین آب شرب و کشاورزی نیست، بلکه می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای زیست‌محیطی را به دنبال داشته باشد.» این نگاه سیستمی، عمق فاجعه را فراتر از کمبود آب شرب ترسیم می‌کند.

تضعیف آبخوان‌ها به طور مستقیم موجب خشک شدن چشمه‌های تاریخی و قنوات باستانی منطقه شده است. با قطع جریان آب‌های سطحی و زیرسطحی، پوشش گیاهی بومی که نقش تثبیت‌کننده خاک را داشت، به سرعت از بین می‌رود. نتیجه نهایی این فرآیند، گسترش شتابان بیابان‌زایی در مناطقی است که پیش از این دارای حیات گیاهی پایدار بودند.[2]

فرونشست زمین، پیامد شوم دیگری است که در پی این ورشکستگی آبی رخ عیان کرده است. بروز شکاف‌ها و فروچاله‌ها در دشت‌های استان نشانه‌ای قطعی از آن است که میزان برداشت از منابع آب زیرزمینی، بسیار فراتر از ظرفیت تغذیه طبیعی آبخوان‌ها بوده است. این پدیده، ساختار فیزیکی زمین را برای همیشه تغییر می‌دهد و امکان احیای سفره‌ها را از بین می‌برد.

در کنار عوامل اقلیمی، توسعه شتاب‌زده فعالیت‌های معدنی و صنعتی نیز فشار مضاعفی بر این اکوسیستم شکننده وارد کرده است. احداث جاده‌های دسترسی خاکی، عملیات اکتشاف و باطله‌برداری در مناطق حساس، خود به ایجاد کانون‌های جدید فرسایش بادی دامن می‌زند. این مداخلات انسانی، روند طبیعی تخریب را سرعت می‌بخشد.[2]

مدیرکل محیط زیست استان در این باره تأکید می‌کند: «محیط‌زیست مخالف توسعه اقتصادی نیست، اما توسعه باید متناسب با ظرفیت اکولوژیک منطقه و بر اساس آمایش سرزمین انجام شود.» وی هشدار می‌دهد که توسعه معدنی بدون توجه به زیستگاه‌ها و مسیرهای حیات‌وحش، می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای طبیعت به همراه داشته باشد.

افت مستمر سطح آب‌های زیرزمینی، عامل اصلی نابودی پوشش گیاهی و فعال شدن کانون‌های فرسایش بادی است.

توسعه معدنی و ظرفیت شکننده اکولوژیک

گزارش‌های میدانی در اواخر شهریور ۱۴۰۵ نیز نشان می‌داد که روزهای غبارآلود برای مردم خراسان جنوبی دیگر به یک فصل خاص محدود نمی‌شود. اگر کانون‌های فرسایش بادی مهار نشوند و عرصه‌های بیابانی به مناطق مسکونی نزدیک‌تر گردند، سهم گرد و غبار در زندگی روزمره مردم به شدت افزایش خواهد یافت. این زنگ خطری است که پیش از رسیدن بیابان به دروازه شهرها باید شنیده شود.[1]

برای رصد این بحران، در حال حاضر هفت ایستگاه سنجش گرد و غبار در سطح خراسان جنوبی فعال و در حال داده‌برداری هستند. با این وجود، توسعه شبکه پایش به تنهایی نمی‌تواند مانع از حرکت ریزگردها شود. این ایستگاه‌ها تنها ابعاد فاجعه را ثبت می‌کنند، در حالی که ریزگردها همچنان یکی از تهدیدهای جدی برای سلامت عمومی محسوب می‌شوند.

پیش از این در خرداد ۱۴۰۵، همزمان با صدور هشدارهای سطح زرد و نارنجی هواشناسی، مقامات بهداشتی و محیط زیستی استان دستورالعمل‌های اضطراری صادر کرده بودند. در آن مقطع، وزش بادهای شدید، کیفیت هوا را به شدت کاهش داد و لزوم رعایت نکات خودمراقبتی را برای شهروندان به یک اجبار روزمره تبدیل کرد.[2]

در شرایط اضطرار، افراد مبتلا به بیماری‌های تنفسی، آسم و دیابت در خط مقدم آسیب‌پذیری قرار دارند. ماندن در فضاهای سربسته، استفاده از دستگاه‌های تصفیه هوا و پرهیز از هرگونه فعالیت فیزیکی در فضای باز، تنها راهکارهای موقت برای کاهش اثرات سوء این پدیده بر سلامت انسان‌هاست. اما این اقدامات، درمان ریشه‌ای درد نیستند.[2]

تبعات اقتصادی این تغییرات اقلیمی نیز به اندازه پیامدهای بهداشتی آن ویرانگر است. با کاهش شادابی مراتع و از بین رفتن پوشش گیاهی، اقتصاد مبتنی بر دامداری سنتی در روستاها با بحران جدی مواجه شده است. این امر به نوبه خود، مهاجرت‌های اقلیمی از روستاها به حاشیه شهرها را تشدید می‌کند و ساختار جمعیتی منطقه را بر هم می‌زند.[2]

خشک شدن قنوات و فرونشست زمین، نشانه‌های قطعی ورشکستگی آبی در شرق کشور هستند.

پیامدهای اقتصادی و مهاجرت‌های اقلیمی

تیم تحلیلی فکتلن در بررسی‌های خود تأکید می‌کند که مدیریت این بحران نیازمند یک تغییر پارادایم در سیاست‌گذاری‌های کلان است. تا زمانی که ارزش‌گذاری اقتصادی پروژه‌های معدنی بدون محاسبه هزینه‌های تخریب محیط زیست و فرسایش خاک انجام شود، روند بیابان‌زایی در شرق ایران متوقف نخواهد شد. تخصیص بودجه‌های قطره‌چکانی برای نهال‌کاری، در برابر حجم تخریب‌ها ناچیز است.[2]

گام بعدی در این مسیر، الزام دستگاه‌های اجرایی به رعایت دقیق شیوه‌نامه‌های مدیریت شرایط اضطرار و بازنگری در مجوزهای بهره‌برداری از منابع آب است. اگر تراز منفی آبخوان‌ها جبران نشود، تعداد کانون‌های بحرانی از ۳۵ مورد فعلی نیز فراتر خواهد رفت. طبیعت خراسان جنوبی به مرز تاب‌آوری خود رسیده و فرصت برای آزمون و خطا پایان یافته است.[2]

بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که در دهه اخیر، تعداد دشت‌های ممنوعه بحرانی در این استان به دلیل افت مستمر آبخوان‌ها به شدت افزایش یافته است. برداشت سالانه بیش از ۹۰۰ میلیون متر مکعب از منابع آب زیرزمینی و کسری مخزن مداوم، تعادل هیدرولوژیک منطقه را به طور کامل از بین برده است. این اضافه‌برداشت‌ها، خاک را به پودری خشک و مستعد جابه‌جایی تبدیل کرده است.[2]

علاوه بر این، تغییر کاربری اراضی و توسعه دیم‌کاری در مناطقی که توان اکولوژیک لازم را ندارند، به سست شدن بافت خاک کمک کرده است. هنگامی که این اراضی در سال‌های خشک رها می‌شوند، به سرعت به کانون‌های جدید تولید ریزگرد تبدیل می‌گردند. مدیریت این اراضی رهاشده، یکی از چالش‌های اصلی پیش روی نهادهای متولی منابع طبیعی است.[2]

چرخه تخریب اکولوژیک: چگونه اضافه‌برداشت از آبخوان‌ها به طوفان‌های خاک منجر می‌شود.

در سطح ملی، خراسان جنوبی اکنون در کنار استان‌هایی نظیر خوزستان و سیستان و بلوچستان، در ردیف غبارخیزترین مناطق ایران طبقه‌بندی می‌شود. این تغییر جایگاه، نیازمند تخصیص اعتبارات ملی متناسب با ابعاد بحران است. اعتبارات استانی به هیچ وجه پاسخگوی اجرای پروژه‌های کلان آبخیزداری، قرق مراتع و تثبیت شن‌های روان در مساحتی بالغ بر پنج میلیون هکتار نیست.[1][2]

نیاز به تغییر پارادایم در سیاست‌گذاری

در نهایت، سرنوشت این ۳۵ کانون فعال به تصمیمات ماه‌های آینده در حوزه مدیریت منابع آب و آمایش سرزمین گره خورده است. اگر حق‌آبه‌های زیست‌محیطی تخصیص نیابد و روند صدور مجوزهای معدنی بدون ارزیابی‌های سخت‌گیرانه ادامه پیدا کند، شرق ایران با یک فروپاشی اکولوژیک غیرقابل بازگشت مواجه خواهد شد. عددی که باید تغییر کند، میزان برداشت از آبخوان‌هاست، نه صرفاً تعداد ایستگاه‌های سنجش آلودگی.[2]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه مقامات محیط زیست

توسعه اقتصادی باید در چارچوب ظرفیت‌های اکولوژیک و آمایش سرزمین محدود شود.

مدیران محیط زیست استدلال می‌کنند که بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و توسعه شتاب‌زده معادن، عامل اصلی فعال شدن ۳۵ کانون گرد و غبار است. آن‌ها معتقدند بدون تخصیص حق‌آبه‌های زیست‌محیطی و توقف تخریب مراتع، شبکه‌های پایش به تنهایی کارساز نخواهند بود و هزینه‌های بهداشتی و اقلیمی به مراتب بیشتر از درآمدهای کوتاه‌مدت اقتصادی است.

دیدگاه بخش معدن و صنعت

بهره‌برداری از معادن تنها راه نجات اقتصاد منطقه و ایجاد اشتغال است.

فعالان این بخش تأکید دارند که خراسان جنوبی پتانسیل‌های معدنی عظیمی دارد که می‌تواند محرک توسعه شرق کشور باشد. از نگاه آن‌ها، محدودیت‌های سخت‌گیرانه محیط زیستی مانع از جذب سرمایه‌گذاری می‌شود و با استفاده از تکنولوژی‌های جدید می‌توان اثرات جانبی استخراج را کنترل کرد، بدون آنکه پروژه‌های اشتغال‌زا متوقف شوند.

دیدگاه جوامع محلی

بحران گرد و غبار و کم‌آبی، معیشت و سلامت روزمره را مختل کرده است.

کشاورزان و دامداران محلی که مستقیماً با خشک شدن قنوات و نابودی مراتع روبه‌رو هستند، بیشترین آسیب را از این شرایط می‌بینند. آن‌ها استدلال می‌کنند که توسعه صنعتی سودی برای اقتصاد خرد روستاها نداشته و تنها پیامد آن، افزایش بیماری‌های تنفسی و اجبار به مهاجرت و رها کردن زمین‌های اجدادی بوده است.

مقامات محیط زیست 40%فعالان توسعه صنعتی 30%جوامع محلی 30%
مقامات محیط زیست
توسعه اقتصادی باید در چارچوب ظرفیت‌های اکولوژیک و آمایش سرزمین محدود شود.
فعالان توسعه صنعتی
بهره‌برداری از معادن تنها راه نجات اقتصاد منطقه و ایجاد اشتغال است.
جوامع محلی
بحران گرد و غبار و کم‌آبی، معیشت و سلامت روزمره را مختل کرده است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • کارگران معادن که نگران امنیت شغلی خود در صورت اعمال محدودیت‌های زیست‌محیطی هستند
  • متخصصان بهداشت عمومی و پزشکان درگیر با بیماری‌های تنفسی ناشی از ریزگردها

منابع

پوشش منابع

2 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مقامات محیط زیست 40%فعالان توسعه صنعتی 30%جوامع محلی 30%
  1. [1]خبرگزاری مهرمقامات محیط زیست

    خراسان جنوبی زیر سایه غبار؛ بیابان قدم به قدم نزدیک‌تر می‌شود

    مطالعه در خبرگزاری مهر →
  2. [2]تیم سردبیری کوهستانجوامع محلی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار محیط زیست با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.