امنیت انرژیتحلیل و توضیحJul 14, 2026, 4:21 AM· 8 دقیقه مطالعه

پایان امنیت جهانی نفت: چگونه مناقشه تنگه هرمز قوانین ژئوپلیتیک انرژی را بازنویسی می‌کند

بسته شدن مؤثر حیاتی‌ترین گلوگاه دریایی جهان، تغییر ساختاری را در بازارهای جهانی انرژی به راه انداخته است. فراتر از شوک‌های فوری قیمت، این بحران در حال تسریع یک چرخش دائمی به سمت «حاکمیت انرژی» و زیرساخت‌های پسا-نفتی است.

به قلم تیم سردبیری کوهستان

حامیان حاکمیت انرژی 40%واقع‌گرایان بازار 35%مدافعان تجارت آزاد دریایی 25%
حامیان حاکمیت انرژی
استدلال می‌کنند که این بحران ضرورت جدایی از گلوگاه‌های دریایی را از طریق منابع تجدیدپذیر محلی و ذخایر استراتژیک ثابت می‌کند.
واقع‌گرایان بازار
بر آسیب ساختاری دائمی به زنجیره‌های تأمین جهانی تمرکز می‌کنند و تأکید دارند که جریان‌ها و قیمت‌های نفت پیش از جنگ به حالت عادی باز نخواهند گشت.
مدافعان تجارت آزاد دریایی
نسبت به عادی‌سازی محاصره‌ها و عوارض امنیتی هشدار می‌دهند و خواستار مداخله بین‌المللی برای بازگرداندن آزادی بی‌قید و شرط ناوبری هستند.

زوایای پوشش‌داده‌نشده

  • · بخش‌های کشاورزی کشورهای در حال توسعه
  • · خدمه کشتی‌های حمل و نقل دریایی

چرا مهم است

اختلال در تنگه هرمز نه تنها بر قیمت بنزین، بلکه بر هزینه تولید جهانی مواد غذایی از طریق کمبود کود شیمیایی تأثیر می‌گذارد. این رویداد نشان‌دهنده یک تغییر دائمی است که در آن کشورها برای محافظت از اقتصاد خود در برابر درگیری‌های دوردست، انرژی محلی و تجدیدپذیر را در اولویت قرار خواهند داد.

نکات کلیدی

  • بسته شدن تنگه هرمز ۱۷.۸ میلیون بشکه در روز نفت و ال‌ان‌جی را مختل کرد.
  • ال‌ان‌جی به دام افتاده قطر، تولید جهانی اوره را فلج کرد و باعث شد هزینه‌های کود کشاورزی ۳۵ درصد افزایش یابد.
  • ایالات متحده یک عوارض امنیتی ۲۰ درصدی بر محموله‌های واجد شرایط اعلام کرد که هنجارهای ناوبری دریایی را به طور اساسی تغییر می‌دهد.
  • کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال تسریع سرمایه‌گذاری در هیدروژن سبز و انرژی خورشیدی هستند تا اقتصاد خود را از گلوگاه‌های دریایی جدا کنند.
  • واردکنندگان انرژی در حال تغییر از زنجیره‌های تأمین «درست به موقع» به مدل‌های محلی «حاکمیت انرژی» هستند.
17.8M bbl/d
ظرفیت مختل شده نفت خام و ال‌ان‌جی
$120/bbl
اوج قیمت نفت برنت (آوریل ۲۰۲۶)
35%
افزایش شدید هزینه‌های جهانی کود
20%
عوارض امنیتی پیشنهادی آمریکا بر محموله‌ها

سیستم انرژی جهانی نه با یک گذار تدریجی، بلکه با یک گسست جغرافیایی ناگهانی در حال تعریف مجدد است. از اواخر فوریه ۲۰۲۶، بسته شدن مؤثر تنگه هرمز حیاتی‌ترین گلوگاه دریایی جهان را قطع کرده و جریان تجارت بین‌المللی را به طور اساسی تغییر داده است. آنچه به عنوان یک تشدید نظامی منطقه‌ای بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران آغاز شد، به یک آزمون تنش ساختاری برای کل اقتصاد جهانی تبدیل شده است. آژانس بین‌المللی انرژی، شوک عرضه ناشی از این رویداد را شدیدترین اختلال در جریان‌های جهانی انرژی از زمان بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ توصیف کرده است. این واقعه، فرض اساسی تجارت دریایی بدون وقفه را در هم شکست و دولت‌ها و بازارها را مجبور کرد تا با شکنندگی سیستمی که برای بخش عظیمی از نیازهای روزانه انرژی خود به یک آبراه باریک ۲۱ مایلی متکی است، روبرو شوند.[1][2][4]

برای درک ابعاد عظیم این تغییر ژئوپلیتیکی، باید به حجم بی‌اندازه انرژی که به طور تاریخی به این گذرگاه باریک وابسته بوده است، نگاه کرد. قبل از شروع درگیری، تخمین زده می‌شد که روزانه ۱۷.۸ میلیون بشکه نفت خام و حجم عظیمی از گاز طبیعی مایع (LNG) از این تنگه عبور می‌کرد. این میزان تقریباً ۲۰ درصد از تجارت نفت دریایی جهان و یک شریان حیاتی برای زنجیره‌های تأمین پتروشیمی جهانی را تشکیل می‌داد. هنگامی که ترافیک تجاری تحت تهدید مین‌های دریایی، شناورهای سطحی بدون سرنشین و موشک‌های بالستیک تقریباً متوقف شد، بازار یک شبه معماری هماهنگ‌کننده اصلی خود را از دست داد. حذف ناگهانی این ظرفیت نشان داد که اقتصاد جهانی فاقد ظرفیت اضافی لازم برای جذب از دست دادن حیاتی‌ترین کریدور انرژی خود است.[4][5][7]

پیامد فوری این محاصره، قیمت‌گذاری مجدد خشونت‌آمیز کالاهای جهانی بود. نفت برنت، معیار بین‌المللی، از حدود ۷۲ دلار در هر بشکه قبل از حملات، به اوج ۱۲۰ دلار تا آوریل رسید که ناشی از یک حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی عظیم بود. در حالی که قیمت‌ها از آن زمان به حدود ۷۷ تا ۸۰ دلار در هر بشکه تعدیل شده‌اند، زیرا بازارها تلاش می‌کنند خود را وفق دهند، نوسانات شدید، محدودیت‌های سخت زیرساخت‌های جایگزین موجود را آشکار کرد. خطوط لوله مانند مسیر حبشان-فجیره امارات متحده عربی، تا حدی تسکین محلی ارائه می‌دهند، اما نمی‌توانند ظرفیت محض تنگه را در شرایط اختلال پایدار به طور کامل جایگزین کنند. نوسانات قیمت با بازاری سازگار است که لنگر ساختاری خود را از دست داده است، بازاری که در آن شوک‌های ژئوپلیتیکی همچنان باعث افزایش شدید قیمت‌ها می‌شوند، بدون اینکه مکانیسم هماهنگی برای تثبیت آنها وجود داشته باشد.[1][2][4]

با این حال، عمیق‌ترین و غیرمنتظره‌ترین تأثیر این بسته شدن، فراتر از نفت خام است. این بحران یک آسیب‌پذیری حیاتی را در کشاورزی جهانی از طریق آنچه محققان اکنون آن را «پارادوکس کود-ال‌ان‌جی» می‌نامند، آشکار کرده است. تنگه هرمز مسیر اصلی خروج گاز طبیعی مایع (LNG) قطر است که به عنوان یک ماده اولیه اساسی برای پتروشیمی‌ها و نهاده‌های کشاورزی جهانی عمل می‌کند. هنگامی که محموله‌های ال‌ان‌جی قطر در پشت محاصره گرفتار شدند، تولید جهانی اوره عملاً فلج شد. اوره پرمصرف‌ترین کود نیتروژنی در جهان است و منطقه خلیج فارس سهم عظیمی معادل ۶۷ درصد از حمل و نقل دریایی آن را به خود اختصاص می‌دهد.[6][7]

خلاء ناگهانی عرضه باعث شد تا هزینه‌های کود دقیقاً همزمان با آغاز فصل کشت خریف (Kharif) آسیا در سال ۲۰۲۶، ۳۵ درصد افزایش یابد و امنیت غذایی در کشورهایی که به شدت به واردات وابسته هستند را تهدید کند. این اثر موجی نشان داد که چگونه اختلالات در حمل و نقل انرژی فوراً به نهاده‌های کشاورزی سرایت می‌کند، تورم جهانی را افزایش می‌دهد و شبح کمبود گسترده مواد غذایی را بالا می‌برد. بحران کود تأکید کرد که تنگه هرمز فقط یک گلوگاه نفتی نیست، بلکه یک گره حیاتی در زنجیره تأمین غذای جهانی است. سیاست‌گذارانی که قبلاً صرفاً بر ذخایر نفتی تمرکز داشتند، ناگهان مجبور شدند با شکست‌های آبشاری بازارهای کالاهای به هم پیوسته مقابله کنند.[6][7]

در پاسخ به بسته شدن طولانی‌مدت، فعالان بازار و تولیدکنندگان نفت خاورمیانه در حال تطبیق با یک واقعیت جدید و سخت هستند: سطوح پیش از جنگ جریان نفت از طریق این گلوگاه ممکن است هرگز بازنگردد. محدودیت طولانی‌مدت، بازآرایی سریع جریان‌های تجارت جهانی انرژی را تحمیل کرده و یک بحران دریایی منطقه‌ای را به تلاشی دیوانه‌وار برای یافتن منابع انرژی قابل دسترس و غیرخلیجی تبدیل کرده است. تحلیلگران گزارش می‌دهند که تولیدکنندگان فعالانه در حال تنظیم استراتژی‌های بلندمدت خود برای در نظر گرفتن یک آبراه با محدودیت دائمی هستند. این تغییر اذعان دارد که حتی اگر یک راه‌حل دیپلماتیک حاصل شود، ریسک درک شده از بسته‌شدن‌های آتی، نحوه تأمین انرژی توسط خریداران را به طور دائمی تغییر خواهد داد.[3][5]

تحلیلگران گزارش می‌دهند که تولیدکنندگان فعالانه در حال تنظیم استراتژی‌های بلندمدت خود برای در نظر گرفتن یک آبراه با محدودیت دائمی هستند.

از نظر ژئوپلیتیکی، این تلاش برای یافتن منابع جایگزین، ذی‌نفعان غیرمنتظره‌ای ایجاد کرده است. با به دام افتادن عرضه خلیج فارس و متوقف شدن تانکرهای نفتی، نفت خام روسیه به عنوان یکی از معدود جایگزین‌های بزرگ مقیاس موجود در کوتاه‌مدت ظاهر شده است. این پویایی برای مسکو یک سود بادآورده چند میلیارد دلاری و اهرم ژئوپلیتیکی جدیدی فراهم کرده و رژیم‌های تحریمی بین‌المللی را به شدت پیچیده کرده است. روسیه با پر کردن خلأ ناشی از بسته شدن هرمز، موفق شده است نقشه ائتلاف‌های انرژی جهانی را بازنویسی کند و کشورهایی را که قبلاً از صادرات آن دوری می‌کردند، مجبور سازد تا برای حفظ عملکرد اقتصاد خود، بی‌سروصدا میزان مصرف خود را افزایش دهند.[5]

همزمان، این بحران به طور اساسی در حال تغییر قوانین ناوبری دریایی و حقوق بین‌الملل است. در یک انحراف آشکار از هنجارهای تثبیت شده دهه‌ها، ایالات متحده اعلام کرد که کنترل تنگه را به دست خواهد گرفت و برای پوشش هزینه‌های تأمین ایمنی و امنیت، یک عوارض ۲۰ درصدی بر محموله‌های واجد شرایط اعمال خواهد کرد. دولت ایالات متحده خود را «نگهبان تنگه هرمز» اعلام کرد و عملاً به دوران ناوبری آزاد مفروض پایان داد. این اقدام یک هزینه حاکمیتی را به گلوگاه‌های دریایی تحمیل می‌کند که اقتصاد حمل و نقل جهانی را به طور دائمی تغییر خواهد داد و سابقه‌ای را ایجاد می‌کند که ممکن است سایر کشورها آن را در آبراه‌های مورد مناقشه در سراسر جهان اعمال کنند.[1]

برای واردکنندگان بزرگ انرژی مانند اتحادیه اروپا و هند، بحران هرمز پایان قطعی دوران انرژی «درست به موقع» (just-in-time) را رقم می‌زند. آسیب‌پذیری ناشی از اتکا به گلوگاه‌های دوردست و مستعد درگیری، یک چرخش استراتژیک را به سمت آنچه تحلیلگران «حاکمیت انرژی» می‌نامند، تحمیل کرده است. دولت‌ها به سرعت تمرکز خود را از صرفاً کارایی هزینه به امنیت مطلق عرضه تغییر می‌دهند و اذعان دارند که فاصله جغرافیایی اکنون یک عامل ریسک حیاتی است. این فرض که بازارهای جهانی انرژی را دقیقاً در زمان نیاز به طور یکپارچه تحویل خواهند داد، در هم شکسته شده و با یک موضع دفاعی جایگزین شده است که تاب‌آوری داخلی را بر یکپارچگی بین‌المللی اولویت می‌دهد.[5][6]

این چرخش به سمت حاکمیت در استراتژی‌های دفاعی تهاجمی در سراسر جهان آشکار می‌شود. واردکنندگان در حال تسریع در ایجاد ذخایر استراتژیک نه تنها برای نفت خام، بلکه برای گاز مایع (LPG) و کودهای ضروری هستند. علاوه بر این، فوریت جدیدی برای تسریع شبکه‌های لجستیکی جایگزین، مانند کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC)، که برای دور زدن کامل خلیج فارس طراحی شده‌اند، وجود دارد. کشورها در حال درک این موضوع هستند که امنیت انرژی واقعی نیازمند ترکیبی از ذخایر عظیم و مسیرهای تأمین متنوعی است که نمی‌توانند توسط یک درگیری منطقه‌ای واحد قطع شوند.[6]

شاید مهم‌ترین تغییر بلندمدت در خود کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال وقوع باشد. کشورهایی مانند عربستان سعودی، عمان و امارات متحده عربی، به جای صرفاً انتظار برای بازگشایی تنگه، از این بحران برای تسریع آینده پسا-نفتی خود استفاده می‌کنند. آنها به طور فزاینده‌ای انرژی پاک را نه به عنوان یک ابتکار زیست‌محیطی، بلکه به عنوان یک مسئله امنیت اقتصادی فوری و تاب‌آوری ژئوپلیتیکی تعریف می‌کنند. درک این واقعیت که مسیر اصلی صادرات آنها می‌تواند به طور نامحدود بسته شود، باعث تخصیص مجدد گسترده سرمایه به سمت صنایعی شده است که به گلوگاه‌های دریایی وابسته نیستند.[5]

کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال تسریع سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی و هیدروژن سبز هستند تا اقتصاد خود را از گلوگاه‌های دریایی جدا کنند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال تسریع سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی و هیدروژن سبز هستند تا اقتصاد خود را از گلوگاه‌های دریایی جدا کنند.

این تسریع شامل سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در تولید داخلی پنل‌های خورشیدی، اجزای بادی و باتری‌های در مقیاس شبکه برای کاهش وابستگی به واردات است. در کنار خطوط لوله‌ای که تنگه را دور می‌زنند، کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال توسعه مدل‌های صادراتی کاملاً جدیدی هستند که بر برق و هیدروژن سبز متمرکز است. ابتکاراتی مانند پروژه هیدروژن سبز نئوم (NEOM) در حال تسریع هستند تا منطقه را در بازارهای نوظهور سوخت‌های کم‌کربن قرار دهند. این کشورها با صادرات برق از طریق اتصالات متقابل مرزی یا حمل و نقل هیدروژن سبز، قصد دارند بقایای اقتصادی خود را از امنیت فیزیکی تنگه هرمز جدا کنند.[5]

آزمون تنش ساختاری سال ۲۰۲۶ ثابت کرده است که گذار انرژی جهانی یک مسیر هموار و مبتنی بر سیاست نخواهد بود. در عوض، این گذار به شدت توسط ضرورت ژئوپلیتیکی تسریع می‌شود. ادغام راکتورهای مدولار کوچک (SMRs) و شبکه‌های پیشرفته تجدیدپذیر دیگر صرفاً یک هدف اقلیمی نیست؛ بلکه یک دستور دفاعی در برابر محاصره‌های دریایی است. کشورها در حال درک این موضوع هستند که استقلال انرژی واقعی نیازمند تولید برق به صورت محلی است، نه واردات سوخت‌های قابل احتراق از طریق اقیانوس‌های مورد مناقشه. این بحران، الزامات امنیت ملی را با اهداف کربن‌زدایی به روش‌های بی‌سابقه‌ای همسو کرده است.[4][6]

در نهایت، بسته شدن تنگه هرمز معادلات اساسی تجارت جهانی را بازنویسی کرده است. دوران جریان‌های انرژی ارزان و بدون وقفه از طریق گلوگاه‌های جغرافیایی باریک به پایان رسیده است. همانطور که جهان با این پارادایم جدید سازگار می‌شود، تعریف امنیت انرژی به طور دائمی از حفاظت از مسیرهای نفتی به استقرار سریع قدرت حاکمیتی و غیرمتمرکز گسترش یافته است. میراث این درگیری نه فقط افزایش موقت قیمت نفت، بلکه سیم‌کشی مجدد دائمی نحوه تأمین سوخت اقتصاد جهانی در عصر گسست ژئوپلیتیکی خواهد بود.[3][5][6]

روند رویداد

  1. Dec 2025

    بازارهای جهانی انرژی تقاضای ثابتی را تجربه می‌کنند و قیمت‌ها کاهش می‌یابد، به طوری که نفت برنت حدود ۶۲ دلار در هر بشکه معامله می‌شود.

  2. Late Feb 2026

    تشدید تنش نظامی بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران منجر به بسته شدن مؤثر تنگه هرمز برای ترافیک تجاری می‌شود.

  3. March 2026

    اختلال در صادرات ال‌ان‌جی قطر، تولید جهانی اوره را فلج می‌کند و باعث افزایش ۳۵ درصدی هزینه‌های کود پیش از فصل کاشت آسیا می‌شود.

  4. April 2026

    قیمت نفت برنت به ۱۲۰ دلار در هر بشکه می‌رسد زیرا بازار، زیان پایدار ۱۷.۸ میلیون بشکه در روز ظرفیت را قیمت‌گذاری می‌کند.

  5. July 2026

    ایالات متحده یک عوارض امنیتی ۲۰ درصدی بر محموله‌های واجد شرایط اعلام می‌کند که اقتصاد ناوبری دریایی در منطقه را به طور اساسی تغییر می‌دهد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

حامیان حاکمیت انرژی

بر جدایی از گلوگاه‌های دریایی از طریق منابع تجدیدپذیر محلی و ذخایر استراتژیک تمرکز دارند.

این گروه استدلال می‌کند که بحران هرمز آخرین اثبات این است که مدل جهانی انرژی «درست به موقع» اساساً شکسته است. آنها خواستار تسریع سریع تولید انرژی داخلی—به ویژه راکتورهای مدولار کوچک (SMRs)، هیدروژن سبز و منابع تجدیدپذیر در مقیاس شبکه—هستند، نه عمدتاً به دلایل اقلیمی، بلکه برای امنیت ملی. آنها استدلال می‌کنند که با تولید برق به صورت محلی، کشورها می‌توانند اقتصاد خود را در برابر درگیری‌های ژئوپلیتیکی دوردست و محاصره‌های دریایی مصون سازند.

واقع‌گرایان بازار

بر آسیب ساختاری دائمی به زنجیره‌های تأمین جهانی و خط پایه جدید برای هزینه‌های انرژی تأکید می‌کنند.

واقع‌گرایان بازار معتقدند که حتی اگر یک راه‌حل دیپلماتیک تنگه را بازگشایی کند، ریسک درک شده از بسته‌شدن‌های آتی بازار را به طور دائمی تغییر داده است. آنها به سرمایه‌گذاری‌های عظیم در خطوط لوله جایگزین و تغییر ائتلاف‌های جهانی—مانند افزایش اتکا به نفت خام روسیه—به عنوان شواهدی اشاره می‌کنند که جریان‌های تجاری پیش از جنگ هرگز به طور کامل باز نخواهند گشت. این دیدگاه نشان می‌دهد که یک «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیکی» دائمی اکنون در قیمت کالاهای جهانی تثبیت شده است.

مدافعان تجارت آزاد دریایی

نسبت به عادی‌سازی محاصره‌ها و اعمال عوارض امنیتی در آب‌های بین‌المللی هشدار می‌دهند.

این دیدگاه عمیقاً نگران هم محاصره اولیه و هم سیاست بعدی ایالات متحده مبنی بر اعمال عوارض امنیتی ۲۰ درصدی بر محموله‌ها است. آنها استدلال می‌کنند که اجازه دادن به کشورهای حاکم برای مالیات‌گیری یا محدود کردن گلوگاه‌های بین‌المللی، دهه‌ها قوانین دریایی تثبیت شده را از بین می‌برد. این گروه خواستار ائتلاف‌های دیپلماتیک و نظامی بین‌المللی قوی برای بازگرداندن بی‌قید و شرط آزادی ناوبری هستند و هشدار می‌دهند که عدم انجام این کار، محاصره‌های مشابهی را در سایر آبراه‌های مورد مناقشه تشویق خواهد کرد.

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا ایالات متحده در اعمال عوارض امنیتی ۲۰ درصدی خود بر تمام محموله‌های بین‌المللی موفق خواهد بود یا خیر.
  • «پارادوکس کود-ال‌ان‌جی» تا چه زمانی به افزایش قیمت‌های جهانی مواد غذایی ادامه خواهد داد.
  • آیا خطوط لوله جایگزین و زیرساخت‌های هیدروژن سبز می‌توانند به اندازه کافی سریع مقیاس‌پذیر شوند تا ظرفیت تنگه را به طور دائمی جایگزین کنند.

اصطلاحات کلیدی

Strait of Hormuz
یک آبراه باریک ۲۱ مایلی بین خلیج فارس و دریای عمان که از لحاظ تاریخی به عنوان مسیر ترانزیت ۲۰ درصد از نفت جهانی عمل می‌کرده است.
Energy Sovereignty
یک سیاست استراتژیک که در آن کشورها تولید انرژی داخلی و زنجیره‌های تأمین محلی و امن را بر اتکا به بازارهای بین‌المللی اولویت می‌دهند.
Fertiliser-LNG Paradox
پدیده‌ای که در آن اختلال در صادرات گاز طبیعی مایع مستقیماً تولید کودهای کشاورزی مانند اوره را فلج می‌کند.
Geopolitical Risk Premium
هزینه اضافی که به قیمت یک کالا، مانند نفت، اضافه می‌شود تا ریسک اختلال در عرضه ناشی از درگیری یا بی‌ثباتی را در نظر بگیرد.
Green Hydrogen
سوخت هیدروژنی که با استفاده از انرژی تجدیدپذیر تولید می‌شود و کشورهای حاشیه خلیج فارس آن را به عنوان یک صادرات پسا-نفتی که به گلوگاه‌های دریایی سنتی وابسته نیست، توسعه می‌دهند.

پرسش‌های متداول

چرا قیمت نفت در اوایل سال ۲۰۲۶ به شدت افزایش یافت؟

بسته شدن مؤثر تنگه هرمز تقریباً ۲۰ درصد از تجارت نفت دریایی جهان را مختل کرد و باعث شد نفت برنت به دلیل شوک عرضه عظیم، به ۱۲۰ دلار در هر بشکه برسد.

پارادوکس کود-ال‌ان‌جی چیست؟

محاصره، گاز طبیعی مایع (LNG) قطر را که برای تولید اوره ضروری است، به دام انداخت. این امر تولید جهانی کود را فلج کرد و باعث افزایش ۳۵ درصدی هزینه‌های کشاورزی شد.

کشورهای حاشیه خلیج فارس چگونه به این بسته شدن واکنش نشان می‌دهند؟

کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال تسریع سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی و هیدروژن سبز هستند تا اقتصاد خود را از صادرات نفت دریایی جدا کنند.

عوارض پیشنهادی آمریکا در تنگه چیست؟

ایالات متحده یک عوارض ۲۰ درصدی بر محموله‌های واجد شرایطی که از تنگه عبور می‌کنند، اعلام کرد تا هزینه‌های تأمین امنیت و ایمنی نظامی در منطقه را پوشش دهد.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان حاکمیت انرژی 40%واقع‌گرایان بازار 35%مدافعان تجارت آزاد دریایی 25%
  1. [1]The Guardianمدافعان تجارت آزاد دریایی

    Brent crude rises 5% after US president says 20% toll will be imposed on key trade route

    مطالعه در The Guardian
  2. [2]MarketWatchمدافعان تجارت آزاد دریایی

    Oil prices surge as much as 5% after Iran declares Strait of Hormuz is closed

    مطالعه در MarketWatch
  3. [3]Crypto Briefingواقع‌گرایان بازار

    Strait of Hormuz closure drives Brent crude above $100 per barrel

    مطالعه در Crypto Briefing
  4. [4]Policy Center for the New Southواقع‌گرایان بازار

    The Hormuz Disruption: A Systemic Stress Test of Global Energy Governance

    مطالعه در Policy Center for the New South
  5. [5]Gulf International Forumحامیان حاکمیت انرژی

    The Strait of Hormuz Closure and the Reshaping of Energy Geopolitics

    مطالعه در Gulf International Forum
  6. [6]International Journal of Multidisciplinary Researchحامیان حاکمیت انرژی

    Operation Epic Fury and the End of Just-in-Time Energy

    مطالعه در International Journal of Multidisciplinary Research
  7. [7]UNCTADمدافعان تجارت آزاد دریایی

    Strait of Hormuz disruptions threaten global trade and fertilizer access

    مطالعه در UNCTAD
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.