رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانبسته‌بندی پیشرفتهشرکت TSMC· 9 دقیقه مطالعه· در فناوری

فناوری بسته‌بندی پیشرفته چیپلت چگونه محدودیت‌های قانون مور را در نیمه‌رساناها دور می‌زند؟

با رسیدن تراشه‌های یکپارچه به محدودیت‌های فیزیکی و اقتصادی، صنعت نیمه‌رسانا به سمت معماری چیپلت و بسته‌بندی پیشرفته حرکت کرده است. این رویکرد با تقسیم عملکردهای پردازشی به قطعات کوچکتر و اتصال آن‌ها از طریق فناوری‌هایی مانند CoWoS و Foveros، ضمن کاهش هزینه‌های تولید، امکان عبور از محدودیت‌های قانون مور را فراهم می‌کند.

به قلم کاوه کردی

به‌طور خلاصه

  1. معماری چیپلت با تقسیم تراشه‌های بزرگ به قطعات کوچکتر، مشکل افت بازدهی تولید و محدودیت‌های فیزیکی لیتوگرافی را حل می‌کند.
  2. یکپارچه‌سازی ناهمگن به تولیدکنندگان اجازه می‌دهد تا هسته‌های پردازشی را با نودهای پیشرفته و سایر بخش‌ها را با فناوری‌های ارزان‌تر بسازند.
  3. فناوری‌های بسته‌بندی پیشرفته مانند CoWoS و Foveros، گلوگاه‌های ارتباطی را برطرف کرده و امکان ساخت سیستم‌های تریلیون-ترانزیستوری را فراهم می‌کنند.

برای دهه‌ها، قانون مور با پیش‌بینی دو برابر شدن تعداد ترانزیستورها در هر ۱۸ تا ۲۴ ماه، پیشرانه اصلی صنعت نیمه‌رسانا بود. این امر به طور تاریخی با ساخت دای‌های (Die) یکپارچه، بزرگتر و متراکم‌تر محقق می‌شد. اما امروز، این روند با یک محدودیت فیزیکی سخت به نام «محدودیت رتیکل» (Reticle Limit) برخورد کرده است. این محدودیت که مساحت قابل نوردهی توسط دستگاه‌های لیتوگرافی را به حداکثر ۸۵۰ میلی‌متر مربع محدود می‌کند، سقف نهایی اندازه یک تراشه یکپارچه را تعیین کرده و مانع از گسترش فیزیکی آن می‌شود.[1]

در کنار محدودیت ابعاد فیزیکی، مسئله چگالی نقص‌ها و افت شدید بازدهی تولید (Yield) نیز به یک بحران اقتصادی تمام‌عیار تبدیل شده است. در نودهای پردازشی پیشرفته مانند ۷ و ۵ نانومتر، وجود تنها یک نقص میکروسکوپی روی یک تراشه بزرگ ۶۰۰ میلی‌متر مربعی می‌تواند کل آن قطعه سیلیکونی را نابود کند. این دورریز گسترده در تراشه‌های یکپارچه، هزینه‌های تولید را به شدت افزایش داده و توجیه اقتصادی آن‌ها را از بین می‌برد.[1]

در مقابل، اقتصاد نودهای پیشرفته بی‌رحمانه است؛ اما اگر همان طراحی بزرگ به چندین قطعه کوچکتر ۱۰۰ میلی‌متر مربعی تقسیم شود، یک نقص تنها کسر کوچکی از سیلیکون تولیدی را از بین می‌برد. با ادغام قطعاتی که از سلامت آن‌ها اطمینان حاصل شده است (Known Good Dies)، بازدهی نهایی به شکل چشمگیری بهبود می‌یابد. این واقعیت ریاضی، پایه و اساس معماری جدیدی است که صنعت نیمه‌رسانا برای فرار از بن‌بست قانون مور به آن روی آورده است.[1]

معماری چیپلت: تجزیه برای غلبه

معماری «چیپلت» (Chiplet) به جای تلاش بیهوده برای گنجاندن تمام عملکردهای پردازشی، حافظه و ورودی/خروجی در یک قطعه سیلیکونی غول‌پیکر، سیستم را به قطعات ماژولار و کوچکتر تقسیم می‌کند. این قطعات تخصصی سپس در یک بسته‌بندی پیشرفته و واحد در کنار هم قرار می‌گیرند تا به عنوان یک پردازنده قدرتمند و یکپارچه عمل کنند.[1]

این رویکرد صرفاً یک ترفند تولیدی برای کاهش هزینه‌ها نیست، بلکه یک تغییر پارادایم اساسی در معماری سیستم‌های کامپیوتری محسوب می‌شود. با استفاده از چیپلت‌ها، پیچیدگی از مرحله ساخت سیلیکون خام به مرحله طراحی معماری سیستم و بسته‌بندی منتقل می‌شود. طراحان اکنون باید نحوه حرکت داده‌ها، اتصالات متقابل و دسترسی به حافظه را در میان چندین قطعه مجزا با دقت بالایی برنامه‌ریزی کنند.[1]

شرکت AMD با معرفی پردازنده‌های معماری Zen 2 در سال ۲۰۱۹، یکی از اولین موفقیت‌های تجاری و اثبات‌شده این معماری را رقم زد. آن‌ها با استفاده از چندین چیپلت پردازشی متصل به هم از طریق فناوری Infinity Fabric در کنار یک دای ورودی/خروجی (I/O) مجزا، نشان دادند که این روش می‌تواند از نظر عملکرد و هزینه بر پردازنده‌های یکپارچه سنتی غلبه کند.[1]

مقایسه تاثیر نقص‌های تولیدی در تراشه‌های یکپارچه در برابر معماری چیپلت.

با ظهور هوش مصنوعی و افزایش تقاضای بی‌سابقه برای پردازش مدل‌های زبانی بزرگ، نیاز به ترانزیستورهای بیشتر به شدت احساس می‌شود. چیپلت‌ها به طراحان اجازه می‌دهند تا با دور زدن محدودیت‌های رتیکل، سیستم‌هایی با مقیاس‌پذیری بی‌سابقه بسازند که توزیع بار حرارتی و توان مصرفی را در سراسر چندین قطعه ممکن می‌سازد؛ چیزی که در قالب یک تراشه واحد کاملاً غیرممکن بود.[1]

یکپارچه‌سازی ناهمگن: ترکیب نودهای مختلف

یکی از بزرگترین و استراتژیک‌ترین مزایای معماری چیپلت، امکان دستیابی به «یکپارچه‌سازی ناهمگن» (Heterogeneous Integration) است. در یک تراشه یکپارچه سنتی، تمام بخش‌های سیستم باید با استفاده از یک فناوری ساخت واحد (مثلاً ۳ نانومتر) تولید شوند، حتی اگر بسیاری از آن بخش‌ها از نظر فنی نیازی به چنین دقت بالا و هزینه گزافی نداشته باشند.[2]

اما در معماری چیپلت، تولیدکنندگان می‌توانند هسته‌های پردازشی حیاتی را با پیشرفته‌ترین نودها (مانند ۳ نانومتر) بسازند، در حالی که دای‌های ورودی/خروجی را روی نود ۷ نانومتر و کنترلرهای آنالوگ را روی نودهای ارزان‌تر و بالغ‌تر (مانند ۱۲ نانومتر) تولید می‌کنند. این ترکیب هوشمندانه، هزینه‌های نهایی توسعه و تولید را به شدت کاهش می‌دهد.[2]

بخش‌های آنالوگ و حافظه به خوبی در هندسه‌های کوچکتر مقیاس‌پذیر نیستند و تولید آن‌ها با نودهای پیشرفته صرفه اقتصادی ندارد. با یکپارچه‌سازی ناهمگن، هر عملکرد با استفاده از فناوری بهینه‌سازی شده برای همان کار ساخته می‌شود و سپس در یک سیستم واحد ادغام می‌گردد تا بالاترین کارایی با کمترین هزینه به دست آید.[2]

این رویکرد به ویژه برای شتاب‌دهنده‌های هوش مصنوعی که نیازمند ترکیب پردازشگرهای قدرتمند و حافظه‌های عظیم هستند، حیاتی است. موسسه تحقیقاتی IBS پیش‌بینی می‌کند که تا سال ۲۰۳۰، بیش از نیمی از طراحی‌های زیر ۷ نانومتر بر پایه معماری چیپلت خواهند بود، زیرا این تنها راه برای پاسخگویی به اشتهای سیری‌ناپذیر هوش مصنوعی برای پارامترها و اتصالات است.[2]

علاوه بر این، استفاده مجدد از مالکیت معنوی (IP Reuse) در معماری چیپلت به شکل چشمگیری تغییر کرده است. به جای طراحی مجدد بلوک‌های پایه برای هر نسل از پردازنده‌ها، شرکت‌ها می‌توانند چیپلت‌های اثبات‌شده قبلی را در محصولات جدید خود به کار گیرند. این امر زمان عرضه به بازار (Time-to-Market) را به شدت کاهش می‌دهد.[2]

اینترپوزرهای سیلیکونی نقش حیاتی در اتصال چیپلت‌ها با پهنای باند بالا ایفا می‌کنند.

راهکار CoWoS شرکت TSMC

برای اتصال فیزیکی و منطقی این قطعات مجزا، به فناوری‌های بسته‌بندی پیشرفته نیاز است. شرکت TSMC در سال ۲۰۱۲ فناوری CoWoS (Chip-on-Wafer-on-Substrate) را معرفی کرد که اکنون به زیرساخت اصلی و استاندارد طلایی پردازنده‌های هوش مصنوعی تبدیل شده است. این فناوری یک رویکرد ۲.۵ بعدی برای اتصال چیپلت‌ها ارائه می‌دهد.[4]

در نسخه CoWoS-S که بالغ‌ترین نوع این فناوری است، چیپلت‌های منطقی و ماژول‌های حافظه با پهنای باند بالا (HBM) روی یک «اینترپوزر سیلیکونی» (Silicon Interposer) قرار می‌گیرند. این اینترپوزر مانند یک مادربرد مینیاتوری عمل کرده و با استفاده از مسیرهای ارتباطی بسیار متراکم و ویاهای میان‌سیلیکونی (TSV)، ارتباطات سریع و کم‌مصرفی را بین قطعات فراهم می‌کند.[4]

این فناوری به تراشه‌هایی مانند H100 شرکت انویدیا و MI300 شرکت AMD اجازه می‌دهد تا از محدودیت‌های سنتی عبور کنند. TSMC تایید کرده است که اینترپوزرهای CoWoS-S می‌توانند تا ۳.۳ برابر اندازه محدودیت رتیکل (حدود ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ میلی‌متر مربع) ساخته شوند که فضای کافی برای ادغام چندین چیپلت پردازشی و پشته‌های حافظه را فراهم می‌کند.[4]

با این حال، ساخت اینترپوزرهای سیلیکونی یکپارچه و بزرگ خود با چالش‌های هزینه و بازدهی همراه است. به همین دلیل، TSMC نسخه‌های دیگری مانند CoWoS-R (مبتنی بر لایه بازتوزیع پلیمری) و CoWoS-L را توسعه داده است. نسخه CoWoS-L با استفاده از اتصالات محلی سیلیکونی (LSI) امکان ساخت اینترپوزرهای غول‌پیکر بالای ۳۰۰۰ میلی‌متر مربع را برای سیستم‌های آموزشی هوش مصنوعی نسل بعد فراهم می‌کند.[4]

اهمیت استراتژیک CoWoS به حدی است که ظرفیت تولید آن اکنون به یکی از گلوگاه‌های اصلی زنجیره تامین هوش مصنوعی در جهان تبدیل شده است. شرکت TSMC به طور مداوم در حال گسترش ظرفیت بسته‌بندی پیشرفته خود است تا بتواند پاسخگوی تقاضای شرکت‌هایی مانند انویدیا و AMD برای نسل‌های بعدی شتاب‌دهنده‌ها باشد.[4]

فناوری Foveros و EMIB اینتل

در سوی دیگر میدان رقابت، شرکت اینتل راهکارهای متفاوتی را برای یکپارچه‌سازی چیپلت‌ها توسعه داده است. فناوری EMIB (Embedded Multi-die Interconnect Bridge) اینتل، به جای استفاده از یک اینترپوزر سیلیکونی بزرگ و گران‌قیمت، از پل‌های سیلیکونی کوچکی استفاده می‌کند که مستقیماً در بستر بسته‌بندی تعبیه شده‌اند.[3]

فناوری Foveros اینتل امکان انباشت سه‌بعدی چیپلت‌ها را برای کاهش مسیرهای ارتباطی فراهم می‌کند.

این پل‌های سیلیکونی تنها در مکان‌هایی که نیاز به ارتباط با پهنای باند بالا بین دو چیپلت مجاور وجود دارد، قرار می‌گیرند. این روش هزینه و پیچیدگی تولید یک اینترپوزر کامل را حذف کرده و امکان اتصال قطعات بزرگ منطقی و حافظه را در کنار یکدیگر با کارایی بالا و مدیریت حرارتی آسان‌تر فراهم می‌کند.[3]

اما نوآوری اصلی اینتل در انباشت سه‌بعدی (3D Stacking) با نام Foveros نهفته است. برخلاف EMIB که قطعات را به صورت افقی در کنار هم قرار می‌دهد، Foveros به طراحان اجازه می‌دهد تا چیپلت‌ها را به صورت عمودی روی یکدیگر سوار کنند. این کار مسیرهای ارتباطی را به شدت کوتاه کرده و فشردگی سیستم را به حداکثر می‌رساند.[3]

در پیشرفته‌ترین نسخه این فناوری یعنی Foveros Direct 3D، از اتصالات هیبریدی مس-به-مس با فاصله بسیار کم (زیر ۱۰ میکرومتر) استفاده می‌شود. این اتصالات متراکم، بیشترین پهنای باند ممکن را با کمترین مصرف انرژی بین لایه‌های عمودی فراهم می‌کنند و امکان ساخت پردازنده‌های بسیار پیچیده را بدون افت سیگنال به وجود می‌آورند.[3]

اینتل با ترکیب EMIB و Foveros (که آن را بسته‌بندی ۳.۵ بعدی می‌نامد)، نشان داده است که چگونه می‌توان بلوک‌های تخصصی را با انعطاف‌پذیری کامل در کنار و روی هم قرار داد. پردازنده Ponte Vecchio اینتل با ۴۷ قطعه مجزا که روی ۵ نود پردازشی مختلف ساخته شده‌اند، نمونه بارز این معماری پیچیده و پیشگامانه است.[3]

چالش‌های پنهان و گلوگاه اتصال

با وجود تمام این مزایای شگفت‌انگیز، معماری چیپلت یک راهکار جادویی و بدون هزینه نیست. در واقع، این رویکرد تنها گلوگاه‌ها را از ساخت سیلیکون به جای دیگری منتقل می‌کند. اتصال دای-به-دای (Die-to-Die) اکنون به چالش اصلی تبدیل شده است، زیرا انتقال حجم عظیم داده‌ها بین قطعات مجزا به انرژی و پهنای باند بسیار بالایی نیاز دارد.[2]

علاوه بر این، انباشت سه‌بعدی قطعات با فناوری‌هایی مانند Foveros، مشکلات حرارتی جدی و پیچیده‌ای ایجاد می‌کند. قرار دادن یک چیپلت پردازشی داغ مستقیماً روی یک قطعه دیگر، دفع حرارت را بسیار دشوار می‌سازد. مدیریت چگالی حرارتی در این سیستم‌های فشرده، نیازمند راهکارهای خنک‌کننده پیشرفته و طراحی دقیق در سطح سیستم است.[3]

پیش‌بینی رشد چشمگیر بازار چیپلت‌ها تا سال ۲۰۳۲ به دلیل تقاضای بالای هوش مصنوعی.

هزینه‌های خود بسته‌بندی پیشرفته نیز بسیار قابل توجه است. آزمایش قطعات قبل از مونتاژ برای اطمینان از سلامت آن‌ها و فرآیند پیچیده اتصال در شرکت‌های OSAT، بخش بزرگی از بودجه تولید را می‌بلعد. اگر فرآیند مونتاژ در مراحل نهایی با شکست مواجه شود، تمام چیپلت‌های سالم و گران‌قیمت داخل آن بسته نیز هدر می‌روند.[1]

به همین دلیل، تصمیم‌گیری برای استفاده از معماری یکپارچه یا چیپلت نیازمند تحلیل دقیق هزینه‌هاست. برای سیستم‌های کوچکتر، مزیت بازدهی چیپلت‌ها ممکن است نتواند هزینه‌های بالای بسته‌بندی پیشرفته را توجیه کند. اما برای پردازنده‌های عظیم هوش مصنوعی که به مرزهای فیزیکی رسیده‌اند، این تنها مسیر عملی و اقتصادی پیش رو است.[1]

یکی دیگر از مسائل مهم در این حوزه، امنیت سخت‌افزاری است. در یک سیستم چند-قطعه‌ای که ممکن است چیپلت‌های آن توسط فروشندگان مختلفی تامین شوند، تضمین امنیت و جلوگیری از نفوذهای سخت‌افزاری بسیار پیچیده‌تر از یک تراشه یکپارچه است. طراحان باید مکانیسم‌های امنیتی داخلی را برای نظارت بر رابط‌های ارتباطی پیاده‌سازی کنند.[2]

در یک سیستم چند-قطعه‌ای که ممکن است چیپلت‌های آن توسط فروشندگان مختلفی تامین شوند، تضمین امنیت و جلوگیری از نفوذهای سخت‌افزاری بسیار پیچیده‌تر از یک تراشه یکپارچه است.

آینده پردازش‌های هوش مصنوعی

هدف نهایی صنعت نیمه‌رسانا، دستیابی به سیستم‌های تریلیون-ترانزیستوری است. با کند شدن روند مقیاس‌پذیری یکپارچه، بسته‌بندی پیشرفته دیگر آخرین مرحله تولید محسوب نمی‌شود، بلکه به میدان نبرد اصلی برای نوآوری، تمایز محصولات و غلبه بر محدودیت‌های فیزیکی تبدیل شده است.[2]

استانداردهای جدیدی مانند UCIe (Universal Chiplet Interconnect Express) در حال شکل‌گیری هستند تا ارتباط بین چیپلت‌های ساخته شده توسط شرکت‌های مختلف را استاندارد و ممکن سازند. این امر می‌تواند به یک اکوسیستم باز منجر شود که در آن طراحان، بهترین قطعات را از فروشندگان مختلف انتخاب و در یک بسته ترکیب کنند.[1]

در نهایت، فناوری‌های چیپلت و یکپارچه‌سازی ناهمگن، عمر قانون مور را به شکل جدیدی تمدید کرده‌اند. آینده پردازش‌های سنگین نه در ساخت تراشه‌های یکپارچه بزرگتر، بلکه در هنر اتصال هوشمندانه قطعات کوچکتر و تخصصی‌تر نهفته است؛ رویکردی که مرزهای پردازش را برای دهه‌های آینده باز تعریف خواهد کرد.[4]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
تیم تحریریه فکتلن با بررسی داده‌های بازدهی تولید نودهای پیشرفته و مقایسه آن با هزینه‌های بسته‌بندی ۲.۵ بعدی و سه‌بعدی، نقطه سر به سر اقتصادی (Break-even Point) مهاجرت از معماری یکپارچه به چیپلت را تحلیل کرد.
یافته
تحلیل‌ها نشان می‌دهد که اگرچه هزینه‌های اولیه بسته‌بندی پیشرفته و اتصالات دای-به-دای بالاست، اما برای هر پردازنده‌ای که مساحت کل آن از مرز ۴۰۰ میلی‌متر مربع در نودهای زیر ۵ نانومتر عبور کند، صرفه‌جویی حاصل از کاهش دورریز سیلیکون، هزینه‌های اضافی بسته‌بندی را کاملاً جبران می‌کند.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • تاثیر نقص‌ها بر تراشه ۶۰۰ میلی‌متر مربعی: دورریز کامل قطعه در صورت بروز یک نقص — BitSilica
  • محدودیت ابعاد اینترپوزر CoWoS-S: ۳.۳ برابر محدودیت رتیکل (حدود ۲۷۰۰ میلی‌متر مربع) — AmiNext
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل بر اساس میانگین چگالی نقص در صنعت انجام شده و ممکن است برای شرکت‌هایی با بازدهی تولید استثنایی یا در نودهای بالغ‌تر، نقطه سر به سر متفاوت باشد.

اصطلاحات کلیدی

محدودیت رتیکل (Reticle Limit)
حداکثر مساحتی از یک ویفر سیلیکونی (حدود ۸۵۰ میلی‌متر مربع) که دستگاه لیتوگرافی می‌تواند در یک مرحله نوردهی کند.
چیپلت (Chiplet)
یک قطعه سیلیکونی کوچک و تخصصی که به تنهایی کار نمی‌کند، اما در کنار سایر قطعات در یک بسته‌بندی، یک پردازنده کامل را تشکیل می‌دهد.
اینترپوزر (Interposer)
یک لایه واسط (معمولاً از جنس سیلیکون) که چیپلت‌های مختلف روی آن قرار گرفته و از طریق مسیرهای بسیار ریز به یکدیگر متصل می‌شوند.
یکپارچه‌سازی ناهمگن (Heterogeneous Integration)
ترکیب قطعاتی که با فناوری‌های ساخت (نودهای) متفاوت تولید شده‌اند در یک سیستم و بسته‌بندی واحد.

پرسش‌های متداول

چرا نمی‌توانیم تراشه‌های یکپارچه بزرگتری بسازیم؟

علاوه بر محدودیت فیزیکی دستگاه‌های لیتوگرافی (محدودیت رتیکل)، ساخت تراشه‌های بسیار بزرگ باعث می‌شود که حتی یک نقص میکروسکوپی کل قطعه را نابود کند که این امر هزینه‌های تولید را به شدت افزایش می‌دهد.

تفاوت اصلی فناوری CoWoS با Foveros چیست؟

فناوری CoWoS شرکت TSMC عمدتاً یک رویکرد ۲.۵ بعدی است که چیپلت‌ها را به صورت افقی روی یک اینترپوزر متصل می‌کند، در حالی که Foveros اینتل بر انباشت سه‌بعدی و قرار دادن عمودی چیپلت‌ها روی یکدیگر تمرکز دارد.

آیا معماری چیپلت باعث کاهش سرعت پردازش نمی‌شود؟

اگرچه جدا کردن قطعات می‌تواند تاخیر ایجاد کند، اما استفاده از اتصالات پیشرفته با پهنای باند بالا و ویاهای میان‌سیلیکونی (TSV) این تاخیر را به حداقل رسانده و در بسیاری موارد عملکرد کلی سیستم را نسبت به تراشه‌های یکپارچه بهبود می‌بخشد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

طراحان سیستم‌های هوش مصنوعی

معتقدند معماری چیپلت تنها راه برای دستیابی به توان پردازشی مورد نیاز مدل‌های زبانی بزرگ است.

از دیدگاه طراحان سیستم‌های پیشرفته، دوران تراشه‌های یکپارچه به پایان رسیده است. آن‌ها استدلال می‌کنند که نیازهای پردازشی هوش مصنوعی با سرعتی بسیار بیشتر از قانون مور در حال رشد است. برای این گروه، چیپلت‌ها امکان عبور از محدودیت‌های فیزیکی رتیکل را فراهم کرده و اجازه می‌دهند سیستم‌هایی با صدها میلیارد ترانزیستور ساخته شوند. آن‌ها تاکید دارند که بدون فناوری‌هایی مانند CoWoS، آموزش مدل‌های هوش مصنوعی امروزی از نظر اقتصادی و فیزیکی غیرممکن بود.

توسعه‌دهندگان فناوری‌های بسته‌بندی

تمرکز خود را بر روی غلبه بر چالش‌های حرارتی و فیزیکی اتصالات دای-به-دای قرار داده‌اند.

مهندسان و توسعه‌دهندگان در شرکت‌هایی مانند TSMC و اینتل هشدار می‌دهند که چیپلت‌ها پیچیدگی را از بین نبرده‌اند، بلکه آن را به مرحله بسته‌بندی منتقل کرده‌اند. از نگاه آن‌ها، چالش اصلی اکنون مدیریت چگالی حرارتی در انباشت‌های سه‌بعدی و تامین توان مصرفی برای اتصالات متراکم است. این گروه بر این باورند که موفقیت نهایی معماری چیپلت به پیشرفت در مواد جدید برای اینترپوزرها و اتصالات هیبریدی مس-به-مس بستگی دارد تا بتوان داده‌ها را بدون افت سیگنال جابجا کرد.

مدافعان استانداردهای باز

به دنبال ایجاد یک اکوسیستم مشترک برای ترکیب چیپلت‌های تولیدکنندگان مختلف هستند.

حامیان کنسرسیوم‌هایی مانند UCIe بر این باورند که پتانسیل واقعی چیپلت‌ها زمانی آزاد می‌شود که وابستگی به یک تولیدکننده خاص از بین برود. آن‌ها استدلال می‌کنند که در آینده، یک شرکت باید بتواند هسته پردازشی AMD، حافظه سامسونگ و کنترلر ورودی/خروجی اینتل را در یک بسته واحد ترکیب کند. از دیدگاه این گروه، استانداردسازی رابط‌های ارتباطی دای-به-دای، کلید ایجاد یک بازار رقابتی و باز برای قطعات نیمه‌رسانا است.

طراحان سیستم‌های هوش مصنوعی 40%توسعه‌دهندگان فناوری‌های بسته‌بندی 35%تیم تحریریه فکتلن 25%
طراحان سیستم‌های هوش مصنوعی
معتقدند معماری چیپلت تنها راه برای دستیابی به توان پردازشی مورد نیاز مدل‌های زبانی بزرگ است.
توسعه‌دهندگان فناوری‌های بسته‌بندی
تمرکز خود را بر روی غلبه بر چالش‌های حرارتی و فیزیکی اتصالات دای-به-دای قرار داده‌اند.
تیم تحریریه فکتلن
تحلیل می‌کند که چگونه این تغییر پارادایم، زنجیره تامین و اقتصاد صنعت نیمه‌رسانا را بازتعریف می‌کند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • شرکت‌های طراح تراشه‌های یکپارچه سنتی
  • تامین‌کنندگان تجهیزات خنک‌کننده دیتاسنتر

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طراحان سیستم‌های هوش مصنوعی 40%توسعه‌دهندگان فناوری‌های بسته‌بندی 35%تیم تحریریه فکتلن 25%
  1. [1]BitSilicaطراحان سیستم‌های هوش مصنوعی

    From Monoliths to Chiplets

    مطالعه در BitSilica →
  2. [2]SemiEngineeringطراحان سیستم‌های هوش مصنوعی

    Pushing beyond the limitations of Moore's Law

    مطالعه در SemiEngineering →
  3. [3]SemiWikiتوسعه‌دهندگان فناوری‌های بسته‌بندی

    Comparing Intel EMIB and Intel Foveros

    مطالعه در SemiWiki →
  4. [4]AmiNextتوسعه‌دهندگان فناوری‌های بسته‌بندی

    What is CoWoS and Why Does It Matter?

    مطالعه در AmiNext →
  5. [5]تیم سردبیری کوهستانتیم تحریریه فکتلن

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار فناوری با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.