رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
تحلیل کوهستاناحیای حیات‌وحشگورخر ایرانی· 6 دقیقه مطالعه· در محیط زیست

جمعیت گورخر ایرانی در بهرام‌گور از مرز ۱۰۰۰ رأس گذشت؛ آغاز مهاجرت طبیعی به یزد و کرمان

با عبور جمعیت گورخر ایرانی از ظرفیت برد زیستگاه بهرام‌گور در استان فارس، این گونه در معرض خطر انقراض برای تامین آب و علوفه، مهاجرت طبیعی خود را به سمت استان‌های یزد و کرمان آغاز کرده است.

به قلم بهنام امینی

به‌طور خلاصه

  1. جمعیت گورخر ایرانی در منطقه بهرام‌گور با رشد چشمگیر از ۲۰۰ رأس در دهه هشتاد به بیش از ۱۰۰۰ رأس رسیده است.
  2. عبور از ظرفیت برد طبیعی زیستگاه، گله‌ها را وادار به مهاجرت به سمت استان‌های یزد و کرمان کرده است.
  3. جاده‌های ترانزیتی و توسعه معادن، کریدورهای ارتباطی این گونه در معرض خطر را به شدت تهدید می‌کنند.

جمعیت گورخر ایرانی در منطقه حفاظت‌شده بهرام‌گور، پس از دو دهه تلاش مستمر حفاظتی، اکنون از مرز یک هزار رأس عبور کرده است. این رقم نشان‌دهنده یک افزایش پنج برابری نسبت به جمعیت شکننده ۲۰۰ رأسی در اوایل دهه هشتاد خورشیدی است و یکی از معدود موفقیت‌های بزرگ در احیای گونه‌های در معرض انقراض در خاورمیانه محسوب می‌شود.

اما این موفقیت چشمگیر، اکنون دینامیک زیست‌محیطی منطقه را تغییر داده است. با عبور جمعیت این گونه از ظرفیت برد طبیعی پارک ملی قطرویه و منطقه حفاظت‌شده بهرام‌گور در شرق استان فارس، گله‌های گورخر برای تامین آب و علوفه مورد نیاز خود، حرکت به سمت مرزهای خارج از این منطقه را آغاز کرده‌اند.

گزارش‌های میدانی و پایش‌های اخیر نشان می‌دهد که این گونه ارزشمند، مسیرهای تاریخی خود را دوباره پیدا کرده است. گورخرها اکنون از سمت استان فارس به سوی زیستگاه‌های حاشیه‌ای و دشت‌های پهناور در استان‌های یزد و کرمان سرازیر شده‌اند تا بتوانند منابع جدیدی برای تغذیه گله‌های رو به رشد خود بیابند.

نبی‌الله مرادی، معاون محیط زیست طبیعی اداره‌کل حفاظت محیط زیست فارس، این تغییر رفتار را یک واکنش کاملا طبیعی به محدودیت‌های زیستگاه می‌داند. او تاکید می‌کند که وقتی تمرکز جمعیت در یک پارک ملی از ظرفیت اکولوژیک آن فراتر می‌رود، حیوانات به طور غریزی به سمت زیستگاه‌های مجاور حرکت می‌کنند تا بقای خود را تضمین کنند.

روند رشد جمعیت گورخر ایرانی در منطقه بهرام‌گور طی دو دهه گذشته.

عبور از مرزهای حفاظتی

گسترش قلمرو گورخر ایرانی به معنای خروج آن‌ها از محدوده‌های کاملا حفاظت‌شده و ورود به مناطقی است که تعارضات انسانی در آن‌ها بسیار بیشتر است. کارشناسان تایید می‌کنند که اگرچه رسیدن به جمعیت هزار رأسی یک دستاورد بزرگ است، اما نیاز روزافزون این گله‌ها به آب و علوفه، مدیریت حیات‌وحش را وارد مرحله پیچیده‌تری کرده است.

در این مسیرهای مهاجرتی جدید، گورخرها با موانع انسان‌ساخت متعددی روبرو هستند. جاده‌های ترانزیتی، توسعه معادن، فعالیت‌های صنعتی و حضور شکارچیان غیرمجاز، کریدورهای ارتباطی بین استان‌های فارس، یزد و کرمان را به مسیرهایی پرخطر برای این گونه تبدیل کرده است.

کارشناسان محیط‌زیست معتقدند که مسئله حفاظت از گورخر ایرانی دیگر تنها به مدیریت یک پارک ملی محصور محدود نمی‌شود. اکنون استراتژی حفاظتی باید به سطح کلان‌تری ارتقا یابد و بر امن نگه‌داشتن مسیرهای رفت‌وآمد و کریدورهای اکولوژیک متمرکز شود، چرا که حیات این گونه به شبکه‌ای از زیستگاه‌های پیوسته گره خورده است.[2]

گور ایرانی از نظر ظاهری تفاوت‌های آشکاری با گورخرهای آفریقایی دارد؛ این حیوان فاقد خطوط راه‌راه سیاه و سفید است و پوستی به رنگ زرد اخرایی با یک نوار تیره در امتداد ستون فقرات دارد. وزن این پستاندار به حدود ۲۶۰ کیلوگرم می‌رسد و با سرعت بالای خود، یکی از گریزپاترین علفخواران دشت‌های ایران به شمار می‌رود.[1]

این پویایی جمعیتی تنها محدود به استان فارس نیست. سعید یوسف‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان، نیز از روند رو به رشد جمعیت گور ایرانی در زیستگاه‌های این استان خبر داده است. شواهد نشان می‌دهد که این گونه در حال توسعه دامنه پراکنش خود و بازپس‌گیری قلمروهای تاریخی از دست رفته در سراسر فلات مرکزی ایران است.

بر اساس داده‌های رسمی، در حال حاضر علاوه بر جمعیت بیش از هزار و دویست رأسی در منطقه بهرام‌گور و قطرویه، حدود ۲۵۰ رأس گورخر در پارک ملی توران و نزدیک به ۵۰ رأس نیز در پارک ملی کویر زیست می‌کنند. این پراکندگی جغرافیایی، امیدها را برای خروج کامل این گونه از خطر انقراض قطعی افزایش داده است.

مسیرهای مهاجرت طبیعی گورخرها از استان فارس به سمت زیستگاه‌های یزد و کرمان.

ضرورت مدیریت یکپارچه زیست‌بوم

تداوم این روند افزایشی نیازمند تغییر نگاه از حفاظت نقطه‌ای به حفاظت شبکه‌ای است. افزایش جمعیت گور ایرانی و گسترش قلمرو آن، نشانه‌ای مثبت از بهبود شرایط زیستگاهی است، اما بدون هماهنگی بین‌استانی برای تامین امنیت حیات‌وحش در خارج از مناطق چهارگانه، این دستاورد می‌تواند به سرعت از دست برود.[2]

خشکسالی‌های پیاپی در فلات مرکزی ایران و کاهش منابع آبی، فشار مضاعفی بر زیستگاه‌های طبیعی وارد کرده است. در شرایطی که بارش‌ها به حداقل رسیده، پوشش گیاهی دشت‌ها توانایی پشتیبانی از گله‌های بزرگ را ندارد و همین امر سرعت مهاجرت گورخرها را به سمت مناطق ییلاقی‌تر و حاشیه‌ای تشدید کرده است.

تامین منابع آبی پایدار در طول مسیرهای مهاجرتی، یکی از راهکارهای موقت برای هدایت گله‌هاست. محیط‌بانان در سال‌های اخیر با احداث آبشخورهای مصنوعی و آبرسانی سیار تلاش کرده‌اند تا از تلفات ناشی از تشنگی جلوگیری کنند، اما این اقدامات در برابر موج بزرگ مهاجرت طبیعی گله‌های چند صد رأسی، به تنهایی پاسخگو نخواهد بود.[2]

تامین منابع آبی پایدار در طول مسیرهای مهاجرتی، یکی از راهکارهای موقت برای هدایت گله‌هاست.

در این میان، نقش جوامع محلی و کشاورزان حاشیه زیستگاه‌ها بسیار تعیین‌کننده است. با ورود گورخرها به مناطق جدید، احتمال ورود آن‌ها به زمین‌های کشاورزی برای یافتن علوفه افزایش می‌یابد. جبران خسارات احتمالی کشاورزان و آموزش جوامع محلی برای همزیستی مسالمت‌آمیز با این گونه، از الزامات اصلی مدیریت این مهاجرت است.[2]

از منظر ژنتیکی، این مهاجرت طبیعی و اتصال دوباره جمعیت‌های جدا افتاده، یک پیروزی بزرگ برای تنوع زیستی محسوب می‌شود. ارتباط بین گله‌های استان فارس با زیستگاه‌های یزد و کرمان می‌تواند به تبادل ژنتیکی کمک کرده و مقاومت گونه را در برابر بیماری‌ها و تغییرات اقلیمی به شکل قابل‌توجهی افزایش دهد.[1][2]

چشم‌انداز آینده و اقدامات فوری

برای حفظ این پویایی، سازمان حفاظت محیط زیست نیازمند ایجاد گذرگاه‌های امن حیات‌وحش در تقاطع جاده‌های اصلی است. نصب تابلوهای هشداردهنده هوشمند، کاهش سرعت مجاز در کریدورهای شناخته‌شده و احداث زیرگذرها یا روگذرهای سبز، از جمله اقداماتی است که باید به فوریت در دستور کار وزارت راه و شهرسازی قرار گیرد.[2]

تامین منابع آبی پایدار یکی از چالش‌های اصلی در مسیرهای مهاجرتی حیات‌وحش است.

ارزیابی‌های میدانی نشان می‌دهد که تجهیز محیط‌بانی‌ها به فناوری‌های نوین پایش، از جمله پهپادها و دوربین‌های تله‌ای، برای رصد لحظه‌ای حرکت گله‌ها ضروری است. با توجه به وسعت چند صد هزار هکتاری این مناطق، نیروی انسانی موجود به هیچ وجه برای پوشش کامل کریدورهای مهاجرتی و مقابله با شکارچیان غیرمجاز کفایت نمی‌کند.[2]

توسعه معادن در حاشیه منطقه حفاظت‌شده بهرام‌گور و مسیرهای مهاجرتی، یکی دیگر از گره‌های کور این پرونده است. صدور مجوزهای اکتشاف و بهره‌برداری از مواد معدنی باید با در نظر گرفتن نقشه‌های پراکنش جدید گورخرها بازنگری شود تا فعالیت‌های صنعتی منجر به قطع ارتباط اکولوژیک زیستگاه‌ها نشود.

گورخر ایرانی که روزگاری در تمام دشت‌های ایران از خاورمیانه تا آسیای میانه جولان می‌داد، اکنون در حال برداشتن گام‌های لرزان اما امیدبخشی برای بازگشت به روزهای اوج خود است. موفقیت در منطقه بهرام‌گور ثابت کرد که طبیعت در صورت دریافت فرصت و حمایت، توانایی شگفت‌انگیزی برای ترمیم خود دارد.

در نهایت، سرنوشت این مهاجرت بزرگ به تصمیمات مدیریتی ماه‌های آینده بستگی دارد. اگر کریدورهای منتهی به یزد و کرمان امن بمانند، ایران می‌تواند به عنوان الگویی موفق در احیای پستانداران بزرگ‌جثه در سطح جهانی شناخته شود. در غیر این صورت، جاده‌ها و معادن می‌توانند این دستاورد دو دهه‌ای را به چالشی مرگبار برای گورخرهای مهاجر تبدیل کنند.[2]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

سازمان حفاظت محیط زیست

تمرکز بر حفظ دستاوردهای جمعیتی و ایمن‌سازی کریدورهای طبیعی.

مدیران محیط زیست این مهاجرت را نشانه‌ای از موفقیت در تکثیر گونه می‌دانند، اما به شدت نگران تلفات جاده‌ای و شکار غیرمجاز در مسیرهای جدید هستند. آن‌ها خواستار تخصیص بودجه ملی برای احداث گذرگاه‌های ایمن در جاده‌های ترانزیتی و محدودیت توسعه صنعتی در این کریدورها می‌باشند.

فعالان توسعه معادن و صنایع

تاکید بر حقوق قانونی بهره‌برداری از معادن و توسعه اقتصادی منطقه.

فعالان این بخش استدلال می‌کنند که بسیاری از مجوزهای اکتشاف پیش از تغییر مسیر مهاجرت گورخرها صادر شده است. آن‌ها معتقدند که توقف کامل پروژه‌های معدنی به اقتصاد محلی ضربه می‌زند و پیشنهاد می‌کنند که به جای ممنوعیت مطلق، استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری برای فعالیت همزمان صنعت و حفظ حیات‌وحش تدوین شود.

جوامع محلی و کشاورزان

نگرانی از آسیب به محصولات کشاورزی و رقابت بر سر منابع آبی محدود.

کشاورزان حاشیه زیستگاه‌های یزد و کرمان نگران ورود گله‌های بزرگ گورخر به مزارع خود هستند. با توجه به خشکسالی‌های اخیر، رقابت بر سر منابع آبی و علوفه افزایش یافته است و جوامع محلی خواستار جبران خسارت‌های احتمالی و ایجاد موانع فیزیکی برای محافظت از زمین‌های کشاورزی خود می‌باشند.

مدیران محیط زیست 45%جوامع محلی و کشاورزان 30%تحلیلگران اکولوژی 25%
مدیران محیط زیست
اولویت دادن به ایمن‌سازی کریدورها و حفظ دستاورد افزایش جمعیت گورخرها.
جوامع محلی و کشاورزان
نگرانی از تعارضات حیات‌وحش با کشاورزی و رقابت بر سر منابع آب محدود.
تحلیلگران اکولوژی
تاکید بر اهمیت ژنتیکی مهاجرت طبیعی و لزوم مدیریت یکپارچه زیست‌بوم.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • رانندگان جاده‌های ترانزیتی
  • فعالان توسعه معادن

منابع

پوشش منابع

2 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مدیران محیط زیست 45%جوامع محلی و کشاورزان 30%تحلیلگران اکولوژی 25%
  1. [1]Wikipediaتحلیلگران اکولوژی

    گورخر ایرانی

    مطالعه در Wikipedia →
  2. [2]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران اکولوژی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار محیط زیست با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.