تحلیل استراتژی بقای جمهوری اسلامی: چگونه عملگرایی پنهان، ناکارآمدی آشکار را جبران میکند؟
تحلیلگران سیاسی در حال بازنگری در مدل رفتاری جمهوری اسلامی هستند؛ سیستمی که به جای تمرکز صرف بر ایدئولوژی، با استفاده از «عملگرایی پنهان» و انعطافپذیری در شرایط بحرانی، بقای خود را تضمین میکند.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- رویکرد عملگرایی بقا
- تاکید دارند که سیستم در مواقع بحرانی به شدت انعطافپذیر است و بقا را بر هر اصل دیگری ترجیح میدهد.
- تحلیلگران ساختارگرا
- معتقدند ایدئولوژی هسته اصلی تصمیمگیری است و این سیستم به دلیل تصلب و ناکارآمدی در نهایت فرو میپاشد.
- مستندات تاریخی و آکادمیک
- چارچوبهای نظری مانند امالقری که رفتار متناقض و مصلحتگرایانه سیستم را از منظر فقهی و تاریخی توضیح میدهند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- نسل جوان و معترضان خیابانی که این عملگرایی را ناکافی میدانند
- تکنوکراتهای اقتصادی که خواهان توسعه پایدار به جای مدیریت بحران هستند
طی ۴۵ سال گذشته، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی با دستکم ۵ بحران بزرگ موجودیتی مواجه شده است؛ از یک جنگ ویرانگر ۸ ساله در دهه ۱۹۸۰ میلادی تا فشارهای حداکثری اقتصادی در سالهای اخیر. با این حال، بقای این سیستم در برابر چنین تکانههایی، تحلیلهای سادهانگارانهای را که تنها بر ناکارآمدی اداری یا تصلب ایدئولوژیک تمرکز دارند، به چالش میکشد. پایه این بقا، نه در پافشاری کورکورانه بر آرمانها، بلکه در یک مکانیسم پیچیده و انعطافپذیر نهفته است.
پرسش مرکزی در تحلیل رفتار این ساختار این است که چگونه سیستمی با حجم گستردهای از فساد بوروکراتیک و ناکارآمدیهای اقتصادی، توانسته است انسجام درونی خود را حفظ کند. پاسخ این معما در لایهای از «عملگرایی پنهان» قرار دارد؛ رویکردی که در آن، حفظ ساختار قدرت به عنوان بالاترین اولویت سیستم تعریف شده و تمامی ابزارهای دیگر در خدمت این هدف بازتعریف میشوند.
علی اردلان در یادداشتی در پایگاه خبری اخبار روز، این تغییر زاویه دید را یک «شیفت پارادایم» در تحلیل سیاسی مینامد. او با اشاره به خطای محاسباتی مخالفان مینویسد: «یک عمر فکر میکردیم اینها مشتی احمق و بیسوادند. ولی همیشه دیدیم که از بدترین شرایط خودشان را بیرون کشیدهاند.» [1] این تحلیل نشان میدهد که هسته قدرت در عمل و از طریق تجربههای تاریخی آموخته است که با ایستادگی تاکتیکی و ابداع راهحلهای تازه در لحظات بحرانی، میتواند بقای خود را تضمین کند.[1]
در این معماری سیاسی، ایدئولوژی همواره نقش فرمان هدایت را بازی نمیکند، بلکه در بسیاری از مواقع به عنوان یک سپر محافظ عمل میکند. زمانی که هسته مرکزی قدرت در امنیت قرار دارد، قوانین و هنجارهای ایدئولوژیک با شدت تمام در جامعه اعمال میشوند. اما به محض آنکه تهدیدی جدی متوجه بقای سیستم شود، همین خطوط قرمز با انعطافپذیری شگفتانگیزی تعلیق یا بازتفسیر میگردند.
توجیه تئوریک و فقهی این انعطافپذیری، ریشه در «نظریه امالقری» دارد. بر اساس این دکترین که در دهههای نخستین پس از انقلاب ۱۹۷۹ فرمولبندی شد، ایران به عنوان مرکز و قلب جهان اسلام در نظر گرفته میشود [2]. نتیجه منطقی این نظریه آن است که حفظ این مرکز (جمهوری اسلامی) بر اجرای هر حکم شرعی یا تعهد ایدئولوژیک دیگری ارجحیت دارد؛ قاعدهای که راه را برای هرگونه مصلحتاندیشی سیاسی باز میگذارد.[2]
توجیه تئوریک و فقهی این انعطافپذیری، ریشه در «نظریه امالقری» دارد.
تاریخ ۴ دهه گذشته پر از نقاط عطفی است که این مکانیسم در آنها فعال شده است. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل در سال ۱۹۸۸ میلادی، که از آن به عنوان نوشیدن «جام زهر» یاد شد، یکی از بارزترین نمونههای این عملگرایی اضطراری بود. در آن مقطع، پس از ۸ سال جنگ فرسایشی و در آستانه فروپاشی زیرساختهای اقتصادی و نظامی، سیستم تصمیم گرفت برای جلوگیری از نابودی کامل، شعارهای آرمانی خود را متوقف کرده و به یک آتشبس تن دهد.
در عرصه سیاست خارجی نیز، این عملگرایی به وضوح در انتخاب متحدان استراتژیک دیده میشود. اتحاد و همکاری گسترده با قدرتهای غیرمسلمانی چون روسیه و چین، و سکوت معنادار در برابر سیاستهای این کشورها در قبال اقلیتهای مسلمان در چچن یا سینکیانگ، نشان میدهد که منافع ژئوپلیتیک و نیاز به وتوی این قدرتها در شورای امنیت، همواره بر همبستگی ایدئولوژیک فراملی غلبه داشته است.
تیم تحریریه فکتلن در تحلیل این روند سیستماتیک تاکید میکند که امضای توافق هستهای (برجام) در سال ۲۰۱۵ میلادی، حلقه دیگری از همین زنجیره است [3]. سیستمی که هویت خود را بر پایه تقابل با غرب تعریف کرده بود، زمانی که تحریمهای چندجانبه شریانهای حیاتی اقتصادش را مسدود کرد، تحت عنوان «نرمش قهرمانانه» وارد مذاکره مستقیم با ایالات متحده شد تا از یک فروپاشی اقتصادی غیرقابل کنترل جلوگیری کند.[3]
در مدیریت بحرانهای داخلی نیز همین الگوی دوگانه به کار گرفته میشود. در مواجهه با اعتراضات سراسری سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۰۹، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ میلادی، سیستم در ابتدا از ابزارهای سخت امنیتی برای کنترل خیابان استفاده کرده است. اما همزمان، با ایجاد تغییرات تاکتیکی و موقت در فشارهای اجتماعی یا اقتصادی، تلاش کرده تا پتانسیل انفجاری جامعه را تخلیه کند؛ رویکردی که نشاندهنده ترکیبی از سرکوب و عقبنشینیهای محاسبهشده است.
با این وجود، این استراتژی بقا هزینههای ساختاری سنگینی به همراه داشته است. عملگرایی پنهان توانسته است ناکارآمدیهای بوروکراتیک را در کوتاهمدت پوشش دهد و سیستم را از لبه پرتگاه بازگرداند، اما کشور را در یک وضعیت دائمی «مدیریت بحران» نگه داشته است. این رویکرد، امکان برنامهریزی بلندمدت، توسعه پایدار اقتصادی و جذب سرمایهگذاری خارجی را عملاً از بین برده است.
امروز، کارایی این مدل توسط متغیرهای جدیدی در حال آزمایش است. شکاف نسلی عمیق و تغییر ارزشهای جمعیتی نشان میدهد که جامعه جوان ایران خواهان ادغام عادی در اقتصاد جهانی و عبور از وضعیت اضطراری دائمی است. در چنین شرایطی، عقبنشینیهای تاکتیکی و عملگراییهای مقطعی، دیگر به اندازه دهههای گذشته برای بازتولید مشروعیت اجتماعی موثر نیستند.
در نهایت، درک این واقعیت که جمهوری اسلامی یک ماشین بقای بسیار سازگار و محاسبهگر است، برای هرگونه تحلیل دقیق از آینده خاورمیانه ضروری است. تقلیل دادن رفتار این ساختار به مجموعهای از تصمیمات غیرعقلانی یا صرفاً ایدئولوژیک، به معنای نادیده گرفتن مکانیسمهای پیچیدهای است که توانستهاند این سیستم را از میان طوفانهای سهمگین ۴۵ سال گذشته به سلامت عبور دهند.
نکات کلیدی
- بقای ۴۵ ساله جمهوری اسلامی تنها با تکیه بر ایدئولوژی ممکن نبوده و نیازمند یک عملگرایی پنهان و مستمر است.
- نظریه «امالقری» توجیهگر اصلی عبور موقت از خطوط قرمز ایدئولوژیک برای حفظ هسته مرکزی قدرت است.
- این سیستم در مواجهه با ۵ بحران بزرگ موجودیتی، نشان داده است که مصلحت و بقا را بر اصول آرمانی ترجیح میدهد.
- عملگرایی بقا، ناکارآمدیهای اداری را جبران میکند اما مانع از توسعه پایدار و بلندمدت کشور میشود.
اصطلاحات کلیدی
- شیفت پارادایم
- تغییر بنیادین در چارچوبهای فکری و مدلهای تحلیلی که باعث میشود یک پدیده از زاویهای کاملاً جدید و متفاوت بررسی شود.
- نظریه امالقری
- دکترین سیاسی-فقهی که حفظ نظام جمهوری اسلامی را به عنوان مرکز جهان اسلام، مهمترین و بالاترین اولویت شرعی و سیاسی تعریف میکند.
- عملگرایی اضطرار
- نوعی از پراگماتیسم که نه برای توسعه یا بهبود شرایط، بلکه صرفاً به عنوان یک تاکتیک تدافعی برای جلوگیری از فروپاشی در لحظات بحرانی به کار گرفته میشود.
پرسشهای متداول
منظور از «عملگرایی پنهان» در جمهوری اسلامی چیست؟
رویکردی است که در آن سیستم به جای پافشاری مطلق بر شعارهای ایدئولوژیک، در مواقع بحرانی برای حفظ بقای خود تصمیمات کاملاً پراگماتیک و مصلحتگرایانه میگیرد.
نظریه امالقری چگونه تصمیمات متناقض با ایدئولوژی را توجیه میکند؟
این نظریه ایران را قلب جهان اسلام میداند و استدلال میکند که حفظ این مرکز، بر اجرای هر حکم شرعی یا تعهد آرمانی دیگری ارجحیت دارد.
آیا این عملگرایی به معنای حرکت به سمت اصلاحات ساختاری است؟
خیر؛ این عملگرایی صرفاً یک مکانیسم دفاعی برای مدیریت بحران و عبور از شرایط اضطراری است و معمولاً به توسعه پایدار یا اصلاحات دموکراتیک منجر نمیشود.
منابع
[1]Akhbar-Roozرویکرد عملگرایی بقاشیفت پارادایم – علی اردلان
مطالعه در Akhbar-Rooz →
[2]Wikipediaمستندات تاریخی و آکادمیکنظریه امالقری - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
مطالعه در Wikipedia →
[3]تیم سردبیری کوهستانرویکرد عملگرایی بقاتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در دفاع و امنیت
مشاهده همه →امنیت دریای سرخ
تحلیل دکترین نظامی انصارالله: چارچوب نظری جنگ نامتقارن در دریای سرخ
3 منبع
دکترین هستهای
آستانه تهدید وجودی: دکترین هستهای ایران تحت چه شرایطی تغییر میکند؟
5 منبع
دیپلماسی فرهنگی
تبیین وضعیت حقوقی و دیپلماتیک مراکز فرهنگی خارجی در ایران پس از پلمب مرکز زبان فرانسه
3 منبع
اتحاد چین و روسیه
آموزش مخفیانه سربازان روس توسط چین در زمینه جنگ پهپادی؛ استفاده از جنگ اوکراین برای درسهای رزمی تایوان
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





