سازوکارهای تنگههای حیاتی خاورمیانه: مقایسه وضعیت حقوقی و اهمیت استراتژیک هرمز، بابالمندب و تیران
در حالی که توجه جهانی بر دفاع نظامی از مسیرهای کشتیرانی خاورمیانه متمرکز است، آسیبپذیری واقعی این تنگههای حیاتی در وضعیت حقوقی مورد مناقشه آنها تحت قوانین بینالمللی دریایی نهفته است.
به قلم حامد فخری
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- آسیبپذیری تنگههای حیاتی دریایی به همان اندازه که ناشی از تهدیدات نظامی است، توسط ابهام حقوقی تحت UNCLOS نیز هدایت میشود.
- ایران از چارچوب «عبور بیضرر» برای اعمال حقوق پلیسی بر تنگه هرمز استفاده میکند.
- بابالمندب با تهدیداتی از سوی بازیگران غیردولتی مواجه است که کاملاً خارج از سیستم حقوقی دریایی دولتمحور عمل میکنند.
تصور رایج در مورد تنگههای حیاتی دریایی خاورمیانه این است که آسیبپذیری آنها صرفاً تابعی از تجهیزات نظامی و نزدیکی جغرافیایی است. سیاستگذاران اغلب تهدید علیه کشتیرانی جهانی را به عنوان یک مشکل تاکتیکی که باید با اسکورتهای دریایی، رهگیری پهپادها و ائتلافهای دفاعی حل شود، تعریف میکنند. با این حال، معماری بنیادی حاکم بر این آبراهها نظامی نیست، بلکه حقوقی است. سازوکارهای واقعی کنترل بر تنگه هرمز، بابالمندب و تنگه تیران توسط تفاسیر متفاوتی از کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) دیکته میشوند.[1][9]
در هسته این معماری حقوقی، تمایز بین دو رژیم ناوبری مجزا قرار دارد: «عبور بیضرر» و «عبور ترانزیت». عبور بیضرر مستلزم آن است که کشتیهای خارجی به طور پیوسته و سریع و بدون تهدید دولت ساحلی حرکت کنند و نکته مهم این است که دولت ساحلی میتواند آن را به دلایل امنیتی به طور موقت به حالت تعلیق درآورد.
عبور ترانزیت، که توسط چارچوب کنوانسیون ۱۹۸۲ UNCLOS ایجاد شده است، اجازه حرکت بدون مانع کشتیها و هواپیماها را از طریق تنگههای مورد استفاده برای ناوبری بینالمللی میدهد و تحت هیچ شرایطی قابل تعلیق نیست.[3][4]
این تنش از آنجا ناشی میشود که جغرافیای فیزیکی این تنگهها، مسیرهای کشتیرانی بینالمللی را مستقیماً به آبهای سرزمینی دولتهای ساحلی میکشاند. هنگامی که یک تنگه باریکتر از ۲۴ مایل دریایی باشد، آبهای سرزمینی ۱۲ مایلی دولتهای ساحلی مقابل همپوشانی پیدا میکنند و هرگونه کریدور آبهای آزاد در مرکز را از بین میبرند. نحوه تفسیر یک دولت از حاکمیت خود بر آن آبهای همپوشان، میزان ریسک محمولههایی به ارزش تریلیونها دلار را که روزانه از آنجا عبور میکنند، تعیین میکند.[8]
تنگه هرمز حادترین تلاقی منافع اقتصادی بالا و ابهام حقوقی را نشان میدهد. این تنگه که خلیج فارس را به دریای عمان متصل میکند، حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان است و عبور و مرور تقریباً ۲۱ میلیون بشکه نفت در روز را تسهیل میکند. در باریکترین نقطه، عرض تنگه تنها ۲۱ مایل است، به این معنی که همه کشتیها باید از آبهای سرزمینی عمان یا ایران عبور کنند.[7][8]
اصطکاک حقوقی در هرمز ناشی از رابطه ایران با UNCLOS است. اگرچه ایران این کنوانسیون را امضا کرد، اما هرگز آن را به طور رسمی تصویب نکرد. تهران معتقد است که حق عبور ترانزیت یک تعهد مبتنی بر معاهده است که منحصراً برای امضاکنندگان UNCLOS اعمال میشود. بنابراین، ایران استدلال میکند که تنها استاندارد کمتر و مشروط «عبور بیضرر» را به غیرامضاکنندگان، به ویژه ایالات متحده، مدیون است.[4][6]
بر اساس این تفسیر، ایران ادعا میکند که اگر حضور یک کشتی را برای امنیت ملی خود مضر بداند، اختیار قانونی برای تعلیق عبور از آبهای سرزمینی خود را دارد. ایالات متحده و جامعه بینالمللی گستردهتر در مقابل استدلال میکنند که حق عبور ترانزیت طی دههها رویه دولتی به حقوق بینالملل عرفی تبدیل شده است و صرف نظر از وضعیت تصویب یک دولت خاص، به طور جهانی الزامآور است.[3][5]
این بنبست حقوقی صرفاً آکادمیک نیست؛ بلکه توجیه ساختاری برای رفتار دولت در خلیج فارس فراهم میکند. هنگامی که نیروهای ایرانی کشتیهای تجاری را توقیف میکنند، اغلب به نقض مقررات زیستمحیطی، قاچاق یا تخلفات اداری استناد میکنند. با این کار، آنها از چارچوب عبور بیضرر برای اعمال حقوق حاکمیتی پلیسی بر مسیرهای کشتیرانی استفاده میکنند و فشار ژئوپلیتیکی را بدون اعلام جنگ آشکار تنظیم میکنند.[4][6]
با حرکت به سمت غرب به تنگه بابالمندب، پویایی استراتژیک و حقوقی کاملاً تغییر میکند. این تنگه ۱۳ مایلی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند، به عنوان دروازه جنوبی کانال سوئز عمل میکند و تقریباً ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهانی را مدیریت کرده و به عنوان شریان اصلی بین بازارهای اروپا و آسیا عمل میکند.[2][7]
برخلاف هرمز، وضعیت حقوقی بابالمندب در میان دولتهای ساحلی به رسمیت شناخته شده نسبتاً تثبیت شده است. یمن، جیبوتی و اریتره عموماً این تنگه را به عنوان یک آبراه بینالمللی مشمول عبور ترانزیت به رسمیت میشناسند. آسیبپذیری در اینجا ناشی از ادعای حاکمیت گسترده توسط یک دولت ساحلی نیست، بلکه ناشی از فروپاشی کامل اقتدار دولتی است.[2][8]
بابالمندب محدودیتهای UNCLOS را در عصر جنگ نامتقارن نشان میدهد. حقوق دریایی ذاتاً دولتمحور است و برای میانجیگری اختلافات و تعریف حقوق بین دولتهای ملی به رسمیت شناخته شده طراحی شده است. این قانون هیچ سازوکار ساختاری برای رسیدگی به بازیگران غیردولتی، مانند جنبش حوثیها در یمن، که کاملاً خارج از چارچوب حقوقی بینالمللی عمل میکنند در حالی که قدرت مرگبار را مستقیماً به تنگه پرتاب میکنند، ارائه نمیدهد.[1][8]
در نتیجه، دفاع از بابالمندب کاملاً متکی بر ائتلافهای نظامی موقت است تا بازدارندگی حقوقی. مبادله استراتژیک واضح است: در حالی که حق قانونی عبور بر روی کاغذ بدون مناقشه است، توانایی فیزیکی برای انجام آن بسیار شکننده است و نیازمند استقرار مداوم و سرمایهبر نیروهای دریایی برای تأمین امنیت مسیر در برابر موشکهای بالستیک و پهپادها است.[2][7]
تنگه تیران مدل سومی را ارائه میدهد: یک گلوگاه که به جای کنوانسیونهای بینالمللی گسترده، توسط معاهدات دوجانبه خاص اداره میشود. این تنگه که در انتهای جنوبی خلیج عقبه واقع شده است، خلیج را به دریای سرخ متصل میکند و به عنوان تنها دسترسی دریایی اسرائیل به شرق و همچنین تنها خروجی اردن به دریا عمل میکند.[8]
از نظر تاریخی، تنگه تیران کاتالیزور اصلی درگیریهای منطقهای بود. محاصره این تنگه توسط مصر بر روی کشتیرانی اسرائیل در سال ۱۹۶۷، دلیل فوری جنگ شش روزه بود. مناقشه حقوقی در آن زمان بر سر این بود که آیا خلیج عقبه آبهای داخلی تاریخی عربی محسوب میشود یا یک آبراه بینالمللی باز برای همه.[1]
امروزه، وضعیت حقوقی تیران سختترین و باثباتترین در میان این سه گلوگاه است. پیمان صلح ۱۹۷۹ مصر و اسرائیل به صراحت حق ناوبری و پرواز آزاد از طریق تنگه را تضمین میکند و عملاً عبور ترانزیت را در یک توافق دوجانبه الزامآور تدوین میکند. این وضوح حقوقی به طور فیزیکی توسط نیروی چندملیتی و ناظران (MFO) پشتیبانی میشود و انطباق را تضمین میکند.[1][8]
امروزه، وضعیت حقوقی تیران سختترین و باثباتترین در میان این سه گلوگاه است.
مقایسه این سه تنگه، محیطهای عملیاتی متمایزی را برای کشتیرانی جهانی آشکار میکند. مدل هرمز برای سناریوهایی مناسب است که در آن بازیگران دولتی از ابهام حقوقی برای تنظیم فشار استفاده میکنند. مدل بابالمندب در جایی اعمال میشود که شکست دولت، یک آبراه باز قانونی را به یک منطقه آتش آزاد جنبشی تبدیل میکند. مدل تیران نشان میدهد که غیرنظامیسازی خاص و مبتنی بر معاهده میتواند اختلافات گلوگاهی را به طور دائمی حل کند، اگرچه برای عملکرد به یک توافق سیاسی گستردهتر نیاز دارد.[4][8][9]
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان حاکمیت دولت ساحلی
استدلال میکند که آبهای سرزمینی در داخل تنگهها همچنان تابع صلاحیت امنیتی و زیستمحیطی دولت ساحلی هستند.
این دیدگاه، که به شدت توسط کشورهایی که UNCLOS را تصویب نکردهاند یا حق تحفظهای خاصی را وارد کردهاند، استفاده میشود، تأکید میکند که دریای سرزمینی ۱۲ مایلی یک ویژگی اساسی دولت بودن است. حامیان استدلال میکنند که رژیم «عبور ترانزیت» دولتهای ساحلی را از حق ذاتی دفاع از خود و حفاظت از محیط زیست محروم میکند. از این منظر، عبور کشتیهای نظامی خارجی از تنگههای باریک بدون اطلاع قبلی، یک تهدید امنیتی غیرقابل قبول است و اعمال قوانین محدودکنندهتر «عبور بیضرر» را برای حفظ ثبات منطقهای توجیه میکند.
طرفداران حقوق بینالملل عرفی
معتقد است که عبور ترانزیت بدون مانع از طریق تنگههای حیاتی یک حق جهانی است که بر ادعاهای فردی دولتها برتری دارد.
این اردوگاه که توسط قدرتهای بزرگ دریایی و شرکتهای بزرگ کشتیرانی جهانی حمایت میشود، استدلال میکند که اقتصاد جهانی به قطعیت مطلق ترانزیت دریایی وابسته است. آنها تأکید میکنند که مقررات عبور ترانزیت UNCLOS به وضعیت حقوق بینالملل عرفی دست یافته و حتی برای غیرامضاکنندگان نیز الزامآور است. از این منظر، هرگونه تلاش توسط یک دولت ساحلی برای محدود کردن ناوبری – چه از طریق تفسیر مجدد حقوقی یا آزار اداری – یک اختلال غیرقانونی در منافع مشترک جهانی است که مستلزم فشار بینالمللی برای حفظ آزادی دریاها است.
عملگرایان معاهدات دوجانبه
معتقدند که کنوانسیونهای دریایی گسترده برای مناطق با درگیری بالا کافی نیستند و از توافقات خاص و مذاکره شده حمایت میکنند.
این دیدگاه تنگه تیران را به عنوان مدل بهینه برای امنیت گلوگاهها میبیند. حامیان استدلال میکنند که اتکا به اصول انتزاعی UNCLOS هنگام برخورد با همسایگان متخاصم یا بازیگران غیردولتی بیاثر است. در عوض، آنها از معاهدات محلی و سفارشی حمایت میکنند که به صراحت حقوق ناوبری را تعریف میکنند، مناطق غیرنظامی ایجاد میکنند و نیروهای ناظر چندملیتی مستقل را مستقر میسازند. این رویکرد عملگرایانه میپذیرد که وضوح حقوقی باید توسط تضمینهای دیپلماتیک و امنیتی خاص متناسب با جغرافیای منحصر به فرد هر تنگه پشتیبانی شود.
- طرفداران حقوق بینالملل عرفی
- معتقد است که عبور ترانزیت بدون مانع از طریق تنگههای حیاتی یک حق جهانی است که بر ادعاهای فردی دولتها برتری دارد.
- حامیان حاکمیت دولت ساحلی
- استدلال میکند که آبهای سرزمینی در داخل تنگهها همچنان تابع صلاحیت امنیتی و زیستمحیطی دولت ساحلی هستند.
- عملگرایان معاهدات دوجانبه
- معتقدند که کنوانسیونهای دریایی گسترده برای مناطق با درگیری بالا کافی نیستند و از توافقات خاص و مذاکره شده حمایت میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شرکتهای بزرگ کشتیرانی تجاری
- متعهدان بیمه دریایی
منابع
[1]Hindustan Timesعملگرایان معاهدات دوجانبهInternational law at maritime chokepoints
مطالعه در Hindustan Times →
[2]Daily Cargo Newsعملگرایان معاهدات دوجانبهINSIGHT: Strategic and legal status of Bab el-Mandeb
مطالعه در Daily Cargo News →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[4]INSSحامیان حاکمیت دولت ساحلیThe Strait of Hormuz as a Key Theater of War—The Legal Dimension
مطالعه در INSS →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]EJIL: Talk!حامیان حاکمیت دولت ساحلیThe Legality of Iran's Closure of the Strait of Hormuz
مطالعه در EJIL: Talk! →
[7]Modern Diplomacyعملگرایان معاهدات دوجانبهThe Story of Two Straits: Hormuz and Bab el-Mandeb
مطالعه در Modern Diplomacy →
[8]Baker Instituteطرفداران حقوق بینالملل عرفیMaritime Chokepoints and Risks to Global Shipping and Energy Security
مطالعه در Baker Institute →
[9]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در جهان
مشاهده همه →تحریمهای بانکی
ترکیه مجوز فعالیت بانک ملت ایران را در استانبول لغو کرد
3 منبع
انرژیهای تجدیدپذیر
عربستان سعودی با سرمایهگذاری ۳۴ میلیارد دلاری در جمع ۱۰ کشور برتر انرژیهای تجدیدپذیر جهان قرار گرفت
9 منبع
سیستم کفالا
الزام کفالت و مجوز خروج: سیستم کفالا چگونه نیروی کار مهاجر را در خلیج فارس ساختار میبخشد
6 منبع
شورای امنیت
وتوی قطعنامه پیشنهادی آمریکا؛ مأموریت ناظران تحریمهای ایران در شورای امنیت تمدید نشد
4 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار جهان با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





