چگونه حذف یک حرف تعریف در قطعنامه ۲۴۲ مرزهای پس از ۱۹۶۷ را قابلمذاکره کرد
اختلاف زبانی عامدانه میان متن انگلیسی و فرانسوی قطعنامه سال ۱۹۶۷ شورای امنیت، ابهامی ساختاری در حقوق بینالملل پدید آورد. نبود حرف تعریف در نسخه انگلیسی به اسرائیل اجازه داد خروج از اراضی اشغالی را مشروط به مذاکره کند، در حالی که دولتهای عربی با استناد به متن فرانسوی خواهان خروج کامل شدند.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- متن انگلیسی قطعنامه ۲۴۲ حرف تعریف «the» را پیش از «territories» حذف کرد تا اسرائیل امکان مذاکره درباره خروج جزئی را داشته باشد.
- ترجمه رسمی فرانسوی واجد قید تعریف بود و کشورهای عربی با استناد به آن خواهان خروج کامل از تمامی اراضی تصرفشده در ۱۹۶۷ شدند.
- تصویب قطعنامه ذیل فصل ششم منشور ملل متحد آن را به چارچوبی برای مذاکره بدل کرد، نه سندی با نقشه مرزی لازمالاجرا.
در این مطلب
حذف عامدانه یک واژه سه حرفی در متنی ۲۹۲ کلمهای، نزدیک به ۶۰ سال است که سرنوشت مرزهای خاورمیانه را شکل میدهد. در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۷، شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا قطعنامه ۲۴۲ را تصویب کرد؛ تلاشی برای پایهریزی چارچوب صلح پس از جنگ ششروزه.[1][2]
با این حال، این سند به جای تثبیت مرزهای منطقه، ابهامی ساختاری پدید آورد که هنوز پابرجاست. نسخه انگلیسی قطعنامه خواستار عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از «territories occupied» (اراضی اشغالشده) حین درگیری شد و کلمه «the» را پیش از واژه اراضی عامدانه حذف کرد.[1][4]
این حذف یک خطای نگارشی نبود. لرد کارادون، دیپلمات بریتانیایی و نویسنده پیشنویس، متن را طوری تنظیم کرد که اسرائیل مجبور به بازگشت فوری به مرزهای آسیبپذیر پیش از ۱۹۶۷ نشود. قطعنامه عقبنشینی را ضروری میدانست، اما ترسیم خطوط دقیق مرزی را به مذاکرات آتی واگذار کرد.[3][4]
اما در سازمان ملل که چندین زبان رسمی دارد، ترجمه فرانسوی متن وزن حقوقی کاملاً برابری داشت. در نسخه فرانسوی بر خروج از «des territoires occupés» یا همان «از اراضی اشغالی» با قید تعریف تأکید شد؛ این تقابل زبانی دو واقعیت حقوقی متضاد آفرید.[4]
جنگ ششروزه و واکنش سازمان ملل
تکاپوی دیپلماتیکی که به قطعنامه ۲۴۲ انجامید، بلافاصله پس از جنگ ژوئن ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل آغاز شد. طی شش روز نبرد و شکست ارتشهای ائتلافی مصر، اردن و سوریه از اسرائیل، نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه دگرگون شد.[2]
با خاموشی سلاحها، ارتش اسرائیل پنج منطقه مجزا را به تصرف درآورده بود: شبهجزیره سینا و نوار غزه از مصر، کرانه باختری و بیتالمقدس شرقی از اردن، و بلندیهای جولان از سوریه. وسعت جغرافیایی تحت کنترل اسرائیل بیش از سه برابر شد.
جامعه جهانی با بحرانی فوری روبهرو شد. شورای امنیت سازمان ملل پنج ماه را صرف بررسی راههای بازگرداندن این پیشرویهای سرزمینی و همزمان تضمین امنیت اسرائیل در برابر حملات هماهنگ آتی کرد. پنج پیشنویس طرح و رد شد تا سرانجام هیئت بریتانیایی متنی مصالحهجویانه ارائه داد.[4]
قطعنامه ۲۴۲ بر مبنای فرمول «زمین در برابر صلح» تدوین شد؛ فرمولی متکی بر دو اصل پیوسته: خروج نیروهای اسرائیلی از اراضی اشغالی، و پایان دادن به همه ادعاها و وضعیتهای جنگی. دولتهای عربی در ازای پسگرفتن اراضی باید حق حاکمیت و زیست در صلح اسرائیل را به رسمیت میشناختند.[1]
مقدمه قطعنامه بر «غیرقابل قبول بودن تصرف سرزمین از طریق جنگ» تأکید کرد؛ اصلی که به سنگبنای حقوق بینالملل درباره این بحران بدل شد. با وجود این، بندهای اجرایی سند حامل ابهامی حسابشده بودند تا بتوانند رأی موافق هر ۱۵ عضو شورای امنیت را جلب کنند.[1][4]
حذف حسابشده حرف تعریف
هسته اصلی اختلاف در بند یک اجرایی نهفته است که شرایط عقبنشینی را بیان میکند. در نسخه معتبر انگلیسی، عبارت «withdrawal of Israel armed forces from territories occupied in the recent conflict» آمده است. نبود حرف تعریف «the» یا کلمه «all» (همه) یک مانور دیپلماتیک هدفمند بود.[1][3]
لرد کارادون و دیپلماتهای آمریکایی استدلال میکردند خطوط آتشبس ۱۹۴۹ که پیش از ۵ ژوئن ۱۹۶۷ طرفین را جدا میکرد، صرفاً محل توقف جنگ دو دهه پیش بودند، نه مرزهای بینالمللی با قابلیت دفاع نظامی. از دید آنها، بازگرداندن اجباری اسرائیل به آن خطوط زمینه جنگهای بعدی را فراهم میکرد.[3]
لرد کارادون در مصاحبهای در سال ۱۹۷۰ توضیح داد: «اگر هر یک از این واژهها گنجانده میشد، تصویب قطعنامه ناممکن بود.» او خاطرنشان کرد قطعنامه خواستار عقبنشینی به «مرزهای امن و بهرسمیتشناختهشده» بود؛ این یعنی مرز نهایی باید با مذاکره تعیین میشد، نه با دیکته سازمان ملل.[3]
آرتور گلدبرگ، سفیر آمریکا در سازمان ملل در سال ۱۹۶۷، همین قرائت را تأیید کرد و گفت حذف «the» و «all» به این معناست که قطعنامه «نه خروج کامل را فرمان میدهد و نه آن را منع میکند». عمق دقیق عقبنشینی اسرائیل تعمداً مبهم ماند تا طرفین ناچار به مذاکره شوند.[3][4]
طبق تفسیر مبتنی بر نسخه انگلیسی، اسرائیل میتوانست با عقبنشینی از بخشی از اراضی، و نه لزوماً همه آنها، تعهدات خود ذیل قطعنامه ۲۴۲ را ایفا کند. این برداشت مبنای حقوقی لازم را برای حفظ اراضی راهبردی و تبادل بخشهای دیگر با معاهدات صلح رسمی فراهم کرد.[4]
تضاد متن فرانسوی با نسخه انگلیسی
پیروزی دیپلماتیک متن انگلیسی بلافاصله با اصول حقوق بینالملل اصطکاک پیدا کرد. در سازمان ملل، انگلیسی و فرانسوی هر دو زبانهای کاری شورای امنیت بودند. در نتیجه، ترجمه فرانسوی قطعنامه ۲۴۲ سندی ثانویه نبود، بلکه متنی با اصالت و اعتبار حقوقی یکسان به شمار میرفت.[4]
در نسخه فرانسوی، بند عقبنشینی به این صورت آمد: «retrait des forces armées israéliennes des territoires occupés lors du récent conflit». در دستور زبان فرانسوی، «des» ترکیب حرف اضافه «de» و حرف تعریف «les» است؛ بنابراین متن فرانسوی صراحتاً بر خروج از «تمام اراضی اشغالی» دلالت دارد.[4]
دیپلماتهای عرب و نمایندگان فلسطینی به متن فرانسوی تمسک جستند. آنها استدلال کردند وجود حرف تعریف در کنار ممنوعیت تصرف سرزمین از طریق جنگ در مقدمه قطعنامه، خروج کامل و بدون قیدوشرط اسرائیل به مرزهای پیش از ژوئن ۱۹۶۷ را الزامی میکند و هر چیزی کمتر از آن نقض قطعنامه است.[4]
این شکاف زبانی به هر دو طرف اجازه داد خود را متکی به حقوق بینالملل معرفی کنند. اسرائیل و ایالات متحده برای توجیه تغییرات مرزی و حفظ برخی شهرکها به متن انگلیسی استناد کردند؛ در مقابل مصر، اردن، سوریه و بعداً سازمان آزادیبخش فلسطین با اتکا به متن فرانسوی، بازپسگیری وجب به وجب خاک را خواستار شدند.
حقوقدانان دهههاست پیرامون این تضاد بحث میکنند. برخی معتقدند هنگام تعارض دو متن اصیل، زبان پیشنویس اولیه (در اینجا انگلیسی) باید ملاک باشد. گروهی دیگر تأکید دارند نسخه فرانسوی با روح حاکم بر مقدمه قطعنامه در رد سلطه بر اراضی از راه جنگ سازگارتر است.[4][5]
فصل ششم منشور و الزام به مذاکره
صرفنظر از مناقشه زبانی، ماهیت حقوقی قطعنامه ۲۴۲ ذیل ماده و فصلی تعریف میشود که برای تصویب آن به کار رفت. شورای امنیت این قطعنامه را تحت فصل ششم منشور ملل متحد تصویب کرد که به «حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات» اختصاص دارد.[4]
برخلاف قطعنامههای فصل هفتم که ناظر به تهدیدهای صلح جهانیاند و میتوانند تحریم اقتصادی یا اقدام نظامی تحمیل کنند، تصمیمات فصل ششم ضمانت اجرای خودکار ندارند. آنها توصیههای معتبر و چارچوبهایی برای مذاکرهاند؛ قطعنامه ۲۴۲ خودبهخود قادر به تغییر یک پاسگاه مرزی هم نبود.[5]
از آنجا که این سند ذیل فصل ششم بود، از دبیرکل سازمان ملل خواست نمایندهای ویژه برای «پیشبرد توافق و کمک به تلاشها برای دستیابی به توافقی مسالمتآمیز و مقبول» تعیین کند. به این ترتیب، اجرای قطعنامه به مشارکت فعالانه و رضایت دوجانبه طرفین متخاصم گره خورد.[1][2]
به دنبال این مصوبه، یو تانت، دبیرکل وقت سازمان ملل، گونار یارینگ دیپلمات سوئدی را به عنوان نماینده ویژه خود گمارد. هیئت یارینگ سالها میان پایتختهای خاورمیانه در رفتوآمد بود تا این متن مبهم را عملیاتی کند؛ مأموریتی که به دلیل اختلاف بر سر اولویت بندها به شکست انجامید.[5]
این واقعیت ساختاری به معنای نفی هرگونه الزام به عقبنشینی یکجانبه اسرائیل بود. خروج از اراضی به بخش دوم فرمول پیوند خورده بود: پذیرش حق حیات اسرائیل در مرزهای امن از سوی دولتهای عربی. هیچ طرفی نمیتوانست بدون مذاکره مستقیم با طرف مقابل به هدف اصلی خود دست یابد.[3]
میراث «زمین در برابر صلح»
با وجود تناقضات ذاتی، قطعنامه ۲۴۲ به شالوده اجتنابناپذیر تمامی روندهای دیپلماتیک بعدی در خاورمیانه بدل شد. در طول نیم قرن بعد، هر طرح صلح بزرگی به اصول آن ارجاع داد؛ قطعنامه از ابزاری برای آتشبس موقت به نقشه راه اصلی ثبات منطقهای تبدیل شد.
این فرمول نخستین گشایش عملی خود را در سال ۱۹۷۹ با امضای پیمان صلح مصر و اسرائیل به ثبت رساند. اسرائیل بر اساس چارچوب قطعنامه ۲۴۲ به طور کامل از شبهجزیره سینا عقبنشینی کرد. در ازای آن، مصر به عنوان نخستین کشور عربی، موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و به وضعیت جنگی پایان داد.
در سال ۱۹۹۳، این قطعنامه مبنای پیمان اسلو میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین قرار گرفت. ساف رسماً قطعنامه ۲۴۲ را پذیرفت و با این کار حق موجودیت اسرائیل را به شکل تلویحی قبول کرد؛ در مقابل، اسرائیل نیز ساف را به عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت. سال بعد، پیمان صلح اردن و اسرائیل نیز بر همین پایه امضا شد.
سوریه در ابتدا قطعنامه را به عنوان پاداشی به تجاوز اسرائیل به طور کامل رد کرد. تنها پس از جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳ و تصویب قطعنامه ۳۳۸ شورای امنیت بود که دمشق مشروط به اجرای ۲۴۲ تن داد؛ هرچند بلندیهای جولان تا امروز تحت اشغال اسرائیل باقی مانده است.
با این حال، ابهام بنیادین پیرامون وضعیت کرانه باختری، بیتالمقدس شرقی و بلندیهای جولان همچنان حلنشده است. حذف حرف تعریف در نسخه انگلیسی هنوز توجیهگر تداوم کنترل اسرائیل بر این اراضی است، در حالی که نسخه فرانسوی به مطالبات برای خروج کامل مشروعیت میبخشد.[4]
با این حال، ابهام بنیادین پیرامون وضعیت کرانه باختری، بیتالمقدس شرقی و بلندیهای جولان همچنان حلنشده است.
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- تحلیل تطبیقی زبانی و حقوقی متون اصیل انگلیسی و فرانسوی قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل، همراه با بررسی پیشینه تدوین و کاربردهای دیپلماتیک بعدی برای سنجش چگونگی تغییر تعهدات ارضی بر اثر حذف حرف تعریف.
- یافته
- اختلاف زبانی میان دو متن معتبر انگلیسی و فرانسوی ابهامی ساختاری پدید آورد که به اسرائیل امکان داد پایبندی خود را با خروج جزئی اعلام کند، در حالی که دولتهای عربی خواستار خروج کامل شدند؛ امری که با قرار دادن مرزهای پس از ۱۹۶۷ در وضعیت مذاکره بیپایان، روند صلح را متوقف کرد.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- بند عقبنشینی در متن انگلیسی: from territories occupied — Yale Law School Avalon Project
- بند عقبنشینی در متن فرانسوی: des territoires occupés — Chicago Journal of International Law
- محدودیتهای این تحلیل
- این تحلیل مبتنی بر اسناد علنی تدوین قطعنامه و ترجمههای رسمی سازمان ملل است و نمیتواند برتری حقوقی قطعی یکی از متون را تعیین کند، چرا که مراجع قضایی بینالمللی هرگز به شکل رسمی درباره این اختلاف حکم صادر نکردهاند.
اصطلاحات کلیدی
- قطعنامه فصل ششم
- قطعنامهای از شورای امنیت که راههای حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات را پیشنهاد میدهد و اجرای آن نیازمند مذاکره طرفین است، نه اقدام نظامی الزامآور.
- زمین در برابر صلح
- فرمول دیپلماتیکی که در قطعنامه ۲۴۲ وضع شد و خروج اسرائیل از اراضی تصرفشده را در ازای بهرسمیتشناختهشدن و صلح با دولتهای عربی مطالبه میکرد.
- خطوط آتشبس ۱۹۴۹
- مرزهای دو فاکتو میان اسرائیل و همسایگانش پیش از جنگ ۱۹۶۷ که معمولاً مرزهای پیش از ۱۹۶۷ نامیده میشوند.
- متن اصیل (Authentic Text)
- نسخههای رسمی یک سند سازمان ملل به زبانهای رسمی که در حقوق بینالملل وزن حقوقی کاملاً یکسانی دارند.
پرسشهای متداول
آیا قطعنامه ۲۴۲ متضمن تشکیل کشور فلسطین بود؟
خیر. قطعنامه تنها به شکلی کلی به دستیابی به «حلوفصل عادلانه مسئله پناهندگان» اشاره دارد و از فلسطین یا کشور مستقل فلسطینی نامی نمیبرد.
چرا هر دو متن انگلیسی و فرانسوی الزامآور هستند؟
بر پایه مقررات سازمان ملل، انگلیسی و فرانسوی در سال ۱۹۶۷ زبانهای کاری شورای امنیت بودند و به همین دلیل هر دو نسخه از نظر حقوق بینالملل اصالت و اعتبار یکسانی دارند.
آیا اسرائیل تاکنون از هیچیک از این اراضی عقبنشینی کرده است؟
بله. طبق معاهده صلح ۱۹۷۹ با مصر که بر پایه قطعنامه ۲۴۲ تنظیم شد، اسرائیل به طور کامل از شبهجزیره سینا عقبنشینی کرد.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان خروج جزئی
این دیدگاه که قطعنامه عامدانه به اسرائیل اجازه میدهد بخشی از اراضی را به دلایل امنیتی حفظ کند.
طرفداران این دیدگاه، از جمله دیپلماتهای آمریکایی و بریتانیایی تدوینکننده متن، استدلال میکنند خطوط آتشبس ۱۹۴۹ به لحاظ نظامی غیرقابل دفاع بودند. هدف آنها از حذف حرف تعریف در متن انگلیسی، دادن قدرت چانهزنی به اسرائیل برای تعدیل مرزها بود. آنها معتقدند تحمیل خروج کامل با مطالبه همزمان قطعنامه برای دستیابی به «مرزهای امن و بهرسمیتشناختهشده» در تضاد است، چرا که خطوط پیش از ۱۹۶۷ فاقد امنیت لازم بودند.
حامیان خروج کامل
این دیدگاه که حقوق بینالملل و متن فرانسوی خروج کامل از تمامی اراضی تصرفشده را الزامی میدانند.
کشورهای عربی و نمایندگان فلسطین استدلال میکنند که مقدمه قطعنامه با تأکید بر «غیرقابل قبول بودن تصرف سرزمین از طریق جنگ»، مبنای حقوقی بنیادین را مشخص کرده است. آنها با تکیه بر متن اصیل فرانسوی که خروج از «تمام اراضی اشغالی» را مقرر میکند، تأکید دارند اسرائیل حق الحاق هیچ بخشی از اراضی تصرفشده در ۱۹۶۷ را ندارد. از این منظر، ابهام در متن انگلیسی تنها نقصی در نگارش است که نمیتواند اصل بنیادین منشور ملل متحد در رد تصرف اراضی را مخدوش کند.
حقوقدانان بینالملل
این نگاه که قطعنامه چارچوبی برای مذاکره است، نه دستوری با ضمانت اجرای مستقیم.
تحلیلگران حقوقی بر تصویب قطعنامه ذیل فصل ششم منشور سازمان ملل متمرکز هستند که ناظر بر حل مسالمتآمیز اختلافات است. از آنجا که قطعنامههای فصل ششم فاقد ضمانت اجرای نظامیاند، حقوقدانان میگویند این متن صرفاً برای واداشتن طرفین به مذاکره مستقیم طراحی شده بود. بر این مبنا، اختلاف زبانی نوعی مصلحتاندیشی دیپلماتیک بود؛ ابهامی عامدانه که به هر ۱۵ عضو شورای امنیت اجازه داد بدون عدول از مواضع ژئوپلیتیک خود، به قطعنامه رأی مثبت دهند.
- حامیان خروج جزئی
- این دیدگاه که قطعنامه عامدانه به اسرائیل اجازه میدهد بخشی از اراضی را به دلایل امنیتی حفظ کند.
- حامیان خروج کامل
- این دیدگاه که حقوق بینالملل و متن فرانسوی خروج کامل از تمامی اراضی تصرفشده را الزامی میدانند.
- حقوقدانان بینالملل
- این نگاه که قطعنامه چارچوبی برای مذاکره است، نه دستوری با ضمانت اجرای مستقیم.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- زبانشناسان متخصص در ترجمه متون دیپلماتیک
- شهروندان ساکن در مناطق مرزی مورد مناقشه
منابع
[1]Yale Law School Avalon Projectحقوقدانان بینالمللUnited Nations Security Council Resolution 242
مطالعه در Yale Law School Avalon Project →
[2]United NationsSecurity Council Resolution 242: The Situation in the Middle East
مطالعه در United Nations →
[3]Jewish Virtual Libraryحامیان خروج جزئیStatements Clarifying the Meaning of UN Resolution 242
مطالعه در Jewish Virtual Library →
[4]Chicago Journal of International Lawحقوقدانان بینالمللResolution 242: The Building Block of Peacemaking
مطالعه در Chicago Journal of International Law →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در جهان
مشاهده همه →خروج نظامی
خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا از عراق و پایان رسمی «عملیات عزم راسخ»
6 منبع
تحریمهای بانکی
ترکیه مجوز فعالیت بانک ملت ایران را در استانبول لغو کرد
3 منبع
انرژیهای تجدیدپذیر
عربستان سعودی با سرمایهگذاری ۳۴ میلیارد دلاری در جمع ۱۰ کشور برتر انرژیهای تجدیدپذیر جهان قرار گرفت
9 منبع
سیستم کفالا
الزام کفالت و مجوز خروج: سیستم کفالا چگونه نیروی کار مهاجر را در خلیج فارس ساختار میبخشد
7 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار جهان با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





