چگونه کشاورزی و اصلاحات میتوانند اقتصاد سودان را تا سال ۲۰۴۳ بازسازی کنند
یک مدل اقتصادی جامع از سازمان ملل و مؤسسه مطالعات امنیتی (ISS) پیشبینی میکند که در حالی که درگیری طولانیمدت در سودان میتواند ۳۴.۵ میلیارد دلار هزینه داشته باشد، یک سناریوی صلح و اصلاحات ساختاریافته میتواند تولید ناخالص داخلی (GDP) را دو برابر کرده و ۱۷ میلیون نفر را از فقر نجات دهد.
به قلم آریا کاویانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصاددانان توسعه
- تمرکز بر اصلاحات ساختاری، سرمایهگذاری کشاورزی و حکمرانی به عنوان موتورهای اصلی برای بازیابی بلندمدت.
- سازمانهای بشردوستانه
- تأکید بر نیاز فوری برای توقف آوارگی و رسیدگی به ناامنی غذایی حاد که جمعیت را تحت تأثیر قرار داده است.
- تحلیلگران منطقهای
- بر تناقض ثروت طبیعی عظیم سودان در برابر فروپاشی نهادی آن تأکید کرده و نیاز به رسمیسازی اقتصاد را برجسته میکنند.
نکات کلیدی
- یک گزارش مشترک توسط برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) و مؤسسه مطالعات امنیتی (ISS) مسیر اقتصادی سودان را تا سال ۲۰۴۳ مدلسازی میکند.
- اگر درگیری تا سال ۲۰۳۰ ادامه یابد، کشور با کمبود پیشبینی شده ۳۴.۵ میلیارد دلاری تولید ناخالص داخلی و ۳۴ میلیون نفر اضافی در فقر شدید مواجه خواهد شد.
- این گزارش سناریوی «خیزش سودان» را ترسیم میکند که در آن صلح و اصلاحات ساختاری میتوانند تولید ناخالص داخلی را دو برابر کرده و به ۵۸.۲ میلیارد دلار برسانند.
- سرمایهگذاریهای هدفمند تنها در بخش کشاورزی پتانسیل نجات ۴.۷ میلیون شهروند را از فقر دارند.
- بازسازی ظرفیت دولت و حکمرانی میتواند به طور مستقل ۴.۸ میلیون نفر دیگر را از خط فقر بالاتر ببرد.
چرا مهم است
در حالی که تمرکز فوری بر سودان حول محور بحران حاد انسانی بوده است، این مدلسازی اقتصادی جامع، اولین نقشه راه مبتنی بر داده را برای چگونگی بازسازی این کشور ارائه میدهد. این مدل نشان میدهد که سرمایهگذاریهای هدفمند در بخش کشاورزی و حکمرانی میتوانند تولید ناخالص داخلی کشور را دو برابر کرده و ۱۷ میلیون نفر را تا سال ۲۰۴۳ از فقر نجات دهند و یک طرح عملی برای بهبود پس از درگیری ارائه میدهد.
روند رویداد
آوریل ۲۰۲۳
درگیری بین نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع آغاز شد و نهادهای دولتی را فلج کرد.
پایان ۲۰۲۳
اولین سال جنگ حدود ۶.۴ میلیارد دلار از تولید ناخالص داخلی ملی را محو کرد و ۷ میلیون نفر را به فقر سوق داد.
آوریل ۲۰۲۶
برنامه توسعه سازمان ملل و مؤسسه مطالعات امنیتی تحلیل سناریوی جامع بلندمدت خود را در آستانه سومین سالگرد جنگ منتشر میکنند.
۲۰۳۰
تاریخ هدف در سناریوی «درگیری طولانیمدت» که اثرات ترکیبی ویرانگر جنگ مستمر را مدلسازی میکند.
۲۰۴۳
سال افق برای پیشبینیهای اقتصادی، که واگرایی شدید بین درگیری مستمر و بازیابی ساختاریافته را نشان میدهد.
برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) و مؤسسه مطالعات امنیتی (ISS) یک مدل اقتصادی جامع منتشر کردهاند که مسیر توسعه بلندمدت سودان را تا سال ۲۰۴۳ پیشبینی میکند. این گزارش مشترک با عنوان «فراتر از درگیری»، با استفاده از پلتفرم مدلسازی «آیندههای بینالمللی»، دقیقترین ارزیابی کمی را تا به امروز از هزینههای تثبیت شده جنگ جاری و پتانسیلهای سود حاصل از یک بازیابی ساختاریافته ارائه میدهد. محققان با اجرای سناریوهای متعدد بر اساس مدت زمان جنگ و عمق اصلاحات نهادی بعدی، یک طرح مبتنی بر داده ایجاد کردهاند که بحران فوری انسانی را از چالشهای ساختاری اقتصادی که کشور طی دو دهه آینده با آن مواجه خواهد شد، جدا میکند.[1][2]
این تحلیل در یک مقطع حساس برای سیاستگذاران بینالمللی ارائه شده است. در حالی که تمرکز فوری جامعه جهانی به طور قابل درکی بر آوارگی حاد و ناامنی غذایی ناشی از جنگ بوده است، این مدلسازی مشترک چارچوب ضروری برای بازسازی بلندمدت را فراهم میکند. گزارش تأکید میکند که پایان دادن به خشونت صرفاً پیشنیاز بازیابی است، نه خود بازیابی. بدون یک نقشه راه روشن و مبتنی بر محاسبات ریاضی برای بازسازی ظرفیت دولت و رسمیسازی اقتصاد، کشور حتی پس از امضای توافق صلح، در معرض خطر دههها رکود قرار دارد.[1][3]
دادههای پایه تعیین شده توسط این گزارش، مقیاس محض انقباض اقتصادی اولیه را کمیسازی میکند. تنها در سال ۲۰۲۳، یعنی اولین سال درگیری، جنگ حدود ۶.۴ میلیارد دلار از تولید ناخالص داخلی ملی را از بین برد. این فروپاشی ناگهانی تجارت رسمی، همراه با تخریب زیرساختهای حیاتی و اختلال در چرخههای کشاورزی، یک شکست آبشاری را در چندین بخش اقتصادی به راه انداخت. شوک اولیه به طور مؤثری سه دهه پیشرفت توسعهای آهسته اما قابل اندازهگیری را محو کرد.[1]
هزینه انسانی این فروپاشی اقتصادی اولیه، فوری و شدید بود. این انقباض، تقریباً ۷ میلیون نفر دیگر را در طول یک دوره دوازده ماهه به فقر شدید سوق داد. میانگین درآمدها به سطوحی سقوط کرد که از اوایل دهه ۱۹۹۰ ثبت نشده بود، در حالی که کاهش ارزش پول و ابرتورم، بقای روزمره را برای جمعیت غیرنظامی به طور فزایندهای دشوار ساخت. تخریب شبکههای رسمی بانکی و لجستیکی، بخش عمدهای از فعالیتهای اقتصادی باقیمانده را به سمت یک اقتصاد جنگی غیررسمی و بدون نظارت سوق داد.
با تکیه بر این خط مبنا، مدلسازی سه آینده متمایز را برای کشور پیشبینی میکند. شدیدترین پیشبینی، که سناریوی «درگیری طولانیمدت» نامیده میشود، پیامدهای اقتصادی و جمعیتی ترکیبی را در صورت ادامه بیوقفه جنگ تا سال ۲۰۳۰ مدلسازی میکند. این مسیر فرض میکند که تخریب فعلی سرمایه انسانی، آوارگی مداوم غیرنظامیان و فلج شدن مستمر نهادهای دولتی، وضعیت موجود را برای باقیمانده دهه حفظ خواهد کرد و یک کسری ساختاری عمیق ایجاد میکند که غلبه بر آن نسلها طول میکشد.[1][2]
تحت این بدترین مسیر، آسیبهای کلان اقتصادی بلندمدت حیرتآور است. مدل پیشبینی میکند که تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۴۳، به میزان ۳۴.۵ میلیارد دلار کمتر از آن چیزی خواهد بود که تحت یک خط مبنای فرضی بدون درگیری میبود. این کمبود عظیم نه تنها نشاندهنده درآمد از دست رفته است، بلکه فرسایش دائمی پتانسیل توسعه بلندمدت کشور را نیز نشان میدهد. درآمد سرانه به شدت پایین باقی خواهد ماند، زیر سطوح سال ۲۰۲۳ در نوسان خواهد بود و وضعیت کشور را در پایینترین رتبههای اقتصادی جهانی تثبیت میکند.[1]
پیامدهای جمعیتی سناریوی درگیری طولانیمدت به همان اندازه ویرانگر است. مدل پیشبینی میکند که فقر شدید تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۶۰ درصد جمعیت را در بر خواهد گرفت. به عبارت مطلق، این امر ۳۴ میلیون نفر را به صفوف افراد بسیار فقیر اضافه میکند— یک تغییر جمعیتی بزرگتر از کل جمعیت غنا. علاوه بر این، فروپاشی مداوم سیستمهای بهداشت و آموزش تضمین میکند که جمعیت جوان کشور به جای اینکه موتور محرک رشد اقتصادی آینده باشد، به یک نسل از دست رفته تبدیل شود.[1]
پیامدهای جمعیتی سناریوی درگیری طولانیمدت به همان اندازه ویرانگر است.
حتی اگر توافق صلحی در کوتاهمدت بدون اصلاحات ساختاری همراه حاصل شود— مسیری که گزارش آن را سناریوی «مسیر فعلی» مینامد— بازیابی پیشبینی شده عمیقاً ضعیف باقی میماند. مدل نشان میدهد که بدون مداخله تهاجمی، میانگین رشد اقتصادی تا سال ۲۰۴۳ در ۱.۲ درصد راکد خواهد ماند. این نرخ بسیار کمتر از میانگین ۶.۲ درصدی تخمین زده شده برای سایر کشورهای کمدرآمد در قاره است، که نشان میدهد آسیب ساختاری ناشی از جنگ، مدتها پس از خاموش شدن اسلحهها، همچنان رشد را سرکوب خواهد کرد.[2]
با این حال، کاربرد اصلی گزارش مشترک در پیشبینی سوم آن نهفته است: سناریوی «خیزش سودان» یا «رنسانس سودان». این مدل به جای صرفاً کمیسازی خسارت، یک نقشه راه عملی و مبتنی بر داده برای بازیابی پایدار ارائه میدهد. این مدل سود اقتصادی خاصی را که میتواند با ترکیب یک توافق صلح پایدار با سرمایهگذاریهای تهاجمی و هدفمند در بخشهای کلیدی محقق شود، کمیسازی میکند و یک اثبات ریاضی ارائه میدهد که مسیر اقتصادی کشور به طور دائمی شکسته نشده است.[1]
سناریوی رنسانس نشان میدهد که با مداخلات سیاستی درست، تولید ناخالص داخلی میتواند تا سال ۲۰۴۳ به ۵۸.۲ میلیارد دلار برسد. این مسیر بهینه، نرخ رشد اقتصادی سالانه ۵ درصد را حفظ خواهد کرد، که بیش از دو برابر پیشبینیهای مدل بازیابی خط مبنا است. با تمرکز بر اصلاحات ساختاری به جای صرفاً تثبیت، این مسیر چارچوبی را فراهم میکند که چگونه نهادهای دولتی میتوانند به طور فعال طبقه متوسط را بازسازی کرده و کشور را در اقتصاد منطقهای گستردهتر ادغام کنند.[1][3]
در این مدل بهینه، کشاورزی به عنوان قدرتمندترین موتور کاهش فقر ظاهر میشود. این کشور دارای زمینهای زراعی وسیع و ثروت دامی عظیمی است، منابعی که به دلیل ضعف نهادی و کمبود سرمایهگذاری، در طول تاریخ کمتر مورد استفاده قرار گرفتهاند. گزارش، مدرنسازی بخش کشاورزی را به عنوان کارآمدترین سازوکار برای ایجاد اشتغال گسترده و تأمین زنجیرههای غذایی داخلی در دوران پس از درگیری شناسایی میکند.
مدلسازی نشان میدهد که سرمایهگذاریهای هدفمند در زیرساختهای کشاورزی و روستایی ظرفیت نجات ۴.۷ میلیون نفر را از فقر شدید دارد. با گذار از کشاورزی معیشتی به سمت شرکتهای کشاورزی رسمیتر و مولدتر، این بخش میتواند به عنوان پایهای برای احیای اقتصادی گستردهتر عمل کند. این رویکرد نه تنها به ناامنی غذایی فوری رسیدگی میکند، بلکه کشور را به عنوان یک لنگر بالقوه برای صادرات کشاورزی منطقهای قرار میدهد.[3]
اصلاحات حکمرانی به عنوان دومین ستون حیاتی سناریوی رنسانس شناسایی شده است. بازسازی ظرفیت دولت، تضمین مدیریت شفاف منابع و بازیابی ارائه خدمات اساسی، به عنوان محرکهای مستقل رشد اقتصادی مدلسازی شدهاند. دادهها نشان میدهد که ایجاد یک بوروکراسی کارآمد و پاسخگو میتواند به طور مستقل ۴.۸ میلیون شهروند دیگر را از فقر شدید نجات دهد، با ایجاد محیطی مساعد برای سرمایهگذاری تجاری رسمی و تجارت بینالمللی.
در مجموع، سناریوی خیزش سودان پیشبینی میکند که اگر این اصلاحات جامع اجرا شوند، ۱۷.۳ میلیون نفر میتوانند تا سال ۲۰۴۳ از خط فقر شدید فراتر روند. علاوه بر این، مزایای ترکیبی یک اقتصاد رسمی، امکان بازسازی سیستمهای بهداشت و آموزش را فراهم میکند. مدل پیشبینی میکند که این بهبودها در سرمایه انسانی، امید به زندگی متوسط را بیش از ۴ سال افزایش خواهد داد و آینده جمعیتی کشور را به طور اساسی تغییر خواهد داد.[1]
تحلیلگران منطقهای تأکید میکنند که تحقق این سناریوی خوشبینانه مستلزم برچیدن کامل اقتصاد جنگی غیررسمی است. ثروت معدنی عظیم کشور، به ویژه ذخایر طلای آن، در حال حاضر از طریق شبکههای قاچاق غیرقانونی، جنگ را تغذیه میکند. ادغام مجدد این منابع در یک سیستم مالی رسمی و شفاف، به عنوان اولین گام ضروری برای تأمین مالی اصلاحات حکمرانی و کشاورزی که در مدلهای سازمان ملل ترسیم شده است، تلقی میشود و تضمین میکند که ثروت طبیعی کشور به جای تخریب، در خدمت بازیابی آن باشد.[3]
در نهایت، گزارش مشترک هم به عنوان یک هشدار جدی و هم به عنوان یک طرح بسیار دقیق عمل میکند. در حالی که دادهها به وضوح هزینه ۳۴.۵ میلیارد دلاری عدم اقدام مستمر را نشان میدهند، به همان اندازه ثابت میکند که یک رنسانس ساختاریافته و مبتنی بر کشاورزی، از نظر ریاضی قابل دستیابی است. این مدل با ارائه یک هدف روشن برای تأمین مالی پس از درگیری و اصلاحات نهادی، مسیری ملموس را برای کشوری که در یک دوراهی تاریخی تعیینکننده ایستاده است، ارائه میدهد.[1][2][3]
منابع
[1]United Nations Development Programmeاقتصاددانان توسعهBeyond the Conflict: Charting a Path to Sustainable Growth and Development in Sudan
مطالعه در United Nations Development Programme →
[2]Institute for Security Studiesاقتصاددانان توسعهBeyond the Conflict: Charting a Path to Sustainable Growth and Development in Sudan
مطالعه در Institute for Security Studies →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران منطقهایتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


