رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانحقوق دریاهاکنوانسیون حقوق دریاها· 8 دقیقه مطالعه· در جهان

ظرفیت زیستی مستقل، نه تدارکات بیرونی: چرا بند ۳ ماده ۱۲۱ کنوانسیون حقوق دریاها به صخره‌های بایر منطقه انحصاری اقتصادی نمی‌دهد؟

بر اساس حقوق بین‌الملل دریاها، عوارض دورافتاده اقیانوسی تنها در صورتی می‌توانند منطقه انحصاری اقتصادی ۲۰۰ مایل دریایی ایجاد کنند که به صورت مستقل توانایی میزبانی از جوامع انسانی را داشته باشند. رای داوری سال ۲۰۱۶ دریای جنوبی چین تثبیت کرد که توسعه مصنوعی و خطوط تدارکاتی از خشکی نمی‌تواند ماهیت حقوقی یک صخره بایر را به یک جزیره کامل تغییر دهد.

به قلم حامد فخری

به‌طور خلاصه

  • بند ۳ ماده ۱۲۱ کنوانسیون حقوق دریاها، صخره‌های بایر را به دریای سرزمینی ۱۲ مایلی محدود کرده و حق داشتن منطقه انحصاری اقتصادی ۲۰۰ مایلی را از آن‌ها سلب می‌کند.
  • رای دیوان داوری سال ۲۰۱۶ مقرر ساخت که عارضه دریایی باید ظرفیت طبیعی برای تامین بقای یک جامعه انسانی پایدار بدون وابستگی به تدارکات بیرونی را داشته باشد.
  • توسعه مصنوعی، استقرار پادگان‌های نظامی و سرازیر کردن منابع از خشکی، از منظر حقوقی نمی‌تواند یک صخره را به جزیره‌ای برخوردار از حقوق کامل تبدیل کند.

طبق کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS)، یک جزیره کوچک می‌تواند تا شعاع ۲۰۰ مایل دریایی، منطقه‌ای انحصاری اقتصادی به وسعت تقریبی ۴۳۰ هزار کیلومتر مربع از پهنه دریا ایجاد کند؛ گستره‌ای که حق انحصاری ماهیگیری، حفاری نفت و استخراج معادن بستر دریا را در اختیار دولت صاحب پرچم قرار می‌دهد.[2]

با این حال، هر عارضه خشکی که از آب سر برمی‌آورد مشمول چنین امتیاز ژئوپلیتیک عظیمی نمی‌شود. بند ۳ ماده ۱۲۱ این کنوانسیون متضمن استثنایی سرنوشت‌ساز در قالب یک جمله است که حقوق اقتصادی مذکور را از عوارض زیست‌ناپذیر سلب می‌کند.[2]

متن معاهده به صراحت تصریح می‌کند: «صخره‌هایی که نتوانند سکونت انسانی یا حیات اقتصادی مستقل خود را حفظ کنند، فاقد منطقه انحصاری اقتصادی یا فلات قاره خواهند بود.» این عوارض از نظر حقوقی تنها مشمول دریای سرزمینی به عرض ۱۲ مایل دریایی می‌شوند، امری که ارزش استراتژیک آن‌ها را به شدت کاهش می‌دهد.[2]

مرز دقیق میان یک «جزیره» برخوردار از حقوق کامل و یک «صخره» با حقوق محدود، دهه‌ها یکی از مناقشه‌برانگیزترین ابهامات حقوق بین‌الملل بود. دولت‌های ساحلی به طور پیوسته تلاش می‌کردند از پایگاه‌های متروک و غیرقابل سکونت خود، پهنه‌های ۲۰۰ مایلی مطالبه کنند تا کنترل خود بر منابع طبیعی دریا را به حداکثر برسانند.[5]

یک جزیره کامل می‌تواند منطقه‌ای انحصاری اقتصادی به وسعت تقریبی ۴۳۰ هزار کیلومتر مربع در اقیانوس پدید آورد.

معیار ظرفیت طبیعی زیستی

این گره حقوقی در سال ۲۰۱۶ و در جریان دعوای فیلیپین علیه چین، با رای تاریخی دیوان دائمی داوری در لاهه گشوده شد؛ پرونده‌ای که قضات دیوان را ناگزیر ساخت برای نخستین بار معنای حقوقی دقیق بند ۳ ماده ۱۲۱ را تشریح کنند.[1]

دیوان داوری تصریح کرد که وضعیت حقوقی هر عارضه دریایی، تماماً به «ظرفیت طبیعی و عینی» آن بستگی دارد. این عارضه باید در وضعیت بکر و دست‌نخورده خود، بدون نیاز به مداخلات مهندسی، قادر به نگه‌داشت یک جامعه انسانی پایدار یا چرخه اقتصادی مستقل باشد.[1]

این رویکرد نشان می‌دهد اتکا به خطوط تدارکاتی خارجی، یک عارضه را از لحاظ حقوقی برای ایجاد منطقه انحصاری اقتصادی فاقد صلاحیت می‌کند. اگر بقای ساکنان یک عارضه نیازمند ارسال مداوم مواد غذایی، آب شیرین یا سوخت از سرزمین اصلی باشد، آن عارضه بر مبنای نص صریح قانون قادر به «نگه‌داشت» سکونت انسانی نیست.[1]

قضات پرونده بر بستر تاریخی و نیت تدوین‌کنندگان معاهده انگشت گذاشتند؛ آنان یادآور شدند که نگارندگان کنوانسیون ۱۹۸۲ به دنبال جلوگیری از اقدام ناعادلانه دولت‌ها در مصادره پهنه‌های وسیع اقیانوسی از طریق استناد به صخره‌های کوچک و بی‌حاصلی بودند که هیچ نقشی در توسعه انسانی ندارند.[9]

دیوان دائمی داوری در بیانیه رسمی سال ۲۰۱۶ خود اعلام کرد: «دیوان به این جمع‌بندی رسید که معیار اصلی، ظرفیت طبیعی عارضه است.» در این بیانیه تاکید شد که تردد فصلی ماهیگیران گذری یا حضور موقت کارگران معادن فضولات پرندگان (گوانو)، به هیچ عنوان جامعه انسانی پایدار و مستقر تلقی نمی‌شود.[1]

سکونت انسانی و حیات اقتصادی

در بند ۳ ماده ۱۲۱، برای پیوند میان «سکونت انسانی» و «حیات اقتصادی» از حرف عطف «یا» استفاده شده است. دیوان روشن ساخت که احراز هر یک از این دو شرط برای مطالبه منطقه ۲۰۰ مایلی کفایت می‌کند، اما هر دو معیار تعاریف بسیار سخت‌گیرانه‌ای دارند و زیست‌پذیری خوداتکا را طلب می‌کنند.[2][10]

دیوان داوری لاهه در سال ۲۰۱۶ آزمونی چندوجهی را برای تشخیص تمایز حقوقی جزیره کامل از صخره محدود تعریف کرد.

برای حفظ سکونت انسانی، عارضه باید ضرورت‌های ابتدایی بقا، به ویژه آب شیرین، غذا و پناهگاه طبیعی را تامین کند. بنابراین، استقرار پادگان‌های نظامی موقت یا نوبت‌های ادواری پژوهشگران روی یک آبسنگ خشک و بایر، در حقوق بین‌الملل مصداق جامعه پایدار و طبیعی محسوب نمی‌شود.[5]

از سوی دیگر، حیات اقتصادی نیز باید بر محور خودِ عارضه دریایی شکل گرفته باشد، نه اینکه عارضه صرفاً نقطه‌ای برای استخراج و انتقال ثروت به نفع سرزمین اصلی باشد. پروژه‌های معدنی که مواد خام را بیرون می‌کشند و به خشکی ارسال می‌کنند، بدون آنکه تجارت محلی یا جامعه‌ای پایدار پدید آورند، از آزمون حقوقی ماده ۱۲۱ سربلند بیرون نمی‌آیند.[10]

دیوان داوری این معیار دقیق را بر جزیره تای‌پینگ، بزرگ‌ترین عارضه طبیعی مجمع‌الجزایر اسپراتلی، اعمال کرد. این عارضه علیرغم وسعت ۰.۴۶ کیلومتر مربعی و استقرار دائمی نیروهای گارد ساحلی تایوان، در نهایت از سوی دیوان یک صخره فاقد صلاحیت برای ایجاد منطقه انحصاری اقتصادی اعلام شد.[7]

یافته‌های قضات نشان داد با وجود در دسترس بودن مقادیری آب شیرین و پوشش گیاهی محدود در جزیره تای‌پینگ، این عارضه در طول تاریخ هرگز میزبان جامعه‌ای مستقل از غیرنظامیان نبوده است. بقای جمعیت فعلی آن کاملاً متکی به پشتیبانی بیرونی و یارانه‌های دولتی است و ظرفیت طبیعی عارضه از منظر حقوقی ناکافی است.[1][7]

توسعه مصنوعی و حضور پادگان‌های نظامی

فناوری‌های مدرن مهندسی به کشورها امکان داده‌اند تا جغرافیای فیزیکی اقیانوس‌ها را به کلی دگرگون کنند؛ کشتی‌های لایروب میلیون‌ها تن شن را روی صخره‌های غوطه‌ور در آب انباشته می‌کنند و باندهای فرودگاهی، سامانه‌های آب‌شیرین‌کن و آسایشگاه‌های چندطبقه می‌سازند تا محیطی قابل سکونت را شبیه‌سازی نمایند.[3]

با این همه، حکم داوری سال ۲۰۱۶ صراحتاً مقرر کرد که توسعه مصنوعی هیچ اثری بر وضعیت حقوقی عارضه ندارد. هیچ دولتی نمی‌تواند با خاک‌ریزی روی یک صخره، آن را به جزیره تبدیل کند و سپس مدعی حریم اقتصادی ۲۰۰ مایل دریایی در آب‌های پیرامون آن شود.[1][3]

تصویرسازی: طبق دادنامه سال ۲۰۱۶، گسترش مصنوعی و خاک‌ریزی‌های مهندسی نمی‌تواند ماهیت حقوقی یک صخره را به جزیره تغییر دهد.

وزارت امور خارجه ایالات متحده نیز در مطالعه تفصیلی خود پیرامون ادعاهای دریایی پس از صدور این رای، همین اصل را تایید کرد؛ این تحلیل نشان داد مبنای حقوق بین‌الملل برای تعیین وضعیت یک عارضه، شرایط طبیعی و دست‌نخورده آن پیش از هرگونه مداخله بشری است.[3]

به کارگیری ابزارهای فناورانه پیشرفته مانند دستگاه‌های تصفیه آب به روش اسمز معکوس یا گلخانه‌های هیدروپونیک نمی‌تواند نقصان طبیعی یک عارضه را جبران کند. تا زمانی که این تجهیزات برای کارکرد خود به مداخله خارجی، قطعات یدکی وارداتی و سوخت سرزمین اصلی متکی باشند، آن عارضه صرف‌نظر از امکانات مدرن خود همچنان از دید حقوقی یک «صخره» است.[5]

این چارچوب سخت‌گیرانه حقوقی، مانع از شکل‌گیری رقابتی تکنولوژیک میان کشورهای ثروتمند برای تصاحب آب‌های آزاد از طریق هزینه‌کردهای مالی گزاف می‌شود. در غیاب چنین تفسیری، قدرت‌ها می‌توانستند به صورت مصنوعی پایگاه‌هایی در صخره‌های متروک برپا کنند و منابع گسترده پیرامون آن‌ها را ببلعند.[9]

پیامدهای فرامرزی بر مرزهای دریایی

هرچند پرونده داوری ۲۰۱۶ مستقیماً به جغرافیای دریای جنوبی چین ارتباط داشت، اما رویه حقوقی حاصل از آن گستره‌ای جهانی در تمام اقیانوس‌ها دارد. پایبندی به این تفسیر از بند ۳ ماده ۱۲۱، ادعاهای پهناور دریایی چندین قدرت بزرگ خارج از آسیا را که به جزایر دورافتاده متکی هستند، زیر سوال می‌برد.[6]

به عنوان نمونه، ژاپن پیرامون صخره اوکینوتوری‌شیما در دریای فیلیپین مدعی یک منطقه انحصاری اقتصادی وسیع است؛ عارضه‌ای به غایت خرد که دولت توکیو ناچار شده اطراف آن را با لایه‌های بتن و تیتانیوم مهار کند تا زیر خط جزرومد آب محو نشود.[6]

طبق معیار «ظرفیت طبیعی» تشریح‌شده در لاهه، اوکینوتوری‌شیما قطعاً یک صخره است و نه جزیره. لغو ادعای منطقه ۲۰۰ مایلی پیرامون آن، پهنه عظیمی از اقیانوس آرام را برای ماهیگیری بین‌المللی و دریانوردی آزاد مهیا می‌سازد.[6]

تفسیر دقیق بند ۳ ماده ۱۲۱، مشروعیت ادعاهای دریایی گسترده مبتنی بر پایگاه‌های دست‌ساز را در سراسر جهان با بحران روبرو می‌کند.

پرسش‌های حقوقی مشابهی بر سر جزایر سنکاکو (مورد اختلاف ژاپن و چین) و جزیره کلیپرتون (تحت حاکمیت فرانسه در اقیانوس آرام شرقی) نیز جاری است. هر دوی این عوارض غیرمسکونی، در حال حاضر مناطقی گسترده از آب‌های پیرامونی را در انحصار کشورهای خود قرار داده‌اند.[6]

حقوق‌دانان برجسته تاکید دارند در صورت اعمال سراسری معیار سال ۲۰۱۶، میلیون‌ها کیلومتر مربع از آب‌هایی که در حال حاضر تحت ادعای حاکمیتی هستند، باید مجدداً به عنوان «دریای آزاد» شناخته شوند؛ امری که نقشه استخراج منابع جهانی را دگرگون ساخته و دامنه نفوذ دریایی چندین قدرت بزرگ را محدود می‌کند.[10]

مقاومت دولت‌ها و رویه عملی در دریاها

با وجود وضوح حقوقی حکم سال ۲۰۱۶، معیار ظرفیت طبیعی با مقاومت سیاسی شدید کشورهای ذی‌نفع روبرو شده است. با اینکه آرای دیوان برای طرف‌های دعوا الزام‌آور است، اما اجرای احکام حقوق بین‌الملل تا حد زیادی در گرو تمکین اختیاری دولت‌ها باقی مانده است.[8]

دولت چین از همان گام نخست، مشروعیت این دادگاه داوری را یک‌صدا رد کرد. وزارت امور خارجه این کشور اعلام کرد «حکم صادره باطل و فاقد هرگونه قدرت اجرایی است» و پکن همچنان بر حقوق انحصاری خود پیرامون عوارض توسعه‌یافته مصنوعی پایبشاری می‌کند.[4]

برخی از اساتید حقوق بین‌الملل نیز این آزمون سفت‌وسخت را به دلیل فاصله گرفتن از واقعیات دنیای نوین به باد نقد گرفته‌اند. پژوهشگران دانشگاه قطب شمال نروژ (UiT) معتقدند تحمیل شرط تاریخی غیرمنعطف برای تعریف سکونت انسانی، بدعتی نگران‌کننده به جای گذاشته است.[8]

منتقدان استدلال می‌کنند تکیه بر خودکفایی محض بومی در عصر حاضر ملاکی منسوخ است، زیرا امروزه حتی کلان‌شهرهای سرزمین اصلی نیز خوراک، انرژی و آب مصرفی خود را از طریق زنجیره‌های پیچیده و جهانی تامین کالا وارد می‌کنند.[8][9]

در تحلیل نهایی، اصطکاک میان متن حقوقی بند ۳ ماده ۱۲۱ و منافع راهبردی دولت‌های ساحلی کماکان برقرار است. حکم سال ۲۰۱۶ یک فرمول مشخص قانونی ارائه داد، اما رویه عملی دولت‌ها همچنان مرزهای تعریف جزیره را در قرن بیست‌ویکم به چالش می‌کشد.[11]

در تحلیل نهایی، اصطکاک میان متن حقوقی بند ۳ ماده ۱۲۱ و منافع راهبردی دولت‌های ساحلی کماکان برقرار است.

آینده تصاحب آب‌های آزاد

با تشدید پیامدهای تغییرات اقلیمی بر جغرافیای آب‌ها، اهمیت این منازعه حقوقی مضاعف خواهد شد؛ چرا که بالا آمدن سطح آب دریاها می‌تواند برخی جزایر طبیعی را به زیر آب برده و آن‌ها را به صخره‌هایی فاقد منابع حیاتی پیرامونی تقلیل دهد.[11]

همزمان با گسترش توان فنی استخراج معادن در اعماق دریا، ارزش اقتصادی این عوارض دورافتاده چند برابر می‌شود. جامعه جهانی اکنون باید تعیین کند که آیا بر اجرای دقیق معیار ظرفیت طبیعی پافشاری خواهد کرد، یا نظاره‌گر تصاحب تدریجی پهنه‌های مشترک اقیانوسی توسط قدرت‌ها خواهد بود.[11]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
تطبیق آزمون حقوقی چندوجهی دیوان داوری ۲۰۱۶ درباره «سکونت انسانی» و «حیات اقتصادی» با رویه عملی کشورها و نقدهای آکادمیک، جهت تعیین دقیق مرز تبدیل یک عارضه منفرد از صخره به جزیره کامل.
یافته
تمایز حقوقی میان جزیره و صخره تماماً بر ظرفیت طبیعی و خوداتکای زیستی آن عارضه استوار است؛ امری که توسعه مصنوعی، پادگان‌های نظامی و خطوط تدارکات بیرونی را برای احراز حق منطقه انحصاری ۲۰۰ مایلی بی‌اثر می‌کند.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • تعریف دیوان از «نگه‌داشت سکونت انسانی»: Capacity to support a stable community of people without external injection of resources — Permanent Court of Arbitration
  • متن بند ۳ ماده ۱۲۱ کنوانسیون حقوق دریاها: Rocks which cannot sustain human habitation or economic life of their own shall have no exclusive economic zone — United Nations
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل بر تفسیر داوری ۲۰۱۶ مبتنی است که اگرچه در حقوق بین‌الملل معتبر تلقی می‌شود، اما از سوی برخی قدرت‌های بزرگ دریایی رد شده و آن‌ها در عمل همچنان از عوارض دست‌ساز خود ادعای منطقه انحصاری اقتصادی دارند.

اصطلاحات کلیدی

کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)
معاهده بین‌المللی مصوب ۱۹۸۲ که چارچوب حقوقی جامع و حاکم بر تمام فعالیت‌های دریایی و اقیانوسی را در سطح جهان تعیین می‌کند.
منطقه انحصاری اقتصادی (EEZ)
محدوده‌ای از دریا تا فاصله ۲۰۰ مایلی از خط مبدأ ساحلی که دولت ساحلی در آن از حقوق حاکمیتی ویژه برای بهره‌برداری و اکتشاف منابع برخوردار است.
دریای سرزمینی (Territorial Sea)
باریکه‌ای از آب‌های ساحلی حداکثر تا ۱۲ مایل دریایی از خط مبدأ که دولت ساحلی بر آن حاکمیت کامل سرزمینی اعمال می‌کند.
بند ۳ ماده ۱۲۱ (Article 121(3))
مقرره‌ای کلیدی در کنوانسیون حقوق دریاها که تصریح دارد صخره‌های فاقد امکان سکونت انسانی یا حیات اقتصادی، از داشتن منطقه انحصاری اقتصادی محرومند.
دیوان دائمی داوری (PCA)
نهادی بین‌المللی مستقر در لاهه هلند که بستری برای حل‌وفصل حقوقی مناقشات میان دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی فراهم می‌سازد.

پرسش‌های متداول

آیا یک کشور می‌تواند با ساخت جزیره مصنوعی مدعی منطقه انحصاری اقتصادی شود؟

خیر. طبق حقوق بین‌الملل، جزایر مصنوعی از وضعیت جزایر طبیعی برخوردار نیستند و نمی‌توانند مبنای ایجاد منطقه انحصاری اقتصادی یا حتی دریای سرزمینی باشند.

آیا برافراشتن پرچم یا استقرار نیروهای نظامی ماهیت حقوقی یک صخره را تغییر می‌دهد؟

خیر. حکم داوری سال ۲۰۱۶ تصریح کرد که حضور پادگان‌های موقت نظامی که بقای آن‌ها وابسته به پشتیبانی و تدارکات خارجی است، مصداق سکونت پایدار انسانی محسوب نمی‌شود.

یک منطقه انحصاری ۲۰۰ مایلی چه مساحتی از اقیانوس را پوشش می‌دهد؟

یک عارضه منفرد با ایجاد منطقه‌ای به شعاع ۲۰۰ مایل دریایی، حدود ۴۳۰ هزار کیلومتر مربع از آب‌های دریا را در بر می‌گیرد؛ مساحتی که حتی از وسعت کشور آلمان نیز بزرگ‌تر است.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

اجماع حقوقی بین‌المللی

بر لزوم اجرای دقیق معیار ظرفیت زیستی طبیعی برای ممانعت از مصادره ناعادلانه منابع اقیانوسی از طریق صخره‌های بایر تاکید دارد.

حامیان رای داوری ۲۰۱۶ تاکید می‌کنند که واضعان کنوانسیون ۱۹۸۲ هرگز در پی آن نبوده‌اند که صخره‌های بایر و زیست‌ناپذیر مجوزی برای در اختیار گرفتن پهنه‌های وسیع اقیانوسی باشند. از دید این گروه، اعمال دقیق ملاک «ظرفیت طبیعی» اجازه نمی‌دهد کشورهای ثروتمند با ساخت‌وساز روی آبسنگ‌های کم‌عمق، میلیون‌ها کیلومتر مربع از مشاعات بین‌المللی را به تیول خود درآورند. این دیدگاه بر آن است که منابع کف دریا باید در اختیار همه باقی بماند، مگر آنکه عارضه‌ای حقیقتاً زیستگاه یک جامعه مستقل انسانی باشد.

دولت‌های توسعه‌طلب ساحلی

تفسیر سخت‌گیرانه لاهه را رد کرده و مدعی‌اند رویه عملی کشورها و حقوق تاریخی، اختصاص منطقه اقتصادی به عوارض دست‌ساز را توجیه می‌کند.

چندین قدرت دریایی برجسته و در رأس آن‌ها چین، با رد قاطعانه تفسیر ارائه‌شده از بند ۳ ماده ۱۲۱، اصرار دارند که حاکمیت تاریخی و توسعه فنی باید در تعیین موقعیت حقوقی عوارض لحاظ شود. پکن با اعلان «باطل و بلااثر» بودن رای ۲۰۱۶، به اعمال کنترل بر حریم ۲۰۰ مایلیِ برآمده از پایگاه‌های تسلیحاتی و دست‌ساز خود ادامه می‌دهد و در تحکیم ادعاهایش بیش از محاکم داوری، به وزن ژئوپلیتیک و نظامی خود متکی است.

منتقدان دانشگاهی

حکم ۲۰۱۶ را به دلیل اعمال معیارهای تاریخی سفت‌وسخت و نادیده گرفتن ماهیت زنجیره‌های تامین در جوامع مدرن دورافتاده مورد انتقاد قرار می‌دهند.

جمعی از پژوهشگران حقوق معتقدند محک دیوان برای «سکونت انسانی» سنخیتی با مقتضیات قرن بیست‌ویکم ندارد. آنان یادآوری می‌کنند که خوداتکایی سنتی امروزه مفهومی منسوخ است؛ چنان‌که شهرهای بزرگ ساحلی و بسیاری از جزایر بدون مناقشه نیز آب و انرژی و مایحتاج روزمره خود را از بیرون وارد می‌کنند. از نظر این منتقدان، شرط عدم نیاز به تدارکات خارجی، مانعی ناممکن پیش پای جزایر دورافتاده می‌گذارد و واقعیت شبکه‌های فرامرزی کالا را نادیده می‌گیرد.

اجماع حقوقی بین‌المللی 50%دولت‌های توسعه‌طلب ساحلی 30%منتقدان دانشگاهی 20%
اجماع حقوقی بین‌المللی
بر لزوم اجرای دقیق معیار ظرفیت زیستی طبیعی برای ممانعت از مصادره ناعادلانه منابع اقیانوسی از طریق صخره‌های بایر تاکید دارد.
دولت‌های توسعه‌طلب ساحلی
تفسیر سخت‌گیرانه لاهه را رد کرده و مدعی‌اند رویه عملی کشورها و حقوق تاریخی، اختصاص منطقه اقتصادی به عوارض دست‌ساز را توجیه می‌کند.
منتقدان دانشگاهی
حکم ۲۰۱۶ را به دلیل اعمال معیارهای تاریخی سفت‌وسخت و نادیده گرفتن ماهیت زنجیره‌های تامین در جوامع مدرن دورافتاده مورد انتقاد قرار می‌دهند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • ناوگان‌های صیادی تجاری فعال در مناطق مورد مناقشه
  • کشورهای جزیره‌ای کوچک و در حال توسعه متکی به آبسنگ‌های دورافتاده

منابع

پوشش منابع

11 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اجماع حقوقی بین‌المللی 50%دولت‌های توسعه‌طلب ساحلی 30%منتقدان دانشگاهی 20%
  1. [1]Permanent Court of Arbitrationاجماع حقوقی بین‌المللی

    PCA Press Release: The South China Sea Arbitration (The Republic of the Philippines v. The People's Republic of China)

    مطالعه در Permanent Court of Arbitration →
  2. [2]United Nationsاجماع حقوقی بین‌المللی

    United Nations Convention on the Law of the Sea - Part VIII

    مطالعه در United Nations →
  3. [3]U.S. Department of Stateاجماع حقوقی بین‌المللی

    Study on the People’s Republic of China’s South China Sea Maritime Claims

    مطالعه در U.S. Department of State →
  4. [4]Ministry of Foreign Affairs of the People's Republic of Chinaدولت‌های توسعه‌طلب ساحلی

    Statement of the Ministry of Foreign Affairs of the People's Republic of China on the Award of 12 July 2016 of the Arbitral Tribunal in the South China Sea Arbitration Established at the Request of the Republic of the Philippines

    مطالعه در Ministry of Foreign Affairs of the People's Republic of China →
  5. [5]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
  8. [8]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
  9. [9]Ocean Development & International Lawمنتقدان دانشگاهی

    Reflections on the Interpretation and Application of Article 121(3) in the South China Sea Arbitration (Merits)

    مطالعه در Ocean Development & International Law →
  10. [10]Questions of International Law

    The South China Sea Arbitration's contribution to the concept of juridical islands

    مطالعه در Questions of International Law →
  11. [11]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار جهان با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.

ظرفیت زیستی مستقل، نه تدارکات بیرونی: چرا بند ۳ ماده ۱۲۱…