زیردریاییهای پنهان زیر آب و پرواز آزادانه جنگندهها: چگونه ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق دریاها حق وتوی کشورهای ساحلی بر تنگههای بینالمللی را سلب کرد
کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها رژیم حقوقی متمایزی برای تنگههای بینالمللی بنیان گذاشت که بر ادعاهای سرزمینی دولتهای حاشیهای اولویت دارد. ماده ۳۸ با تضمین «حق عبور ترانزیت»، تضمین میکند که زیردریاییهای نظامی بتوانند به حالت غوطهور عبور کنند و هواپیماهای خارجی بدون نیاز به کسب مجوز از کشورهای ساحلی، بر فراز این آبراهها پرواز کنند.
به قلم امیر رحیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق دریاها با تضمین حق عبور ترانزیت از تنگههای بینالمللی، صلاحیت کشورهای ساحلی برای انسداد یا تعلیق ناوبری خارجی را سلب کرده است.
- رژیم عبور ترانزیت به زیردریاییهای نظامی اجازه میدهد بدون نیاز به حرکت در سطح آب که در آبهای سرزمینی اجباری است، به صورت پنهان و غوطهور عبور کنند.
- هواپیماهای نظامی و غیرنظامی خارجی از حق کامل پرواز بر فراز تنگههای بینالمللی بدون نیاز به هماهنگی دیپلماتیک یا ثبت نقشه پروازی برخوردارند.
در این مطلب
در ۱۶ نوامبر ۱۹۹۴، لازمالاجرا شدن کنوانسیون حقوق دریای سازمان ملل متحد (UNCLOS) ساختار حاکمیتی اقیانوسهای جهان را به شکلی بنیادین دگرگون کرد. این معاهده با تثبیت و تدوین حق «عبور ترانزیت»، توانایی دولتهای ساحلی برای وتوی تحرکات نظامی خارجی در تنگههای بینالمللی را سلب کرد.[1]
این تحول حقوقی پاسخی به بحرانی بود که در پی گسترش مرزهای دریای سرزمینی در جهان شکل گرفت. هنگامی که کشورهای ساحلی به شکل یکجانبه دامنه حاکمیت سرزمینی خود را از ۳ مایل دریایی به ۱۲ مایل دریایی افزایش دادند، ناگهان حدود ۱۱۶ تنگه بینالمللی در محدوده آبهای سرزمینی داخلی محصور شدند.[3]
بدون برقراری یک چارچوب حقوقی تازه، ناوگانهای نظامی و تجاری جهان در تنگناها گرفتار تمایلات سیاسی و نظارتی دولتهای ساحلی میشدند. اگر مقررات مرسوم دریای سرزمینی بر این گذرگاهها حاکم میماند، کشورهای هممرز میتوانستند برای عبور هر شناوری شرط بگذارند و تحرک دریایی جهانی را عملاً فلج کنند.
متن سال ۱۹۸۲ این کنوانسیون یک استثنای حقوقی دقیق برای جلوگیری از این انسداد ایجاد کرد. ماده ۳۸ حق بنیادین «عبور ترانزیت» را بنیان نهاد تا تضمین کند تنگههای بینالمللی، به رغم گسترش آبهای سرزمینی، همچنان به روی عبور و مرور جهانی باز بمانند.[1]
بر اساس این رژیم حقوقی، آبها و فضای هوایی تنگههای بینالمللی به عنوان یک منطقه صلاحیتی مجزا تعریف شدهاند. قانون به صراحت اختیارات کشورهای ساحلی را برای تعلیق، ایجاد مانع یا اخلال در عبور پیوسته و سریع کشتیها و هواپیماهای خارجی سلب کرده است.[1]
استثنای تردد زیرسطحی و غوطهور
در آبهای سرزمینی معمول، ماده ۲۰ کنوانسیون قاعدهای بسیار سختگیرانه برای «عبور بیضرر» زیردریاییها وضع کرده است: آنها ملزم هستند صرفاً در سطح آب حرکت کنند و پرچم ملی خود را برافرازند تا کشور ساحلی قادر به پایش تجهیزات نظامی در نزدیکی سواحل خود باشد.[1][3]
اما سازوکار عبور ترانزیت ذیل ماده ۳۸ این الزام حرکت در سطح آب را کاملاً لغو میکند. از آنجا که قانون به شناورها اجازه میدهد در «حالتهای معمول عملیاتی» خود حرکت کنند، زیردریاییهای نظامی حق دارند بدون نقض قانون، به صورت غوطهور در زیر آب از تنگههای بینالمللی عبور کنند.[1]
این تمایز حقوقی سنگبنای راهبرد دریایی نوین و بازدارندگی هستهای قدرتهای بزرگ محسوب میشود. «کتابچه راهنمای فرماندهان درباره حقوق عملیات دریایی» متعلق به نیروی دریایی آمریکا صراحتاً این دکترین را تأیید میکند و متذکر میشود که زیردریاییها مجازند در حالت غوطهور عبور کنند و کشتیهای جنگی سطحی نیز میتوانند فعالیتهای معمول حین دریانوردی را ادامه دهند.[2]
برای قدرتهای دریایی جهان، امکان جابهجایی پنهانی زیردریاییهای حامل موشک بالستیک و ناوگانهای رزمی از گلوگاههای راهبردی، یک اولویت امنیتی غیرقابلمذاکره است. رژیم عبور ترانزیت از این توانمندی پنهانکاری در برابر هرگونه مداخله یا قوانین داخلی دولتهای ساحلی محافظت حقوقی به عمل میآورد.[2]
مفهوم «حالت معمول عملیاتی» فراتر از زیردریاییها، ناوگانهای سطحی را نیز در بر میگیرد. ناوهای هواپیمابر هنگام گذر از تنگه مجاز به پرواز درآوردن و نشاندن بالگردها و هواپیماها هستند و گروههای رزمی دریایی میتوانند آرایشهای دفاعی خود را حفظ کنند؛ اقداماتی که در رژیم «عبور بیضرر» اکیداً ممنوع تلقی میشوند.
آزادی بیقیدوشرط پرواز و حریم هوایی
خلأ حاکمیتی ناشی از ماده ۳۸ به صورت عمودی به آسمان نیز گسترش مییابد و فضای هوانوردی خاصی خلق میکند. در حالی که دولتهای ساحلی بر حریم هوایی بالای آبهای سرزمینی خود حاکمیت مطلق دارند، آسمان تنگههای بینالمللی از این سیطره مستثنی است.[1]
هواپیماهای خارجی، شامل بمبافکنهای استراتژیک، جنگندهها و پرندههای شناسایی، از حق پرواز آزادانه بر فراز این کریدورها برخوردارند. آنها هیچ الزامی برای ارسال نقشه پرواز، درخواست مجوز دیپلماتیک یا حتی شناسایی خود به کشورهای هممرز تنگه ندارند.[3]
سازمان «حقوق بینالملل عمومی آکسفورد» با اشاره به این گستره گسترده هوانوردی خاطرنشان میکند: «سکوت کنوانسیون حقوق دریاها در این باره، به هواپیماهای غیرنظامی و نظامی خارجی این حق را میدهد که از ساحل تا ساحل در حریم هوایی تنگه از آزادی پرواز استفاده کنند.»
نمود عملی این اصل در آوریل ۱۹۸۶ آشکار شد؛ زمانی که هواپیماهای نظامی ایالات متحده برای اجرای عملیات بمباران در لیبی از حریم هوایی تنگه جبلالطارق عبور کردند و نه اسپانیا و نه مراکش نتوانستند از منظر حقوقی اعتراضی به این پرواز داشته باشند، زیرا آن فضا تحت حاکمیت رژیم عبور ترانزیت بود.
نبود حق وتوی ساحلی بر حریم هوایی تضمین میکند که ائتلافهای نظامی میتوانند داراییهای هوایی خود را به سرعت در سراسر جهان مستقر سازند. بدون ماده ۳۸، یک کشور ساحلی به تنهایی میتوانست یک کریدور هوایی حیاتی را مسدود کند و هواپیماها را به دورزدنهای طولانی بر فراز دریای آزاد وادار سازد.
مرزها و محدودیتهای اختیارات ساحلی
اگرچه ماده ۳۸ اختیارات گستردهای به نیروهای در حال عبور اعطا میکند، کنوانسیون وظایفی مشخص نیز برای توازن با نگرانیهای امنیتی و زیستمحیطی دولتهای ساحلی در نظر گرفته است. ماده ۳۹ ایجاب میکند که کشتیها و هواپیماها بدون معطلی پیش بروند و از هرگونه تهدید یا توسل به زور خودداری کنند.[1]
شناورهای عبوری اکیداً از انجام پژوهشهای علمی دریایی، نقشهبرداری یا مانورهای نظامی تهاجمی در حین حضور در تنگه منع شدهاند. عبور صرفاً باید با هدف جابهجایی سریع میان یک بخش از دریای آزاد یا منطقه انحصاری اقتصادی به بخش دیگر انجام شود.[1]
کشورهای ساحلی اختیار دارند مقررات ایمنی و زیستمحیطی مورد تأیید بینالمللی را به اجرا بگذارند. بر اساس ماده ۴۱، آنها میتوانند مسیرهای دریایی و طرحهای جداسازی ترافیک تعیین کنند، مشروط بر اینکه این طرحها در سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) تصویب شده باشند، نه اینکه یکجانبه تحمیل شوند.[1]
با این حال، کشورهای ساحلی نمیتوانند از اختیارات نظارتی خود به عنوان بهانهای برای مسدود کردن مسیر یا تبعیض علیه کشور خاصی استفاده کنند. ماده ۴۴ کنوانسیون صراحتاً دولتهای ساحلی را از تعلیق عبور ترانزیت به هر دلیلی، از جمله رزمایشهای شلیک مستقیم یا تنشهای ژئوپلیتیکی شدید، منع میکند.[1]
این ممنوعیت مطلق تعلیق، شاخصترین وجه تمایز عبور ترانزیت از عبور بیضرر است. در عبور بیضرر، دولت ساحلی میتواند در صورت احساس خطر امنیتی موقتاً مانع تردد شود؛ اما در عبور ترانزیت، آبراه باید همواره و بدون استثنا باز بماند.[1]
مانورهای تدافعی و وضعیت اضطراری
ممنوعیت تهدید یا استفاده از زور موضوع ماده ۳۹، مکرراً در آبراههای تنشآلود جهان محک میخورد. کشورهای ساحلی اغلب قایقهای تندرو تهاجمی یا پهپادها را برای تعقیب و رصد ناوهای عبوری اعزام میکنند تا حاکمیت خود را بدون عبور از آستانه یک درگیری مسلحانه به رخ بکشند.
در مقابل، ناوگانهای دریایی به استثناهای حقوقی تعبیهشده در چارچوب عبور ترانزیت متوسل میشوند. کنوانسیون به صراحت به کشتیها و هواپیماها اجازه میدهد در شرایط اضطراری یا «فورس ماژور» از حالت حرکت پیوسته و معمول خود خارج شوند.[1]
اندیشکده واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک خاطرنشان میکند: «کنوانسیون به شناورها و هواپیماهای در حال عبور ترانزیت اجازه میدهد در صورت بروز اضطرار یا فورس ماژور از حالت عادی فعالیت خود منحرف شوند.» این بدان معناست که مانورهای تدافعی در برابر قایقهای تندروی تهدیدکننده از پوشش حقوقی برخوردار است.
این رویکرد تضمین میکند یک ناو جنگی از نظر حقوقی ناچار نیست برای حفظ وضعیت ترانزیت خود، حملهای را تحمل کند یا تن به آزار و تهدیدهای خطرناک بدهد. فرماندهان حق ذاتی دفاع از خود را حفظ میکنند و اتخاذ مانورهای گریز یا تدابیر دفاعی، حق عبور آنها از تنگه را باطل نمیسازد.[2]
آبراههای مجمعالجزایری و رویه عملی دولتها
اصول عبور ترانزیت متناسب با جغرافیای ویژه کشورهای مجمعالجزایری نیز بازتعریف شد. ماده ۵۳ کنوانسیون مفهوم «عبور از آبراههای مجمعالجزایری» را ایجاد کرد و حقوق ترددی مشابهی را برای آبراههای داخلی کشورهایی مانند اندونزی و فیلیپین برقرار ساخت.[1]
همانند عبور ترانزیت، این رژیم نیز به زیردریاییها اجازه حرکت زیرسطحی و به هواپیماها حق پرواز آزادانه در امتداد مسیرهای تعیینشده را میدهد. این تمهید مانع از آن میشود که مجمعالجزایر پهناور به دیوارهایی نفوذناپذیر در برابر ترافیک دریایی و هوایی بینالمللی تبدیل شوند.[1][2]
به رغم وضوح متن کنوانسیون، اجرای عبور ترانزیت همواره کانونی پرتنش در ژئوپلیتیک جهانی است. کشورهای هممرز با تنگههای راهبردی همواره در پی آن بودهاند که کنترل سرزمینی بیشتری بر شناورهای نظامی عبوری از سواحل خود اعمال کنند.
برای نمونه، ایران مکرراً تأکید کرده است که مقررات عبور ترانزیت در تنگه هرمز صرفاً شامل کشورهایی میشود که رسماً کنوانسیون ۱۹۸۲ را تصویب کردهاند. این موضع مشخصاً متوجه ایالات متحده است؛ کشوری که اگرچه این اصول را حقوق عرفی بینالملل میداند، اما هنوز به این پیمان ملحق نشده است.
اندیشکده واشنگتن گزارش میدهد که شناورهای نیروی دریایی سپاه پاسداران بارها تلاش کردهاند ناوهای خارجی را رهگیری کرده یا به چالش بکشند و این اقدام را در قالب صیانت از حاکمیت ملی توجیه کنند. با این حال، ذیل رژیم عبور ترانزیت، این ناوها در چارچوب حقوق شناساییشده بینالمللی خود دریانوردی میکنند.
پایداری ماده ۳۸ تماماً به اراده قدرتهای دریایی برای بهکارگیری مداوم این حقوق متکی است. ناوگانهای نظامی بزرگ با اعزام مستمر زیردریاییهای غوطهور و هواپیماهای جنگی از این آبراهها، این هنجار حقوقی را بازتولید میکنند که تنگههای بینالمللی متعلق به همه جهان هستند.[2]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- مقایسه محدودیتهای دریانوردی مندرج در ماده ۲۰ کنوانسیون با حقوق عبور ترانزیت در ماده ۳۸ جهت شناسایی دگرگونی دقیق صلاحیت در تنگههای بینالمللی، و انطباق آن با کتابچه فرماندهی نیروی دریایی آمریکا در زمینه عملیات دریایی برای بررسی نحوه پیادهسازی این مرز حقوقی در دکترین نظامی.
- یافته
- چارچوب حقوقی موجود یک خلأ صلاحیتی مشخص در تنگههای بینالمللی ایجاد کرده که در آن قوانین داخلی کشورهای ساحلی نمیتواند بر «حالت معمول» تردد نظامی ارجحیت یابد؛ امری که عملاً حق وتوی کشورهای ساحلی در آبهای سرزمینی معمول را سلب کرده و فعالیت غوطهور زیردریاییها و پروازهای نظامی از پیش اعلامنشده را از منظر حقوقی مصون میدارد.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- الزام ماده ۲۰ کنوانسیون به حرکت در سطح آب در رژیم عبور بیضرر: Submarines must navigate on the surface and show their flag — United Nations
- تعریف ماده ۳۸ کنوانسیون از رژیم عبور ترانزیت: Freedom of navigation and overflight solely for continuous and expeditious transit — United Nations
- دکترین عملیاتی نیروی دریایی آمریکا در قبال تنگههای بینالمللی: Submarines may transit while submerged and aircraft may overfly without coastal authorization — U.S. Department of the Navy
- محدودیتهای این تحلیل
- این تحلیل صرفاً بر متون حقوقی و دکترینهای رسمی نظامی تمرکز دارد و نمیتواند واقعیتهای میدانی رویارویی فیزیکی یا آزار و اذیتهای شناورهای عبوری توسط کشورهای ساحلی را که خارج از هنجارهای حقوقی رخ میدهد ارزیابی کند.
اصطلاحات کلیدی
- UNCLOS (کنوانسیون حقوق دریاها)
- کنوانسیون سال ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها که چارچوب جامع حقوقی برای کلیه فعالیتهای دریایی و اقیانوسی را تعیین کرده است.
- عبور ترانزیت (Transit Passage)
- حق قانونی کشتیها و هواپیماها برای تردد مداوم و سریع از تنگههای بینالمللی بدون مداخله یا ممانعت کشورهای ساحلی.
- عبور بیضرر (Innocent Passage)
- رژیم محدودتر دریانوردی در آبهای سرزمینی که زیردریاییها را ملزم به حرکت در سطح آب کرده و پروازهای نظامی یا تمرینات رزمی را ممنوع میسازد.
- دریای سرزمینی (Territorial Sea)
- کمربندی از آبهای ساحلی با عرض حداکثر ۱۲ مایل دریایی از خط مبدأ که دولت ساحلی بر آن حاکمیت سرزمینی دارد.
- عبور از آبراههای مجمعالجزایری
- رژیمی مشابه عبور ترانزیت که در مسیرهای دریایی مشخصشده در میان آبهای داخلی کشورهای مجمعالجزایری نظیر اندونزی اعمال میشود.
پرسشهای متداول
آیا کشور ساحلی میتواند عبور ترانزیت را هنگام جنگ تعلیق کند؟
خیر. ماده ۴۴ کنوانسیون صراحتاً تعلیق عبور ترانزیت را تحت هر شرایطی، از جمله درگیریهای مسلحانه، تشدید تنشهای ژئوپلیتیک یا برگزاری مانورهای شلیک مستقیم ممنوع کرده است.
آیا عبور ترانزیت شناورهای تجاری را نیز در بر میگیرد؟
بله. گرچه ناوگانهای نظامی برای پنهانکاری و پروازهای خود بیشترین وابستگی را به این رژیم دارند، کشتیهای تجاری نیز با اتکا به عبور ترانزیت میتوانند بدون مواجهه با موانع و قوانین داخلی دولتهای ساحلی به جابهجایی بار بپردازند.
اگر زیردریایی حین عبور ترانزیت به سطح آب بیاید چه میشود؟
آمدن به سطح آب حق عبور ترانزیت را سلب نمیکند. گرچه ماندن در زیر آب به عنوان «حالت معمول» برای آنها مجاز شمرده شده، اما اگر به دلایل ایمنی، نقص فنی یا عملیاتی به سطح بیایند، تخلفی از کنوانسیون مرتکب نشدهاند.
آیا آمریکا با وجود تصویبنکردن کنوانسیون، از مزایای آن بهرهمند است؟
بله. دولت آمریکا مفاد دریانوردی و پرواز در این کنوانسیون از جمله عبور ترانزیت را به عنوان حقوق بینالملل عرفی به رسمیت میشناسد و آن را برای همه کشورها جهانشمول و الزامآور تلقی میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
قدرتهای دریایی
کشورهای دارای نیروی دریایی فرامنطقهای بر تردد نامحدود از آبراههای استراتژیک به عنوان امری حیاتی اصرار میورزند.
برای کشورهایی مانند ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه، رژیم عبور ترانزیت رکنی تغییرناپذیر در امنیت جهانی به شمار میآید. آنها استدلال میکنند که جابهجایی نامحسوس زیردریاییهای اتمی حامل موشکهای بالستیک و پرواز جنگندهها بدون مجوز ساحلی، شرط اساسی حفظ بازدارندگی هستهای و واکنش به بحرانها است. از این دیدگاه، هر اقدام دولتهای ساحلی برای وضع مقررات محدودکننده، نقض حقوق عرفی آزادی دریاها به حساب میآید.
مدافعان حاکمیت ساحلی
کشورهای همجوار تنگههای راهبردی خواهان حق اعمال نظارت و کنترل بیشتری بر شناورهای نظامی عبوری هستند.
دولتهایی نظیر ایران، اسپانیا و اندونزی همواره نسبت به مخاطرات زیستمحیطی و امنیتی تردد بدون نظارت ادوات نظامی ابراز نگرانی کردهاند. استدلال آنها این است که حضور زیردریاییهای اتمی غوطهور و پرواز بمبافکنهای خارجی در مجاورت مرزهایشان تهدیدی ذاتی علیه امنیت ملی است. این کشورها در پی آنند که تکالیف مندرج در کنوانسیون—از جمله پرهیز از تهدید به زور—را مبنای رصد، هشدار و کنترل قانونی ناوهای خارجی قرار دهند.
اجماع حقوقی بینالمللی
حقوقدانان و سازوکار سازمان ملل، عبور ترانزیت را توافقی گریزناپذیر میان حاکمیت ملی و تردد آزاد جهانی ارزیابی میکنند.
هدف اصلی تدوینکنندگان کنوانسیون حقوق دریاها برقراری توازن میان دو قطب منافع بود. کارشناسان حقوقی یادآور میشوند که اعطای رژیم عبور ترانزیت در واقع امتیازی بود که قدرتهای بزرگ در ازای بهرسمیتشناختن مرز ۱۲ مایلی آبهای سرزمینی مطالبه کردند. بدون ماده ۳۸، کنوانسیون هرگز به تصویب نمیرسید و تنشهای مکرر بر سر ادعاهای یکجانبه دریایی تشدید میشد. این دیدگاه معتقد است رژیم فعلی مانع از تبدیل تنگهها به کانون مناقشات نظامی محلی شده است.
- قدرتهای دریایی
- خواهان آزادی مطلق دریانوردی و پرواز برای تضمین تحرک نظامی و تجاری خود در سراسر جهان هستند.
- اجماع حقوقی بینالمللی
- رژیم عبور ترانزیت را مصالحهای الزامآور و غیرقابلتفکیک میدانند که مانع از مناقشات نظامی محلی بر سر تنگهها میشود.
- مدافعان حاکمیت ساحلی
- به دنبال حداکثرسازی نظارت و کنترل امنیتی و زیستمحیطی دولت متبوع خود بر شناورهای عبوری از سواحل هستند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- گردانندگان و شرکتهای کشتیرانی تجاری
- نهادها و سازمانهای حفاظت از محیط زیست دریایی
منابع
[1]United Nationsاجماع حقوقی بینالمللیUnited Nations Convention on the Law of the Sea
مطالعه در United Nations →
[2]U.S. Department of the Navyقدرتهای دریاییThe Commander's Handbook on the Law of Naval Operations
مطالعه در U.S. Department of the Navy →
[3]LexibalInternational Straits and Transit Passage
مطالعه در Lexibal →
[4]تیم سردبیری کوهستاناجماع حقوقی بینالمللیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →حقوق بینالملل
تعهد امضا: حقوق بینالملل چگونه میان امضای معاهده و تصویب آن تفاوت قائل میشود
9 منبع
توسعه جهانی
نمره ۳.۲ شاخص CPIA و حضور هیئتهای سازمان ملل: بانک جهانی چگونه یک «دولت شکننده» را تعریف میکند
6 منبع
پروندههای امنیتی
اعدام حسین پدران در ایران به اتهام جاسوسی برای اسرائیل و انتقال اطلاعات موشکی اصفهان
3 منبع
حکمرانی اتحادیه اروپا
حد نصاب ۵۵ درصد اعضا و ۶۵ درصد جمعیت: اتحادیه اروپا چگونه قانون تصویب میکند؟
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار اخبار و سیاست با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





