رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانمالیات جهانیتوضیح و تشریح۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۲۳· 6 دقیقه مطالعه

راهکار دو ستونی OECD چگونه نظام مالیات‌ستانی جهانی شرکت‌ها را بازسازی می‌کند و به مسابقه کاهش نرخ‌ها پایان می‌دهد

چارچوب دو ستونی OECD با هدف بازسازی اساسی نظام مالیاتی بین‌المللی، به دنبال تخصیص مجدد حقوق مالیات‌ستانی به حوزه‌های قضایی بازار و تعیین حداقل نرخ مالیات جهانی شرکت‌ها به میزان ۱۵٪ است.

به قلم ایمان شریعتی

حوزه‌های قضایی بازار 40%حامیان عدالت مالیاتی 30%مدافعان رقابت شرکتی 30%
حوزه‌های قضایی بازار
عمدتاً به دلیل ستون اول از این چارچوب حمایت می‌کنند و به دنبال کسب درآمد مالیاتی از خدمات دیجیتالی هستند که توسط شهروندانشان مصرف می‌شود، صرف نظر از محل استقرار دفتر مرکزی شرکت.
حامیان عدالت مالیاتی
استدلال می‌کنند که کف ۱۵ درصد یک گام تاریخی رو به جلو است، اما از پایین بودن آن انتقاد می‌کنند و خواستار نرخی نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ درصد هستند تا واقعاً به نفع کشورهای در حال توسعه باشد.
مدافعان رقابت شرکتی
هشدار می‌دهند که قوانین درهم‌تنیده بار انطباق بی‌سابقه‌ای ایجاد می‌کنند، خطر مالیات مضاعف را به همراه دارند و سرمایه‌گذاری مشروع تجاری را جریمه می‌کنند.

برای تقریباً یک قرن، نظام مالیاتی بین‌المللی بر اساس یک فرض ساده عمل می‌کرد: یک شرکت در جایی مالیات می‌پرداخت که حضور فیزیکی داشت. اگر شرکتی در کشوری کارخانه می‌ساخت یا دفتری باز می‌کرد، آن حوزه قضایی حق داشت از سود آن مالیات بگیرد. اما دیجیتالی شدن اقتصاد جهانی این مدل را شکست. امروزه، شرکت‌های چندملیتی می‌توانند میلیاردها دلار درآمد از کاربران یک کشور خاص کسب کنند، بدون اینکه هرگز در آنجا شعبه‌ای تأسیس کنند یا کارمندی استخدام نمایند.[3]

این گسست به شرکت‌ها اجازه داد تا سود خود را به طور قانونی به حوزه‌های قضایی با نرخ‌های مالیات شرکتی پایین یا صفر منتقل کنند، رویه‌ای که به عنوان فرسایش پایه مالیاتی و انتقال سود (BEPS) شناخته می‌شود. شرکت‌های چندملیتی با قرار دادن مالکیت فکری در پناهگاه‌های مالیاتی و دریافت حق امتیاز از زیرمجموعه‌های خود در مناطق با مالیات بالا، عملاً بدهی‌های مالیاتی خود را از بین می‌بردند. در واکنش، کشورها وارد «مسابقه به سمت پایین» شدند و نرخ‌های مالیات شرکت‌ها را کاهش دادند تا سرمایه و دفاتر مرکزی متحرک را جذب کنند.

برای متوقف کردن این فرسایش پایه مالیاتی جهانی، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، با حمایت گروه ۲۰ (G20)، توافقی تاریخی را میان بیش از ۱۴۰ حوزه قضایی به انجام رساند. این چارچوب که به عنوان راهکار دو ستونی شناخته می‌شود، مهم‌ترین بازنویسی قوانین مالیاتی بین‌المللی از دهه ۱۹۲۰ میلادی است. هدف آن تضمین این است که شرکت‌های چندملیتی سهم عادلانه‌ای از مالیات را در هر کجا که فعالیت می‌کنند بپردازند و اساساً مسئولیت مالیاتی را از حضور فیزیکی جدا سازد.[1]

این چارچوب به دو سازوکار مجزا اما مکمل تقسیم می‌شود. ستون اول بر تخصیص مجدد حقوق مالیات‌ستانی به کشورهایی تمرکز دارد که مصرف‌کنندگان واقعاً در آنجا زندگی می‌کنند و کالاها و خدمات در آنجا مصرف می‌شوند. ستون دوم با معرفی حداقل نرخ مالیات جهانی ۱۵ درصدی، یک کف سخت برای رقابت مالیاتی شرکت‌ها ایجاد می‌کند. این دو ستون با هم طراحی شده‌اند تا نظام بین‌المللی را تثبیت کرده و از جنگ‌های تجاری یک‌جانبه بر سر مالیات دیجیتال جلوگیری کنند.[1]

ستون اول بر محل پرداخت مالیات تمرکز دارد، در حالی که ستون دوم بر میزان پرداخت تمرکز می‌کند.
ستون اول بر محل پرداخت مالیات تمرکز دارد، در حالی که ستون دوم بر میزان پرداخت تمرکز می‌کند.

ستون اول بزرگترین و سودآورترین شرکت‌های جهان را هدف قرار می‌دهد—به طور خاص آنهایی که درآمد سالانه جهانی بیش از ۲۰ میلیارد یورو و حاشیه سود بالای ۱۰ درصد دارند. طبق این قوانین، بخشی از «سود باقیمانده» شرکت (سودی که بالاتر از حاشیه ۱۰ درصدی است) به صورت ریاضی بر اساس محل وقوع فروش، به حوزه‌های قضایی بازار تخصیص مجدد می‌یابد. این بدان معناست که یک غول فناوری که دفتر مرکزی آن در ایالات متحده است، باید بر اساس درآمد حاصل از کاربران در فرانسه یا هند، در آن کشورها مالیات بپردازد.

هدف اصلی سیاسی ستون اول، جایگزینی مجموعه‌ای از مالیات‌های خدمات دیجیتال (DSTs) یک‌جانبه است که کشورهای مختلف در سال‌های اخیر وضع کرده‌اند. این مالیات‌های یک‌جانبه تنش‌های تجاری شدید و تعرفه‌های تلافی‌جویانه را برانگیخته‌اند. ستون اول با ایجاد یک رویکرد استاندارد و فرمول‌محور برای مالیات‌ستانی از اقتصاد دیجیتال، قصد دارد اجماع چندجانبه را احیا کند. با این حال، اجرای آن مستلزم یک کنوانسیون مالیاتی چندجانبه است که با موانع سیاسی قابل توجهی، به ویژه در مورد تصویب در ایالات متحده، روبرو است.[2][3]

هدف اصلی سیاسی ستون اول، جایگزینی مجموعه‌ای از مالیات‌های خدمات دیجیتال (DSTs) یک‌جانبه است که کشورهای مختلف در سال‌های اخیر وضع کرده‌اند.

در حالی که ستون اول بر محل پرداخت مالیات تمرکز دارد، ستون دوم بر میزان پرداخت تمرکز می‌کند. این ستون حداقل نرخ مؤثر مالیات جهانی ۱۵ درصدی را برای گروه‌های چندملیتی با درآمد سالانه تلفیقی حداقل ۷۵۰ میلیون یورو معرفی می‌کند. اگر نرخ مؤثر مالیات یک شرکت در هر حوزه قضایی معینی به زیر این آستانه ۱۵ درصدی برسد، یک «مالیات تکمیلی» برای پر کردن شکاف اعمال می‌شود.

ستون دوم این نرخ حداقل را از طریق مجموعه‌ای از سازوکارهای درهم‌تنیده و بسیار مهندسی‌شده که به عنوان قوانین جهانی ضد فرسایش پایه (GloBE) شناخته می‌شوند، اجرا می‌کند. سازوکار اصلی، قاعده شمول درآمد (IIR) است. اگر یک زیرمجموعه در یک پناهگاه مالیاتی تنها ۵ درصد نرخ مؤثر مالیات بپردازد، قاعده IIR به کشوری که شرکت مادر در آن مستقر است اجازه می‌دهد تا ۱۰ درصد مالیات تکمیلی بر آن سودها وضع کند و مجموع را به کف ۱۵ درصد برساند.[1]

قاعده شمول درآمد تضمین می‌کند که اگر یک زیرمجموعه کم‌مالیات باشد، حوزه قضایی شرکت مادر تفاوت را جمع‌آوری می‌کند.
قاعده شمول درآمد تضمین می‌کند که اگر یک زیرمجموعه کم‌مالیات باشد، حوزه قضایی شرکت مادر تفاوت را جمع‌آوری می‌کند.

برای جلوگیری از انتقال ساده دفتر مرکزی شرکت‌ها به کشورهای غیرمشارکت‌کننده، ستون دوم شامل یک سازوکار حمایتی قدرتمند است: قاعده سودهای کم‌مالیات (UTPR). اگر حوزه قضایی شرکت مادر از اعمال قاعده IIR خودداری کند، UTPR به سایر کشورهایی که شرکت چندملیتی در آنجا فعالیت می‌کند اجازه می‌دهد تا کسری مالیات را جمع‌آوری کنند. آنها این کار را با رد کردن کسورات مالیاتی یا اعمال تعدیلات معادل بر زیرمجموعه‌های محلی شرکت انجام می‌دهند و عملاً سود جهانی را از پایین به بالا مشمول مالیات می‌کنند.[2]

نبوغ این طراحی درهم‌تنیده این است که انگیزه مقاومت را از هر کشور واحدی سلب می‌کند. اگر یک پناهگاه مالیاتی سنتی از افزایش نرخ مالیات شرکت‌های خود به ۱۵ درصد خودداری کند، این امر هیچ صرفه‌جویی مالی برای شرکت چندملیتی به همراه نخواهد داشت؛ بلکه مالیات به سادگی توسط کشور دیگری جمع‌آوری می‌شود. این پویایی باعث شده است که موجی از حوزه‌های قضایی با مالیات پایین، مالیات تکمیلی حداقل داخلی واجد شرایط (QDMTT) را معرفی کنند.

مالیات QDMTT به یک حوزه قضایی با مالیات پایین اجازه می‌دهد تا مالیات تکمیلی را خودش جمع‌آوری کند، پیش از آنکه کشور مادر یا هر کشور دیگری بتواند آن را مطالبه کند. از دیدگاه پناهگاه مالیاتی، اگر شرکت چندملیتی به هر حال مجبور به پرداخت ۱۵ درصد است، بهتر است دولت محلی این درآمد را حفظ کند تا اینکه آن را به خزانه یک کشور خارجی واگذار نماید. این سازوکار به تنهایی نرخ‌های مالیات شرکت‌های جهانی را به سمت کف ۱۵ درصد سوق می‌دهد.

قوانین درهم‌تنیده، حوزه‌های قضایی با مالیات پایین را تشویق می‌کنند تا مالیات‌های تکمیلی خود را برای حفظ درآمد به صورت محلی اجرا کنند.
قوانین درهم‌تنیده، حوزه‌های قضایی با مالیات پایین را تشویق می‌کنند تا مالیات‌های تکمیلی خود را برای حفظ درآمد به صورت محلی اجرا کنند.

اجرای راهکار دو ستونی در حال حاضر با سرعتی ناهمگون پیش می‌رود. ستون دوم در حال تبدیل شدن به واقعیت است، به طوری که اتحادیه اروپا، بریتانیا، ژاپن و چندین اقتصاد بزرگ دیگر اجرای این قوانین را در قوانین داخلی خود از سال ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ آغاز کرده‌اند. شرکت‌های چندملیتی اکنون با بار انطباق عظیمی روبرو هستند، زیرا باید سیستم‌های جمع‌آوری داده و حسابداری خود را برای محاسبه نرخ‌های مؤثر مالیاتی به تفکیک حوزه قضایی، بازنگری کنند.

در مقابل، ستون اول همچنان متوقف مانده است. از آنجا که اجرای آن مستلزم لغو معاهدات مالیاتی دوجانبه موجود از طریق یک کنوانسیون چندجانبه است، بدون مشارکت ایالات متحده، که میزبان اکثریت بزرگترین شرکت‌های فناوری جهان است، نمی‌تواند پیش برود. اگر ستون اول در نهایت محقق نشود، آتش‌بس شکننده در مورد مالیات خدمات دیجیتال احتمالاً فرو خواهد پاشید و شبح درگیری‌های تجاری مجدد را حتی با تثبیت حداقل مالیات جهانی، افزایش خواهد داد.[2][3]

در نهایت، راهکار دو ستونی پایان یک دوران برای برنامه‌ریزی مالیاتی شرکت‌های جهانی را رقم می‌زند. اگرچه ممکن است تمام اشکال سوءاستفاده از مقررات را از بین نبرد، اما یک کف قطعی زیر مسابقه کاهش نرخ‌ها قرار می‌دهد. برای شرکت‌های چندملیتی، تمرکز از انتقال تهاجمی سود به مدیریت پیچیدگی محض یک رژیم انطباق مالیاتی هماهنگ و جهانی‌شده تغییر یافته است.[1]

نکات کلیدی

  • راهکار دو ستونی چارچوبی است که توسط OECD رهبری می‌شود و بیش از ۱۴۰ کشور برای اصلاح نظام مالیات‌ستانی شرکت‌های جهانی بر سر آن توافق کرده‌اند.
  • ستون اول حقوق مالیات‌ستانی شرکت‌های چندملیتی بزرگ را به کشورهایی که کالاها و خدمات آنها در آنجا مصرف می‌شود، تخصیص مجدد می‌دهد.
  • ستون دوم حداقل نرخ مالیات شرکتی جهانی ۱۵ درصدی را برای شرکت‌هایی با درآمد سالانه بیش از ۷۵۰ میلیون یورو تعیین می‌کند.
  • قوانین درهم‌تنیده تضمین می‌کنند که اگر یک پناهگاه مالیاتی از دریافت ۱۵ درصد خودداری کند، کشورهای دیگر می‌توانند کسری را جمع‌آوری کنند.
  • در حالی که ستون دوم به طور فعال در سطح جهانی در حال اجرا است، ستون اول به دلیل موانع سیاسی در ایالات متحده متوقف مانده است.

چرا مهم است

برای دهه‌ها، شرکت‌های چندملیتی می‌توانستند به طور قانونی سود خود را به پناهگاه‌های مالیاتی منتقل کنند و کشورها را مجبور می‌کردند تا برای رقابت، نرخ‌های مالیات شرکت‌های خود را به طور مداوم کاهش دهند. این چارچوب یک کف سخت ایجاد می‌کند که از فرار شرکت‌ها از مالیات جلوگیری کرده، تحول عظیمی در حسابداری جهانی شرکت‌ها ایجاد می‌کند و محل پرداخت مالیات بزرگترین شرکت‌های فناوری و تولیدی جهان را تغییر می‌دهد.

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حوزه‌های قضایی بازار 40%حامیان عدالت مالیاتی 30%مدافعان رقابت شرکتی 30%
  1. [1]Bloomberg Taxحوزه‌های قضایی بازار

    OECD Pillar One and Pillar Two explained

    مطالعه در Bloomberg Tax
  2. [2]Bipartisan Policy Centerمدافعان رقابت شرکتی

    Pillar 1 and Pillar 2: Risks and Opportunities in the Global Corporate Tax Agreement

    مطالعه در Bipartisan Policy Center
  3. [3]تیم سردبیری کوهستانحامیان عدالت مالیاتی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.