رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانچرخه کشش-کوتاه شدنمقاله آموزشی· 6 دقیقه مطالعه· در تناسب اندام

چرا تاندون‌های شما فقط زمانی سفت می‌شوند که تماس با زمین کمتر از ۲۵۰ میلی‌ثانیه باشد؟

مرز ۲۵۰ میلی‌ثانیه‌ای تماس با زمین تعیین می‌کند که آیا بدن شما با استفاده از بازگشت کشسانی و رایگان تاندون‌ها حرکت می‌کند یا با انقباضات عضلانی که انرژی زیادی می‌طلبند. درک این مرز بیومکانیکی، نگاه ورزشکاران به تمرینات پلایومتریک و بهره‌وری در دویدن را کاملاً تغییر می‌دهد.

به قلم الهام شاهرخی

محققان بیومکانیک 40%مربیان پرش و سرعت 35%دوندگان استقامتی تفریحی 25%
محققان بیومکانیک
تمرکز آن‌ها بر قطع ارتباط فیزیولوژیکی بین تاندون و عضله در مرز ۲۵۰ میلی‌ثانیه است.
مربیان پرش و سرعت
استدلال می‌کنند که تمرینات باید به جای تولید نیروی عمومی، بر اساس بازه‌های زمانی خاصِ تماس با زمین سازماندهی شوند.
دوندگان استقامتی تفریحی
زمان تماس با زمین را در درجه اول به عنوان شاخصی برای بهره‌وری دویدن و خطر آسیب‌دیدگی می‌بینند.

در ۹ سپتامبر ۲۰۲۶، نسل جدیدی از ساعت‌های مخصوص دویدن با یک ویژگی مشترک روانه بازار شد: ردیابی زمان تماس با زمین (GCT). معیاری که روزگاری تنها در آزمایشگاه‌ها و روی صفحات نیروسنج ۱۰ هزار دلاری اندازه‌گیری می‌شد، حالا در لحظه روی مچ دست ورزشکاران آماتور نمایش داده می‌شود. اما عددی که روی این صفحه‌نمایش‌ها چشمک می‌زند (و برای دوندگان آماتور معمولاً بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلی‌ثانیه متغیر است) چیزی فراتر از یک کنجکاوی ساده بیومکانیکی است.[3]

این عدد در واقع نشان‌دهنده یک مرز دقیق فیزیولوژیکی است. در علم بیومکانیک، مرز ۲۵۰ میلی‌ثانیه خط فاصلی است میان دو روش کاملاً متفاوت که بدن انسان برای تولید نیرو به کار می‌گیرد. زیر این آستانه، بدن شما مانند یک فنر عمل می‌کند و با استفاده از «چرخه سریع کشش-کوتاه شدن» (SSC) و انرژی کشسانی رایگان، از روی زمین جهش می‌کند. اما بالاتر از این زمان، مکانیزم فنری از کار می‌افتد و بدن مجبور می‌شود به انقباضات عضلانی کندتر و پرهزینه‌تر (از نظر متابولیک) تکیه کند.[1][2]

چرخه کشش-کوتاه شدن، در واقع سیستم طبیعی بدن برای جذب ضربه و ایجاد نیروی محرکه است. وقتی پای شما به زمین برخورد می‌کند، واحد عضله-تاندون برای جذب ضربه کشیده می‌شود (فاز اکسنتریک یا برون‌گرا)، مکث کوتاهی می‌کند (فاز آمورتیزاسیون یا انتقال) و سپس برای ایجاد فشار و جدا شدن از زمین به سرعت کوتاه می‌شود (فاز کانسنتریک یا درون‌گرا). بهره‌وری کل این توالی، کاملاً به مدت زمان همان مکث میانی بستگی دارد.[1][2]

اگر کل زمان تماس با زمین زیر ۲۵۰ میلی‌ثانیه باقی بماند، تاندون آشیل و سایر بافت‌های همبند می‌توانند انرژی جنبشی حاصل از فرود را ذخیره کرده و با بازگشت سریع خود، آن انرژی را به حرکت برگردانند. دوندگان سرعتِ نخبه در انتهای این طیف قرار دارند و در هر گام تنها ۸۰ تا ۱۱۰ میلی‌ثانیه روی زمین مکث می‌کنند. در چنین سرعت‌هایی، مغز حتی فرصت نمی‌کند عضله را به صورت آگاهانه منقبض کند؛ در نتیجه، نیرو تقریباً به طور کامل توسط بازگشت غیرفعال تاندون‌های سفت شده تولید می‌شود.

چرخه کشش-کوتاه شدن تعیین می‌کند که انرژی کشسانی چگونه در طول حرکت ذخیره و آزاد می‌شود.

با این حال، وقتی زمان تماس با زمین از ۲۵۰ میلی‌ثانیه فراتر می‌رود (مانند زمانی که یک اسکات سنگین می‌زنید، یک پرش عمیق انجام می‌دهید یا با خستگی در مسافت‌های طولانی می‌دوید) این انرژی کشسانی به شکل گرما هدر می‌رود. در این حالت، چرخه سریع کشش-کوتاه شدن به یک چرخه کند تبدیل می‌شود. تاندون‌ها کشش خود را از دست می‌دهند و بار تولید نیرو تماماً به دوش فیبرهای عضلانی می‌افتد.[1][2]

در این حالت، چرخه سریع کشش-کوتاه شدن به یک چرخه کند تبدیل می‌شود.

این قطع ارتباط فیزیولوژیکی به خوبی توضیح می‌دهد که چرا بسیاری از ورزشکاران با وجود انجام تمرینات پلایومتریک، پیشرفتی نمی‌بینند. مربیان اغلب برای ایجاد قدرت انفجاری، پرش روی جعبه (box jump) یا پرش‌های عمقی را تجویز می‌کنند؛ اما اگر ورزشکار پیش از پرش، ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلی‌ثانیه روی زمین بماند تا خودش را جمع‌وجور کند، دیگر در حال تمرین دادن چرخه سریع SSC نیست. او در واقع فقط دارد یک حرکت سریع وزنه‌برداری را بدون وزنه انجام می‌دهد.[2]

مرکز تست سرعت Elite Player Performance در بریتانیا در این باره می‌گوید: «زمان تماس طولانی‌تر به این معناست که ورزشکار به جای اینکه مانند یک دونده سرعت جهش کند، مانند یک پاورلیفتر در حال بارگیری و فشار آوردن است.» برای اینکه واقعاً قدرت واکنشی خود را تمرین دهید، تماس با زمین باید به شدت کوتاه باشد. تمریناتی مانند پرش‌های پاپو (pogo hops)، پرش از روی موانع کوتاه و طناب زدن سریع، سیستم عصبی را مجبور می‌کنند تا عضلات را حتی پیش از برخورد پا به زمین فعال کند؛ این کار مفصل مچ پا را سفت کرده و زمان تماس را زیر مرز ۲۵۰ میلی‌ثانیه نگه می‌دارد.[2]

این تفاوت ظریف تعیین می‌کند که ورزش‌های مختلف چگونه باید به تمرینات قدرتی نگاه کنند. مربیان دو و میدانی مانند جوزف کوین (Joseph Coyne) که دوندگان سرعت در سطح جهانی را آماده می‌کند، کل ساختار تمرینی خود را بر اساس بازه‌های زمانی خاصِ تماس با زمین تنظیم می‌کنند. برای مثال، یک پرش‌کننده طول ممکن است برای به حداکثر رساندن نیرو در یک بازه ۱۲۰ تا ۱۴۰ میلی‌ثانیه‌ای تمرین کند، در حالی که تمرکز یک دونده سرعت روی بازه ۸۰ تا ۱۰۰ میلی‌ثانیه است.

حرکات ورزشی مختلف به زمان‌های تماس با زمین بسیار متفاوتی نیاز دارند که این امر بار فشار را بین تاندون‌ها و عضلات جابجا می‌کند.

اگر ورزشکار برای تولید نیرو به ۳۰۰ میلی‌ثانیه زمان نیاز داشته باشد، تلاش برای ثبت یک رکورد معمولی در پرش عمودی بی‌فایده است. همان‌طور که کوین اشاره می‌کند، «شاخص قدرت واکنشی» (RSI) (معیار محبوبی که از تقسیم زمان پرواز بر زمان تماس به دست می‌آید) گاهی اوقات می‌تواند درباره ورزشکاری که به سختی از زمین جدا می‌شود اما این کار را سریع انجام می‌دهد، اغراق کند. هدف واقعی این است که جابجایی عمودی یا افقی را به حداکثر برسانیم، در حالی که کاملاً به بازه زمانی تماسِ مخصوصِ همان رشته ورزشی پایبند باشیم.

سیستم عصبی نقش بسیار مهمی در حفظ این سفتی ایفا می‌کند. وقتی ورزشکار انتظار یک تماس سریع با زمین را دارد، مغز سیگنالی می‌فرستد تا عضلات ساق و چهارسر ران را میلی‌ثانیه‌هایی پیش از برخورد فعال کند. این پیش‌فعال‌سازی، مفصل مچ پا را در جای خود قفل می‌کند و مطمئن می‌شود که نیروی فرود به جای اینکه توسط یک مفصلِ در حال خم شدن جذب شود، مستقیماً به تاندون آشیل هدایت می‌گردد.[1]

بدون این پیش‌فعال‌سازی، پاشنه پا می‌افتد، زانو بیش از حد خم می‌شود و زمان تماس با زمین از ۲۵۰ میلی‌ثانیه فراتر می‌رود. در این حالت تاندون شل می‌شود و ورزشکار برای جدا شدن از زمین باید به انقباض درون‌گرای عضلانی تکیه کند. به همین دلیل است که تشویق ورزشکار به «پرش بلندتر» در تمرینات پلایومتریک اغلب نتیجه عکس می‌دهد؛ تلاش برای رسیدن به حداکثر ارتفاع معمولاً باعث می‌شود آن‌ها عمیق‌تر در حالت اسکات فرو بروند و ناخواسته از یک چرخه سریع SSC به یک چرخه کند منتقل شوند.[1][2]

تمریناتی مانند پرش‌های پاپو (pogo hops) سیستم عصبی را آموزش می‌دهند تا عضلات ساق پا را پیش از برخورد پا به زمین فعال کند.

برای یک دونده تفریحی که به داده‌های ساعت هوشمند جدیدش نگاه می‌کند، مرز ۲۵۰ میلی‌ثانیه یک شاخص مستقیم برای ارزیابی بهره‌وری در دویدن است. دونده‌ای که میانگین زمان تماسش در هر گام ۲۸۰ میلی‌ثانیه است، با هر قدم انرژی کشسانی خود را روی آسفالت هدر می‌دهد. با گنجاندن تمرینات واقعی پلایومتریک با SSC سریع (که تنها هدفشان به حداقل رساندن زمان تماس با زمین است)، این دونده می‌تواند تاندون‌های خود را سفت کند، زمان تماس را کاهش دهد و انرژی جنبشی رایگانی را که آناتومی بدنش برای ارائه آن طراحی شده است، بازپس گیرد.[2][3]

چرا مهم است

شناخت مرز ۲۵۰ میلی‌ثانیه به دوندگان و ورزشکاران کمک می‌کند تا هدر دادن انرژی برای انقباضات عضلانی ناکارآمد را متوقف کنند و در عوض، از انرژی جنبشی رایگانی که تاندون‌هایشان فراهم می‌کنند بهره ببرند.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا ساعت‌های دویدن مصرفی که زمان تماس با زمین را از روی مچ دست اندازه می‌گیرند، می‌توانند با دقت میلی‌ثانیه‌ای صفحات نیروسنج آزمایشگاهی برابری کنند یا خیر.
  • میزان دقیقی که سفتی پایه تاندون یک فرد، حداقل زمان ممکن برای تماس با زمین را در او تعیین می‌کند.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

محققان بیومکانیک 40%مربیان پرش و سرعت 35%دوندگان استقامتی تفریحی 25%
  1. [1]Science for Sportمحققان بیومکانیک

    Plyometric Training

    مطالعه در Science for Sport
  2. [2]Vilgainمحققان بیومکانیک

    Plyometrics: What it is and how to include it in your training

    مطالعه در Vilgain
  3. [3]Runner's Worldدوندگان استقامتی تفریحی

    The 9 Best Running Watches for Training Like a Pro

    مطالعه در Runner's World
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانمحققان بیومکانیک

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت تناسب اندام اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.