رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانفیزیک کشندیاقیانوس‌های زمین· 8 دقیقه مطالعه· در علم

گرانش دیفرانسیلی ماه چگونه با کشیدن زمین دو مد روزانه ایجاد می‌کند؟

دو بار مد روزانه در اقیانوس‌ها ناشی از پرتاب آب به بیرون بر اثر نیروی گریز از مرکز نیست؛ بلکه برآیند گرادیان گرانشی است که کره صلب زمین را از آب‌های سوی دورتر به سمت ماه می‌کشد.

به قلم فرشید جمشیدی

به‌طور خلاصه

  • کشش گرانشی ماه در سوی دورتر زمین، ۳.۳ درصد ضعیف‌تر از سمت رو به ماه است.
  • این گرادیان گرانشی، کره صلب سیاره را از آب‌های سوی دور جدا می‌کند و برآمدگی دوم آب را بر جای می‌گذارد.
  • اصطکاک حاصل از جابه‌جایی این برآمدگی‌ها چرخش زمین را کند کرده و طول شبانه‌روز را در هر قرن ۱.۸ میلی‌ثانیه افزایش می‌دهد.

اگر از دانشجویان یک کلاس علوم بپرسید چرا آب اقیانوس‌ها دو بار در شبانه‌روز بالا می‌آید، نیمی از آنها طرحی رسم می‌کنند که در آن ماه آب را به سوی خود می‌کشد و هم‌زمان نیروی گریز از مرکز آب‌های سمت مقابل را به بیرون پرتاب می‌کند. اما اگر همین پرسش را در برابر یک ژئوفیزیک‌دان بگذارید، بی‌درنگ تمام آن فلش‌های گریز از مرکز را خط خواهد زد.[3]

این دو الگو گرچه یک ریتم روزانه یکسان را بازگو می‌کنند، اما بر پایه سازوکارهایی کاملاً ناسازگار استوارند. در مدل گریز از مرکز، زمین و ماه شبیه دمبلی چرخان تصور می‌شوند که در آن سوی دورتر سیاره مانند وزنه‌ای در انتهای طناب به بیرون رانده می‌شود. در نقطه مقابل، فیزیکِ مبتنی بر گرانش دیفرانسیلی تصریح می‌کند که چرخش هیچ نقشی در ایجاد برآمدگی دوم آب ندارد.[3][4]

تبیینِ متکی بر نیروی گریز از مرکز از آن رو همچنان بر سر زبان‌هاست که با شهود ما همخوانی دارد. هر کس سطلی پر از آب را با طناب چرخ داده باشد، درک می‌کند که چرخش چگونه جرم را به سوی بیرون می‌راند. اما زمین و ماه به دور نقطه‌ای ثابت روی پوسته زمین نمی‌گردند؛ مدار مشترک آنها گرد مرکز جرم مشترکی می‌چرخد که در عمق ۱۷۰۰ کیلومتری زیر پوسته زمین قرار گرفته است.[3]

از آنجا که تک‌تک قطرات آب روی زمین نسبت به این مرکز جرم مشترک مسیری دایره‌ای و کاملاً یکسان را می‌پیمایند، شتاب گریز از مرکز در هر نقطه از کره زمین مقداری دقیقاً برابر دارد. نیرویی یکنواخت هرگز نمی‌تواند برآمدگی موضعی بسازد؛ به همین دلیل است که فیزیک‌دانان در محاسبه دینامیک کشندی، نیروی گریز از مرکز را به کل کنار می‌گذارند.[3][4]

«نیروی محرک کشند، کشش گرانشی کل ماه نیست؛ بلکه اختلاف میان نیروی وارد بر سطح و نیروی وارد بر مرکز زمین است.» این گزاره سازمان ملی اقیانوسی و جوی آمریکا (NOAA)، شالوده فیزیک نوین کشندی به شمار می‌رود.[1]

قانون عکس مجذور فاصله تعیین می‌کند که ماه اقیانوس سوی نزدیک را ۳.۳ درصد شدیدتر از اقیانوس سوی دور بکشد.

گرادیان عکس مجذور فاصله

برای سر درآوردن از سازوکار امواج اقیانوسی، نمی‌توان زمین را همچون یک نقطه ریاضی ساده در فضا فرض کرد. ما با کره‌ای صلب و مادی با قطر استوایی ۱۲ هزار و ۷۴۲ کیلومتر روبه‌روییم. همین قطر عظیم سبب می‌شود سیطره گرانشی ماه در پهنه حجم این سیاره یکدست نماند.[2]

گرانش از قانون عکس مجذور فاصله پیروی می‌کند؛ به این معنا که با افزایش فاصله، شدت آن با شتابی نمایی فروکش می‌کند. پهنه اقیانوسی که رو به ماه است تقریباً ۳۷۸ هزار کیلومتر از مرکز ماه فاصله دارد، در حالی که اقیانوس سوی دورتر حدود ۱۳ هزار کیلومتر عقب‌تر قرار گرفته است. همین فاصله فیزیکی یک گرادیان مکانیکی پیوسته رقم می‌زند.[2][3]

به دلیل همین اختلاف مسافت، ماه اقیانوس سوی نزدیک را حدود ۳.۳ درصد محکم‌تر از اقیانوس سوی دورتر می‌کشد. افزون بر این، کشش گرانشی ماه بر آب‌های نزدیک، حتی قوی‌تر از کشش آن بر هسته صلب زمین است. همین نیروی دیفرانسیلی یا تفاضلی، موتور پیشران پدیده مد به شمار می‌آید.[4]

در سمتی که رو به ماه قرار دارد، جاذبه قمری آب را اندکی از بستر صلب سیاره بلند می‌کند. این پدیده، مدِ اول را پدید می‌آورد؛ رویدادی که به سادگی و بر اساس مفهوم مستقیم کشش گرانشی قابل درک است و در آن توده آب تنها به قوی‌ترین نیروی موضعی پاسخ می‌دهد.[1][2]

اما درک مد دوم، که هم‌زمان در سوی دیگر کره زمین شکل می‌گیرد، نیازمند تغییر زاویه دید است. ماه آبِ آن سوی زمین را به عقب نمی‌راند و نیروی گریز از مرکزی هم در کار نیست تا آن را به بیرون پرتاب کند؛ در واقع این ماه است که کره صلب زمین را از اقیانوسِ پشتِ سر جدا کرده و به سوی خود می‌کشد.[1][4]

کشیدگی کره صلب

چون مرکز زمین نسبت به آب‌های سوی دور به ماه نزدیک‌تر است، پوسته سنگی با شتابی اندکی بیشتر از آب به سمت ماه کشیده می‌شود. بدین ترتیب سیاره عملاً از زیر بستر اقیانوس عقبی خود بیرون کشیده می‌شود و کوهی از آبِ جا مانده را پشت سر خود به صورت برآمدگی دوم باقی می‌گذارد.[3]

در نتیجه این اختلاف شتاب، میدان گرانشی و پوسته آب زمین به بیضی‌گواری شبیه توپ راگبی تبدیل می‌شود. سیاره صلب در درون این پوشش آبی می‌چرخد و در هر ۲۴ ساعت و ۵۰ دقیقه، هر نقطه از آن از میان هر دو برآمدگی نزدیک و دور عبور می‌کند.[2]

با وجود جرم حیرت‌آور خورشید، فاصله بسیار زیاد آن سبب می‌شود اثر کشندی آن به کمتر از نصف نیروی ماه برسد.

هرچند ماه بازیگر اصلی این سناریوست، خورشید نیز نیروی کشندی محسوسی بر زمین وارد می‌کند. جرم خورشید ۲۷ میلیون برابر ماه است، اما ۳۹۰ بار دورتر از آن قرار دارد. از آنجا که نیروی کشندی با مکعب فاصله نسبت عکس دارد، اثر کشندی خورشید تنها به ۴۶ درصد اثر ماه می‌رسد.

هنگامی که در وضعیت ماه نو یا بدر، خورشید، زمین و ماه در یک امتداد قرار می‌گیرند، گرادیان گرانشی آنها با هم جمع می‌شود. این هم‌پوشانی مدهای مه‌کشند (Spring tides) را پدید می‌آورد که در آن بلندترین مدها و عمیق‌ترین جزرهای ماه قمری رخ می‌دهند و بیضی آب بیشترین کشیدگی را پیدا می‌کند.[1]

برعکس، در تربیع اول و سوم، خورشید و ماه نسبت به زمین زاویه‌ای قائمه می‌سازند. در این حالت، برآمدگی خورشیدی برآمدگی قمری را خنثی می‌کند و به پیدایش که‌کشند (Neap tides) می‌انجامد؛ دوره‌ای که کمترین اختلاف میان ترازهای اوج و فرود آب به ثبت می‌رسد.

سامانه‌های آمفیدرومیک

اگر زمین کره‌ای بی‌نقص و پوشیده از اقیانوسی یکدست بود، این دو برآمدگی گام به گام مدار ماه حرکت می‌کردند. در این صورت، اوج مد دقیقاً زمانی رخ می‌داد که ماه درست در بالای سر یا درست در زیر پای ناظر بود؛ ولی آرایش مادی و جغرافیایی سیاره این نظم هندسی را به کلی به هم می‌زند.

خشکی‌های قاره‌ای همچون موج‌شکن‌هایی عظیم مانع حرکت پیوسته و سراسری برآمدگی‌های کشندی در پیرامون زمین می‌شوند. هم‌زمان با چرخش سیاره، حوضه‌های اقیانوسی توده‌های امواج کشندی را بازمی‌تابانند و با تداخل امواج الگوهایی بسیار پیچیده می‌سازند.

توده‌های خشکی قاره‌ها امواج کشندی را ناگزیر می‌کنند به جای حرکتی یکدست، پیرامون نقاط آمفیدرومیک کانونی بچرخند.

این تداخل پیوسته، آن دو برآمدگی فراگیر را به ده‌ها سامانه موجی کوچک‌تر و بومی تقسیم می‌کند. در هر حوضه اقیانوسی بزرگ، توده آب به دور یک نقطه کانونی به نام نقطه آمفیدرومیک (بی‌کشند) می‌چرخد؛ مختصاتی مشخص که در آن تراز آب هرگز دگرگون نمی‌شود و موج مد مانند پره‌های چرخ دور آن می‌گردد.

اثر کوریولیس که از چرخش محوری زمین برمی‌خیزد، جهت این امواج چرخشی را دیکته می‌کند. امواج کشندی پیرامون نقاط آمفیدرومیک در نیمکره شمالی پادساعت‌گرد و در نیمکره جنوبی ساعت‌گرد می‌چرخند. همین گردش آشکار می‌سازد چرا شهرهای واقع بر یک خط ساحلی، در ساعت‌های متفاوتی به اوج مد می‌رسند.[1]

هندسه خط ساحلی و ژرفای بستر دریا نیز دامنه نوسان کشند را دگرگون می‌کنند. در پهنه اقیانوس باز، بلندی برآمدگی مد به ندرت از یک متر فراتر می‌رود؛ ولی وقتی همین موج به دهانه‌ای کم‌عمق و باریک شبیه خلیج فاندی در کانادا رانده می‌شود، ارتفاع توده آب ممکن است تا ۱۶ متر انباشته شود.[2]

اصطکاک حاصل از چرخش

این گلوگاه‌های ساحلی پدیده تشدید کشندی را رقم می‌زنند؛ جایی که بسامد طبیعی نوسان آب در یک خلیج دقیقاً با چرخه ۱۲.۴ ساعته جزر و مد قمری همگام می‌شود. در نقطه تلاقی این فرکانس‌ها، هر موج پیشین توسط موج بعدی تقویت شده و نوسان‌های شگفتی پدید می‌آورد که فراتر از محاسبات محض گرانش است.

اصطکاک ناشی از جابه‌جایی این حجم عظیم از آب، پیامدهای مکانیکی دامنه‌داری بر کل منظومه زمین-ماه تحمیل می‌کند. سایش برآمدگی‌های کشندی بر بسترهای کم‌عمق فلات قاره، به سان ترمز هیدرولیکی پرقدرتی از سرعت چرخش وضعی سیاره می‌کاهد.[3]

از آنجا که زمین سریع‌تر از چرخش مداری ماه به دور خود می‌چرخد، اصطکاک سطحی باعث می‌شود برآمدگی مد اندکی جلوتر از زاویه ماه در آسمان حرکت کند. جرم گرانشی این آب نامتقارن، ماه را به سمت جلو می‌کشد و تکانه زاویه‌ای را از چرخش زمین به مدار ماه تزریق می‌کند.[4]

اصطکاک کشندی مانند ترمزی بر سیاره عمل می‌کند و در هر قرن ۱.۸ میلی‌ثانیه بر طول شبانه‌روز زمین می‌افزاید.

این انتقال مداوم انرژی سرعت چرخش زمین را کاهش داده و طول شبانه‌روز ما را در هر قرن حدود ۱.۸ میلی‌ثانیه افزایش می‌دهد. برای نمونه، در دوره دوونین در ۴۰۰ میلیون سال پیش، هر شبانه‌روز تنها ۲۲ ساعت طول می‌کشید و یک سال خورشیدی حاوی ۴۰۰ روز بود.[2]

هم‌زمان با این فرآیند، تکانه زاویه‌ای دریافت‌شده ماه را به مداری دورتر پرتاب می‌کند. بازتابنده‌های لیزری که در ماموریت‌های آپولو بر سطح ماه کار گذاشته شدند، اثبات می‌کنند که ماه اکنون با نرخ سالانه ۳.۸ سانتی‌متر از زمین دور می‌شود.[4]

این عقب‌نشینی مداری در آینده هندسه خورشیدگرفتگی‌ها را دگرگون خواهد کرد. در حدود ۶۰۰ میلیون سال دیگر، فاصله ماه به قدری زیاد خواهد شد که قرص آن دیگر هرگز توان پوشش کامل دایره خورشید را نخواهد داشت و خورشیدگرفتگی کامل ناممکن می‌شود.

الگوی گرانش دیفرانسیلی نه تنها ریتم روزانه نوسان آب‌ها را توضیح می‌دهد، بلکه تکامل درازمدت منظومه خورشیدی را نیز ترسیم می‌کند. همان گرادیان ۳.۳ درصدی که کوهی از آب را در سوی دور سیاره بر جای می‌گذارد، قوانین حاکم بر مدار نزدیک‌ترین همسایه آسمانی ما را بازنویسی می‌کند.[2][4]

الگوی گرانش دیفرانسیلی نه تنها ریتم روزانه نوسان آب‌ها را توضیح می‌دهد، بلکه تکامل درازمدت منظومه خورشیدی را نیز ترسیم می‌کند.

فیزیک کشندی نمادی است از چیرگی گرادیان‌های نامرئی بر پدیده‌های ملموس. آب نه بر اثر پرتاب ناشی از چرخش سیاره، بلکه بدان رو برمی‌آید که کره صلب زمین از زیر آن گریخته است؛ سیاره‌ای که در امتداد بیش از ۱۲ هزار کیلومتر سنگ و فلز، بر روی شیب نامحسوس گرانش به پیش رانده می‌شود.[3][4]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
محاسبه مجدد گرادیان گرانشی در پهنه قطر ۱۲ هزار و ۷۴۲ کیلومتری زمین به منظور تفکیک نیروی کشندی تفاضلی، از راه نرمال‌سازی کشش ماه در نقطه زیرماه، مرکز زمین و نقطه پادپایی.
یافته
مد دوم اقیانوس‌ها ناشی از پرتاب آب به بیرون بر اثر نیروی گریز از مرکز نیست، بلکه پیامد ۳.۳ درصد افت در گرانش ماه در نقطه پادپایی است که موجب می‌شود با کشیده شدن کره صلب زمین به سمت ماه، آب در پشت سر باقی بماند.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
محدودیت‌های این تحلیل
در این تحلیل برای جداسازی سازوکار مکانیکی گرانش، شکل زمین کروی ایده‌آل و عمق اقیانوس‌ها یکنواخت فرض شده است و الگوهای تداخلی پیچیده ناشی از خشکی‌های قاره‌ای لحاظ نشده‌اند.

اصطلاحات کلیدی

گرانش دیفرانسیلی
اختلاف در شدت نیروی گرانش در امتداد قطر یک جسم گسترده که ناشی از قانون عکس مجذور فاصله است.
نقطه آمفیدرومیک
گره‌ای کانونی در یک حوضه اقیانوسی که تراز آب در آن ثابت می‌ماند و موج کشند پیرامون آن به چرخش درمی‌آید.
مه‌کشند
بیشترین دامنه نوسان کشند که هنگام هم‌راستایی گرانشی خورشید و ماه در وضعیت ماه نو و بدر رخ می‌دهد.
که‌کشند
کمترین دامنه نوسان کشند که در زمان زاویه قائمه خورشید و ماه نسبت به زمین (تربیع‌ها) ایجاد می‌شود.
تشدید کشندی
تقویت چشمگیر دامنه موج کشند در شرایطی که بسامد طبیعی نوسان آب در یک خلیج با چرخه ۱۲.۴ ساعته قمری هماهنگ شود.

پرسش‌های متداول

چرا نیروی کشندی خورشید از ماه ضعیف‌تر است؟

هرچند خورشید ۲۷ میلیون بار سنگین‌تر از ماه است، اما فاصله‌اش ۳۹۰ برابر بیشتر است. از آنجا که نیروی کشندی با مکعب فاصله افت می‌کند، دوری بیش از حد خورشید اثر کشندی آن را به تنها ۴۶ درصد نیروی ماه تنزل می‌دهد.

آیا پوسته صلب زمین هم دچار کشند می‌شود؟

بله، پوسته سنگی زمین نیز تحت تاثیر گرانش دیفرانسیلی به شکل بیضی‌گوار کشیده می‌شود. این «کشندهای خاکی» روزی دو بار سطح زمین زیر پای ما را حدود ۳۰ سانتی‌متر بالا و پایین می‌برند، هرچند بدون ابزارهای فوق‌حساس سنجیده نمی‌شوند.

چرا زمان وقوع مد هر روز دقیقاً ثابت نیست؟

ماه در همان جهتی که زمین به دور خود می‌چرخد به دور زمین می‌گردد. بنابراین، روزانه حدود ۵۰ دقیقه طول می‌کشد تا یک نقطه از زمین با موقعیت مکانی جدید ماه هم‌راستا شود و به همین دلیل زمان کشند هر روز ۵۰ دقیقه به جلو جابه‌جا می‌شود.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مدل گریز از مرکز کلاسیک

چارچوبی شهودی اما منسوخ که برآمدگی مد در سوی دورتر زمین را حاصل نیروهای دورانی می‌داند.

این دیدگاه به تمثیل چرخاندن سطل آب با طناب تکیه دارد و ادعا می‌کند هم‌زمان با چرخش زمین و ماه حول مرکز جرم مشترک، سوی دوردست زمین به بیرون رانده می‌شود. هرچند این توضیح ذهنیتی ملموس می‌سازد، اما فیزیک‌دانان آن را رد می‌کنند؛ چرا که نیروی گریز از مرکز در تمام نقاط سیاره یکنواخت است و نیرویی یکنواخت هرگز نمی‌تواند برآمدگی موضعی بسازد.

اجماع گرانش دیفرانسیلی

معیار ژئوفیزیکی نوین که جزر و مد را صرفاً بر پایه افت گرانش به موجب قانون عکس مجذور فاصله مدل‌سازی می‌کند.

این الگو با در نظر گرفتن زمین به صورت کره‌ای صلب با قطر ۱۲ هزار و ۷۴۲ کیلومتر به جای یک نقطه مادی، هندسه بیضی‌گوار آب‌های جهان را به درستی پیش‌بینی می‌کند. طبق این دیدگاه، برآمدگی سوی دور نه به خاطر رانده شدن آب، بلکه بر اثر کشیده شدن سنگ‌های زمین از زیر آن پدید می‌آید؛ رویکردی گرادیان‌محور که مبنای مکانیک مداری مدرن است.

تحلیل‌گران تشدید ساحلی

اقیانوس‌شناسانی که توجه خود را به دگرگونی الگوی ایده‌آل دوبرآمدگی تحت تاثیر جغرافیای محلی معطوف کرده‌اند.

در حالی که گرانش دیفرانسیلی نیروی محرکه بنیادین را مهیا می‌سازد، این گروه تاکید دارند که جزر و مد واقعی ثبت‌شده کاملاً وابسته به عمق‌سنجی بستر و شکل سواحل است. آنها به بررسی چگونگی انسداد امواج توسط قاره‌ها، چرخش توده‌های آب پیرامون نقاط آمفیدرومیک و تشدید نوسانات در خلیج‌های باریک می‌پردازند؛ به باور آنها فرمول‌های گرانشی تازه نقطه آغاز درک جزر و مد است.

اجماع گرانش دیفرانسیلی 60%تحلیل‌گران تشدید ساحلی 30%مدل گریز از مرکز کلاسیک 10%
اجماع گرانش دیفرانسیلی
استدلال می‌کند که پدیده کشند منحصراً ناشی از افت مقدار گرانش بر اساس قانون عکس مجذور فاصله در امتداد قطر زمین است.
تحلیل‌گران تشدید ساحلی
بر نقش توپوگرافی بستر دریا و موانع قاره‌ای در شکل‌دهی به تراز واقعی کشند در حوضه‌های اقیانوسی گوناگون تمرکز دارند.
مدل گریز از مرکز کلاسیک
متکی بر تصوری شهودی اما از نظر ریاضی نادرست است که ادعا می‌کند چرخش، اقیانوس سوی دور را به بیرون پرتاب می‌کند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • زیست‌شناسان دریایی که بر بوم‌سازگان‌های پهنه جزر و مدی پژوهش می‌کنند
  • مهندسان سازه‌های ساحلی که نیروگاه‌های کشندی طراحی می‌کنند

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اجماع گرانش دیفرانسیلی 60%تحلیل‌گران تشدید ساحلی 30%مدل گریز از مرکز کلاسیک 10%
  1. [1]NOAA National Ocean Serviceاجماع گرانش دیفرانسیلی

    What Causes Tides?

    مطالعه در NOAA National Ocean Service →
  2. [2]NASA Earth Observatoryاجماع گرانش دیفرانسیلی

    Tidal Forces and their Effects in the Solar System

    مطالعه در NASA Earth Observatory →
  3. [3]American Journal of Physicsمدل گریز از مرکز کلاسیک

    The physics of tides and the centrifugal misconception

    مطالعه در American Journal of Physics →
  4. [4]تیم سردبیری کوهستاناجماع گرانش دیفرانسیلی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار علم با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.