رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانمکانیک سیستم انتقال قدرتمقاله آموزشی· 7 دقیقه مطالعه· در خودرو

نقص تقسیم گشتاور: چرا دیفرانسیل باز تمام قدرت را به چرخی می‌فرستد که کمترین اصطکاک را دارد؟

دیفرانسیل باز به خودرو اجازه می‌دهد تا پیچ‌ها را نرم و روان طی کند، اما تقسیم گشتاور ۵۰/۵۰ آن از نظر ریاضی تضمین می‌کند که اگر یک چرخ چسبندگی خود را از دست بدهد، خودرو از حرکت باز می‌ایستد. درک این محدودیت مکانیکی به رانندگان کمک می‌کند تا برای شرایط زمستانی یا آفرود، ارتقای مناسبی برای سیستم کشش خودروی خود انتخاب کنند.

به قلم دلناز پاکزاد

طرفداران قفل مکانیکی 40%مدافعان کشش الکترونیکی 40%اولویت‌دهندگان به صرفه اقتصادی 20%
طرفداران قفل مکانیکی
استدلال می‌کنند که دیفرانسیل‌های لغزش محدود یا قفل‌شونده فیزیکی، تنها راه‌حل قابل‌اعتماد برای محیط‌هایی با اصطکاک پایینِ مداوم هستند.
مدافعان کشش الکترونیکی
معتقدند که کنترل کشش نرم‌افزاری و مبتنی بر ترمز برای ۹۹ درصد رانندگان کافی است و هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد.
اولویت‌دهندگان به صرفه اقتصادی
بر هزینه پایین، قابلیت اطمینان بالا و هندسه بی‌نقص دیفرانسیل باز در پیچ‌ها برای استفاده در جاده‌های استاندارد تمرکز دارند.

یک ماشین گوکارت به یک محور عقب یکپارچه متکی است که هر دو چرخ چپ و راست را مجبور می‌کند دقیقاً با یک سرعت بچرخند و در نتیجه، قدرت را به شکلی قابل پیش‌بینی و پیوسته به زمین منتقل می‌کند. دیفرانسیل باز دقیقاً در یک مورد با این سیستم تفاوت دارد: این اتصال یکپارچه را از نظر فیزیکی قطع می‌کند و یک مجموعه چرخ‌دنده مرکزی را وارد کار می‌کند که به چرخ بیرونی اجازه می‌دهد در هنگام دور زدن، سریع‌تر از چرخ داخلی بچرخد. بدون این جداسازی مکانیکی، هر بار که فرمان را می‌چرخاندید، لاستیک‌های خودرو روی آسفالت کشیده می‌شدند و می‌پریدند، که این کار هم لاستیک‌ها را از بین می‌برد و هم فشار زیادی به سیستم انتقال قدرت وارد می‌کرد. دیفرانسیل باز این مشکلِ درگیری را به بهترین شکل حل می‌کند و به همین دلیل است که امروزه همچنان به عنوان تجهیزات استاندارد در اکثر قریب به اتفاق خودروهای سواری بازار استفاده می‌شود.[1][4]

نقطه ضعف این طراحی درست در لحظه‌ای خود را نشان می‌دهد که راننده، یک خودروی دیفرانسیل عقب را در یک مسیر ورودی نیمه‌يخ‌زده پارک می‌کند. اگر لاستیک عقب سمت چپ روی آسفالت خشک باشد و لاستیک عقب سمت راست روی یک تکه یخ صاف قرار بگیرد، راننده انتظار دارد چرخی که روی زمین سفت است خودرو را به جلو هل دهد. اما در کمال تعجب، فشردن پدال گاز باعث می‌شود چرخ سمت راست دیوانه‌وار روی یخ هرزگردی کند، در حالی که چرخ سمت چپ روی آسفالت کاملاً بی‌حرکت می‌ماند. خودرو از جای خود تکان نمی‌خورد و مالک را با وجود اینکه ۵۰ درصد از محور محرکش روی یک سطح با اصطکاک بالا قرار دارد، در راه می‌گذارد.[1]

این بی‌حرکتی یک نقص فنی نیست؛ بلکه دقیقاً نتیجه ریاضی معماری داخلی دیفرانسیل باز است. در داخل پوسته دیفرانسیل، گشتاور موتور به یک کرانویل (چرخ‌دنده حلقوی) منتقل می‌شود که هوزینگی حاوی مجموعه‌ای از دنده‌های هرزگرد را می‌چرخاند. این دنده‌های هرزگرد با دنده‌های سرپلوس که به محورهای چپ و راست متصل هستند، درگیر می‌شوند. از آنجا که دنده‌های هرزگرد آزادند تا همزمان با چرخش هوزینگ، حول محور خود نیز بچرخند، مانند یک ترازوی مکانیکی عمل می‌کنند. آن‌ها از نظر فیزیکی نمی‌توانند به یک دنده سرپلوس فشار بیشتری نسبت به دیگری وارد کنند.[4]

چرخ‌دنده‌های هرزگرد (اسپایدر) در داخل یک دیفرانسیل باز مانند یک ترازوی مکانیکی عمل می‌کنند و اطمینان می‌دهند که همیشه نیروی برابری به هر دو محور وارد می‌شود.

اشتباه اساسی در باور عمومی این است که فکر می‌کنند دیفرانسیل باز قدرت را به چرخی می‌فرستد که کمترین مقاومت را دارد. در واقعیت، دیفرانسیل همیشه و بدون توجه به سرعت چرخش چرخ‌ها، گشتاور کاملاً برابری را به هر دو چرخ ارسال می‌کند. در یک تحلیل فنی که در سال ۲۰۲۳ توسط «گان بوش» (Gone Bush) منتشر شد، مهندسان این پدیده را به عنوان «نشت گشتاور» شرح دادند. دیفرانسیل قدرت را از چرخی که چسبندگی دارد دور نمی‌کند؛ بلکه چرخی که روی زمین سفت است، به طور مصنوعی توسط محدودیت‌های فیزیکیِ چرخِ در حال لغزش محدود می‌شود.[2]

یک بررسی مهندسی در سال ۲۰۱۲ در «فیزیکس فرومز» (Physics Forums) دقیقاً همین محدودیت تقسیم گشتاور را محاسبه کرد. اگر لاستیک روی یخ برای از دست دادن چسبندگی و هرزگردی تنها به ۱۵ پوند-فوت گشتاور نیاز داشته باشد، دنده‌های هرزگرد تنها می‌توانند با همان نیروی ۱۵ پوند-فوتی به لاستیک مقابل فشار بیاورند. حتی اگر موتور ۳۰۰ پوند-فوت گشتاور تولید کند و لاستیک روی آسفالت خشک از نظر تئوری بتواند تا ۱۰۰۰ پوند-فوت را قبل از لغزش تحمل کند، دیفرانسیل کل محور را به ۳۰ پوند-فوت نیروی رانش رو به جلو محدود می‌کند. مابقی قدرت موتور کاملاً صرف شتاب دادن به جرم در حال چرخشِ لاستیکِ لغزان می‌شود.[3]

یک بررسی مهندسی در سال ۲۰۱۲ در «فیزیکس فرومز» (Physics Forums) دقیقاً همین محدودیت تقسیم گشتاور را محاسبه کرد.

همان‌طور که مستندات «وهیکل فیزیکس پرو» (Vehicle Physics Pro) در دستورالعمل‌های مدل‌سازی سیستم انتقال قدرت خود بیان می‌کند: «دیفرانسیل باز همیشه گشتاور یکسانی را به هر دو چرخ اعمال می‌کند.» وقتی یک چرخ چسبندگی خود را از دست می‌دهد، حداکثر گشتاوری که دیفرانسیل می‌تواند به زمین منتقل کند، دقیقاً به دو برابر گشتاور چرخِ در حال لغزش محدود می‌شود. اگر چرخ لغزان صفر درصد چسبندگی داشته باشد، دو ضربدر صفر می‌شود صفر. از نظر ریاضی تضمین شده است که خودرو بی‌حرکت بماند و تمام قدرت اعمال شده موتور را به هرزگردی چرخ در سمتِ بدون اصطکاک تبدیل کند.[5]

کل نیروی رانش رو به جلو، دقیقاً به دو برابر ظرفیت گشتاورِ چرخی که کمترین چسبندگی را دارد محدود می‌شود.

در تمام تاریخ طراحی خودروهای مدرن، مهندسان تلاش کرده‌اند تا این محدودیت فیزیکی را بدون از دست دادن مزایای ارزان و قابل‌اعتماد دیفرانسیل باز در پیچ‌ها، پنهان کنند. راه‌حل مکانیکی سنتی، «دیفرانسیل لغزش محدود» (LSD) است که مجموعه‌ای از کلاچ‌های فنردار یا چرخ‌دنده‌های مارپیچ را به داخل هوزینگ اضافه می‌کند. وقتی یک چرخ شروع به چرخیدن با سرعتی بسیار بیشتر از چرخ دیگر می‌کند، این مکانیزم‌ها به طور فیزیکی دو محور را به هم متصل می‌کنند، عملکرد دنده‌های هرزگرد را نادیده می‌گیرند و گشتاور را به زور به چرخی می‌فرستند که واقعاً چسبندگی دارد.[1][4]

یک «دیفرانسیل قفل‌شونده» این مفهوم را به نهایت خود می‌رساند و با استفاده از یک پین بادی، الکترونیکی یا کابلی، دنده‌های هرزگرد را کاملاً در جای خود قفل می‌کند. این کار به طور موقت محور را به یک شفت یکپارچه شبیه به گوکارت تبدیل می‌کند. اگرچه این سیستم برای خودروهای آفرود که در گل‌ولای عمیق یا مسیرهای صخره‌ای حرکت می‌کنند بسیار کارآمد است، اما نمی‌توان از دیفرانسیل قفل‌شده روی آسفالت خشک استفاده کرد، زیرا باعث درگیری شدید سیستم انتقال قدرت و خرابی فاجعه‌بار مکانیکی می‌شود. این سیستم نیازمند آن است که راننده از قبل افت چسبندگی را پیش‌بینی کرده و سیستم را به صورت دستی فعال کند.[1]

خودروسازان مدرن تا حد زیادی راه‌حل‌های قفل مکانیکی را برای خودروهای سواری استاندارد کنار گذاشته‌اند و آن‌ها را با سیستم کنترل کشش الکترونیکی مبتنی بر نرم‌افزار جایگزین کرده‌اند. با استفاده از سنسورهای سرعت چرخ که برای سیستم‌های ترمز ضد قفل (ABS) الزامی هستند، کامپیوتر خودرو می‌تواند تشخیص دهد که چه زمانی یک چرخ شروع به چرخیدن سریع‌تر از چرخ دیگر می‌کند. سپس برنامه پایداری الکترونیکی به سرعت کالیپر ترمز هیدرولیک را منحصراً روی چرخ در حال هرزگردی اعمال می‌کند و به طور مصنوعی در جایی که به طور طبیعی مقاومتی وجود ندارد، مقاومت ایجاد می‌کند.[1][6]

این مداخله مبتنی بر ترمز، دیفرانسیل باز را فریب می‌دهد. با مجبور کردن چرخ در حال چرخش به فشار آوردن به لنت ترمز، دنده‌های هرزگرد ناگهان مقاومتی برای مقابله پیدا می‌کنند. اگر کالیپر ترمز ۱۰۰ پوند-فوت نیروی بازدارنده به چرخ در حال لغزش وارد کند، دیفرانسیل فوراً ۱۰۰ پوند-فوت نیروی محرکه را به چرخ مقابل که روی آسفالت خشک قرار دارد می‌فرستد. خودرو به جلو حرکت می‌کند و از نرم‌افزار برای شبیه‌سازی چسبندگی مکانیکی که یخ نتوانسته بود فراهم کند، بهره می‌برد.[5]

سیستم کنترل کشش نرم‌افزاری با ترمز گرفتن روی چرخی که در حال هرزگردی است، چسبندگی مکانیکی را شبیه‌سازی می‌کند؛ فرآیندی که در استفاده‌های طولانی‌مدت می‌تواند به سرعت باعث داغ شدن بیش از حد سیستم ترمز شود.

در حالی که کنترل کشش مبتنی بر ترمز برای بیرون کشیدن خودرو از یک مسیر برفی بسیار مؤثر است، اما در شرایطی که افت چسبندگی طولانی‌مدت باشد، محدودیت‌های شدیدی ایجاد می‌کند. از آنجا که این سیستم بر تبدیل قدرت موتور به گرمای ناشی از اصطکاک در دیسک ترمز متکی است، رانندگی در یک جاده طولانی و گلی یا یک توده برف عمیق، ترمزها را مجبور می‌کند تا به طور مداوم در برابر موتور کار کنند. این امر به سرعت باعث داغ شدن بیش از حد لنت‌ها و روغن ترمز می‌شود و در نهایت کامپیوتر خودرو را مجبور می‌کند تا برای جلوگیری از آتش‌سوزی یا از کار افتادن کامل ترمزها، سیستم کنترل کشش را کاملاً غیرفعال کند.[1][2]

تصمیم‌گیری برای یک خریدار آینده‌نگر، در نهایت به محیط فیزیکی‌ای بستگی دارد که خودرو با آن مواجه خواهد شد. راننده‌ای که در جاده‌های روستایی برف‌روبی‌نشده یا مسیرهای شیب‌دار و شنی حرکت می‌کند، به قفل مکانیکی پایدار یک دیفرانسیل لغزش محدود یا قفل‌شونده واقعی نیاز دارد. در مقابل، یک شهروند حومه‌نشین که فقط گهگاه با هوای زمستانی روبرو می‌شود، می‌تواند با خیال راحت به ترکیب مقرون‌به‌صرفه یک دیفرانسیل باز در کنار سیستم کنترل کشش مدرن مبتنی بر ترمز تکیه کند؛ البته به شرطی که محدودیت‌های حرارتی سیستم را به خوبی درک کرده باشد.[6]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

خلوص‌گرایان مکانیکی

رانندگان و مهندسانی که راه‌حل‌های سخت‌افزاری فیزیکی را به مداخلات نرم‌افزاری ترجیح می‌دهند.

برای علاقه‌مندان به آفرود و رانندگان کامیون‌های سنگین، دیفرانسیل باز یک نقطه ضعف تلقی می‌شود که باید از طریق مهندسی از خودرو حذف شود. این گروه استدلال می‌کنند که تکیه بر کنترل کشش مبتنی بر ترمز یک ایده ناقص است، زیرا نیروی حرکت رو به جلو را به گرمای اتلافی تبدیل می‌کند. آن‌ها با نصب دیفرانسیل‌های لغزش محدود با چرخ‌دنده مارپیچ (مانند مدل‌های تورسن) یا قفل‌کننده‌های بادی قابل انتخاب، اطمینان حاصل می‌کنند که گشتاور موتور به صورت مکانیکی به چرخی که چسبندگی دارد تحمیل می‌شود و به خودرو اجازه می‌دهد بدون داغ کردن سیستم ترمز، از میان گل‌ولای عمیق یا برف عبور کند.

مهندسان نرم‌افزار

برنامه‌نویسان خودرو که چسبندگی را به عنوان چالشی برای سنسورها و الگوریتم‌ها می‌بینند.

طراحی خودروهای مدرن به شدت به سمت راه‌حل‌های نرم‌افزاری برای حل مشکلات مکانیکی سوق پیدا کرده است. مهندسان نرم‌افزار با استفاده از سنسورهای پرسرعت چرخ که از قبل برای سیستم ABS تعبیه شده‌اند، می‌توانند ماژول کنترل پایداری خودرو را طوری برنامه‌ریزی کنند که فوراً چرخ در حال هرزگردی را ترمز کند. این گروه خاطرنشان می‌کنند که سیستم‌های مبتنی بر ترمز هیچ وزن اضافه‌ای ندارند، اجرای آن‌ها برای خودروسازان تقریباً هیچ هزینه‌ای در بر ندارد و نیازی به نگهداری توسط راننده ندارند؛ ویژگی‌هایی که آن‌ها را به راه‌حلی ایده‌آل برای اکثریت قریب به اتفاق خودروهای مصرفی که به ندرت از جاده‌های آسفالته خارج می‌شوند، تبدیل می‌کند.

مصرف‌کنندگان روزمره

خریداران خودرو که بین قابلیت‌ها، قیمت خرید و رانندگی روزمره تعادل ایجاد می‌کنند.

برای یک خریدار معمولی خودرو، مکانیک داخلی دیفرانسیل کاملاً انتزاعی و دور از ذهن است. دغدغه اصلی آن‌ها این است که آیا خودرو می‌تواند با خیال راحت یک مسیر برفی یا یک سطح شیب‌دار لغزنده قایق را طی کند یا خیر. این گروه از صرفه‌جویی در هزینه‌های دیفرانسیل باز بهره زیادی می‌برند، چرا که قیمت پایه خودرو را پایین نگه می‌دارد و در عین حال، دور زدن نرم و بدون درگیری در پارکینگ‌ها را فراهم می‌کند. تا زمانی که سیستم کنترل کشش الکترونیکی بتواند آن‌ها را از یک مسیر ورودی برفی بیرون بکشد، محدودیت‌های حرارتی سیستم تا حد زیادی در زندگی روزمره آن‌ها بی‌اهمیت باقی می‌ماند.

چرا مهم است

برای هر کسی که قصد خرید خودرویی برای رفت‌وآمدهای زمستانی یا سفرهای آفرود را دارد، درک اینکه چگونه یک دیفرانسیل باز در محیط‌های کم‌اصطکاک کم می‌آورد، همان مرز باریک بین خروج راحت از یک جاده برفی یا پرداخت هزینه گزاف برای یدک‌کش است.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه سرعت گذار به خودروهای الکتریکی دو موتوره (که دیفرانسیل مکانیکی را کاملاً حذف می‌کنند) چقدر زود این محدودیت مهندسی را به دست فراموشی خواهد سپرد.
  • آستانه حرارتی دقیقی که خودروسازان مختلف برای خاموش شدن سیستم‌های کنترل کشش الکترونیکی خود برنامه‌ریزی می‌کنند تا از دیسک‌های ترمز محافظت کنند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران قفل مکانیکی 40%مدافعان کشش الکترونیکی 40%اولویت‌دهندگان به صرفه اقتصادی 20%
  1. [1]Motor Authorityمدافعان کشش الکترونیکی

    Here's how traction control and differentials work to give your car grip

    مطالعه در Motor Authority
  2. [2]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  3. [3]Physics Forumsاولویت‌دهندگان به صرفه اقتصادی

    Calculating Torque Split in Axle Differentials

    مطالعه در Physics Forums
  4. [4]ResearchGateطرفداران قفل مکانیکی

    Design And Analysis Of An Open Differential

    مطالعه در ResearchGate
  5. [5]Vehicle Physics Proمدافعان کشش الکترونیکی

    Differential - Vehicle Physics Pro

    مطالعه در Vehicle Physics Pro
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت خودرو اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.