چارچوب طراحی شغل: چگونه تغییرات وظیفهای، ارتباطی و شناختی از طراحیهای دستوری پیشی میگیرند
مشارکت و تعامل کارکنان بهندرت با یک شرح شغل رسمی تعیین میشود؛ بلکه این تغییرات روزمره و پایینبهبالایی است که کارکنان در نقشهای خود ایجاد میکنند که این تعامل را پیش میراند.
به قلم پیام لشکری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- روانشناسان سازمانی
- تمرکز بر اینکه چگونه طراحی شغل نیازهای اساسی روانشناختی انسان برای استقلال و شایستگی را برآورده میکند.
- رهبران منابع انسانی
- نگاه به طراحی شغل بهعنوان یک ابزار مقیاسپذیر برای حفظ نیرو و پیشزمینهای برای قراردادهای ویژه رسمی.
- کارکنان خط مقدم
- برخورد با طراحی شغل بهعنوان یک مکانیزم بقای روزمره برای کاهش استرس و یافتن معنا.
نتیجه مشارکت کارکنان زمانی که بخش منابع انسانی یک شرح شغل را تدوین میکند مشخص نمیشود؛ بلکه در مرحله مذاکره فردی بر سر مرزهای وظایف تعیین میگردد. این بازنگری روزمره و اغلب غیررسمی نقش توسط فردی که آن را بر عهده دارد، همان مرحلهای است که در واقع دیکته میکند آیا یک کارمند دچار فرسودگی میشود یا شکوفا میگردد. در روانشناسی سازمانی، این بازطراحی پایینبهبالا با عنوان «طراحی شغل» (Job Crafting) شناخته میشود.
در طول قرن بیستم، روانشناسی صنعتی به طراحی کار صرفاً بهعنوان یک مسیر یکطرفه نگاه میکرد. مهندسان صنعتی مانند فردریک تیلور (Frederick Taylor) بهینهترین روش برای اجرای یک وظیفه را اندازهگیری کرده و دستورالعمل آن را ابلاغ میکردند. حتی چارچوبهای انسانمحورانهتر، مانند «مدل ویژگیهای شغلی» که در سال ۱۹۷۶ توسط جی. ریچارد هکمن (J. Richard Hackman) و گرگ اولدهام (Greg Oldham) توسعه یافت، فرض را بر این میگذاشتند که شغل یک موجودیت ثابت است که از بالا مهندسی شده و توسط کارمند اشغال میشود.
این اجماع در سال ۲۰۰۱ تغییر کرد، زمانی که پژوهشگرانی به نامهای ایمی رزنیوسکی (Amy Wrzesniewski) و جین داتون (Jane Dutton) مقالهای برجسته در نشریه Academy of Management Review منتشر کردند. آنها زاویه دید را تغییر دادند و استدلال کردند که کارکنان دریافتکنندگان منفعل نقشهای ازپیشساختهشده نیستند. در عوض، آنها طراحی شغل را بهعنوان «تغییرات فیزیکی و شناختی که افراد در مرزهای وظیفهای یا ارتباطی کار خود ایجاد میکنند» تعریف کردند.
یک شرح شغل رسمی صرفاً نقطه شروع است. محصول نهایی همان چیزی است که کارمند روز به روز با واقعیت مذاکره میکند، آن هم غالباً بدون اطلاع مدیریت. بر اساس یک بررسی در ژانویه ۲۰۲۶ در نشریه Annual Review of Organizational Psychology and Organizational Behavior، این رفتار پیشگیرانه سه نیاز اساسی روانشناختی تعریفشده در «نظریه خودمختاری» را برآورده میکند: استقلال، شایستگی و ارتباط.[1]
سازوکار طراحی شغل در سه بُعد مجزا عمل میکند. بُعد اول «طراحی وظیفه» است که شامل تغییر در تعداد، دامنه یا نوع وظایفی است که یک کارمند انجام میدهد. این مشهودترین شکل اصلاح نقش است، جایی که کارکنان بهطور فعال مرزهای فیزیکی مسئولیتهای خود را تغییر میدهند تا با نقاط قوت آنها همسویی بهتری داشته باشد.
یک نمونه ملموس از طراحی وظیفه زمانی رخ میدهد که یک دانشمند داده مجموعهای از کارهای تکراری گزارشدهی را خودکار میکند تا چهار ساعت در هفته را برای مدلسازی پیشبینیکننده آزاد کند. با کنار گذاشتن وظایفی که انرژی را تحلیل میبرند و بر عهده گرفتن وظایف جدیدی که آنها را به چالش میکشند، کارمند تخصیص منابع روزانه خود را بدون نیاز به ترفیع رسمی یا تغییر عنوان شغلی بهینه میکند.
بُعد دوم «طراحی ارتباطی» است که کیفیت یا میزان تعاملات یک کارمند با دیگران را تغییر میدهد. شغلی که از ارتباط انسانی تهی شده باشد، از یک محرک اصلی انگیزه محروم است. طراحی ارتباطی تغییر میدهد که چه کسانی در دنیای کاری یک کارمند حضور دارند و شبکه ارتباطی او را فراتر از تیم مستقیمش گسترش میدهد.
بُعد دوم «طراحی ارتباطی» است که کیفیت یا میزان تعاملات یک کارمند با دیگران را تغییر میدهد.
این امر میتواند شبیه به یک مهندس نرمافزار باشد که عمداً یک پل ارتباطی میانواحدی با تیم طراحی ایجاد میکند، یا یک نماینده بیمه باسابقه که همکار تازهکاری را برای منتورینگ غیررسمی زیر پروبال خود میگیرد. با بازسازی شبکه اجتماعی خود در داخل شرکت، کارمند یک سیستم حمایتی میسازد که بهعنوان سپری در برابر استرسهای سازمانی عمل میکند.
بُعد سوم و درونیترین بُعد، «طراحی شناختی» است. این شامل تغییر در نحوه درک فرد از هدف یا اهمیت خود کار است. این کار نیازی به تغییرات فیزیکی در روز کاری ندارد، با این حال تجربه روانشناختی اجرای آن را بهطور بنیادین دگرگون میسازد.
در یک مطالعه کلاسیک که توسط نشریه Harvard Business Review نقل شده است، رزنیوسکی کارکنان نظافت بیمارستان را مشاهده کرد که کار خود را از صرفاً تمیز کردن اتاقها به کمک فعالانه در روند بهبودی بیماران تغییر چارچوب دادند. یکی از نظافتچیها توضیح داد که با نگاه کردن به سقف، خود را در جایگاه فیزیکی یک بیمار قرار میدهد «تا ببیند آیا چیزهایی آن بالا وجود دارد که ممکن است ما متوجه آنها نشویم، اما اگر بیماران مجبور باشند تمام روز به آنها نگاه کنند، آزارشان دهد.»[2]
پیامدهای اقتصادی این تنظیمات خرد بسیار قابلتوجه است. بر اساس دادههای شرکتی تحلیلشده توسط MokaHR در سال ۲۰۲۵، کارکنان متعهدی که بهطور فعال نقشهای خود را شکل میدهند، ۱۲۵ درصد بهرهورتر از همتایان بیانگیزه خود هستند. علاوه بر این، شرکتهایی که محیطهایی را پرورش میدهند که در آنها از طراحی شغل حمایت میشود، ۲۳ درصد سود کلی بالاتری را گزارش میکنند.
این ارقام توضیح میدهند که چرا طراحی شغل بهعنوان یک دفاع اصلی در برابر موجهای خروج نیرو پس از پاندمی ۲۰۲۰ ظهور کرده است. زمانی که پژوهشگران مدرسه کسبوکار هاروارد (Harvard Business School) محرکهای «استعفای بزرگ» را تحلیل کردند — دورهای که ۵۵ درصد از کارگران مورد بررسی قصد داشتند شغل خود را در عرض ۱۲ ماه ترک کنند — دریافتند که یکنواختی و فقدان استقلال، پیشبینیکنندههای اصلی ترک کار هستند.
یک سنت آکادمیک دوم که توسط پژوهشگرانی به نامهای ماریا تیمز (Maria Tims) و آرنولد بکر (Arnold Bakker) در حدود سال ۲۰۱۰ پایهگذاری شد، طراحی شغل را از طریق «مدل تقاضاها-منابع شغلی» چارچوببندی میکند. در این دیدگاه، کارکنان دائماً نقشهای خود را تنظیم میکنند تا تقاضاهای شغلی و منابع در دسترس خود را به تعادل برسانند. زمانی که تقاضاها از منابع پیشی میگیرند، فرسودگی شغلی شتاب میگیرد؛ اما وقتی کارکنان بتوانند مسیر خود را بهسوی منابع جدید طراحی کنند، تابآوری خود را افزایش میدهند.
این عمل متعادلسازی منابع بهویژه برای کارکنان نسل هزاره و نسل زد (Gen Z) حیاتی است، کسانی که در حال حاضر بالاترین سطح فرسودگی شغلی را در میان تمام گروههای نسلی گزارش میدهند. کارگران جوانتر با بهینهسازی نقشهای خود برای کسب مهارت یا کاهش عوامل استرسزا، تجربه روزانه خود را از یک وضعیت فرسایشی به یک مشارکت پایدار تبدیل میکنند.[2]
زمانی که طراحی شغل از یک رفتار غیررسمی و پنهان به یک توافق رسمی با مدیریت تبدیل میشود، وارد قلمرو «قراردادهای ویژه» یا i-deals میگردد. اینها ترتیبات استخدامی شخصیسازیشدهای هستند که بین یک کارمند و کارفرمای او مذاکره میشوند، مانند یک برنامه کاری ترکیبی سفارشی یا یک سبد منحصربهفرد از مسئولیتها.
یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ که در نشریه Frontiers in Psychology منتشر شد، تأیید کرد که قراردادهای ویژه مرتبط با وظایف و مسئولیتهای کاری، توانمندسازی روانشناختی کارمند را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهند. با این حال، بخشهای منابع انسانی باید این ترتیبات را با دقت مدیریت کنند؛ اگر همکاران احساس کنند که قراردادهای ویژه بهطور ناعادلانهای توزیع شدهاند، حس محرومیت نسبی ناشی از آن میتواند باعث ایجاد اصطکاک در محیط کار شود.
شواهد انباشتهشده نشان میدهد که مؤثرترین استراتژی برای حفظ نیروها، یک دستورالعمل از بالا به پایین یا افزایش حقوق همگانی نیست. بلکه اعطای مجوز ساختاری به کارکنان برای شکل دادن به مرزهای وظایف خودشان است. وقتی به کارکنان اجازه داده میشود تا بهعنوان معماران روتینهای روزانه خود عمل کنند، آنها مشاغلی میسازند که واقعاً میخواهند در آنها بمانند.[3]
چرا مهم است
در شرایطی که سازمانها با فرسودگی شغلی و نرخ بالای خروج نیروها دستوپنجه نرم میکنند، استراتژیهای سنتی و دستوری برای حفظ کارکنان در حال شکست هستند. درک اینکه چگونه کارکنان بهطور فعال نقشهای خود را بازطراحی میکنند، یک مکانیزم بدون هزینه و با تأثیر بالا برای افزایش مشارکت، رشد بهرهوری و جلوگیری از خروج استعدادهای برتر فراهم میکند.
منابع
[1]Annual Review of Organizational Psychology and Organizational Behaviorروانشناسان سازمانیJob Crafting Revisited: Current Insights, Emerging Challenges, and Future Directions
مطالعه در Annual Review of Organizational Psychology and Organizational Behavior →
[2]Harvard Business Reviewکارکنان خط مقدمIf You're Burning Out, Carve a New Path
مطالعه در Harvard Business Review →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در شغل و کار
مشاهده همه →لنگراندازی حقوق
درخواست ۱۰۳,۵۰۰ دلاری: چرا لنگرهای دقیق حقوقی از اعداد رند بهتر عمل میکنند، تا زمانی که به مرز تخصص برسند
6 منبع
سازوکار ATS
چگونه استخدامکنندگان با تنظیم پرسشهای حذفی و جستجوی بولین در سیستمهای ردیابی کارجو (ATS) رزومهها را فیلتر میکنند
4 منبع
نظریه مدیریت
رمزگشایی از ماتریس هرسی-بلانچارد: چگونه چهار سبک رهبری با سطوح توسعه کارکنان تطبیق مییابند
6 منبع
فرسودگی مدیران
تحقیقات جدید نشان میدهد که مدیران استرس بسیار بیشتری نسبت به کارمندان گزارش میکنند و این امر تعهد شغلی را تهدید میکند
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت شغل و کار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





