ضریب واکنش منفی ۵.۵ برابری: چرا چانهزنی بر سر حقوق، شانس استخدام زنان را کاهش میدهد؟
تحقیقات نشان میدهد که ارزیابها در مقایسه با مردان، با احتمال بسیار بیشتری زنان کارجو را به دلیل شروع مذاکره حقوق جریمه میکنند. درک این هزینه اجتماعی به مذاکرهکنندگان اجازه میدهد تا با استفاده از رویکرد «توجیه ارتباطی»، بدون به خطر انداختن شانس استخدام خود، به دستمزد بالاتری دست یابند.
به قلم پیام لشکری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصاددانان رفتاری
- تمرکز بر سوگیریهای ساختاری در شناخت ارزیاب که دفاع زنان از حقوق خود را جریمه میکند.
- مربیان مذاکره شرکتی
- تأکید بر تاکتیکهای عملی و فوری که کارجویان میتوانند برای عبور از سوگیریهای موجود استفاده کنند.
- روانشناسان سازمانی
- برجسته کردن بار شناختی نامتقارنی که در طول استخدام و ترفیع بر دوش کارمندان زن گذاشته میشود.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مدیران منابع انسانی
- وکلای کار و استخدام
مدیران استخدام و کمیتههای جبران خدمات، اختیار نهایی را برای تعدیل پیشنهادهای اولیه حقوق در دست دارند و درست در لحظهای که کارجو رقم پایه را به چالش میکشد، از این اختیار استفاده میکنند. وقتی کارجو این مذاکره را آغاز میکند، ارزیاب بلافاصله نه تنها درخواست مالی، بلکه تناسب اجتماعی این تقاضا را نیز میسنجد. برای کارجویان مرد، این پیشنهاد متقابل معمولاً به عنوان یک روال استاندارد تجاری پردازش میشود. اما بر اساس تحقیقات مدرسه کندی هاروارد و مجله آکادمی مدیریت، زمانی که زنان کارجو دقیقاً همان درخواست را مطرح میکنند، ارزیابها با احتمال ۵.۵ برابر بیشتر آنها را جریمه کرده و تمایل خود را برای استخدامشان کاهش میدهند.[1][4]
این جریمه به عنوان «ضریب واکنش منفی» شناخته میشود. این اتفاق به این دلیل رخ میدهد که چانهزنی برای دستمزد بالاتر، کلیشههای جنسیتی تجویزی را که از زنان انتظار دارد سازگار و جامعهمحور باشند، نقض میکند. هانا رایلی بولز در مقاله کاری مدرسه کندی هاروارد توضیح میدهد: «ارزیابها تمایل کمتری به کار با زنان کارجویی دارند که درخواست حقوق بالاتری میکنند، زیرا آنها را فاقد رفتار دوستانه و بیش از حد پرتوقع میدانند.»[1]
پیامدهای این واکنش منفی بسیار فراتر از رد شدن یک پیشنهاد متقابل است. این امر یک دوراهی ساختاری در مذاکره جبران خدمات ایجاد میکند: زنان متخصص باید مزایای اقتصادی درخواست حقوق بیشتر را در برابر خطرات اجتماعی نادیده گرفتن کلیشههای تجویزی بسنجند. اگر یک کارجو چشمانداز شغلی بلندمدت خود را در سازمان در اولویت قرار دهد، انتخاب منطقی از نظر تاریخی پذیرش پیشنهاد اولیه بوده است که این امر شکاف دستمزد جنسیتی را در طول یک دوره کاری چند دههای تشدید میکند.
یک صنعت نوپا از آموزشهای شرکتی و ادبیات خودیاری مدتهاست که وعده داده با آموزش مذاکره تهاجمیتر به زنان، شکاف دستمزد جنسیتی را پر کند. این رویکرد بر این فرض استوار بود که این شکاف عمدتاً به این دلیل وجود دارد که زنان به سادگی از درخواست پول بیشتر خودداری میکنند. با این حال، دادههای تجربی اخیر این پیشفرض را کاملاً رد کرده است.[2]
مطالعهای در سال ۲۰۲۳ که توسط پژوهشگران مدرسه کسبوکار هاس در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی منتشر شد، دادههای فارغالتحصیلان را تجزیه و تحلیل کرد و دریافت که امروزه زنان متخصص بیشتر از مردان گزارش میدهند که برای حقوق خود مذاکره میکنند. با وجود این فراوانی بیشتر در شروع مذاکره، زنان حاضر در این مطالعه همچنان ۲۲ درصد کمتر از همتایان مرد خود درآمد داشتند. تفاوت اساسی در درخواست کردن نبود، بلکه در نتیجه بود: درخواست زنان با دفعات بسیار بیشتری رد میشد.[2]
لورا کری، استاد کرسی ند و کارول اسپیکر در رهبری در برکلی هاس، خاطرنشان میکند: «در حالی که ممکن است در گذشته مردان بیشتر از زنان تمایل به مذاکره داشتند، این تفاوت جنسیتی از آن زمان معکوس شده است. مقصر دانستن مداوم زنان به دلیل عدم مذاکره برای رفع شکاف دستمزد جنسیتی، آسیب مضاعفی به همراه دارد؛ چرا که هم کلیشههای جنسیتی را تداوم میبخشد و هم تلاشها برای مبارزه با آنها را تضعیف میکند.»[2]
پژوهشگران برکلی همچنین دادههای تاریخی بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۵ را مجدداً ارزیابی کردند. آنها دریافتند که اگرچه مردان در اوایل آن دوره نرخ بالاتری از مذاکره را ثبت کرده بودند، اما این تفاوت جنسیتی در حدود سال ۱۹۹۴ از بین رفت و از حدود سال ۲۰۰۷ رسماً معکوس شد. بنابراین، شکاف دستمزد مدرن ناشی از واکنش ارزیاب است، نه تردید کارجو.[2]
پژوهشگران برکلی همچنین دادههای تاریخی بین سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۱۵ را مجدداً ارزیابی کردند.
مکانیسمهای این سوگیری ارزیاب در مطالعهای در سال ۲۰۲۱ توسط دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (USC) بیشتر تفکیک شد. تیم تحقیقاتی USC برای حذف متغیرهای انسانی از سمت کارجو، از نمایندگان مجازی بدون جنسیت برای مذاکره با ۴۴۰ شرکتکننده که به آنها موقعیت مهندسی نرمافزار پیشنهاد شده بود، استفاده کرد.[3]
نتایج نشان داد که مردان و زنان به یک اندازه در مکانیسمهای پایه مذاکره فاقد مهارت هستند؛ به طوری که ۴۳ درصد از شرکتکنندگان اصلاً مذاکره نکردند و کارجویان به طور کلی ۲۰ درصد از ارزش بسته جبران خدمات را روی میز باقی گذاشتند. از آنجا که سطح مهارتهای پایه یکسان بود، پژوهشگران نتیجه گرفتند که نابرابریهای دنیای واقعی در نتایج، توسط ارزیابها هدایت میشود.[3]
پیتر کیم، استاد مدیریت و سازمان در مدرسه مارشال USC، اظهار داشت: «مشخص شده است که زنان هنگام مذاکره به نمایندگی از دیگران، عملکردی برابر با مردان دارند. تنها زمانی که آنها برای خودشان مذاکره میکنند، عملکرد بدتری نسبت به مردان نشان میدهند. این نشان میدهد که چنین تفاوتهایی ممکن است ناشی از ترس از انگ اجتماعی علیه زنانی باشد که به دنبال منافع بیش از حد برای خود هستند؛ انگی که معمولاً زنان به تنهایی عبور از آن را دشوار مییابند.»[3]
با درک این موضوع که صرفاً درخواست پول بیشتر باعث ایجاد ضریب واکنش منفی ۵.۵ برابری میشود، پژوهشگران چارچوبهای زبانی خاصی را شناسایی کردهاند که این جریمه اجتماعی را دور میزند. مؤثرترینِ این موارد، «توجیه ارتباطی» است؛ توضیحی که به طور همزمان به درخواست حقوق مشروعیت میبخشد و دغدغه عمیقی را برای روابط سازمانی منتقل میکند.[1]
در چهار آزمایش کنترلشده، تحقیقات مدرسه کندی هاروارد نشان داد که افزایش مشروعیت عینی درخواست یک زن، مانند استناد به دادههای خارجی بازار، خطر اجتماعی درخواست کردن را از بین نمیبرد. از سوی دیگر، صرفاً سازگار بودن بیش از حد نیز به درخواست مالی مشروعیت نمیبخشد. راهحل نیازمند ترکیب هر دو عنصر در یک روایت واحد و منسجم است.[1]
یک توجیه ارتباطی ممکن است مذاکره را به عنوان نمایشی از مهارتهایی چارچوببندی کند که کارجو برای دفاع از منافع شرکت به کار خواهد گرفت. به عنوان مثال، بیان این موضوع که کارجو امیدوار است حقوق خود را برای همسویی با بازار تعدیل کند زیرا قصد دارد همان سطح از دفاع و استانداردسازی را در مذاکرات با مشتریان به کار گیرد، منافع مالی شخصی کارجو را با اهداف گستردهتر سازمان همسو میکند.[1]
مجله آکادمی مدیریت با تأکید بر اهمیت «در نظر گرفتن دیدگاه دیگران»، نحوه مذاکره زنان برای پیشرفت شغلی را بازتعریف کرد. زمانی که مذاکرهکنندگان زن محدودیتهای ارزیاب را پیشبینی کرده و درخواستهای خود را به عنوان تمرینهای حل مسئله مشترک چارچوببندی میکنند، به میزان قابل توجهی این تصور را که بیش از حد پرتوقع هستند، کاهش میدهند.[4]
با این حال، این مکانیسم بار شناختی نامتقارنی را بر دوش زنان کارجو میگذارد. در حالی که کارجویان مرد میتوانند به سادگی یک رقم را بیان کنند و منتظر پیشنهاد متقابل بمانند، زنان کارجو باید درخواستهای خود را با دقت طراحی کنند تا واکنش احساسی ارزیاب را مدیریت کنند. این کارِ مضاعف، مالیات مستقیمی بر زنان متخصص است که صرفاً برای خنثی کردن سوگیری سیستماتیک الزامی شده است.[4][5]
تا زمانی که سازمانها بازههای حقوق و دستمزد را استاندارد نکنند و اختیار مدیران را از پیشنهادهای اولیه حقوق حذف نکنند، ضریب واکنش منفی به عنوان یک واقعیت ساختاری در بازار کار باقی خواهد ماند. در حال حاضر، تسلط بر رویکرد توجیه ارتباطی همچنان معتبرترین روش تجربی برای زنان متخصص است تا بدون به خطر انداختن شانس استخدام یا مسیر شغلی بلندمدت خود، دستمزد منطبق با نرخ بازار را تضمین کنند.[5]
نکات کلیدی
- ارزیابها ۵.۵ برابر بیشتر احتمال دارد که زنان کارجو را به دلیل مذاکره برای حقوق، در مقایسه با مردان جریمه کنند.
- امروزه زنان متخصص بیشتر از مردان مذاکره حقوق را آغاز میکنند، اما درخواستهایشان با دفعات بیشتری رد میشود.
- تفاوت جنسیتی در شروع مذاکره در حدود سال ۱۹۹۴ از بین رفت و تا سال ۲۰۰۷ کاملاً معکوس شد.
- استفاده از «توجیه ارتباطی» به زنان کمک میکند تا با چارچوببندی درخواست حقوق به عنوان یک منفعت دوجانبه، از سوگیری ارزیابها عبور کنند.
- عبور از این سوگیری، بار شناختی نامتقارنی را در طول فرآیند استخدام بر دوش زنان متخصص میگذارد.
چرا مهم است
برای زنان متخصص، توصیههای رایج مذاکره اغلب نتیجه عکس میدهد و با ایجاد پیامدهای منفی بینفردی، پیشنهادهای شغلی را به خطر میاندازد. تسلط بر رویکرد «توجیه ارتباطی» - یعنی چارچوببندی درخواستها به عنوان یک مزیت برای سازمان - سازوکاری اثباتشده برای دور زدن این سوگیری و تضمین دستمزد عادلانه ارائه میدهد.
منابع
[1]Harvard University, John F. Kennedy School of Governmentروانشناسان سازمانیRelational Accounts: An Answer for Women to the Compensation Negotiation Dilemma
مطالعه در Harvard University, John F. Kennedy School of Government →
[2]Berkeley Haasاقتصاددانان رفتاریNew Research Shatters Outdated Pay-Gap Myth That Women Don't Negotiate
مطالعه در Berkeley Haas →
[3]USC Todayاقتصاددانان رفتاریAre women worse than men at salary negotiation?
مطالعه در USC Today →
[4]Academy of Management Journalروانشناسان سازمانیReconceptualizing What and How Women Negotiate for Career Advancement
مطالعه در Academy of Management Journal →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در شغل و کار
مشاهده همه →نظریه هدفگذاری
چگونه شفافیت و دشواری اهداف، رابطه خطی میان هدفگذاری و عملکرد را شکل میدهند
9 منبع
علم استخدام
تناسب با سازمان در برابر تناسب با شغل: چگونه همسویی ارزشها استعفا را پیشبینی میکند و مهارتها رضایت را
7 منبع
تحلیل شبکه
پیشبینی قدرت غیررسمی در سازمانها: نقش مرکزیت درجه، بینابینی و نزدیکی
7 منبع
ارزیابی آموزش
علم ارزیابی آموزش: مقایسه شواهد در مورد چهار سطح اثربخشی کرکپاتریک
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت شغل و کار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





