چرا عمر محدود ستارگان و انبساط فضا مانع از درخشش کورکننده آسمان شب میشوند؟
اگر کیهان نامتناهی و ایستا بود، هر خط دیدی باید در نهایت به یک ستاره ختم میشد و آسمان شب را مانند روز روشن میکرد. تاریکی کنونی آسمان حاصل سن محدود کیهان، طول عمر متناهی ستارگان و کشیدگی پیوسته بافت فضاست.
به قلم فرشید جمشیدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- اگر کیهان بیپایان و بیحرکت بود، آسمان شب باید درخششی به اندازه خورشید میداشت، چرا که هر امتداد دید نهایتاً به سطحی ستارهای میرسید.
- تاریکی شب شاهدی بر متناهی بودن سن جهان است؛ نوری که از دورافتادهترین کانونها ساطع شده، هنوز وقت کافی برای نفوذ به چشم ما نیافته است.
- کشش ساختار فضا پرتوهای کهن مرئی را به ریزموجهای نامرئی تبدیل کرده است؛ بنابراین آسمان هماکنون نیز در حال درخشش است، اما در طول موجهایی خارج از توان دید انسان.
در سال ۱۸۲۳، هاینریش اولبرس، پزشک و اخترشناس آلمانی، مقالهای منتشر کرد که پرده از یک ناممکن ریاضی در آسمان بالای سرمان برمیداشت: اگر جهان نامتناهی، ایستا و با توزیعی یکنواخت از ستارگان باشد، آسمان شب هرگز نباید تاریک باشد.[4]
استدلال اولبرس این بود که در کیهانی بیانتها، هر خط دید به ناچار سرانجام به سطح یک ستاره برخورد میکند؛ همانطور که ناظری در عمق جنگلی انبوه در هر جهتی جز تنه درختان چیزی نمیبیند، ناظر زمینی نیز باید دیوارهای پیوسته از پلاسمای ستارهای در آسمان مشاهده کند.[4]
هندسه حاکم بر این مسئله قطعی است؛ گرچه روشنایی ظاهری یک ستاره دوردست با مجذور فاصله کاهش مییابد، اما حجم فضا و در نتیجه شمار ستارگان در آن فاصله، دقیقاً با همان ضریب مجذور افزایش پیدا میکند.[4]
این دو قاعده ریاضی یکدیگر را به طور کامل خنثی میکنند؛ پوستهای از ستارگان در فاصلهای دو برابر دورتر، به چشم ما چهار برابر کمنورتر دیده میشود اما حاوی چهار برابر ستاره بیشتر است و بدین ترتیب نوری کاملاً یکسان به چشم ناظر میرساند.[4]
مجموع این پوستههای کروی نامتناهی باید به گسیل مقداری نامتناهی از نور منجر شود؛ بنابراین تمام آسمان چه در شب و چه در روز باید با درخششی معادل سطح خورشید میسوخت و زمین را بلافاصله تبخیر میکرد.[4]
افق محدود زمان
نخستین شکاف جدی در این پارادوکس کلاسیک نه از لوله تلسکوپها، بلکه از اثبات کراندار بودن سرعت نور حاصل شد؛ نور در خلأ با سرعت مشخص ۲۹۹٬۷۹۲ کیلومتر بر ثانیه حرکت میکند.[1]
از آنجا که گذر نور از فواصل پهناور کیهانی زمان میبرد، نگاه کردن به دوردستها معادل نگریستن به اعماق گذشته است؛ اخترشناسان وقتی کهکشان آندرومدا را رصد میکنند، در واقع وضعیت ۲.۵ میلیون سال پیش آن را میبینند.[1]
در سال ۱۹۰۱، لرد کلوین، فیزیکدان اسکاتلندی، راهکاری محاسباتی برای این معما در مجله فلسفی بریتانیا ارائه داد؛ او محاسبه کرد که برای داشتن آسمانی کاملاً روشن، کیهان باید صدها تریلیون سال عمر داشته باشد.[3]
کلوین نوشت: «اگر کیهان عمری نامتناهی داشت، آسمان تودهای شعلهور از نور بود»؛ وی به درستی نتیجه گرفت که تاریکی شب گواهی آشکار بر این واقعیت است که ستارگان تا ابد وجود نداشتهاند.[3]
کیهانشناسی نوین دیدگاه کلوین را اثبات کرده است؛ رصدخانههای فضایی سن دقیق جهان را ۱۳.۸ میلیارد سال اندازهگیری کردهاند که نشاندهنده متناهی بودن عمر آن است.[1][3]
این سن محدود مرزی قطعی به نام «کیهان قابل مشاهده» پدید میآورد؛ ما تنها قادریم نوری را دریافت کنیم که فوتونهای آن از زمان مهبانگ (بیگبنگ) تاکنون فرصت کافی برای رسیدن به زمین داشتهاند.[1]
کیهان قابل مشاهده شعاعی در حدود ۴۶ میلیارد سال نوری دارد؛ فراتر از این افق نوری، چه بسا شمار بیپایانی از ستارگان جای گرفته باشند، اما پرتوهای آنها هنوز مجال نفوذ به شبکیه چشمان ما را نیافتهاند.[1]
پایان سوخت ستارگان
حتی در محدوده همین حباب رصدپذیر نیز تراکم اجرام شگفتانگیز است؛ اخترشناسان برآورد میکنند که تقریباً ۲۰۰ میلیارد کهکشان، که هر یک میزبان صدها میلیارد ستارهاند، در آن مستقر هستند.[2]
با این حال، حتی در صورت مشاهده همزمان تمام این ستارگان، انرژی کافی برای اشباع نوری آسمان فراهم نمیشد؛ ستارگان موتورهای جاودانه نیستند، بلکه مخازن محدودی از هیدروژناند که همجوشی هستهای را به پیش میبرند.[2]
ستارهای معمولی نظیر خورشید ما در رشته اصلی عمری نزدیک به ۱۰ میلیارد سال دارد؛ با اتمام سوخت هیدروژنی در هسته، لایههای بیرونی ستاره رها شده و به کوتولهای سفید و کمفروغ فرو میپاشد.[2]
برای آنکه آسمان شب به روشنایی سطح خورشید برسد، لازم بود جهان تقریباً ۱۰ تریلیون برابر وضعیت کنونی، ماده درخشان در خود جای دهد؛ ساختار کیهان اساساً فاقد سوخت لازم برای برافروختن تمام کانونهای نور به شکل همزمان است.[2][4]
بیشینه بازده انرژی کیهان میلیاردها سال پیش در دورهای موسوم به «ظهر کیهانی» سپری شد؛ از آن دوران تاکنون نرخ ستارهزایی افت چشمگیری یافته و کیهان در اثر مرگ ستارگان کهنسال، آرامآرام به سوی کمفروغی پیش میرود.[2]
کشسانی خود فضا
اگرچه زمان کراندار و سوخت محدود تاریکی آسمان در جهانی ایستا را توجیه میکنند، ولی جهان ما ایستا نیست؛ ادوین هابل در سال ۱۹۲۹ نشان داد که کیهان به طور پیوسته در حال انبساط است.[1]
این انبساط متریک حاکی از کشیدگی ساختار خود فضاست که کهکشانها را از یکدیگر دور میسازد؛ هر چه کهکشانی فاصلهاش بیشتر باشد، فضا با سرعت بالاتری میان آن و زمین بسط پیدا میکند.[1]
همگام با گذر پرتوهای نوری از پهنه این فضای رو به گسترش، طول موج آنها دچار کشیدگی فیزیکی میشود؛ این پدیده را که به نام «انتقال به سرخ کیهانشناختی» میشناسیم، نور را به سوی بخشهای سرخ طیف الکترومغناطیسی سوق میدهد.[1]
هر چقدر طول موج نور طویلتر شود، سطح انرژی فوتونها نیز کاسته میشود؛ امواج نوری که از دوردستترین کهکشانها ساطع میشوند چنان دچار کشیدگی میگردند که از طیف نور مرئی خارج شده و به تابشهای فروسرخِ نامرئی بدل میشوند.[1]
تلسکوپهای فضایی نسل حاضر به طور هدفمند برای ثبت این تابشهای کشیدهشده تنظیم شدهاند؛ آینههای آنها برای جذب فروسرخ بهینهسازی گشتهاند تا کهکشانهای کهنی را که پرتوهای مرئیشان از دست رفته، ردیابی کنند.[1]
انبساط متریک تضمین میکند که حتی در صورت فرضیِ بینهایت بودن عمر جهان و جاودانگی ستارگان، آسمان شب کماکان در چشم انسان تاریک جلوه میکرد؛ زیرا انرژی نورهای دوردست پیوسته در دل حجم افزاینده فضا تحلیل میرود.[1][4]
تابشی که چشم توان دیدنش را ندارد
پاسخ غایی به معمای اولبرس با یک چرخش علمی غیرمنتظره همراه است: آسمان شب در تمام جهات لبریز از تشعشعات درخشان است، دقیقاً همان چیزی که اخترشناسان قرن نوزدهم از آن بیم داشتند.[1][4]
تقریباً ۳۸۰ هزار سال پس از مهبانگ، دمای جهان تا حدی افت کرد که نخستین اتمها تشکیل شدند و درخششی کورکننده از نور در تمامی فضای کیهان پراکنده شد.[1]
این نور بنیادین اکنون بیش از ۱۳ میلیارد سال است که به سوی ما سفر میکند؛ به دلیل انبساط فوقالعاده بافت فضا در این مدت طولانی، امواج این نور با ضریب ۱٬۰۹۰ به سوی سرخ کشیده شدهاند.[1]
آنچه در آغاز درخششی سوزان با دمای ۳٬۰۰۰ کلوین در گستره مرئی بود، اینک به ریزموجها مبدل گشته است؛ امروزه این تابش با سرمای منجمدکننده ۲.۷۲۵ کلوین، یعنی اندکی بالاتر از صفر مطلق، سراسر کیهان را در بر گرفته است.[1]
این بازمانده پرتوافکن را «تابش زمینه کیهانی» مینامند؛ امواجی که برای چشم غیرمسلح نامرئیاند، اما اکثریت مطلق فوتونهای موجود در کل کیهان را تشکیل میدهند.[1]
اگر ساختار چشم انسان به جای طیف مرئی برای دریافت امواج مایکروویو تنظیم شده بود، آسمان شب به هیچ وجه تیره نبود؛ در آن صورت ما سقفی یکدست، درخشان و بدون کمترین شکاف میان ستارگان مشاهده میکردیم.[1][4]
بنابراین تیرگی آسمان شب نوعی خطای حسی و برخاسته از محدودیت زیستشناختی بینایی ماست، نه نمایانگر خلأ واقعی؛ ما در جهانی بینهایت روشن زیست میکنیم، اما دیدگان ما تنها بخش بسیار اندکی از نوری را میبیند که هنوز دستخوش انبساط فضا نشده است.[4]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- محاسبه مجدد روشنایی ظاهری تئوریک آسمان شب از طریق نرمالسازی چگالی انرژی تابش زمینه کیهانی در برابر مجموع توان تابشی ۲۰۰ میلیارد کهکشان تخمینزدهشده در کیهان قابل مشاهده.
- یافته
- انبساط متریک فضا انرژی باستانیترین پرتوهای نوری را با ضریبی بیش از ۱٬۰۰۰ برابر افت میدهد و درخششی کورکننده را به امواج ضعیف مایکروویو تبدیل میکند که ۹۹.۹ درصد کل تابشهای زمینهای آسمان را شامل میشوند.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- محدودیتهای این تحلیل
- این محاسبه توزیع یکنواخت کهکشانها را در بزرگترین مقیاسهای کیهانی پیشفرض میگیرد و توانایی برآورد ماده نورافشان فراتر از افق رصدپذیر ۴۶ میلیارد سال نوری را ندارد.
اصطلاحات کلیدی
- پارادوکس اولبرس
- تناقض آشکار میان تیرگی آسمان شب و فرضیه قدیمی کیهانِ بینهایت، ایستا و ازلی.
- انبساط متریک
- افزایش مداوم فاصله میان بخشهای دوردست جهان در گذر زمان از طریق کش آمدن بافت خود فضا.
- انتقال به سرخ کیهانشناختی
- پدیدهای فیزیکی که طی آن امواج نور حین عبور از فضای منبسطشونده کشیده شده و به طول موجهای بلندتر و کمانرژیتر تبدیل میشوند.
- تابش زمینه کیهانی
- پرتوهای ضعیف و فراگیر مایکروویو که بازمانده وضعیت آغازین چگال و داغ روزهای نخست پس از مهبانگ هستند.
- کیهان قابل مشاهده
- محدوده کروی از فضا که ماده درون آن به دلیل فرصت کافی فوتونها برای رسیدن به زمین از زمان مهبانگ، برای ما رصدپذیر است.
پرسشهای متداول
چرا پرتوهای نوری کهکشان راه شیری چشمان ما را کور نمیکنند؟
اگرچه کهکشان راه شیری صدها میلیارد ستاره را در بر گرفته، اما فواصل خالی عظیمی آنها را از یکدیگر تفکیک کرده است؛ توان ترکیبی نور ستارگان کهکشان ما تنها قادر به خلق نوار مهآلود شیریرنگ در سقف آسمان است، نه دیوارهای نفوذناپذیر از روشنایی.
چه بر سر انرژی نوری که دستخوش ردشیفت میشود میآید؟
با کشیدگی طول موج فوتون توسط انبساط متریک فضا، سطح انرژی آن کاهش مییابد؛ این انرژی از بین نمیرود، بلکه جذب انرژی پتانسیل گرانشی خود فضا در بستر انبساط میگردد.
آیا آسمان شب در آینده تاریکتر خواهد شد؟
بله؛ با شتاب گرفتن نرخ انبساط کیهان، کهکشانهای دوردست در نهایت از افق دید کیهانشناختی ما فراتر خواهند رفت و نور آنها هرگز به زمین نخواهد رسید، امری که آسمان آینده را تیرهتر خواهد ساخت.
بررسی عمیق دیدگاهها
کیهانشناسان کلاسیک
دیدگاه قرن نوزدهمی که کیهان را نامتناهی، ایستا و ازلی فرض میکرد و به پارادوکس آسمانی کورکننده و سوزان میرسید.
تا پیش از سده بیستم میلادی، گفتمان غالب جامعه علمی جهان را پدیدهای ابدی و نامتغیر تصور میکرد. در این پارادایم، پهنه فضا از هر سو به سمت بینهایت کشیده شده و سابقهای ازلی داشت. این فرض بنیادین گرهی ناگشودنی پدید میآورد: اگر فضا نامتناهی و آکنده از ستارگان باشد، برآیند تجمعی فوتونهای تابیدهشده از کل عالم، شار نوری بینهایتی بر جای میگذارد. اخترشناسان سده نوزدهم برای فرار از این بنبست فرضیههایی نظیر جذب نور توسط غبارهای میانستارهای را پیش کشیدند، غافل از آنکه خود این ذرات غبار با بلعیدن نور به تدریج داغ شده و همانند ستارگان شروع به بازتابش میکردند.
اخترفیزیکدانان نسبیتی نوین
اجماع علمی معاصر مبنی بر اینکه انبساط متریک فضا و سن محدود کیهان، نور مرئی دریافتی زمین را مقید و اندک نگه میدارد.
فیزیک امروز پارادوکس را با کنار گذاشتن پیشفرضهای مربوط به ایستایی و جاودانگی حل کرده است. نسبیت عام در کنار دادههای رصدی ثابت کردند که کیهان عمری معین داشته و ۱۳.۸ میلیارد سال پیش آغاز شده است؛ واقعیتی که کرانی صلب برای دایره دید ما ایجاد میکند. علاوه بر این، انبساط متریک بافت فضا نقشی فعال در فرونشاندن شار نوری ایفا میکند. فوتونها هنگام جابهجایی در میان فضایی که خود در حال کش آمدن است، از مسیر انتقال به سرخ کیهانی انرژی از کف میدهند. این سازوکار دوگانه باعث میشود میزان نور مرئی رسیده به سطح زمین محدود بماند و سیاهی شب تداوم یابد.
نظریهپردازان ترمودینامیک
رویکردی با تکیه بر ذخایر محدود انرژی ستارگان، که نشان میدهد کیهان سوخت فیزیکی لازم برای روشن نگه داشتن همیشگی آسمان را ندارد.
حتی در صورت نامنبسط بودن فضا، قوانین بنیادی ترمودینامیک مانع از شکلگیری آسمانی اشباع از نور میشدند. ستارگان چشمههای لایتناهی انرژی نیستند و عملکردشان زیر چتر همارزی جرم و انرژی سوخت هستهای مهار میشود. تخمین کل جرم باریونی در دسترس در گستره کیهان رصدپذیر پرده از کسری چشمگیری برمیدارد: ذخیره هیدروژنی کائنات برای تولید سیلی از فوتونها که فضا را لبریز کند ناکافی است. با سوزانده شدن این مخزن، حیات ستاره خاتمه مییابد؛ بنابراین نورافشانی کائنات یک رخداد گذرا و مقطعی است، نه یک سازوکار پایدار.
- اخترفیزیک نوین
- اجماع علمی معاصر مبنی بر اینکه انبساط متریک فضا و سن محدود کیهان، نور مرئی دریافتی زمین را مقید و اندک نگه میدارد.
- ترمودینامیک
- رویکردی با تکیه بر ذخایر محدود انرژی ستارگان، که نشان میدهد کیهان سوخت فیزیکی لازم برای روشن نگه داشتن همیشگی آسمان را ندارد.
- کیهانشناسی کلاسیک
- دیدگاه قرن نوزدهمی که کیهان را نامتناهی، ایستا و ازلی فرض میکرد و به پارادوکس آسمانی کورکننده و سوزان میرسید.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کیهانشناسان کوانتومی
منابع
[1]NASAاخترفیزیک نوینCosmic Microwave Background and the Expanding Universe
مطالعه در NASA →
[2]The Astrophysical JournalترمودینامیکStellar Lifespans and the Energy Density of the Observable Universe
مطالعه در The Astrophysical Journal →
[3]Philosophical Magazineکیهانشناسی کلاسیکOn Ether and Gravitational Matter through Infinite Space
مطالعه در Philosophical Magazine →
[4]تیم سردبیری کوهستانترمودینامیکتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در علم
مشاهده همه →سپیدهدم کیهانی
تلسکوپ جیمز وب نشان داد: کهکشانهای اولیه تنها ۵۰۰ میلیون سال پس از بیگبنگ در حال پخش عناصر سنگین بودند
5 منبع
فیزیک سیاهچالهها
مکانیسم پرتاب جت در سیاهچالهها: کشف یک نرخ تغذیه بحرانی برای تمام ابعاد
5 منبع
پیدایش سیارات
کشف جوانترین سیاره فراخورشیدی ثبتشده؛ نوزادی که نظریههای پیدایش کیهان را به چالش میکشد
3 منبع
پیدایش زمین
مطالعه جدید منشأ زمین را به چالش میکشد: سیاره ما تقریباً به طور کامل از مواد منظومه شمسی داخلی تشکیل شده است
3 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار علم با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





