معیار LCOE گمراهکننده است: چرا «هزینه تراز شده اجتنابشده انرژی» تنها راه ارزشگذاری برق قابلتوزیع است
معیار غالب برای مقایسه هزینههای انرژی، این واقعیت را نادیده میگیرد که آیا شبکه برق در زمان تولید، واقعاً به آن نیاز دارد یا خیر. تغییر رویکرد به سمت حسابداری در سطح سیستم، ارزش پنهان ظرفیت پایدار و ۲۴ ساعته را آشکار میکند.
به قلم یاسمن قربانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اپراتورها و برنامهریزان شبکه
- بر قابلیت اطمینان سیستم و هزینه کل سیستم تمرکز دارد و استدلال میکند که ظرفیت پایدار باید به دلیل تواناییاش در پایدار نگه داشتن شبکه ارزشگذاری شود.
- توسعهدهندگان انرژیهای تجدیدپذیر
- از LCOE به عنوان یک خط پایه ضروری و شفاف برای ردیابی کارایی تولید و منحنیهای هزینه استقرار انرژی بادی و خورشیدی دفاع میکند.
- مدافعان ظرفیت پایدار
- استدلال میکند که استفاده مستقل از LCOE به طور ناعادلانهای هزینههای اولیه بالای انرژی هستهای، زمینگرمایی و گاز را جریمه میکند، در حالی که قابلیت اطمینان ۲۴ ساعته آنها را نادیده میگیرد.
وقتی یک شرکت لجستیک ناوگانی از خودروهای تحویل بار میخرد، اگر آنها را صرفاً بر اساس قیمت اولیه ارزیابی کند، در صورتی که کامیونهای ارزانتر نتوانند زیر باران کار کنند، با یک تخصیص سرمایه فاجعهبار مواجه میشود. ممکن است قیمت هر واحد از این خودروها کمتر باشد، اما ناتوانی سیستماتیک در تحویل بهموقع کالا، کسبوکار را نابود میکند. گذار جهانی انرژی در حال حاضر تخصیص سرمایه چند تریلیون دلاری خود را با همین نقطه کور ریاضی مدیریت میکند.
«هزینه تراز شده انرژی» (LCOE) به عنوان معیار غالب برای مقایسه فناوریهای تولید برق در سراسر این صنعت عمل کرده است. این معیار، هزینه مادامالعمر تولید یک مگاواتساعت برق را با تقسیم هزینههای سرمایهای و عملیاتی بر کل خروجی مورد انتظار اندازهگیری میکند. با این حال، این شاخص کاملاً نادیده میگیرد که آیا شبکه در همان لحظه دقیق تولید، واقعاً به آن برق نیاز دارد یا خیر.[6]
این نقطه کور زمانی که شبکهها کاملاً بر پایه برق قابلتوزیع (Dispatchable Power) ساخته شده بودند، اهمیتی نداشت. هنگام مقایسه یک نیروگاه زغالسنگ با یک توربین گازی سیکل ترکیبی، اپراتورهای شبکه میتوانند هر دو دارایی را به دلخواه روشن و خاموش کنند. از آنجا که محصول آنها از نظر در دسترس بودن یکسان است، مقایسه آنها صرفاً بر اساس هزینه تولید، به یک تصمیمگیری از نظر ریاضی منطقی منجر میشود.
استقرار سریع انرژیهای تجدیدپذیر متناوب، این پیشفرض را در هم شکست. تولید برق بادی و خورشیدی هزینه سوخت صفر دارد که به طور ساختاری LCOE آنها را در طول زمان کاهش میدهد. تا سال ۲۰۲۰، ۶۲ درصد از کل ظرفیت جدید تولید برق تجدیدپذیر که در سطح جهان اضافه شد، دارای LCOE پایینتری نسبت به ارزانترین گزینه جدید سوخت فسیلی بود.[6]
اما باد و خورشید غیرقابلتوزیع هستند؛ آنها زمانی برق تولید میکنند که شرایط آبوهوایی دیکته کند، نه زمانی که تقاضا به اوج میرسد. «مؤسسه منابع جهانی» (World Resources Institute) خاطرنشان میکند که برخورد یکسان با تمام برقهای تولیدی، اساساً استفادهای نادرست از معیار LCOE است، زیرا یک مگاواتساعت تولید شده در ظهر یک یکشنبه آفتابی، ارزش اقتصادی بسیار متفاوتی نسبت به یک مگاواتساعت تولید شده در ساعت ۸ شب در طول یک یخبندان زمستانی دارد.[1]
قویترین استدلال متقابل از سوی توسعهدهندگان انرژیهای تجدیدپذیر این است که LCOE همچنان شفافترین و استانداردترین راه برای ردیابی کارایی تولید و استقرار است. این شاخص یک خط پایه خالص ارائه میدهد که اعوجاجهای بازار منطقهای را حذف کرده و به سیاستگذاران اجازه میدهد تا بهبودهای غیرقابلانکار منحنی هزینه در پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی را مشاهده کنند.
با این حال، اگر ارزش محصول به شدت در نوسان باشد، هزینه پایه بیفایده است. «انجمن تامین برق الکتریکی» (EPSA) استدلال میکند که اتکا به LCOE با پنهان کردن هزینههای عظیم یکپارچهسازی که برای روشن نگه داشتن چراغها هنگام قطعی منابع متناوب لازم است، سیاستگذاران را به طور فعال گمراه میکند.[2]
با این حال، اگر ارزش محصول به شدت در نوسان باشد، هزینه پایه بیفایده است.
برای رفع این مشکل، «اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده» (EIA) در سال ۲۰۱۴ رسماً توصیه کرد که منابع غیرقابلتوزیع با استفاده از معیار متفاوتی ارزیابی شوند: «هزینه تراز شده اجتنابشده انرژی» (LACE). معیار LACE به جای اندازهگیری هزینه ساخت یک نیروگاه، ارزش واقعی آن نیروگاه را برای سیستم اندازهگیری میکند.[6]
شاخص LACE هزینه مالی را محاسبه میکند که شبکه در صورت عدم ساخت پروژه جدید، برای تامین دقیقاً همان مقدار برق باید متحمل میشد. همانطور که Heaven Designs این تفاوت را خلاصه میکند: «LCOE به این سوال پاسخ میدهد که 'تولید این انرژی چقدر هزینه دارد؟' در حالی که LACE به نیمه دیگر سوال پاسخ میدهد: 'ارزش این انرژی چقدر است، به خاطر هزینههایی که شبکه از آنها اجتناب میکند؟'»[4]
این دو معیار طوری طراحی شدهاند که برای ایجاد یک نسبت ارزش به هزینه در کنار هم استفاده شوند. اگر یک شرکت برق یک پروژه خورشیدی جدید را با LCOE معادل ۳۰ دلار در هر مگاواتساعت ارزیابی کند، این عدد به تنهایی هیچ معنایی ندارد. اما اگر انرژی و ظرفیتی که این پروژه جایگزین میکند به LACE معادل ۴۲ دلار در هر مگاواتساعت برسد، پروژه از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه است زیرا ارزش بیشتری نسبت به هزینه خود ارائه میدهد.[4]
عکس این قضیه نیز به همان اندازه صادق است و توضیح میدهد که چرا منابع برق قابلتوزیع مانند هستهای، زمینگرمایی و گاز طبیعی اغلب روی کاغذ غیررقابتی به نظر میرسند اما در عمل حیاتی باقی میمانند. یک نیروگاه زمینگرمایی ممکن است به دلیل هزینههای عظیم حفاری اولیه دارای LCOE بالایی باشد، اما از آنجا که ظرفیت پایدار و ۲۴ ساعته ارائه میدهد، از نیاز به ساخت نیروگاههای پشتیبان گرانقیمت یا آرایههای عظیم باتری جلوگیری میکند.[5]
در نتیجه، LACE نیروگاه زمینگرمایی به طور استثنایی بالاست. زمانی که LACE از LCOE فراتر میرود، این دارایی بدون در نظر گرفتن اینکه هزینه تولید خام آن در انزوا چقدر گران به نظر میرسد، یک سود خالص برای شبکه است. برای اینکه یک پروژه واقعاً امکانپذیر باشد، نسبت LACE به LCOE باید بزرگتر از ۱ باشد.[6]
«مؤسسه تحقیقات انرژی» (IER) به طور فعال علیه استفاده مستقل از LCOE کمپین کرده و استدلال میکند که این معیار به طور سیستماتیک قابلیت اطمینان تولید بار پایه سنتی را کمتر از حد واقعی ارزشگذاری میکند. زمانی که برنامهریزان شبکه صرفاً برای پایینترین LCOE بهینهسازی میکنند، ناخواسته سیستم را مجبور میکنند تا هزینههای عظیم و محاسبهنشدهای را در جاهای دیگر متحمل شود.[3]
این دیدگاه کلان توسط معیار سومی به نام «هزینه کل سیستم» (TSC) در نظر گرفته میشود. TSC هزینه مادامالعمر یک فناوری را در کنار پیامدهای مالی تأثیر آن بر قابلیت اطمینان شبکه، از جمله میلیاردها دلار مورد نیاز برای خطوط انتقال جدید و ذخیرهسازی باتری در مقیاس شبکه، محاسبه میکند.[5]
گذار از حسابداری در سطح دارایی به حسابداری در سطح سیستم دیگر اختیاری نیست. در حالی که شبکهها به سمت کربنزدایی عمیق پیش میروند، ادامه تخصیص سرمایه بر اساس ارزانترین مگاواتساعت به جای ارزشمندترین آن، از نظر ریاضی یک شبکه برق شکنندهتر و گرانتر را تضمین خواهد کرد.[5]
آنچه نمیدانیم
- هزینه ذخیرهسازی باتری در مقیاس شبکه با مدت زمان طولانی با چه سرعتی کاهش مییابد تا جریمه عدم قابلیت توزیع انرژیهای تجدیدپذیر را جبران کند.
- آیا نهادهای نظارتی رسماً LACE را به جای LCOE برای تمام مزایدههای ظرفیت آینده و برنامههای منابع یکپارچه الزامی خواهند کرد یا خیر.
بررسی عمیق دیدگاهها
اپراتورها و برنامهریزان شبکه
اپراتورهای سیستم، هزینه کل سیستم (TSC) و قابلیت اطمینان را بر هزینههای داراییهای فردی ترجیح میدهند.
برای مهندسانی که وظیفه روشن نگه داشتن چراغها را بر عهده دارند، اگر یک مگاواتساعت در زمان نامناسبی برسد، هزینه آن بیاهمیت است. اپراتورهای شبکه از پذیرش گسترده LACE و TSC دفاع میکنند زیرا این معیارها میلیاردها دلار مورد نیاز برای ساخت خطوط انتقال و ذخیرهسازی باتری جهت پشتیبانی از انرژیهای تجدیدپذیر متناوب را در نظر میگیرند. از دیدگاه آنها، شبکهای که صرفاً برای LCOE بهینه شده باشد، از نظر ساختاری شکننده است.
توسعهدهندگان انرژیهای تجدیدپذیر
توسعهدهندگان، LCOE را خالصترین معیار پیشرفت فناوری و مقیاس تولید میدانند.
بخش تجدیدپذیر از LCOE به عنوان یک ابزار حیاتی برای محکزنی دفاع میکند. با حذف پیچیدگیهای شبکههای منطقهای، LCOE به وضوح نشان میدهد که چگونه صرفهجویی در مقیاس، هزینه پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی را در دهه گذشته کاهش داده است. توسعهدهندگان استدلال میکنند که با پیروی ذخیرهسازی باتری در مقیاس شبکه از منحنی کاهش هزینه مشابه، جریمه عدم قابلیت توزیع که در حال حاضر توسط LACE ثبت میشود، به طور طبیعی کاهش خواهد یافت.
مدافعان ظرفیت پایدار
طرفداران انرژی هستهای، زمینگرمایی و گاز طبیعی استدلال میکنند که LCOE به طور سیستماتیک داراییهای آنها را کمتر از حد واقعی ارزشگذاری میکند.
مدافعان برق بار پایه سنتی استدلال میکنند که LCOE بازار تحریفشدهای ایجاد میکند که پروژههای با سرمایه بالا و طول عمر طولانی را جریمه میکند. از آنجا که LCOE هزینهها را بر کل خروجی بدون وزندهی برای زمانبندی تقسیم میکند، با یک مگاوات قابلاطمینان در ساعت ۳:۰۰ بامداد دقیقاً همانند یک مگاوات مازاد در ظهر برخورد میکند. با تغییر مسیر گفتگو به سمت LACE، این مدافعان قصد دارند حق بیمه عظیمی را که ظرفیت پایدار ۲۴ ساعته برای ثبات شبکه فراهم میکند، کمّیسازی کنند.
چرا مهم است
تریلیونها دلار سرمایه عمومی و خصوصی بر اساس یک فرمول ریاضی تخصیص مییابد که قابلیت اطمینان شبکه را نادیده میگیرد. درک تفاوت بین هزینه تولید و ارزش سیستمی، برای ساخت یک شبکه انرژی تابآور و بدون کربن ضروری است.
منابع
[1]World Resources Instituteتوسعهدهندگان انرژیهای تجدیدپذیرINSIDER: Not All Electricity Is Equal—Uses and Misuses of Levelized Cost of Electricity (LCOE)
مطالعه در World Resources Institute →
[2]تیم سردبیری کوهستاناپراتورها و برنامهریزان شبکهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[3]تیم سردبیری کوهستاناپراتورها و برنامهریزان شبکهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[4]Heaven Designsاپراتورها و برنامهریزان شبکهLACE Levelized Avoided Cost of Energy: Project Economic Comparison
مطالعه در Heaven Designs →
[5]تیم سردبیری کوهستاناپراتورها و برنامهریزان شبکهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]Wikipediaتوسعهدهندگان انرژیهای تجدیدپذیرLevelized cost of electricity
مطالعه در Wikipedia →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
