چرا بازده سرمایهگذاری انرژی ۷ به ۱ حداقل آستانه برای بقای تمدن مدرن است؟
برای حفظ یک جامعه پیچیده و مبتنی بر فناوری پیشرفته، یک منبع انرژی باید حداقل هفت برابر انرژی مصرفشده برای استخراج خود را بازگرداند. با کاهش انرژی خالص سوختهای فسیلی در سطح جهان، انرژیهای تجدیدپذیر در مقیاس شبکه باید از این نسبت حیاتی عبور کنند تا از افت استانداردهای زندگی در جهان جلوگیری شود.
به قلم بهنام امینی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصاددانان بیوفیزیکی
- استدلال میکنند که مدلهای اقتصادی سنتی محدودیتهای فیزیکی انرژی خالص را نادیده میگیرند و هشدار میدهند که کاهش بازده انرژی سوختهای فسیلی، صرفنظر از سیاستهای پولی، رشد جهانی را محدود خواهد کرد.
- خوشبینان فناوری
- تاکید میکنند که دستاوردهای بهرهوری در مصرف نهایی، آستانه ۷ به ۱ را به طور موثری کاهش میدهد، زیرا برای ارائه همان مطلوبیت اجتماعی به انرژی اولیه کمتری نیاز است.
- حامیان گذار تجدیدپذیر
- خاطرنشان میکنند که اگرچه انرژیهای تجدیدپذیر تعدیلشده بازده انرژی پایینتری نسبت به نفت تاریخی دارند، اما از آستانه لازم عبور میکنند و با کربنزدایی زنجیرههای تامین، بهبود خواهند یافت.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کشورهای در حال توسعه که دسترسی به انرژی خام را بر بازده انرژی بالا ترجیح میدهند
- مدیران اجرایی سوختهای فسیلی که از مازاد انرژی خالص فعلی دفاع میکنند
نکات کلیدی
- یک جامعه پیچیده برای تامین مالی بخشهای غیر استخراجی مانند مراقبتهای بهداشتی و آموزش، به بازده انرژی حداقل ۷ به ۱ نیاز دارد.
- میانگین جهانی بازده انرژی سوختهای فسیلی با اتمام ذخایر با دسترسی آسان، به حدود ۱۵ به ۱ کاهش یافته است.
- با در نظر گرفتن هزینههای انرژی برای ذخیرهسازی شبکه، سیستمهای خورشیدی مدرن بازده انرژی ۹ به ۱ را حفظ کرده و از آستانه بقا عبور میکنند.
- انرژی هستهای با برآورد بازدهی بین ۵۰ به ۱ تا ۷۵ به ۱، همچنان یکی از بالاترین منابع انرژی خالص در دسترس باقی مانده است.
چرا مهم است
شاخص بازده سرمایهگذاری انرژی (EROI) محدودیتهای فیزیکی گذار انرژی را آشکار میکند. درک این آستانه ثابت میکند که اگرچه دوران سوختهای فسیلی با بازده ۱۰۰ به ۱ رو به پایان است، اما شبکههای مدرن انرژی تجدیدپذیر همچنان انرژی خالص کافی برای پشتیبانی از سیستمهای پیشرفته مراقبتهای بهداشتی، آموزش و زنجیرههای تامین جهانی تولید میکنند.
یک تمدن مدرن و مبتنی بر فناوری پیشرفته، برای حفظ زیرساختها، سیستمهای بهداشتی و آموزشی خود، به بازده سرمایهگذاری انرژی (EROI) حداقل ۷ به ۱ نیاز دارد. پایینتر از این آستانه، جامعه بخش عظیمی از انرژی ناخالص خود را صرفاً برای به دست آوردن انرژی بیشتر صرف میکند، به طوری که دیگر نمیتواند از نیروی کار متخصص و زنجیرههای تامین پیچیدهای که تعریفکننده زندگی امروزی هستند، پشتیبانی کند.[5]
این شاخص که در سال ۱۹۸۴ توسط چارلز هال (Charles Hall)، بومشناس سیستمها، ابداع شد، به عنوان دفتر کل بیوفیزیکی پیشرفت بشر عمل میکند. این معیار، نسبت انرژی قابل استفادهِ بهدستآمده را در برابر مقدار انرژی مصرفشده برای تامین آن میسنجد. اگر استخراج، پالایش و انتقال یک بشکه نفت به انرژی معادل نصف یک بشکه نیاز داشته باشد، بازده انرژی (EROI) آن ۲ به ۱ است.[4][8]
آستانه ۷ به ۱ یک عدد تصادفی نیست، بلکه نقطه اوج یک سلسلهمراتب محاسبهشده از نیازهای انرژی جامعه است. در بازده ۱.۱ به ۱، یک جامعه تنها میتواند سوخت استخراج کند و کار دیگری از پیش نمیبرد. در بازده ۳ به ۱، میتواند سیستمهای پایه حملونقل و کشاورزی را حفظ کند. تنها زمانی که این نسبت از ۷ به ۱ فراتر رود، مازاد انرژی خالص به اندازهای بزرگ میشود که بتواند بودجه بخشهای غیر استخراجی مانند آموزش عالی، تحقیقات پزشکی پیشرفته و هنر را تامین کند.[3][5]
بر اساس متون بنیادین بررسیشده توسط مرکز ملی اطلاعات زیستفناوری آمریکا (NCBI)، «بازده سرمایهگذاری انرژی یک اصل وحدتبخش برای زیستشناسی، اقتصاد و پایداری است.» این اصل توضیح میدهد که چرا اواسط قرن بیستم شاهد توسعه اقتصادی بیسابقه در سطح جهانی بود: بازده انرژی اکتشافات اولیه نفت در ایالات متحده به طور معمول از ۱۰۰ به ۱ فراتر میرفت.[3]
آن مازاد تاریخی اکنون در حال کاهش است. میانگین جهانی بازده انرژی برای تولید نفت و گاز به طور پیوسته کاهش یافته است، زیرا اپراتورها مخازن کمعمق و تحت فشار را تخلیه کرده و به سمت حفاری در آبهای عمیق، شکست هیدرولیکی (فرکینگ) و ماسههای نفتی حرکت کردهاند. تا دهه ۲۰۱۰، میانگین EROI نفت و گاز جهانی به حدود ۱۵ به ۱ کاهش یافت و منابع نامتعارف اغلب به زیر ۱۰ به ۱ سقوط کردند.[7][9]
این افت، مفهوم «صخره انرژی خالص» را مطرح میکند. با کاهش EROI از ۱۰۰ به ۱ به ۳۰ به ۱، افت واقعی انرژی خالص برای جامعه حداقل است؛ یعنی کاهشی از ۹۹ درصد به ۹۶ درصد. با این حال، هنگامی که این نسبت از ۱۰ به ۱ به سمت ۵ به ۱ سقوط میکند، سهم انرژی بلعیدهشده توسط خود بخش انرژی به طور تصاعدی افزایش مییابد و به سرعت اقتصاد کلان را از انرژی محروم میکند.[6]
سوال حیاتی برای سیاستهای اقلیمی این است که آیا سیستمهای انرژی تجدیدپذیر میتوانند از آستانه ۷ به ۱ که برای حفظ پیچیدگیهای مدرن لازم است، عبور کنند؟ محاسبات اولیه برای سیستمهای بادی و فتوولتائیک خورشیدی (PV) اغلب بازده بسیار مطلوبی را نشان میدهند؛ به طوری که انرژی بادی غالباً از ۱۸ به ۱ فراتر میرود و انرژی خورشیدی در نقطه تولید بین ۱۰ به ۱ تا ۱۵ به ۱ متغیر است.[1][7]
با این حال، ارزیابیهای مبتنی بر شواهد نیازمند شرایط مرزی دقیقی هستند. از آنجا که انرژی بادی و خورشیدی متناوب هستند، بازده انرژی واقعی آنها برای جامعه باید شامل هزینههای انرژی برای یکپارچهسازی شبکه، توسعه خطوط انتقال و ذخیرهسازی باتری باشد. زمانی که این هزینههای «تعدیلکننده» در نظر گرفته شوند، بازده انرژی خورشیدی به حدود ۹ به ۱ کاهش مییابد.[1][9]
با این حال، ارزیابیهای مبتنی بر شواهد نیازمند شرایط مرزی دقیقی هستند.
اگرچه نسبت ۹ به ۱ نشاندهنده کاهش چشمگیری نسبت به نسبتهای ۱۰۰ به ۱ در دهه ۱۹۳۰ است، اما همچنان به طور قاطع بالاتر از آستانه بقای ۷ به ۱ برای یک جامعه پیچیده قرار دارد. این دادهها نشان میدهند که یک شبکه کاملاً تجدیدپذیر میتواند از نظر بیوفیزیکی استانداردهای زندگی مدرن را پشتیبانی کند، مشروط بر اینکه تولید و استقرار زیرساختها به طور کارآمد مدیریت شوند.[1][10]
با این وجود، این گذار نیازمند یک تغییر ساختاری در نحوه تخصیص سرمایه است. سوختهای فسیلی به طور سنتی به سرمایهگذاری اولیه انرژی پایینی نیاز داشتند، اما هزینههای انرژی عملیاتی آنها مستمر بود. انرژیهای تجدیدپذیر این پویایی را معکوس میکنند؛ آنها برای تولید پنلها و توربینها به هزینههای عظیم انرژی اولیه نیاز دارند که پس از آن دههها هزینه انرژی عملیاتی نزدیک به صفر را به دنبال خواهد داشت.[2][7]
این هزینه انرژی اولیه، یک «تله انرژی» موقت در طول مرحله گذار ایجاد میکند. برای ساخت یک شبکه جدید تجدیدپذیر، جامعه باید بخشی از مازاد سوخت فسیلی فعلی خود را از مصرف عمومی منحرف کرده و به سمت تولید هدایت کند. توسعه سریع زیرساختهای تجدیدپذیر، پیش از آنکه سیستمهای جدید شروع به بازپرداخت کنند، به طور موقت مازاد انرژی خالص جامعه را کاهش میدهد.[6][8]
سیاستگذاران و اپراتورهای شبکه به طور فزایندهای از شاخص EROI برای ارزیابی دوام فناوریهای نوظهور استفاده میکنند. به عنوان مثال، بازده انرژی اتانول ذرت اغلب در حدود ۱.۳ به ۱ در نوسان است؛ به این معنی که تقریباً به همان اندازهای که سوخت تولید میکند، انرژی را در قالب کود، کشاورزی و تقطیر مصرف میکند. چنین منابعی با بازده انرژی پایین نمیتوانند به طور مستقل یک اقتصاد پیچیده را حفظ کنند.[4][9]
انرژی هستهای نمایه متفاوتی ارائه میدهد. راکتورهای آب سبک برای ساخت و غنیسازی اورانیوم به انرژی اولیه عظیمی نیاز دارند، اما ضریب ظرفیت بالا و طول عمر عملیاتی طولانی ۶۰ تا ۸۰ ساله آنها، بازده انرژی را به همراه دارد که اغلب بین ۵۰ به ۱ تا ۷۵ به ۱ محاسبه میشود. این امر انرژی هستهای را به یکی از معدود منابع کمکربن تبدیل میکند که قادر است با مازاد انرژی خالص تاریخی سوختهای فسیلی اولیه برابری کند.[7][9]
شرایط مرزی مورد استفاده در این محاسبات همچنان موضوع بحثهای شدید دانشگاهی است. برخی از محققان استدلال میکنند که بازده انرژی سوختهای فسیلی باید به سمت پایین تعدیل شود تا انرژی مورد نیاز برای کاهش اثرات زیستمحیطی و بهداشتی آنها در نظر گرفته شود؛ اقدامی که بازده واقعی آنها برای جامعه را بسیار به بازده انرژیهای تجدیدپذیرِ تعدیلشده نزدیکتر میکند.[2][5]
در مقابل، انتظار میرود که بازده انرژی تجدیدپذیرها با برقی شدن فرآیندهای تولید و تامین نیروی آنها از انرژی پاک، بهبود یابد. با کربنزدایی از شبکه، انرژی مورد نیاز برای تولید یک پنل خورشیدی یا توربین بادی به طور فزایندهای از منابع تجدیدپذیر با راندمان بالا تامین خواهد شد و یک حلقه بازخورد مثبت ایجاد میکند که بازده انرژی کل سیستم را افزایش میدهد.[1][7]
بررسی عمیق دیدگاهها
اقتصاددانان بیوفیزیکی
استدلال میکنند که مدلهای اقتصادی سنتی محدودیتهای فیزیکی انرژی خالص را نادیده میگیرند و هشدار میدهند که کاهش بازده انرژی سوختهای فسیلی، صرفنظر از سیاستهای پولی، رشد جهانی را محدود خواهد کرد.
این گروه استدلال میکنند که توسعه اقتصادی بیسابقه در قرن بیستم یک ناهنجاری بود که کاملاً توسط بازده انرژی ۱۰۰ به ۱ اکتشافات اولیه نفت هدایت میشد. آنها معتقدند که با کاهش میانگین جهانی بازده انرژی سوختهای فسیلی به سمت ۱۵ به ۱، اقتصاد جهانی به ناچار با رکود مواجه خواهد شد، زیرا درصد فزایندهای از سرمایه و نیروی کار باید صرفاً برای روشن نگه داشتن چراغها منحرف شود. از دیدگاه آنها، معیارهای مالی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) این واقعیت بیوفیزیکی زیربنایی را پنهان میکنند که جامعه در حال اتمام انرژی خالص ارزان است.
خوشبینان فناوری
تاکید میکنند که دستاوردهای بهرهوری در مصرف نهایی، آستانه ۷ به ۱ را به طور موثری کاهش میدهد، زیرا برای ارائه همان مطلوبیت اجتماعی به انرژی اولیه کمتری نیاز است.
افراد خوشبین استدلال میکنند که محاسبات دقیق بازده انرژی اغلب در در نظر گرفتن پیشرفتهای عظیم بهرهوری که ذاتیِ برقیسازی هستند، ناکام میمانند. یک موتور احتراق داخلی تقریباً ۸۰ درصد از انرژی خود را به صورت گرما هدر میدهد، در حالی که یک وسیله نقلیه الکتریکی بیش از ۸۰ درصد انرژی خود را به حرکت رو به جلو تبدیل میکند. با این منطق، جامعهای که با حملونقل برقی و پمپهای حرارتی کار میکند، برای حفظ همان استاندارد زندگی به انرژی اولیه بسیار کمتری نیاز دارد؛ به این معنی که یک بازده انرژی پایینتر در سطح سیستم، کاملاً قادر به حفظ پیچیدگیهای مدرن است.
حامیان گذار تجدیدپذیر
خاطرنشان میکنند که اگرچه انرژیهای تجدیدپذیر تعدیلشده بازده انرژی پایینتری نسبت به نفت تاریخی دارند، اما از آستانه لازم عبور میکنند و با کربنزدایی زنجیرههای تامین، بهبود خواهند یافت.
این دیدگاه «تله انرژی» در دوران گذار را میپذیرد - این واقعیت که ساخت یک شبکه جدید به سرمایهگذاری اولیه عظیم انرژی نیاز دارد - اما آن را به عنوان یک مانع موقت میبیند. حامیان تاکید میکنند که بازده انرژی خورشیدی و بادی به طور مصنوعی کاهش یافته است، زیرا زنجیرههای تامین تولید آنها در حال حاضر با سوختهای فسیلی کار میکنند. با برقی شدن کارخانهها و عملیات استخراج معدن، هزینه انرژی برای تولید یک پنل خورشیدی به شدت کاهش مییابد و یک حلقه بازخورد مثبت ایجاد میکند که به طور پیوسته بازده انرژی کل اکوسیستم تجدیدپذیر را افزایش میدهد.
منابع
[1]Elsevierاقتصاددانان بیوفیزیکیEnergy intensities, EROIs (energy returned on invested), and energy payback times of electricity generating power plants
مطالعه در Elsevier →
[2]Forbesخوشبینان فناوریEROI -- A Tool To Predict The Best Energy Mix
مطالعه در Forbes →
[3]PMCاقتصاددانان بیوفیزیکیBook Review: Charles AS Hall, Energy return on investment: a unifying principle for biology, economics and sustainability
مطالعه در PMC →
[4]Energy Skepticاقتصاددانان بیوفیزیکیCharles Hall on EROEI
مطالعه در Energy Skeptic →
[5]تیم سردبیری کوهستانحامیان گذار تجدیدپذیرتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]تیم سردبیری کوهستانحامیان گذار تجدیدپذیرتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[7]Carbon Briefحامیان گذار تجدیدپذیرEnergy return on investment - which fuels win?
مطالعه در Carbon Brief →
[8]Stanfordخوشبینان فناوریEnergy and Dystopia: Energy Returned on Invested
مطالعه در Stanford →
[9]Elsevierاقتصاددانان بیوفیزیکیEROI of different fuels and the implications for society
مطالعه در Elsevier →
[10]تیم سردبیری کوهستانحامیان گذار تجدیدپذیرتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

