ساختار دو ستونی سیاست مشترک کشاورزی چگونه یارانههای اتحادیه اروپا را تخصیص میدهد
اتحادیه اروپا بودجه ۳۸۶.۶ میلیارد یورویی کشاورزی خود را از طریق یک سیستم دو ستونی مدیریت میکند که حمایت مستقیم درآمدی را از توسعه هدفمند روستایی جدا میسازد. این شکاف ساختاری تعیین میکند که سرمایه چگونه به سمت کشاورزان جریان یابد و سرعت گذار زیستمحیطی این بلوک را دیکته میکند.
به قلم مریم علوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران سیاستگذاری
- این دیدگاه استدلال میکند که تسلط مالی ستون اول ذاتاً پتانسیل تحولآفرین جاهطلبیهای زیستمحیطی سیاست مشترک کشاورزی را محدود میسازد.
- معماران نهادی
- این دیدگاه ساختار دو ستونی را به عنوان یک مصالحه ضروری چارچوببندی میکند که میان امنیت غذایی فوری و پایداری بلندمدت تعادل ایجاد میکند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- تولیدکنندگان بخش کشاورزی
- وزارتخانههای دارایی ملی
نکات کلیدی
- سیاست مشترک کشاورزی (CAP) به دو سازوکار مالی مجزا تقسیم میشود: ستون اول برای حمایت مستقیم درآمدی و ستون دوم برای توسعه روستایی.
- ستون اول کنترل ۲۹۱.۱ میلیارد یورو از بودجه ۲۰۲۳-۲۰۲۷ را در اختیار دارد و به طور کامل توسط اتحادیه اروپا تامین مالی میشود، که این امر آن را برای کشورهای عضو بسیار جذاب میکند.
- ستون دوم ۹۵.۵ میلیارد یورو را کنترل میکند و نیازمند تامین مالی مشترک ملی است، که این موضوع با وجود تمرکز آن بر پروژههای بلندمدت زیستمحیطی، گستره آن را محدود میسازد.
- چارچوب ۲۰۲۳-۲۰۲۷ تلاش میکند تا با الزام به اختصاص ۲۵ درصد از بودجه ستون اول به طرحهای داوطلبانه زیستمحیطی (eco-schemes)، این سیاست را سبزتر کند.
تخصیص بودجه ۳۸۶.۶ میلیارد یورویی کشاورزی اتحادیه اروپا نه در مزارع، بلکه در شکاف ساختاری میان دو سازوکار مالی مجزا تعیین میشود: ستون اول و ستون دوم. این معماری دو ستونی که در جریان اصلاحات «دستور کار ۲۰۰۰» (Agenda 2000) پایهگذاری شد، دقیقا مشخص میکند که سرمایه چگونه از بروکسل به کشورهای عضو و در نهایت به کشاورزان جریان مییابد. ستون اول به عنوان یک استحقاق خودکار عمل میکند و حمایت مستقیم درآمدی را عمدتا بر اساس اندازه مزرعه توزیع میکند، در حالی که ستون دوم به عنوان یک صندوق سرمایهگذاری هدفمند عمل کرده و برای توسعه روستایی و پروژههای زیستمحیطی نیازمند تامین مالی مشترک ملی است. از آنجا که قوانین حاکم بر این دو ستون اساسا متفاوت هستند، طبقهبندی یک یارانه در یکی از این دو بخش تعیین میکند که آیا یک کشاورز پرداخت پایه تضمینشدهای دریافت میکند یا باید برای دریافت کمکهزینههای پروژهمحور به طور فعال رقابت کند.[1][3]
معماری این شکاف برای حل یک مشکل سیاسی خاص رسمی شد. پیش از اصلاحات دستور کار ۲۰۰۰، سیاست مشترک کشاورزی (CAP) تقریبا به طور کامل به عنوان یک سازوکار مداخله در بازار عمل میکرد و مازاد تولید را برای حفظ قیمتهای بالا به صورت مصنوعی خریداری میکرد. ایجاد این دو ستون به کمیسیون اروپا اجازه داد تا حمایت مالی را از حجم تولید جدا کند و تمرکز را به سمت تثبیت مستقیم درآمد در ستون اول و توسعه روستایی در ستون دوم تغییر دهد. این جداسازی ساختاری، سازوکاری سیاسی فراهم کرد تا هم لابیهای کشاورزی که خواستار امنیت مالی پایه بودند و هم حامیان محیط زیست که بر مدیریت پایدار زمین پافشاری میکردند، راضی شوند.[2][3]
وزن مالی این سیستم همچنان به شدت به سمت ستون اول متمایل است. برای چارچوب مالی چندساله ۲۰۲۳-۲۰۲۷، «صندوق تضمین کشاورزی اروپا» (EAGF) که تامین مالی ستون اول را بر عهده دارد، ۲۹۱.۱ میلیارد یورو از کل بودجه را کنترل میکند که معادل ۷۵.۳ درصد از اعتبارات است. این وجوه به عنوان پرداختهای مستقیم توزیع میشوند تا درآمدهای کشاورزی را در برابر نوسانات قیمت بازار و شرایط آبوهوایی تثبیت کنند. از آنجا که این پرداختها به طور کامل توسط بودجه اتحادیه اروپا تامین میشوند و نیازی به سرمایه مکمل از سوی دولتهای ملی ندارند، کشورهای عضو انگیزه ساختاری قدرتمندی برای به حداکثر رساندن سهم خود از ستون اول دارند. این سازوکار تضمین میکند که سرمایه به سرعت به بخش کشاورزی برسد، اما در عین حال به این معناست که بخش عمده هزینههای کشاورزی اروپا به جای سرمایهگذاری مشروط، به عنوان حمایت اقتصادی پایه توزیع میشود.[1][2]
در مقابل، ستون دوم از طریق «صندوق کشاورزی اروپا برای توسعه روستایی» (EAFRD) تامین مالی میشود که پاکت مالی بسیار کوچکتر ۹۵.۵ میلیارد یورویی، معادل ۲۴.۷ درصد از کل بودجه را برای همان دوره پنجساله در اختیار دارد. برخلاف پرداختهای خودکار ستون اول، بودجههای ستون دوم برنامهمحور هستند. آنها برای حمایت از تغییرات ساختاری، مانند نوسازی تجهیزات کشاورزی، ادغام کشاورزان جوان در این بخش و اجرای استراتژیهای بلندمدت سازگاری با اقلیم طراحی شدهاند. نکته کلیدی این است که ستون دوم نیازمند تامین مالی مشترک ملی است، به این معنی که کشورهای عضو باید سرمایه خود را برای آزادسازی بودجههای اروپایی به میان بیاورند. این الزام تامین مالی مشترک، ذاتاً مقیاس مداخلات ستون دوم را محدود میکند، زیرا وزارتخانههای دارایی ملی باید میان این سرمایهگذاریهای کشاورزی و اولویتهای داخلی رقیب تعادل ایجاد کنند.[1][2]
برخلاف پرداختهای خودکار ستون اول، بودجههای ستون دوم برنامهمحور هستند.
برای پر کردن شکاف میان این دو ستون، اتحادیه اروپا به سازوکاری متکی است که به عنوان «رعایت متقابل» (cross-compliance) شناخته میشود و اکنون در چارچوب ۲۰۲۳-۲۰۲۷ به عنوان «مشروطیت ارتقایافته» بهروزرسانی شده است. تحت این سیستم، دریافت کامل پرداختهای مستقیم ستون اول از نظر قانونی منوط به این است که کشاورز به مجموعهای از الزامات پایه مدیریتی قانونی پایبند باشد و زمین را در «شرایط خوب کشاورزی و زیستمحیطی» (GAEC) حفظ کند. اگر کشاورزی این استانداردهای پایه را نقض کند - مانند ناتوانی در محافظت از تالابها یا مدیریت نادرست رواناب آفتکشها - پرداختهای ستون اول او کاهش مییابد. این سازوکار به طور موثری از وزن مالی عظیم ستون اول برای اجرای اهداف زیستمحیطی که در ابتدا محدود به ستون دوم بودند، بهره میبرد.[1][3]
تنش میان این دو ستون، مسیر فعلی سیاست مشترک کشاورزی را تعریف میکند. در چرخههای اصلاحی اخیر، کمیسیون اروپا تلاش کرده است تا اهداف زیستمحیطی را بیشتر در ستون اول که از نظر ساختاری غالب است، ادغام کند. چارچوب ۲۰۲۳-۲۰۲۷ «طرحهای زیستمحیطی» (eco-schemes) را معرفی کرد و کشورهای عضو را ملزم ساخت تا حداقل ۲۵ درصد از پرداختهای مستقیم ستون اول خود - حدود ۴۴.۷ میلیارد یورو در سراسر بلوک - را برای کشاورزانی که داوطلبانه شیوههای سازگار با اقلیم و محیط زیست را اتخاذ میکنند، کنار بگذارند. این سازوکار نشاندهنده یک مصالحه ساختاری است: ماهیت تامین مالی کامل ستون اول توسط اتحادیه اروپا را که کشورهای عضو ترجیح میدهند حفظ میکند، در حالی که مشروطیت زیستمحیطی را که به طور سنتی مختص ستون دوم بود، به آن ضمیمه میکند.[1][2]
با این حال، اجرای این طرحهای زیستمحیطی بار اداری را مستقیما به دوش کشورهای عضو منتقل میکند. تحت مدل اجرایی جدید، هر یک از ۲۷ دولت ملی موظف شدند یک «برنامه استراتژیک CAP» تدوین کنند که دقیقا جزئیات نحوه تخصیص سهم آنها از هر دو ستون را مشخص کند. این برنامهها شیوههای کشاورزی خاصی را که واجد شرایط دریافت بودجه طرحهای زیستمحیطی هستند، از کشاورزی دقیق و تبدیل به کشاورزی ارگانیک گرفته تا حفظ ویژگیهای چشمانداز مانند پرچینها، تعریف میکنند. از آنجا که کمیسیون اروپا باید این برنامهها را تایید کند، مرحله برنامهریزی استراتژیک به عرصه اصلی تبدیل شد که در آن وزارتخانههای کشاورزی ملی بر سر تعادل میان حفظ حمایت درآمدی پایه و تحقق اهداف گستردهتر زیستمحیطی بلوک مذاکره کردند.[1][2]
این شکاف ساختاری همچنین نحوه برخورد این سیاست با نوسازی نسلی را دیکته میکند؛ موضوعی حیاتی با توجه به بافت جمعیتی رو به پیری کشاورزان اروپایی. در حالی که ستون اول یک پرداخت درآمدی تکمیلی اجباری برای کشاورزان جوان فراهم میکند، بخش عمده حمایت ساختاری برای تازهواردان در ستون دوم قرار دارد. از طریق EAFRD، کشاورزان جوان میتوانند به کمکهزینههای راهاندازی هدفمند دسترسی پیدا کنند تا هزینههای سرمایهای بالای خرید زمین و ماشینآلات را جبران کنند. با این حال، از آنجا که این کمکهزینهها مشمول قوانین تامین مالی مشترک ستون دوم و تاییدیههای پروژهمحور هستند، مانع ورود همچنان بالا است. این رویکرد دوگانه به این معناست که در حالی که یک کشاورز جوان ممکن است به راحتی واجد شرایط دریافت یک مبلغ اضافی کوچک تحت ستون اول شود، تامین سرمایه قابلتوجه مورد نیاز برای راهاندازی واقعی یک کسبوکار پایدار، کاملا به ظرفیت اداری و اولویتهای بودجهای کشور عضو مربوطه بستگی دارد.[1][3]
ساختار دو ستونی به عنوان یک سازوکار تثبیتکننده برای بخش کشاورزی اروپا عمل میکند و اصطکاک میان اهداف سیاستی رقیب را جذب مینماید. ستون اول تضمین میکند که دوام اقتصادی پایه این بخش از طریق جریانهای سرمایه مستقیم و بدون قید و شرط حفظ شود و نیازهای مالی فوری حوزه کشاورزی را برآورده سازد. ستون دوم بودجه هدفمند و مشروط لازم برای پیشبرد سازگاریهای ساختاری و زیستمحیطی بلندمدت را فراهم میکند و این بخش را با اهداف گستردهتر «توافق سبز اروپا» همسو میسازد. تا زمانی که نابرابری مالی میان این دو ستون پابرجا باشد، سیاست مشترک کشاورزی عمدتا به عنوان یک شبکه ایمنی اقتصادی عمل خواهد کرد و جاهطلبیهای تحولآفرین آن توسط معماری بودجه خودش محدود خواهد ماند.[2][4]
چرا مهم است
ساختار دو ستونی نحوه هزینهکرد نزدیک به یکسوم از کل بودجه اتحادیه اروپا را تعیین میکند. درک این سازوکار توضیح میدهد که چرا کشاورزی اروپا برای تولید پایه همچنان یارانههای کلانی دریافت میکند و چرا گذارهای بلندپروازانه زیستمحیطی این بلوک اغلب با تنگناهای ساختاری در تامین مالی مواجه میشوند.
روند رویداد
۱۹۶۲
سیاست مشترک کشاورزی برای تضمین امنیت غذایی در اروپای پس از جنگ از طریق مداخلات در بازار و قیمتهای تضمینی تاسیس شد.
۱۹۹۹
اصلاحات دستور کار ۲۰۰۰ رسما ساختار دو ستونی را پایهگذاری کرد و حمایت مستقیم درآمدی را از توسعه روستایی جدا ساخت.
۲۰۰۳
اصلاحات فیشلر سازوکار رعایت متقابل را معرفی کرد و پرداختهای مستقیم را به استانداردهای زیستمحیطی و رفاه حیوانات پیوند داد.
۲۰۲۳
چارچوب CAP برای ۲۰۲۳-۲۰۲۷ اجرایی شد و طرحهای اجباری زیستمحیطی را در داخل ستون اول معرفی کرد و نیازمند برنامههای استراتژیک ملی شد.
منابع
[1]European Commissionمعماران نهادیThe common agricultural policy at a glance
مطالعه در European Commission →
[2]Robert Schuman Foundationتحلیلگران سیاستگذاریThe Common Agricultural Policy 2023-2027: change and continuity
مطالعه در Robert Schuman Foundation →
[3]Wikipediaمعماران نهادیCommon Agricultural Policy
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران سیاستگذاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در جهان
مشاهده همه →مرز لبنان
مقایسه دو چارچوب امنیتی برای جنوب لبنان: قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل در برابر توافق ژوئن ۲۰۲۶
6 منبع
امنیت منطقهای
توقیف پرتابگرهای پهپادی حمله به خط لوله عربستان در عراق؛ بغداد سه گذرگاه مرزی با ایران را بست
7 منبع
تجارت دیجیتال
برزیل توافقنامه تجارت الکترونیک مرکوسور را اجرایی کرد؛ حذف عوارض گمرکی دیجیتال در سراسر این بلوک
5 منبع
انتساب اقلیمی
چگونه دانشمندان ثابت کردند که موج گرمای بیسابقه اروپا بدون تغییرات اقلیمی «عملاً غیرممکن» بود
4 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





