چگونه سقفهای بدهی ۶۰ درصدی و کسری ۳ درصدی، سیاست مالی منطقه یورو را شکل میدهند
قوانین مالی پیمان ماستریخت، اعضای منطقه یورو را ملزم میکند تا کسری بودجه دولت را به ۳ درصد و بدهی عمومی را به ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی محدود کنند و از این طریق یک لنگر ساختاری برای این ارز واحد ایجاد کنند.
به قلم آریا کاویانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران انضباط مالی
- استدلال میکنند که پایبندی دقیق به محدودیتهای ۳ و ۶۰ درصدی برای جلوگیری از خطر اخلاقی و محافظت از ارزش یورو ضروری است.
- اصلاحطلبان ساختاری
- بر این باورند که قوانین باید مدرن شوند تا سطوح بدهی دائماً بالاتر و نیاز به سرمایهگذاری در زیرساختهای سبز را در نظر بگیرند.
- تحلیلگران اقتصاد کلان
- بر تنش میان سیاست پولی متمرکز و سیاست مالی غیرمتمرکز به عنوان آسیبپذیری اصلی منطقه یورو تمرکز دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- اتحادیههای کارگری جنوب اروپا که با کاهشهای ناشی از ریاضت اقتصادی مواجهاند
- نمایندگان پارلمانهای ملی که توسط قوانین بودجه اتحادیه اروپا محدود شدهاند
نکات کلیدی
- اعضای منطقه یورو باید کسری بودجه سالانه خود را زیر ۳ درصد تولید ناخالص داخلی نگه دارند.
- بر اساس پیمان ماستریخت، کل بدهی عمومی به ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی محدود شده است.
- این قوانین برای جلوگیری از بیثبات کردن ارز مشترک توسط کشورهای منفرد طراحی شدهاند.
- تخطی از این محدودیتها، رویه کسری بیش از حد را فعال میکند که نیازمند اقدامات اصلاحی مالی است.
- بحران سال ۲۰۱۰ منطقه یورو، بدهی چندین کشور عضو را بسیار فراتر از سقف ۶۰ درصدی سوق داد.
- اصلاحات اخیر به جای ریاضت اقتصادی یکسان، مسیرهای کاهش بدهی مختص هر کشور را مجاز میشمارد.
چرا مهم است
این دو درصد تعیین میکنند که دولتهای اروپایی چقدر میتوانند برای بهداشت، دفاع و زیرساختها هزینه کنند. تخطی یک کشور از این مرزها، کاهش اجباری بودجه را در پی دارد که مستقیماً بر زندگی روزمره شهروندان و رشد اقتصادی ملی تأثیر میگذارد.
روند رویداد
۱۹۹۲
پیمان ماستریخت امضا شد و معیارهای کسری ۳ درصدی و بدهی ۶۰ درصدی را برای پیوستن به ارز واحد تعیین کرد.
۱۹۹۷
پیمان ثبات و رشد برای اجرای قوانین مالی پس از راهاندازی یورو به تصویب رسید.
۲۰۱۰
بحران بدهی حاکمیتی منطقه یورو آغاز شد و سطح بدهی چندین کشور عضو را بسیار فراتر از سقف ۶۰ درصدی سوق داد.
۲۰۲۴
اتحادیه اروپا قوانین مالی اصلاحشدهای را اجرا کرد که تمرکز را به مسیرهای کاهش بدهی مختص هر کشور تغییر داد.
برای اینکه یک اتحادیه پولی بدون داشتن خزانهداری مشترک کار کند، کشورهای عضو باید از توانایی استقراض نامحدود خود چشمپوشی کنند. این محدودیت در حال حاضر در میان ۲۰ کشور منطقه یورو از طریق دو سقف سختگیرانه اعمال میشود: کسری بودجهای که نباید از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رود، و کل بدهی عمومی که به ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی محدود شده است.[1][6]
این ارقام که در پیمان ماستریخت در سال ۱۹۹۲ تدوین شدند، لنگر ساختاری اتحادیه اقتصادی و پولی اروپا را تشکیل میدهند. بوندسبانک آلمان خاطرنشان میکند که این مقادیر مرجع برای جلوگیری از اجرای سیاستهای مالی ناپایدار توسط کشورهای عضو طراحی شدهاند؛ سیاستهایی که میتوانند ارز مشترک را بیثبات کرده و هزینههای استقراض را برای کشورهای همسایه افزایش دهند.[1]
ریاضیات نهفته در پس آستانههای ۳ و ۶۰ درصدی تصادفی نبودند، بلکه از شرایط اقتصاد کلان در اوایل دهه ۱۹۹۰ نشأت گرفتند. با فرض نرخ رشد اسمی ۵ درصدی تولید ناخالص داخلی - شامل ۳ درصد رشد واقعی و ۲ درصد تورم - یک کسری سالانه مستمر ۳ درصدی، کل بدهی عمومی را در طول زمان دقیقاً روی ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی تثبیت میکند.[1][5]
برای اجرای این محدودیتها پس از معرفی یورو، اتحادیه اروپا پیمان ثبات و رشد را در سال ۱۹۹۷ تصویب کرد. کمیسیون اروپا سالانه کشورهای عضو را بر اساس این معیارها ارزیابی میکند و یک مکانیسم نظارتی را به کار میگیرد که هدف آن شناسایی انحرافات مالی پیش از تهدید ثبات مالی کل اتحادیه است.[5]
هنگامی که یک کشور عضو از سقف کسری یا بدهی عبور میکند، رویه کسری بیش از حد فعال میشود. مرکز مطالعات سیاست اروپا توضیح میدهد که این رویه، دولت متخلف را ملزم میکند تا یک برنامه اقدام اصلاحی الزامآور ارائه دهد که در آن جزئیات کاهش هزینهها یا افزایش مالیاتها برای بازگشت به زیر آستانههای تعیینشده مشخص شده باشد.[3]
هنگامی که یک کشور عضو از سقف کسری یا بدهی عبور میکند، رویه کسری بیش از حد فعال میشود.
اگر کشوری از این توصیهها پیروی نکند، این چارچوب اجازه اعمال تحریمهای مالی را میدهد؛ از جمله سپردههای بدون بهره که میتوانند به جریمههای قطعی تا سقف ۰٫۵ درصد تولید ناخالص داخلی تبدیل شوند. در عمل، شورای اروپا از نظر تاریخی در اعمال این جریمههای حداکثری تردید داشته و پیامدهای سیاسی آن را در برابر نیاز به اجرای سختگیرانه قوانین سنجیده است.[3][5]
تنش ساختاری ذاتی در این قوانین در طول بحران منطقه یورو که از سال ۲۰۱۰ آغاز شد، کاملاً نمایان گردید. شورای روابط خارجی به تفصیل شرح میدهد که چگونه این بحران، آسیبپذیری سیستمی را آشکار کرد که در آن سیاست پولی در بانک مرکزی اروپا متمرکز است، اما سیاست مالی در دست پارلمانهای ملی و تحت فشارهای انتخاباتی داخلی باقی میماند.[2]
در آن دوره، نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی چندین کشور عضو به دلیل نجات بانکها و سقوط درآمدهای مالیاتی، بسیار فراتر از مرز ۶۰ درصد رفت. بانک فدرال رزرو نیویورک تأکید میکند که دستیابی به تثبیت مالی در چنین شرایطی یک چالش جدی است، زیرا کاهش شدید بودجه میتواند رشد اقتصادی مورد نیاز برای کاهش نسبت بدهی را در وهله اول خفه کند.[2][4]
میراث آن مداخلات اضطراری، یک منطقه یورو دوپاره را بر جای گذاشت؛ کشورهای شمالی سطح بدهی خود را نزدیک به محدودیتهای ماستریخت نگه داشتند، در حالی که چندین کشور جنوبی بار بدهی بیش از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی را به دوش میکشند. این واگرایی، مأموریت بانک مرکزی اروپا را پیچیده میکند، زیرا تعدیل یکسان نرخ بهره، اعضای دارای بدهی بالا و بدهی پایین را به شکل متفاوتی تحت تأثیر قرار میدهد.[2][6]
کمیسیون اروپا با درک غیرممکن بودن ریاضی بازگشت سریع به بدهی ۶۰ درصدی بدون ایجاد رکودهای شدید، به طور دورهای مکانیسمهای اجرایی را تعدیل کرده است. اصلاحات اخیر به جای ریاضت اقتصادی یکسان، بر مسیرهای کاهش بدهی مختص هر کشور تمرکز دارد و به کشورهای به شدت مقروض زمان بیشتری برای تنظیم ترازنامههایشان میدهد.[3][5]
با وجود این تعدیلهای رویهای، ارقام اصلی ۳ درصد و ۶۰ درصد همچنان در قوانین اولیه اروپا تثبیت شدهاند. این ارقام همچنان مرزهای بودجههای ملی را تعیین میکنند و محدود میسازند که دولتها در هر سال مالی چقدر میتوانند برای تأمین مالی زیرساختها، دفاع و برنامههای اجتماعی استقراض کنند.[1][6]
آزمون بعدی این چارچوب در ترم اروپایی پیش رو فرا میرسد، زمانی که کمیسیون آخرین دور از پیشنهادات بودجه ملی را ارزیابی خواهد کرد. واقعیت ساختاری بدون تغییر باقی میماند: منطقه یورو برای جبران فقدان یک اتحادیه سیاسی، به این سقفهای عددی متکی است و ۲۰ دولت مجزا را مجبور میکند تا هزینههای خود را با یک واقعیت پولی واحد همسو کنند.[3][6]
منابع
[1]Deutsche Bundesbankطرفداران انضباط مالیMaastricht deficit and debt level
مطالعه در Deutsche Bundesbank →
[2]تیم سردبیری کوهستاناصلاحطلبان ساختاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[3]تیم سردبیری کوهستاناصلاحطلبان ساختاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[4]Federal Reserve Bank of New Yorkتحلیلگران اقتصاد کلانEUROPE AND THE MAASTRICHT CHALLENGE
مطالعه در Federal Reserve Bank of New York →
[5]European Commissionطرفداران انضباط مالیMaastricht's Fiscal Rules at Ten: An Assessment
مطالعه در European Commission →
[6]تیم سردبیری کوهستاناصلاحطلبان ساختاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در جهان
مشاهده همه →نشست بریکس
آغاز نشست بریکس در دهلینو؛ تنشهای ایران و امارات بیانیه مشترک را تهدید میکند
5 منبع
دیپلماسی هستهای
مقایسه دو چارچوب برای برنامه هستهای غیرنظامی عربستان سعودی
6 منبع
قانون اساسی ایران
قانون اساسی سال ۱۳۵۸ چگونه ساختار قدرت دوگانه رهبر و رئیسجمهور را در ایران شکل میدهد
7 منبع
هیدروژن سبز
شیلی استراتژی هیدروژن سبز خود را برای گذار انرژی عملگرایانه بازتنظیم میکند
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





