سه حیطه یادگیری: چگونه طبقهبندیهای عاطفی کراتول و روانی-حرکتی هارو، هرم شناختی بلوم را کامل میکنند
با اینکه چارچوب شناختی بنجامین بلوم بر آموزش نوین تسلط دارد، اما تنها یکسوم از چشمانداز اولیه او را نشان میدهد. یک طراحی آموزشی کامل برای ایجاد شایستگی همهجانبه، نیازمند ادغام طبقهبندی عاطفی دیوید کراتول و سلسلهمراتب فیزیکی آنیتا هارو است.
به قلم قاسم پناهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران اولویت شناختی
- معتقدند که حفظ دانش قابل اندازهگیری، هدف اصلی و عینی آموزش رسمی است.
- طراحان برنامه درسی همهجانبه
- استدلال میکنند که یادگیری برای اثربخشی باید به دانش، مهارت فیزیکی و ارزشهای عاطفی وزن یکسانی بدهد.
- مربیان بالینی و حرفهای
- اجرای روانی-حرکتی و استانداردهای حرفهای عاطفی را بر دانش نظری ترجیح میدهند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مدیران آموزش سازمانی
- توسعهدهندگان نرمافزارهای فناوری آموزشی
در سال ۱۹۴۸، طی یک جلسه غیررسمی در همایش انجمن روانشناسی آمریکا در بوستون، بنجامین بلوم و گروهی از ممتحنان دانشگاهی متوجه شدند که هزاران ساعت را صرف نوشتن سؤالات امتحانی تکراری میکنند. آنها به یک سیستم طبقهبندی استاندارد نیاز داشتند. همانطور که دیوید کراتول بعداً در مجله Theory Into Practice نوشت، آنها به دنبال «چارچوبی برای طبقهبندی عباراتی بودند که نشان میداد انتظار داریم دانشآموزان در نتیجه آموزش چه چیزی را یاد بگیرند.» تا سال ۱۹۵۶، آنها اولین جلد از چیزی را منتشر کردند که به معروفترین چارچوب در آموزش تبدیل شد: طبقهبندی اهداف آموزشی.[1][4][6]
با این حال، آن نشریه سال ۱۹۵۶ حاوی یک نکته مهم و اغلب نادیدهگرفتهشده بود. کمیته بلوم به صراحت بیان کرد که یادگیری انسان در سه حیطه مجزا رخ میدهد: شناختی (دانستن)، عاطفی (احساس کردن) و روانی-حرکتی (انجام دادن). هرم معروف ششسطحی که بر تربیت معلم نوین تسلط دارد، تنها حیطه شناختی را پوشش میدهد.[2][5]
برای ساختن یک برنامه درسی که واقعاً رفتار را تغییر دهد، طراحان آموزشی باید از هر سه حیطه استفاده کنند. تکیه صرف بر حیطه شناختی، دانشآموزی را تربیت میکند که میتواند یک پروتکل ایمنی را توضیح دهد، اما فاقد هماهنگی فیزیکی برای اجرای آن یا ارزشهای حرفهای برای اهمیت دادن به آن است.[3][8]
حیطه شناختی که در سال ۲۰۰۱ توسط لورین اندرسون و دیوید کراتول بازنگری شد، همچنان به عنوان پایه و اساس باقی مانده است. این حیطه نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز را از حفظ کردن اولیه تا خلق پیچیده دنبال میکند.[4]
این حیطه در شش سطح پیشرونده عمل میکند: به یاد آوردن، فهمیدن، به کار بستن، تحلیل کردن، ارزیابی کردن و خلق کردن. یک دانشجوی پزشکی ابتدا نام استخوانها را به یاد میآورد، عملکرد ساختاری آنها را میفهمد، آن دانش را برای خواندن عکس رادیولوژی به کار میبندد، یک شکستگی پیچیده را تحلیل میکند، گزینههای درمانی را ارزیابی میکند و در نهایت یک برنامه جراحی خلق میکند.[2][7]
با این وجود، تسلط شناختی تضمینکننده کاربرد آن نیست. در سال ۱۹۶۴، دیوید کراتول که در کمیته اصلی سال ۱۹۵۶ کار کرده بود، دومین کتاب راهنما را با تمرکز کامل بر حیطه عاطفی منتشر کرد.[5]
حیطه عاطفی، درونیسازی احساسی را میسنجد؛ یعنی اینکه چگونه نگرشها، ارزشها و انگیزههای یک یادگیرنده تکامل مییابد. این حیطه سختترین بخش برای سنجش است و به همین دلیل آزمونهای استاندارد تا حد زیادی آن را نادیده میگیرند، اما محرک اصلی تغییر رفتار بلندمدت است.[5][8]
حیطه عاطفی، درونیسازی احساسی را میسنجد؛ یعنی اینکه چگونه نگرشها، ارزشها و انگیزههای یک یادگیرنده تکامل مییابد.
کراتول این حیطه را در پنج سطح ساختار داد: دریافت (تمایل به شنیدن)، واکنش (مشارکت فعال)، ارزشگذاری (اهمیت دادن به یک مفهوم)، سازماندهی (حل تعارضات بین ارزشهای مختلف) و شخصیتپذیری (درونی کردن ارزش به طوری که رفتار را کنترل کند).[5]
یک برنامه آموزش امنیت سایبری سازمانی را در نظر بگیرید. هدف شناختی، شناسایی یک ایمیل فیشینگ است. هدف عاطفی این است که کارمند واقعاً آنقدر برای امنیت شبکه ارزش قائل شود که به جای پاک کردن ایمیل، آن را گزارش دهد. بدون جزء عاطفی، دانش شناختی بیاثر باقی میماند.[3][5]
آخرین بخش این سهگانه، حیطه روانی-حرکتی است که کمیته اصلی بلوم هرگز آن را کامل نکرد. تا دهه ۱۹۷۰ طول کشید تا محققانی مانند آنیتا هارو و الیزابت سیمپسون نحوه یادگیری مهارتهای فیزیکی توسط انسان را مدون کنند.[5][9]
طبقهبندی سال ۱۹۷۲ هارو که در مجله Physical Therapy منتشر شد، پیشرفت حرکت فیزیکی را از واکنشهای غیرارادی تا اقدامات بسیار گویا و خودکار دنبال میکند.[9]
هارو شش سطح را تعریف کرد: حرکات بازتابی، حرکات پایه و بنیادین، تواناییهای ادراکی، تواناییهای فیزیکی، حرکات مهارتی و ارتباطات غیرکلامی. یک دانشجوی پرستاری که در حال یادگیری خونگیری است، از مراحل مکانیکی ناشیانه و آگاهانه به یک حرکت روان و خودکار میرسد که نیازی به تفکر آگاهانه ندارد.[5][9]
طراحی آموزشی نوین نیازمند ترسیم اهداف یادگیری در هر سه حیطه به طور همزمان است. یک هدف کامل مشخص میکند که یادگیرنده چه چیزی را خواهد دانست (شناختی)، چه کاری را به صورت فیزیکی انجام خواهد داد (روانی-حرکتی) و چه نگرش حرفهای را اتخاذ خواهد کرد (عاطفی).[1][8]
عدم ادغام این حیطهها، «شکاف انتقال» در آموزش نوین را توضیح میدهد. وقتی یک برنامه درسی ۹۰ درصد شناختی است، دانشآموزان در امتحان نهایی قبول میشوند اما در محیط کار، جایی که عملکرد نیازمند اجرای فیزیکی و تابآوری عاطفی است، شکست میخورند.[7]
نکات کلیدی
- کمیته اصلی بلوم در سال ۱۹۵۶ سه حیطه یادگیری را متصور شد: شناختی، عاطفی و روانی-حرکتی.
- هرم ششسطحی شناختهشده تنها حیطه شناختی را پوشش میدهد و بر دانش و مهارتهای فکری تمرکز دارد.
- طبقهبندی عاطفی دیوید کراتول در سال ۱۹۶۴ نحوه درونیسازی ارزشها و نگرشها توسط یادگیرندگان را میسنجد.
- طبقهبندی روانی-حرکتی آنیتا هارو در سال ۱۹۷۲ توسعه هماهنگی فیزیکی و حرکت خودکار را دستهبندی میکند.
- طراحی برنامه درسی مؤثر نیازمند ترسیم افعال مشخص و قابل اندازهگیری در هر سه حیطه به طور همزمان است.
اصطلاحات کلیدی
- حیطه شناختی
- دسته یادگیری با تمرکز بر مهارتهای ذهنی، کسب دانش و پردازش فکری.
- حیطه عاطفی
- دسته یادگیری با تمرکز بر رشد احساسی، نگرشها، ارزشها و انگیزهها.
- حیطه روانی-حرکتی
- دسته یادگیری با تمرکز بر حرکت فیزیکی، هماهنگی و مهارتهای حرکتی.
- طبقهبندی
- یک سیستم طبقهبندی سلسلهمراتبی که برای دستهبندی اهداف یادگیری بر اساس پیچیدگی استفاده میشود.
- شکاف انتقال
- ناتوانی یادگیرندگان در به کارگیری دانش کسبشده در محیط کلاس برای موقعیتهای عملی و دنیای واقعی.
منابع
[1]University of Illinois Chicagoطرفداران اولویت شناختیBloom's Taxonomy of Educational Objectives
مطالعه در University of Illinois Chicago →
[2]Vanderbilt Universityطرفداران اولویت شناختیBloom's Taxonomy
مطالعه در Vanderbilt University →
[3]University of Waterlooطراحان برنامه درسی همهجانبهBloom's Taxonomy
مطالعه در University of Waterloo →
[4]Theory Into PracticeA Revision of Bloom's Taxonomy: An Overview
مطالعه در Theory Into Practice →
[5]The Second Principleطراحان برنامه درسی همهجانبهThe Three domains of learning: Cognitive, Affective, and Psychomotor/Kinesthetic
مطالعه در The Second Principle →
[6]Simply Psychologyطرفداران اولویت شناختیBloom's Taxonomy of Learning
مطالعه در Simply Psychology →
[7]PMCمربیان بالینی و حرفهایBloom's taxonomy of cognitive learning objectives
مطالعه در PMC →
[8]Cornell Universityطراحان برنامه درسی همهجانبهBloom's Taxonomy
مطالعه در Cornell University →
[9]Physical Therapyمربیان بالینی و حرفهایTaxonomy of the Psychomotor Domain: A Guide for Developing Behavioral Objectives
مطالعه در Physical Therapy →
[10]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در آموزش
مشاهده همه →نظریه یادگیری
منطقه تقریبی رشد: چگونه فاصله بین عملکرد مستقل و هدایتشده، آموزش مؤثر را تعریف میکند
7 منبع
روشهای تحقیق
آستانه معناداری ۵ درصدی: منحنی پی-مقدار (P-Value) چگونه دستکاری دادهها را در مقالات علمی لو میدهد؟
5 منبع
بازگشت سرمایه آموزش
چهار سطح مدل کرکپاتریک: بازگشت سرمایه آموزش چگونه اندازهگیری میشود؟
6 منبع
انتظارات معلم
افزایش ۲۰ امتیازی ضریب هوشی: چگونه انتظارات معلم پیشگوییهای خودکامبخش در کلاس درس میسازد
8 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت آموزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





