زاویه آکرمن: چگونه ذوزنقه فرمان باعث میشود هر چهار چرخ بدون کشیده شدن روی آسفالت بچرخند
یک مکانیزم مکانیکی ۲۰۰ ساله همچنان دلیل اصلی این است که خودروهای امروزی میتوانند بدون کشیده شدن لاستیکهایشان روی آسفالت، پیچهای تند را طی کنند. اما با تغییر کاربری خودروها از رانندگی شهری با سرعت پایین به عملکرد مسابقهای با نیروی رو به پایین زیاد (داونفورس)، مهندسان روز به روز بیشتر مجبور میشوند این هندسه را به طور کامل کنار بگذارند.
به قلم ایمان وزیری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مهندسان خودروهای سواری
- اولویت آنها قدرت مانور در سرعت پایین، فرمانپذیری نرم و سبک، و دوام طولانیمدت لاستیک برای خودروهای روزمره است.
- متخصصان آیرودینامیک موتوراسپرت
- اولویت آنها حداکثر چسبندگی جانبی و زوایای لغزش بهینه تحت بارهای سنگین است و در این راه، قابلیت رانندگی در سرعت پایین را فدا میکنند.
- تحلیلگران دینامیک خودرو
- تمرکز آنها بر منطقه گذار بین هندسه سینماتیک و لغزش دینامیک است و به دنبال ایجاد مصالحه و تعادل برای سدانهای اسپرت هستند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- تولیدکنندگان لاستیک که ترکیباتی را برای هندسههای خاص طراحی میکنند
- تیونرهای سیستم تعلیق در بازار لوازم یدکی (افترمارکت)
- 1818
- سالی که رودولف آکرمن این طرح را ثبت اختراع کرد
- 100%
- نقطه تقاطع هندسه واقعی آکرمن
- 1.2 Gs
- بار جانبی که در آن هندسه ضد-آکرمن مفید واقع میشود
- 3-5 degrees
- زاویه لغزش معمول برای حداکثر چسبندگی جانبی
برای اینکه هر وسیله نقلیه چرخداری بتواند بدون کشیدن لاستیکهایش روی آسفالت از یک پیچ عبور کند، باید یک قانون هندسی رعایت شود: هر چرخ باید دایرهای را طی کند که دارای یک نقطه مرکز مشترک با بقیه چرخها باشد. اگر اینطور نباشد، لاستیکها با هم درگیر میشوند، آج آنها ساییده شده و انرژی هدر میرود. در یک خودروی سواری معمولی که در پارکینگ یک فروشگاه در حال حرکت است، این محدودیت کاملاً حیاتی است. چرخ جلوی داخلی باید با زاویه تندتری نسبت به چرخ جلوی بیرونی بچرخد، به این دلیل ساده که در حال طی کردن دایرهای تنگتر است.[1]
راهحل این مسئله هندسی، یک اتصال مکانیکی است که به عنوان ذوزنقه فرمان یا هندسه فرمان آکرمن شناخته میشود. با زاویهدار کردن بازوهای فرمان به سمت داخل، به طوری که میلفرمان متصلکننده آنها کوتاهتر از فاصله بین سگدستها باشد، این مکانیزم به طور طبیعی چرخ داخلی را مجبور میکند تا هنگام چرخاندن فرمان، بیشتر از چرخ بیرونی بچرخد. وقتی خطوط فرضی امتدادیافته از بازوهای فرمان دقیقاً در مرکز محور عقب یکدیگر را قطع کنند، خودرو به هندسه ۱۰۰ درصد واقعی آکرمن دست مییابد.[1][4]
تاریخچه این اختراع ضرورت اساسی آن را نشان میدهد. اگرچه این طرح در سال ۱۸۱۸ توسط رودولف آکرمن در بریتانیا ثبت اختراع شد، اما طراحی واقعی آن در سال ۱۸۱۶ توسط گئورگ لانکنسپرگر، یک کالسکهساز آلمانی انجام شد. لانکنسپرگر متوجه شد که کالسکههای اسبی با کشیده شدن در پیچهای تنگ شهری، چرخهای چوبی خود را از بین میبرند؛ بنابراین او یک اتصال مکانیکی ساخت که به چرخ داخلی اجازه میداد شعاع طبیعی و تنگتر خود را دنبال کند.[2][3]
برای مالک یک خودروی امروزی، این اختراع سال ۱۸۱۶ همان چیزی است که رفتوآمد روزانه را راحت و بیدردسر میکند. این سیستم تضمین میکند که وقتی وارد یک مسیر باریک میشوید یا در یک پارکینگ طبقاتی مانور میدهید، فرمان نرم و سبک احساس شود، لاستیکها بیصدا بچرخند و عمر آج آنها برای دهها هزار کیلومتر حفظ شود. بدون این سیستم، هر چرخش در سرعت پایین نیازمند تلاش فیزیکی عظیمی روی فرمان بود و رد سیاهی از لاستیک روی آسفالت به جا میگذاشت.[1][4]
با این حال، فیزیک فرمانپذیری به محض اینکه خودرو از یک مانور پارک با سرعت پایین به یک پیچ پرسرعت تغییر وضعیت میدهد، به طرز چشمگیری عوض میشود. وقتی یک ماشین با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت وارد یک پیچ میشود، لاستیکها صرفاً به سمت مسیر حرکت اشاره نمیکنند. آنها از طریق پدیدهای به نام زاویه لغزش (تفاوت بین جهتی که چرخ به آن اشاره میکند و جهتی که سطح تماس لاستیک واقعاً در آن حرکت میکند) نیروی جانبی تولید میکنند.
با این حال، فیزیک فرمانپذیری به محض اینکه خودرو از یک مانور پارک با سرعت پایین به یک پیچ پرسرعت تغییر وضعیت میدهد، به طرز چشمگیری عوض میشود.
در یک پیچ تند، وزن خودرو به شدت به سمت چرخهای بیرونی منتقل میشود. لاستیک جلوی بیرونی ناگهان وظیفه مدیریت بخش اعظم بار پیچیدن را بر عهده میگیرد، در حالی که لاستیک داخلی سبک میشود. تحلیل فنی مجله مهندسی خودروهای مسابقهای خاطرنشان میکند: «با افزایش شتاب جانبی، انتقال بار به لاستیک بیرونی نیازمند زاویه لغزش بیشتری برای به حداکثر رساندن چسبندگی است»؛ موضوعی که نشان میدهد چگونه نیروهای دینامیکی بر هندسه استاتیک غلبه میکنند.[1]
از آنجا که یک لاستیک تحت فشار سنگین برای تولید حداکثر چسبندگی خود به زاویه لغزش بزرگتری نیاز دارد (معمولاً بین ۳ تا ۵ درجه برای یک لاستیک مسابقهای صاف)، الزامات هندسی سیستم فرمان معکوس میشود. اینجاست که هندسه واقعی آکرمن برای رانندگی حرفهای و مسابقهای به یک نقطه ضعف تبدیل میشود. اگر در یک پیچ پرسرعت، چرخ داخلی تندتر از چرخ بیرونی بچرخد، از زاویه لغزش بهینه خود فراتر رفته و عملاً روی آسفالت کشیده میشود و به جای چسبندگی، گرما تولید میکند.
برای مقابله با این مشکل، مهندسان خودروهای مسابقهای عمداً هندسه ضد-آکرمن (یا آکرمن معکوس) را طراحی میکنند. در تنظیمات ضد-آکرمن، چرخ بیرونی در واقع کمی تندتر از چرخ داخلی میچرخد. این امر تضمین میکند که لاستیک بیرونی که تحت فشار سنگین است، به زاویه لغزش بهینه خود دست یابد، بدون اینکه لاستیک داخلیِ سبکشده مجبور به کشیده شدن روی زمین شود. برای یک خودروی مسابقهای فرمول دانشجویی که شتاب جانبی ۱.۲ جی را تحمل میکند، این تغییر برای به حداکثر رساندن سرعت در پیچها و جلوگیری از کمفرمانی فاجعهبار، بسیار حیاتی است.[1]
این بدهبستان برای هر کسی که یک خودروی مخصوص پیست را در سرعتهای پایین رانده باشد، فوراً قابل درک است. از آنجا که این هندسه برای زوایای لغزش در سرعت بالا بهینه شده است، حرکت در مسیر پیتاستاپ یا یک محوطه تنگ باعث لرزش شدید لاستیک، سفت شدن فرمان و سایش سریع میشود. خودرو با هندسه خودش میجنگد تا زمانی که به سرعتهایی برسد که برای آنها طراحی شده است؛ در واقع، راحتی در پارکینگ فدای ایستادن روی سکوی قهرمانی میشود.[4]
برای مهندسان خودرو که سدانهای اسپرت امروزی را طراحی میکنند، این موضوع یک مصالحه همیشگی است. یک خودرو باید بتواند به راحتی در پارکینگ فروشگاه پارک شود و در عین حال هنگام پیچیدن در یک جاده کوهستانی، فرمانپذیری مطمئنی ارائه دهد. بسیاری از خودروسازان به یک سیستم فرمان موازی اصلاحشده بسنده میکنند و مقدار کمی از کارایی در سرعت پایین را فدا میکنند تا مطمئن شوند لاستیک بیرونی در زمان نیاز راننده به عملکرد بالا، چسبندگی کافی را دارد؛ موضوعی که ثابت میکند حتی یک اصل هندسی مطلق ۲۰۰ ساله هم محدودیتهای خودش را دارد.[1][4]
نکات کلیدی
- هندسه واقعی آکرمن چرخ داخلی جلو را مجبور میکند تا با زاویه تندتری نسبت به چرخ بیرونی بچرخد و از کشیده شدن لاستیک در پیچهای کمسرعت جلوگیری میکند.
- این طراحی بر پایه یک ذوزنقه فرمان استوار است، جایی که طول میلفرمان کوتاهتر از فاصله بین سگدستهاست.
- در سرعتهای بالا، انتقال وزن باعث میشود لاستیک بیرونی که تحت فشار زیادی است، برای ایجاد چسبندگی به زاویه لغزش بزرگتری نیاز داشته باشد.
- خودروهای مسابقهای اغلب از هندسه ضد-آکرمن برای بهینهسازی پیچیدن در سرعت بالا استفاده میکنند و در عوض قدرت مانور در سرعت پایین را فدا میکنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
هندسه واقعی آکرمن (خودروهای سواری)
بهینهشده برای قدرت مانور در سرعت پایین و حداکثر طول عمر لاستیک.
موافق: تضمین میکند که هر چهار چرخ در طول چرخشهای کمسرعت حول یک نقطه مرکز مشترک میچرخند و کشیدگی لاستیک را کاملاً از بین میبرد. مخالف: در سرعتهای بالا، انتقال وزن دینامیکی و زوایای لغزش لاستیک را در نظر نمیگیرد که منجر به کمفرمانی و گرمای بیش از حد در لاستیک داخلی هنگام پیچیدنهای تند میشود. شواهد: در تقریباً تمام خودروهای تجاری و سواری که سهولت پارک کردن و عمر طولانی لاستیک خواستههای اصلی مصرفکننده است، به صورت استاندارد استفاده میشود. مناسب برای: زمانی که خودرو عمر خود را در ترافیک شهری، پارکینگها و گشتوگذار در بزرگراهها میگذراند، جایی که نیروهای جی جانبی به ندرت از ۰.۳ جی فراتر میروند. نامناسب برای: زمانی که خودرو تحت رانندگی با عملکرد بالا در پیست قرار میگیرد.
هندسه ضد-آکرمن (مسابقات با داونفورس بالا)
بهینهشده برای حداکثر چسبندگی جانبی تحت بارهای سنگین پیچیدن در سرعت بالا.
موافق: چرخ بیرونی تحت فشار سنگین را تندتر از چرخ داخلی میچرخاند و کاملاً با زاویه لغزش بزرگتری که لاستیک بیرونی برای تولید حداکثر نیروی پیچیدن نیاز دارد، مطابقت دارد. مخالف: باعث کشیدگی شدید لاستیک، سفت شدن فرمان و درگیری سیستم تعلیق در سرعتهای پایین میشود. شواهد: به طور گسترده در فرمول یک، فرمول دانشجویی و مسابقات پروتوتایپ با داونفورس بالا استفاده میشود، جایی که سرعت در پیچها زمان طی کردن یک دور پیست را تعیین میکند. مناسب برای: زمانی که خودرو تقریباً منحصراً در مرز چسبندگی عمل میکند و بارهای جانبی بیش از ۱.۲ جی را تحمل میکند، جایی که انتقال وزن بسیار شدید است. نامناسب برای: زمانی که خودرو باید در یک مسیر باریک حرکت کند یا پارک دوبل انجام دهد بدون اینکه لاستیکهای جلوی خود را نابود کند.
فرمان موازی (مسابقات رالی و خاکی)
یک مصالحه خنثی که در آن هر دو چرخ جلو دقیقاً با یک زاویه میچرخند.
موافق: بازخورد فرمان ثابتی را بدون توجه به قفل شدن فرمان ارائه میدهد و امکان هندلینگ قابل پیشبینی را در سطوح لغزنده که زوایای لغزش بسیار بزرگ و دائماً در حال تغییر هستند، فراهم میکند. مخالف: نه در سرعتهای پایین کاملاً کارآمد است و نه برای پیچیدن با چسبندگی بالا روی آسفالت کاملاً بهینه شده است. شواهد: معمولاً در خودروهای رالی، خودروهای آفرود و برخی خودروهای خیابانی با عملکرد بالا یافت میشود که به یک حد وسط بین قابلیتهای پیست و استفاده شهری نیاز دارند. مناسب برای: زمانی که سطح رانندگی چسبندگی پایینی دارد (شن، برف) و خودرو زمان زیادی را در حال لیز خوردن میگذراند و راننده باید دائماً فرمان مخالف بدهد. نامناسب برای: زمانی که حداکثر کارایی روی آسفالت با چسبندگی بالا تنها هدف باشد.
چرا مهم است
درک هندسه فرمان به ما نشان میدهد که چرا یک خودروی روزمره میتواند به راحتی و بدون صدای جیغ لاستیکها در یک پارکینگ تنگ مانور دهد، در حالی که یک خودروی مسابقهای قدرتمند در سرعتهای پایین دچار لرزش و کشیدگی لاستیک میشود. این موضوع، بدهبستان مهندسی اساسی بین قدرت مانور در سرعت پایین و چسبندگی در پیچهای پرسرعت را برجسته میکند.
منابع
[1]Racecar Engineeringمتخصصان آیرودینامیک موتوراسپرتTech Explained: Ackermann Steering Geometry
مطالعه در Racecar Engineering →
[2]Hemmingsمهندسان خودروهای سواریAckermann Steering Invention Debate Explained
مطالعه در Hemmings →
[3]ResearchGateLankensperger's steering linkage patented in Britain by Rudolf Akermann.
مطالعه در ResearchGate →
[4]تیم سردبیری کوهستانمهندسان خودروهای سواریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در خودرو
مشاهده همه →فیزیک لاستیک
نسبت ۵ به ۱: چگونه فاق لاستیک، سفتی در پیچها و راحتی سواری را تعیین میکند
9 منبع
دینامیک موتور
تعادل نیروهای اولیه و ثانویه: چگونه آرایش موتور لرزشهای ذاتی و نیاز به شفتهای تعادل را تعیین میکند
5 منبع
بهرهوری آیرودینامیکی
معیار CdA: چرا مساحت پیشانی، و نه فقط ضریب درگ، تعیینکننده مسافت طیشده خودرو است
9 منبع
حق تعمیر
فرمان اجرایی ترامپ برای مجاز کردن قطعات یدکی غیرشرکتی، انحصار تعمیر خودرو را هدف قرار میدهد
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت خودرو اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





