بررسی واقعیت: آیا دولت بایدن ذخایر نظامی آمریکا را تهی کرد؟
ادعاهای سیاسی، کمک به اوکراین را عامل خالی شدن زرادخانههای آمریکا میدانند، اما دادههای دفاعی نشان میدهد که جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ عامل اصلی کمبود موشکهای پیشرفته کنونی است.
به قلم حسین زارعی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران دفاعی
- تأکید میکنند که در حالی که کمک به اوکراین مهمات زمینی را کاهش داد، کمبود حیاتی رهگیرها و موشکهای کروز پیشرفته نتیجه مستقیم نرخ مصرف گسترده در جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ است.
- مقامات دولت ترامپ
- استدلال میکنند که انتقال تسلیحات توسط دولت بایدن به اوکراین، ارتش آمریکا را تهی کرده و کمبودهای کنونی را به عنوان یک بحران به ارث رسیده معرفی میکنند.
- مدیران اجرایی صنایع دفاعی
- بر محدودیتهای ظرفیت پایگاه صنعتی تمرکز میکنند و خاطرنشان میسازند که سالها سفارشهای تدارکات پایین، یک زنجیره تأمین شکننده ایجاد کرده که برای گسترش به سرمایهگذاریهای چند ساله نیاز دارد.
نکات کلیدی
- رئیسجمهور ترامپ اخیراً ادعا کرد که دولت بایدن با ارسال تسلیحات به اوکراین، ذخایر نظامی آمریکا را تهی کرده است.
- دادههای دفاعی نشان میدهد که در حالی که کمک به اوکراین مهمات زمینی را کاهش داد، کمبود حیاتی کنونی موشکهای پیشرفته ناشی از جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ بود.
- نیروهای آمریکایی بیش از ۱۰۰۰ موشک کروز تامهاوک و صدها رهگیر پیشرفته را در طول کارزار ۳۹ روزه خاورمیانه شلیک کردند.
- دولت بایدن در واقع قبل از ترک دفتر، بودجه مهمات را افزایش داد و قراردادهای چند ساله برای گسترش ظرفیت تولید امضا کرد.
- تحلیلگران پیشبینی میکنند که پر کردن کامل ذخیره تامهاوک حداقل تا سال ۲۰۳۰ طول خواهد کشید و این امر یک آسیبپذیری استراتژیک در اقیانوس آرام ایجاد میکند.
بحث سیاسی بر سر آمادگی نظامی ایالات متحده بر یک اتهام مکرر از سوی رئیسجمهور دونالد ترامپ و دولت او متمرکز شده است: اینکه رئیسجمهور سابق جو بایدن با مسلح کردن اوکراین، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را به شدت کاهش داده است. ترامپ در اواخر جولای ۲۰۲۶ در هواپیمای ایر فورس وان، در گفتگو با خبرنگاران، نگرانیها در مورد کمبود مهمات کنونی در خاورمیانه را رد کرد و تاکید کرد که آمریکا «به اندازه کافی» مهمات دارد، اما افزود که مایل است بیشتر داشته باشد. ترامپ اظهار داشت: «بایدن اینقدر به اوکراین داد» و ادعا کرد که وقتی او در سال ۲۰۲۱ دفتر را ترک کرد، «ذخایر پر بودند.» این روایت توسط مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، تکرار شده است که اخیراً دولت بایدن را به دلیل رها کردن ارتش در «وضعیت تهیشده» مقصر دانسته است.[1][5]
بررسی دادههای تدارکات دفاعی، هزینههای رزمی اخیر و تحلیلهای مستقل، واقعیت پیچیدهتری را آشکار میکند. در حالی که درست است که ارتش آمریکا در حال حاضر با کمبودهای حیاتی در چندین رده موشک و رهگیر پیشرفته مواجه است، اما عامل اصلی این کسری فوری، جنگ اوکراین نیست، بلکه کارزار بمباران ۳۸ روزه علیه ایران است که در اوایل سال ۲۰۲۶ تحت دولت ترامپ انجام شد. علاوه بر این، کارشناسان دفاعی خاطرنشان میکنند که در حالی که کمک به اوکراین ذخایر مهمات زمینی خاصی را کاهش داد، دولت بایدن در واقع قبل از ترک دفتر، گسترش عظیمی در تولید دفاعی را برای پر کردن مجدد آن ذخایر آغاز کرد.[1][2][4]
برای ارزیابی این ادعا که کمک به اوکراین زرادخانه آمریکا را خالی کرده است، لازم است بین انواع مختلف مهمات تمایز قائل شویم. تسلیحات ارائه شده به کییف بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ عمدتاً شامل مهمات توپخانه، به ویژه گلولههای ۱۵۵ میلیمتری، و همچنین موشکهای ضد هوایی دوشپرتاب استینگر و سامانههای ضد تانک جاولین بود. این انتقالها در واقع ذخایر آمریکا از آن اقلام خاص را کاهش داد و پنتاگون را وادار به افزایش خطوط تولید کرد. با این حال، اوکراین دریافتکننده موشکهای کروز تهاجم زمینی تامهاوک نیروی دریایی (TLAMs) یا رهگیرهای دفاع منطقهای ارتفاع بالای ترمینال ارتش (THAAD) نبود—دقیقاً همان سامانههایی که در حال حاضر با حادترین کمبودها مواجه هستند.[1][2][3]
فشار کنونی بر زرادخانه آمریکا به طور عمده بر سامانههای پیشرفته حمله دقیق و دفاع هوایی متمرکز است که در طول عملیات «خشم حماسی»، درگیری اخیر آمریکا با ایران، مورد استفاده قرار گرفتند. بر اساس تحلیل مفصلی که در ماه مه ۲۰۲۶ توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) منتشر شد، نیروهای آمریکایی بیش از ۱۰۰۰ موشک کروز تامهاوک را در طول کارزار ۳۹ روزه شلیک کردند. این میزان مصرف به شدت از نرخهای تدارکات تاریخی ارتش فراتر رفت؛ طی دهه گذشته، آمریکا به طور متوسط تنها ۸۶ موشک تامهاوک در سال خریداری کرده بود. حجم بالای مهمات شلیک شده در کمی بیش از یک ماه، عملاً موجودی انباشته شده سالها را از بین برد.[2][4][6]
رهگیرهای دفاع هوایی نیز در طول درگیری با ایران کاهش مشابهی را تجربه کردند. CSIS تخمین میزند که ارتش آمریکا تا ۱۴۳۰ رهگیر پاتریوت را از ذخیره قبل از جنگ که تقریباً ۲۳۳۰ واحد بود، شلیک کرد که نشاندهنده کاهش گسترده یک دارایی دفاعی حیاتی است. علاوه بر این، نیروهای آمریکایی بین ۱۹۰ تا ۲۹۰ رهگیر تاد را برای سرنگونی موشکهای بالستیک و پهپادهای ورودی ایران پرتاب کردند. با توجه به اینکه موجودی اولیه جهانی رهگیرهای تاد تنها ۳۶۰ واحد تخمین زده میشد، این کارزار درصد خیرهکنندهای از کل موجودی آمریکا را مصرف کرد.[4][6]
این ادعا که ذخایر در پایان اولین دولت ترامپ در سال ۲۰۲۱ «پر» بودند نیز نیاز به زمینه دارد. تحلیلگران دفاعی اشاره میکنند که تدارکات برای سامانههایی مانند تامهاوک به دلیل محدودیتهای بودجهای و تغییر اولویتها، سالها به طور مصنوعی پایین نگه داشته شده بود. نرخ تولید سالانه کمتر از ۲۰۰ موشک بود، به این معنی که ذخایر از قبل در برابر یک درگیری ناگهانی و با شدت بالا آسیبپذیر بودند. این آسیبپذیری یک مسئله سیستمی بود که چندین دولت را در بر میگرفت، نه یک بحران ناگهانی که توسط یک رئیسجمهور ایجاد شده باشد.[2][3]
این ادعا که ذخایر در پایان اولین دولت ترامپ در سال ۲۰۲۱ «پر» بودند نیز نیاز به زمینه دارد.
برخلاف این ادعا که دولت بایدن پایگاه صنعتی را نادیده گرفته است، اسناد بودجه نشاندهنده افزایش قابل توجهی در بودجه مهمات در دوران تصدی بایدن است. درخواست بودجه دفاعی سال مالی ۲۰۲۴ شامل مبلغ تخمینی ۳۰.۸ میلیارد دلار به طور خاص برای موشکها و مهمات بود، رقمی که در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۳۲ میلیارد دلار تعدیل شد. مهمتر از آن، پنتاگون در دوران بایدن قراردادهای تدارکات چند ساله بزرگی را آغاز کرد که برای افزایش ظرفیت تولید دقیقاً همان سامانههایی طراحی شده بودند که اکنون تقاضای بالایی دارند، از جمله چارچوبی برای افزایش تولید موشک استاندارد-۶ از ۱۲۵ به بیش از ۵۰۰ عدد در سال، و چهار برابر کردن تولید تاد.[2]
با وجود این تلاشها برای صنعتیسازی مجدد، واقعیت تولید دفاعی این است که پول نمیتواند فوراً زمان بخرد. گزارش CSIS به صراحت هشدار میدهد که موجودیهای تهیشده یک «پنجره آسیبپذیری» برای یک درگیری احتمالی در اقیانوس آرام غربی، به ویژه در مورد چین، ایجاد کرده است. پیت هگست، وزیر دفاع، اخیراً به قانونگذاران اعتراف کرد که بازسازی ذخایر بسته به سیستم تسلیحاتی خاص، «ماهها و سالها» طول خواهد کشید، حتی در حالی که او پیمانکاران خصوصی را که در حال سرمایهگذاری در کارخانههای جدید برای تحویل سریعتر تسلیحات هستند، ستایش کرد.[2][3][4]
جدول زمانی برای بازیابی نگرانکننده است. بر اساس پیشبینیهای کنونی تحویل وزارت دفاع، موشکهای تامهاوک مصرف شده علیه ایران تا اواخر سال ۲۰۳۰ یا ۲۰۳۱ به طور کامل جایگزین نخواهند شد. این امر مستلزم یک زمان تولید ۳۴ ماهه و افزایش موفقیتآمیز ظرفیت تولیدکننده ریتون به بیش از ۱۰۰۰ موشک در سال است، که یک اقدام صنعتی عظیم است. RTX، شرکت مادر ریتون، به میلیاردها دلار سرمایهگذاری اخیر برای گسترش تأسیسات در آلاباما و آریزونا برای رسیدن به این هدف اشاره کرده است.[2][3][4][6]
برای سامانههای دفاع هوایی، افق بازیابی کمی نزدیکتر است اما هنوز سالها فاصله دارد. CSIS تخمین میزند که جایگزینی رهگیرهای تاد که به شدت مورد استفاده قرار گرفتند، تا پایان سال ۲۰۲۹ طول خواهد کشید. پیشبینی میشود که پر کردن مجدد ذخیره رهگیر پاتریوت در اواسط سال ۲۰۲۹ به پایان برسد. برای مقابله با کمبود کوتاهمدت، گزارش شده است که پنتاگون مجبور شده است توالی تحویلها را تغییر دهد و نیازهای فوری ارتش آمریکا را بر نیازهای متحدان و شرکای بینالمللی که قبلاً سفارش داده بودند، اولویتبندی کند.[2][3]
این اولویتبندی در حال حاضر پیامدهای جهانی داشته و روابط دیپلماتیک و نظامی با متحدان کلیدی را که به تولید دفاعی آمریکا متکی هستند، تحت فشار قرار داده است. به عنوان مثال، تحویل برنامهریزی شده ۴۰۰ موشک تامهاوک به ژاپن ممکن است با تأخیرهای قابل توجهی مواجه شود، زیرا وزارت دفاع بر پر کردن مجدد سیلوهای خود تمرکز کرده است، با وجود اینکه یک ناوشکن ژاپنی اخیراً اصلاحات فنی لازم برای حمل این تسلیحات را تکمیل کرده است. استرالیا و هلند، که آنها نیز صدها موشک کروز را برای تقویت وضعیت بازدارندگی خود خریداری کردهاند، ممکن است به طور مشابه شاهد طولانی شدن جدولهای زمانی تحویل خود باشند، زیرا پایگاه صنعتی آمریکا برای پاسخگویی به تقاضای داخلی تلاش میکند.[2]
عدم قطعیت پیرامون این پیشبینیها همچنان بالاست. «خط سبز» حداکثر رشد موجودی بالقوه که توسط تحلیلگران دفاعی مدلسازی شده است، فرض میکند که صنعت دفاعی واقعاً به اهداف ظرفیت بلندپروازانه تعیین شده در توافقنامههای چارچوب اخیر دست خواهد یافت، تولید بدون وقفه ناشی از شوکهای زنجیره تأمین باقی خواهد ماند و هیچ درگیری جدیدی برای تخلیه موشکهای تازه تولید شده پدید نخواهد آمد. اگر هر یک از این متغیرها دچار مشکل شوند، پنجره آسیبپذیری میتواند تا دهه ۲۰۳۰ نیز گسترش یابد.[2]
در نهایت، شواهد نشان میدهد که در حالی که ارتش آمریکا واقعاً در حال گذراندن یک دوره مخاطرهآمیز از مهمات تهیشده است، چارچوببندی سیاسی این کمبود بسیار انتخابی است. کاهش توپخانه ۱۵۵ میلیمتری برای اوکراین یک انتخاب سیاستگذاری حسابشده توسط دولت بایدن بود که با گسترش عظیم تولید گلولههای داخلی همراه شد. در مقابل، کمبود حیاتی موشکهای پیشرفته دریایی و دفاع هوایی، نتیجه مستقیم و اجتنابناپذیر ریاضی جنگ ایران در سال ۲۰۲۶ است – درگیریای که از آمریکا خواست تا موجودی چندین سال رهگیر و موشک کروز را در عرض چند هفته مصرف کند.[1][4][6]
چرا مهم است
درک وضعیت واقعی زرادخانه نظامی آمریکا برای ارزیابی خطرات امنیت ملی و هزینه درگیریهای اخیر حیاتی است. نسبت دادن نادرست علت کمبود تسلیحات، تلاش صنعتی چند ساله مورد نیاز برای بازگرداندن بازدارندگی آمریکا در اقیانوس آرام را پنهان میکند.
منابع
[1]PolitiFactتحلیلگران دفاعیFact-checking Mike Waltz on U.S. weapons stockpiles
مطالعه در PolitiFact →
[2]Center for Strategic and International Studiesتحلیلگران دفاعیKey Munition Stockpiles and Timelines to Rebuild
مطالعه در Center for Strategic and International Studies →
[3]PBSمدیران اجرایی صنایع دفاعیU.S. military contractors need at least three years to replenish stockpiles
مطالعه در PBS →
[4]Military Timesتحلیلگران دفاعیDepleted inventories create window of vulnerability after Iran campaign
مطالعه در Military Times →
[5]UNNمقامات دولت ترامپTrump says US has enough ammunition, accuses Biden of depleting stockpiles
مطالعه در UNN →
[6]UA.NewsCSIS Estimated the Decline in U.S. Missile Stockpiles During a War with Iran
مطالعه در UA.News →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


