چگونه منشور ۱۹۴۵ اتحادیه عرب با اختیاری کردن تصمیمات اکثریتی، از حاکمیت دولتها محافظت میکند
بر اساس پیمان تاسیس اتحادیه عرب، قطعنامههایی که با اتفاقآرا تصویب میشوند برای تمامی ۲۲ کشور عضو الزامآورند، در حالی که آرای اکثریتی تنها برای کشورهایی که صراحتاً آنها را میپذیرند اعمال میشود. این سیستم دوگانه حاکمیت ملی را حفظ میکند، اما از نظر ساختاری مانع از آن میشود که این بلوک بتواند سیاستهای منطقهای مورد مناقشه را اجرایی کند.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان حاکمیت ملی
- مدافعان منشور ۱۹۴۵ که استدلال میکنند سازوکار خروج اختیاری برای محافظت از کشورهای کوچکتر در برابر قدرتهای برتر منطقهای ضروری است.
- اصلاحطلبان ادغامگرا
- منتقدان و حقوقدانانی که استدلال میکنند الزام به اتفاقآرا اتحادیه را فلج کرده و مانع از اقدام دستهجمعی معنادار میشود.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کشورهایی که در حال حاضر در اتحادیه تعلیق شده یا به حاشیه رانده شدهاند
- بازیگران غیردولتی که تحت تاثیر بیعملی اتحادیه قرار میگیرند
نکات کلیدی
- پیمان ۱۹۴۵ اتحادیه عرب ایجاب میکند که تصمیمات برای الزامآور بودن بر تمامی ۲۲ کشور عضو، با اتفاقآرا تصویب شوند.
- قطعنامههایی که با اکثریت مطلق یا نسبی تصویب میشوند، تنها برای کشورهایی که صراحتاً به آنها رای مثبت دادهاند الزامآور است.
- این سیستم دوگانه حاکمیت دولتها را حفظ میکند، اما از نظر ساختاری مانع از اجرای اقدامات دستهجمعی در مسائل مورد مناقشه توسط این بلوک میشود.
چرا مهم است
با فراهم کردن امکان خروج هر کشور مخالف از تصمیمات اکثریتی، چارچوب قانونی اتحادیه تضمین میکند که اقدام دستهجمعی در مسائل حیاتی امنیتی و اقتصادی خاورمیانه تنها در صورت دستیابی به اجماع مطلق امکانپذیر است.
دیپلماتهای غربی و منتقدان منطقهای معمولاً اتحادیه عرب را به دلیل واکنشهای از هم گسیختهاش به درگیریها، از سوریه تا غزه، به عنوان نهادی فلجشده در اثر تفرقه سیاسی توصیف میکنند. اما این ناتوانی در اجرای اقدام دستهجمعی، شکست اراده سیاسی نیست؛ بلکه دقیقاً همان سازوکار قانونی است که در سند تاسیس این سازمان در سال ۱۹۴۵ طراحی شده است. پیمان اتحادیه عرب صراحتاً حاکمیت تکتک دولتها را بر اقتدار فراملی در اولویت قرار میدهد و مانعی ساختاری در برابر سیاستگذاری یکپارچه ایجاد میکند.[2][6]
هسته اصلی این چارچوب، ماده ۷ منشور مورخ ۲۲ مارس ۱۹۴۵ است. این ماده یک سیستم رایگیری دوگانه را برای این بلوک ۲۲ عضوی پایهگذاری میکند. زمانی که اتحادیه به تصمیمی با اتفاقآرا دست مییابد، آن قطعنامه برای تمامی کشورهای عضو از نظر قانونی الزامآور میشود. با این حال، زمانی که یک قطعنامه تنها با رای اکثریت به تصویب میرسد، منحصراً برای کشورهایی الزامآور است که به آن رای مثبت دادهاند.[1][3]
این تمایز عملاً به هر کشور عضو سازوکاری برای خروج از هر سیاستی که با آن مخالف است، اعطا میکند. اگر ۲۱ کشور برای تحریم یک همسایه یا استقرار نیروی حافظ صلح رای دهند، تنها کشور مخالف از نظر قانونی ملزم به مشارکت یا تبعیت نیست. سیستم تصمیمگیری اتحادیه برای محافظت از استقلال کشورهای تازه تاسیس عربی ساخته شد تا اطمینان حاصل شود هیچ قدرت برتر منطقهای نمیتواند کشورهای کوچکتر را وادار به پذیرش تعهدات ناخواسته کند.[3]
نتیجه عملی این است که این نهاد منطقهای بیشتر به عنوان یک مجمع مشورتی عمل میکند تا یک مرجع اجرایی. در طول جنگ ۲۰۲۳ غزه، اتحادیه نشستهای اضطراری برای هماهنگی واکنشها برگزار کرد. در حالی که اعضا محکومیتهای لفظی شدیدی صادر کردند، الزام ساختاری برای اتفاقآرا مانع از تصویب تحریمهای اقتصادی یا دیپلماتیک الزامآور و فراگیر در سطح بلوک شد، زیرا کشورهایی که روابط خود را عادیسازی کرده بودند از قطع این روابط امتناع ورزیدند.[4]
نتیجه عملی این است که این نهاد منطقهای بیشتر به عنوان یک مجمع مشورتی عمل میکند تا یک مرجع اجرایی.
این محدودیت ساختاری تضاد شدیدی با سایر بلوکهای منطقهای دارد. به عنوان مثال، اتحادیه اروپا در بسیاری از حوزههای سیاستی از رایگیری با اکثریت مشروط استفاده میکند، جایی که تصمیمات برای تمامی ۲۷ عضو فارغ از مخالفتهای فردی الزامآور است. امتناع اتحادیه عرب از اتخاذ سازوکاری مشابه، ریشه در بستر تاسیس آن دارد. در سال ۱۹۴۵، هفت عضو موسس اولیه — مصر، عراق، فرااردن، لبنان، عربستان سعودی، سوریه و یمن — به شدت از حاکمیت تازه به دست آمده خود در دوران پسااستعمار محافظت میکردند.[1][5]
طی ۷۹ سال پس از آن، اتحادیه به ۲۲ عضو گسترش یافت که نماینده بیش از ۴۵۰ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی ترکیبی بیش از ۳.۵ تریلیون دلار در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا هستند. با این وجود، قوانین رایگیری سال ۱۹۴۵ دستنخورده باقی مانده است. اگرچه اتحادیه گهگاه به اتفاقآرا دست یافته است — مانند تصمیم سال ۲۰۱۱ برای تعلیق عضویت سوریه در بحبوحه جنگ داخلی این کشور — این لحظات استثناهای نادری هستند که بیشتر ناشی از همسویی قاطع ژئوپلیتیکی بودهاند تا قدرت نهادی.[5]
تلاشها برای اصلاح منشور بارها متوقف شده است. در ماه مه ۲۰۱۱، نبیل العربی، دبیرکل وقت، با ماموریت نوسازی نهادهای اتحادیه کار خود را آغاز کرد، اما پیشنهادها برای حرکت به سمت رایگیری الزامآور با اکثریت دوسوم آرا بیسروصدا کنار گذاشته شد. کشورهای عضو، به ویژه کشورهای ثروتمند خلیج فارس و جمهوریهای قدرتمند نظامی، همچنان تمایلی به واگذاری حق وتوی عملی خود بر تلاشهای ادغام منطقهای ندارند. متون بنیادین و تحلیلهای نهادی بررسیشده برای این مقاله حاوی نقلقولهای مستقیمی از مقامات کنونی درباره ساختار رایگیری نیستند، که این امر بازتابدهنده اجماع خاموشی است که این سیستم را پابرجا نگه میدارد.[1][3]
بررسی عمیق دیدگاهها
استدلال موافقان قانون اتفاقآرا
مدافعان استدلال میکنند که سازوکار خروج اختیاری برای جلوگیری از دیکته کردن سیاستها توسط قدرتهای برتر منطقهای به کشورهای کوچکتر ضروری است.
طرفداران چارچوب ۱۹۴۵ تاکید میکنند که نابرابریهای گسترده خاورمیانه در ثروت، قدرت نظامی و سیستمهای سیاسی، اقتدار فراملی را خطرناک میسازد. اگر آرای اکثریتی برای تمامی ۲۲ عضو الزامآور بود، کشورهای پرجمعیت یا ثروتمند میتوانستند کشورهای کوچکتر را وادار به شرکت در تحریمهای اقتصادی ویرانگر یا درگیریهای نظامی کنند. با الزام به اتفاقآرا برای اقدامات دستهجمعی الزامآور، ماده ۷ از حاکمیت کشورهای آسیبپذیر محافظت کرده و تضمین میکند که اتحادیه به جای یک نهاد حاکمیتی اجبارگر، یک ائتلاف داوطلبانه باقی بماند. این مدل زمانی که هدف حفظ گفتگوی دیپلماتیک میان کشورهای عمیقاً دچار اختلاف باشد به خوبی کار میکند، اما زمانی که واکنش سریع و یکپارچه به بحران مورد نیاز است، کارایی ندارد.
استدلال موافقان رایگیری اکثریتی
منتقدان استدلال میکنند که سیستم کنونی از نظر ساختاری اتحادیه را فلج کرده و آن را در بحرانهای بزرگ منطقهای بیاثر میسازد.
حامیان اصلاح منشور استدلال میکنند که اجازه دادن به هر کشور برای خروج از تصمیم اکثریتی، اتحادیه عرب را به یک مجمع لفاظی تقلیل میدهد. از آنجا که اجماع مطلق میان ۲۲ دولت متنوع تقریباً غیرممکن است، اتحادیه از نظر ساختاری قادر به اجرای تدابیر امنیت دستهجمعی، ادغام اقتصادی یا استانداردهای حقوق بشر نیست. حقوقدانان به ناتوانی این بلوک در ایجاد یک واکنش یکپارچه و الزامآور به جنگهای سوریه، یمن و غزه به عنوان پیامدهای مستقیم این چارچوب اشاره میکنند. تغییر به سمت رایگیری الزامآور با اکثریت دوسوم آرا برای بلوکی که به دنبال ادغام واقعی اقتصادی و سیاسی است مناسب خواهد بود، اما با محیطی که در آن دولتها هرگونه از دست دادن حاکمیت را تهدیدی موجودیتی میدانند، همخوانی ندارد.
منابع
[1]Organization of American StatesEstablishment: By the Pact of the Arab League on March 22, 1945. - Secretary General: Nabil Elaraby, elected in May 2011
مطالعه در Organization of American States →
[2]Cambridge University PressThe Arab League (Chapter 13) - An Institutional Approach to the Responsibility to Protect
مطالعه در Cambridge University Press →
[3]Taylor & Francis Onlineاصلاحطلبان ادغامگراThe Arab League's Decision-making System and Arab Integration
مطالعه در Taylor & Francis Online →
[4]EJIL: Talk!اصلاحطلبان ادغامگراResurfacing Issues of the Arab League in Light of the Gaza War
مطالعه در EJIL: Talk! →
[5]Council on Foreign RelationsThe Arab League
مطالعه در Council on Foreign Relations →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در جهان
مشاهده همه →جهان چندقطبی
دیپلماسی چندوجهی: استراتژی کشورهای پساشوروی برای توازن قوا در جهان چندقطبی
4 منبع
سهمیههای حج
سهمیه یک در هزار: فرمول سازمان همکاری اسلامی چگونه ظرفیتهای حج را تخصیص میدهد
7 منبع
حفاظت از شیرها
چگونه پلاستیکهای مات و ووووزلاها به تقابل حفاظت از شیرها و تلفات دام در زیمبابوه پایان میدهند
4 منبع
تحریمهای هوانوردی
تحریم ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی در برخورد فراگیر آمریکا با بخش هوانوردی
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





