مقایسه دو تفسیر از پیمان مکه در پی امتناع پاکستان از حمله به اهداف حوثیها
در پی حملات پهپادی حوثیها به عربستان سعودی، پاکستان از اقدام نظامی تحت «توافقنامه دفاع مشترک مکه» که بهتازگی امضا شده، امتناع کرده است. این تصمیم، شکافی ساختاری را در نحوه اجرای بند دفاع دستهجمعی این پیمان - که به سبک ناتو تدوین شده - در عمل آشکار میکند.
به قلم آوا شیرازی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- بدبینان به ائتلاف
- استدلال میکنند که این پیمان فاقد مکانیسمهای نهادی لازم برای اجرای ادعاهای گسترده خود در زمینه دفاع دستهجمعی است.
- ناظران بیطرف
- تحولات ساختاری و دیپلماتیک این توافقنامه را بدون تایید یک پیامد استراتژیک خاص مستند میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- وزارت دفاع عربستان سعودی
- رهبری حوثیها
هنگامی که سازمان پیمان مرکزی (سنتو - CENTO) در سال ۱۹۵۵ برای تثبیت امنیت خاورمیانه تشکیل شد، در نهایت به دلیل درک کاملاً متفاوت اعضا از تهدیدات و فقدان یک مکانیسم یکپارچه برای الزام به اقدام نظامی، فروپاشید. سی و چهار روز پس از امضای «توافقنامه دفاع مشترک مکه» توسط عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، این ائتلاف جدید دقیقاً با همان محدودیت ساختاری مواجه شده است. این پیمان برای به نمایش گذاشتن یک جبهه متحد در سراسر منطقه طراحی شده بود، اما اولین آزمون عملی آن بلافاصله تفاوت میان یک اعلامیه سیاسی همبستگی و یک قرارداد نظامی الزامآور را که کشورهای مستقل را وارد درگیری مسلحانه میکند، آشکار ساخت.
در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، در پی مجموعهای از حملات پهپادی حوثیها به خاک عربستان، دولت پاکستان اعلام کرد که در چارچوب این توافق سهجانبه جدید، هیچگونه اقدام نظامی فوری را در نظر ندارد. این تصمیم، نخستین آزمون عملیاتی پیمانی است که در ۷ اوت ۲۰۲۶ و در بحبوحه فشارهای فزاینده جنگ ۲۰۲۶ ایران امضا شد. اسلامآباد با ارجاع علنی موضوع به مجاری دیپلماتیک بهجای بسیج نیروهای مسلح خود، منطقه را وادار کرد تا در مورد الزامات واقعی این توافقنامه در زمان حمله مستقیم یک دشمن خارجی به یکی از امضاکنندگان، ارزیابی مجددی داشته باشد.[2]
ائتلاف دفاعی مکه یک ترتیبات امنیت دستهجمعی را تثبیت میکند که صراحتاً از ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) الگوبرداری شده است. در طول مراسم امضا، در اعلامیه رسمی این معاهده با قاطعیت بیان شد که «هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از این سه کشور، به عنوان حمله علیه همه آنها تلقی خواهد شد.» با این حال، بیانیه وزارت امور خارجه پاکستان نشان داد که واکنش این کشور به حملات حوثیها عمدتاً دیپلماتیک خواهد بود و شامل اقدام نظامی مستقیم نمیشود؛ امری که ثابت میکند ادبیات قاطع این معاهده، محاسبات استراتژیک و مستقل کشورهای عضو را نقض نمیکند.[2]
این اختلاف، شکاف ساختاری میان یک چشمانداز ژئوپلیتیک مشترک و یک ائتلاف نظامی یکپارچه با قابلیت استقرار نیرو را آشکار میکند. این پیمان بر پایه «توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک» که پیشتر در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ میان اسلامآباد و ریاض امضا شده بود، بنا شده است. از نظر ساختاری، این توافق به گونهای طراحی شده بود که منابع مالی عظیم عربستان سعودی، بخش فناوری دفاعی در حال رشد ترکیه و نیروی انسانی قابلتوجه پاکستان در خطوط مقدم را در قالب یک نیروی بازدارنده واحد و یکپارچه تجمیع کند. با این وجود، بدون وجود معماری نهادی لازم برای اجرای عملیاتهای رزمی مشترک، این ائتلاف بیشتر مجموعهای از روابط دوجانبه است تا یک بلوک نظامی منسجم.[2]
تحلیلگران منطقهای شباهتهای تاریخی مستقیمی میان این توافق و تلاشهای پیشین برای مهندسی معماری امنیتی خاورمیانه از بالا به پایین ترسیم کردهاند. ناظران در نشریه دیپلمات (The Diplomat) خاطرنشان کردند که این چارچوب جدید «بسیار شبیه به پیمان سنتو در دوران جنگ سرد است و احتمالاً به همان اندازه تأثیرگذار خواهد بود.» بدون یک ساختار فرماندهی یکپارچه یا قواعد درگیری از پیش مذاکرهشده، تعهد به دفاع متقابل در طول یک بحران سریع، کاملاً به اراده سیاسی این سه پایتخت بستگی دارد. زمانی که این اراده سیاسی دچار شکاف شود، ارزش بازدارندگی کل توافقنامه بلافاصله توسط دشمنان منطقهای زیر سؤال میرود.[1][3]
تحلیلگران منطقهای شباهتهای تاریخی مستقیمی میان این توافق و تلاشهای پیشین برای مهندسی معماری امنیتی خاورمیانه از بالا به پایین ترسیم کردهاند.
استیون ای. کوک (Steven A. Cook)، کارشناس سیاست خارجی، این پیمان سهجانبه را یک «تغییر عمده» در ژئوپلیتیک خاورمیانه توصیف کرد که نشاندهنده اولین ترتیبات نهادی در نوع خود در منطقه است. با این حال، فقدان یک ماشه نظامی خودکار به این معناست که هر یک از اعضا از اختیار حاکمیتی کامل برای تفسیر یک حمله و تعیین منابع تخصیصی در واکنش به آن برخوردار است. این ابهام ساختاری به ائتلاف اجازه میدهد تا از اختلافات داخلی بدون فروپاشی رسمی جان سالم به در ببرد، اما در عین حال تضمین میکند که کشورهای عضو نمیتوانند هنگام برنامهریزی استراتژیهای دفاع ملی خود، به این پیمان به عنوان یک ضمانت امنیتی مطلق متکی باشند.[2][3]
واکنشهای متفاوت به حملات حوثیها، ماتریسهای تهدید ناسازگار اعضای بنیانگذار را برجسته میکند. برای ریاض، حملات پهپادی دقیقاً همان شکل از تجاوز خارجی است که ائتلاف برای بازدارندگی در برابر آن ایجاد شده بود، چرا که زیرساختهای حیاتی و جمعیت غیرنظامی را تهدید میکند. اما برای اسلامآباد، استقرار تجهیزات نظامی در شبهجزیره عربستان خطر واکنشهای شدید سیاسی در داخل و تشدید ناخواسته تنشها در درگیریای را به همراه دارد که منافع اصلی امنیت ملی پاکستان را مستقیماً تهدید نمیکند. پر کردن این شکاف به چیزی بیش از یک سند امضاشده نیاز دارد؛ این امر مستلزم تمایل مشترک برای پذیرش تلفات به نمایندگی از یک دولت خارجی است.[3]
تصمیم ۱۰ سپتامبر، خط مبنای عملیاتی پیمان مکه را برای آینده تعیین میکند. این توافقنامه در حال حاضر به جای عمل کردن به عنوان یک ماشه نظامی سختگیرانه که مداخله مسلحانه خودکار را تضمین کند، به عنوان چارچوبی برای هماهنگی استراتژیک، یکپارچگی صنعتی-دفاعی و همبستگی دیپلماتیک عمل میکند. این تغییر در انتظارات بدان معناست که اگرچه این سه کشور به برگزاری رزمایشهای مشترک و تبادل اطلاعات ادامه خواهند داد، اما در صورت وقوع یک درگیری مرزی محدود یا یک حمله نیابتی هدفمند، به عنوان یک نیروی رزمی یکپارچه عمل نخواهند کرد.[1][3]
تفسیر این پیمان همچنین گسترش آینده آن در سراسر منطقه را دیکته خواهد کرد. در ۲۰ اوت ۲۰۲۶، اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، اعلام کرد که دمشق در حال ارزیابی پیوستن به توافقنامه مکه و قرار گرفتن زیر چتر امنیتی آن است. کویت و عراق نیز در تحلیلهای امنیتی منطقهای به عنوان اعضای احتمالی آینده که به دنبال اتصال زمینی و ثبات هستند، ذکر شدهاند. اگر این ائتلاف نیازمند دفاع نظامی خودکار از مرزهای هر یک از اعضا بود، اضافه شدن کشورهایی با درگیریهای فعال یا مرزهای بیثبات، یک مسئولیت استراتژیک عظیم برای کشورهای بنیانگذار محسوب میشد.[2]
پاکستان با تثبیت این موضوع که بند دفاع متقابل اجازه واکنشهای صرفاً دیپلماتیک را میدهد، عملاً آستانه ورود اعضای جدید را پایین آورده است. تبدیل این پیمان از یک سپر نظامی سختگیرانه به یک همسویی منطقهای گستردهتر، توسعه آن را از نظر سیاسی امکانپذیر میسازد، زیرا اعضای فعلی موظف نخواهند بود به نمایندگی از اعضای جدید وارد جنگ شوند. پیمان مکه احتمالاً از نظر تعداد اعضا و نفوذ دیپلماتیک رشد خواهد کرد، اما این کار را با کنار گذاشتن صریح وعده حفاظت نظامی تضمینشده که در اعلامیه اولیه آن تعریف شده بود، انجام خواهد داد.[3]
چرا مهم است
خودداری از استقرار نیروی نظامی نشان میدهد که جدیدترین ائتلاف دفاعی بزرگ خاورمیانه بهعنوان یک ماشه خودکار برای جنگ منطقهای عمل نخواهد کرد. این امر خطر فوری تشدید تنشهای چندملیتی در شبهجزیره عربستان را کاهش میدهد، اما در عین حال کشورهای خلیج فارس را وادار میکند تا همچنان به بازدارندگی بومی و محلی خود متکی باشند.
نکات کلیدی
- پاکستان پس از حملات حوثیها به عربستان سعودی، از اقدام نظامی تحت توافقنامه دفاع مشترک مکه خودداری کرد.
- تصمیم ۱۰ سپتامبر، نخستین آزمون عملی بند دفاع متقابل این پیمان است که از ماده ۵ ناتو الگوبرداری شده بود.
- این اختلاف، تنش ساختاری میان اعلامیههای سیاسی گسترده این معاهده و منافع متمایز امنیت ملی اعضای آن را برجسته میکند.
- اسلامآباد با انتخاب یک واکنش دیپلماتیک، رویهای را پایهگذاری کرد که بر اساس آن، این ائتلاف به جای یک ماشه نظامی سختگیرانه، به عنوان یک چارچوب هماهنگی انعطافپذیر عمل میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدل ماشه خودکار (ماده ۵)
تفسیری که بر اساس آن، حمله به یک عضو، مداخله نظامی مستقیم سایر اعضا را ایجاب میکند.
در این چارچوب که مستقیماً از ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی الگوبرداری شده است، پیمان مکه به عنوان یک بازدارنده سخت عمل میکند. حامیان این مدل استدلال میکنند که برای حفظ ارزش استراتژیک ائتلاف - به ویژه برای عربستان سعودی که با تهدیدات مکرر پهپادی و موشکی مواجه است - این تعهد باید مطلق باشد. اگر دشمنان بر این باور باشند که حمله به ریاض باعث واکنش نظامی ترکیبی از سوی داراییهای هوافضای ترکیه و نیروهای زمینی پاکستان خواهد شد، آستانه تجاوز به میزان قابلتوجهی افزایش مییابد. با این حال، این مدل نیازمند یک ساختار فرماندهی مشترک بسیار یکپارچه و همسویی کامل در درک تهدیدات است که در حال حاضر هیچیک از آنها در میان سه عضو بنیانگذار وجود ندارد. این امر همچنین تمام امضاکنندگان را در معرض خطر کشیده شدن به درگیریهایی قرار میدهد که خود آغازگر آن نبودهاند.
مدل ابهام استراتژیک (تعویق دیپلماتیک)
تفسیری که بر اساس آن، بند دفاع متقابل به اعضا اجازه میدهد واکنش خود را بر اساس منافع ملی تنظیم کنند.
تصمیم ۱۰ سپتامبر پاکستان مبنی بر محدود کردن واکنش خود به مجاری دیپلماتیک، این چارچوب جایگزین را پایهگذاری میکند. در این مدل، اعلامیه «حمله به یک عضو، حمله به همه است» بیشتر به عنوان بیانیهای از همبستگی سیاسی عمل میکند تا یک قرارداد نظامی الزامآور. این رویکرد استقلال حاکمیتی هر پایتخت را حفظ کرده و تضمین میکند که اسلامآباد یا آنکارا مجبور به ورود به یک رویارویی نظامی بر سر اختلافات مرزی شبهجزیره عربستان نشوند. اگرچه این انعطافپذیری از فروپاشی ائتلاف بر سر یک حادثه واحد جلوگیری میکند، اما ارزش بازدارندگی پیمان را اساساً تضعیف میسازد. این امر به دشمنان منطقهای سیگنال میدهد که چتر «دفاع دستهجمعی» مشروط است و توافقنامه مکه را به جای یک سپر امنیتی واقعی، به مکانیزمی برای همکاریهای صنعتی-دفاعی و تبادل اطلاعات تقلیل میدهد.
منابع
[1]The Diplomatبدبینان به ائتلافThe Mecca Pact: A New Treaty Organization, Just Like the Old One
مطالعه در The Diplomat →
[2]Wikipediaناظران بیطرفMecca Joint Defence Agreement
مطالعه در Wikipedia →
[3]تیم سردبیری کوهستانناظران بیطرفتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در جهان
مشاهده همه →نشست بریکس
آغاز نشست بریکس در دهلینو؛ تنشهای ایران و امارات بیانیه مشترک را تهدید میکند
5 منبع
دیپلماسی هستهای
مقایسه دو چارچوب برای برنامه هستهای غیرنظامی عربستان سعودی
6 منبع
قانون اساسی ایران
قانون اساسی سال ۱۳۵۸ چگونه ساختار قدرت دوگانه رهبر و رئیسجمهور را در ایران شکل میدهد
7 منبع
تابآوری مرجانها
دانشمندان دریای سرخ چگونه از پروبیوتیکها و مگا-پرورشگاهها برای مقاومسازی مرجانهای جهان در برابر گرما استفاده میکنند؟
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





