کشف گورستان یونانی-رومی در دلتای نیل بر فراز سکونتگاههای باستانی، تاریخ مصر را بازنویسی میکند
باستانشناسان در استان دقهلیه مصر، در محوطه «کوم الخلجان»، یک سابقه چینهشناسی (استراتیگرافی) پیوسته و دستنخورده را کشف کردهاند که بیش از ۳۵۰۰ سال را در بر میگیرد. این محوطه یک خط زمانی مستمر را از گورهای گودالی بیضیشکل ماقبل تاریخ تا یک سکونتگاه مربوط به دوران هیکسوس و یک گورستان یونانی-رومی آشکار میسازد و فرضیات دیرینه در مورد حفظ سوابق تاریخی در دلتای نیل را به چالش میکشد.
به قلم الناز کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- باستانشناسان دلتا
- تأکید بر نادر بودن یافتن چینهشناسی دستنخورده و چند هزار ساله در دلتای نیل که مرطوب و تحت کشاورزی فشرده است.
- مصرشناسان ماقبل تاریخ
- تمرکز بر فازهای بوتو ۱ و ۲ به عنوان شواهدی از یک فرهنگ متمایز و پررونق مصر سفلی پیش از اتحاد.
- محققان هیکسوس
- برجسته کردن سکونتگاه دوره میانی دوم به عنوان اثباتی بر ادغام فرهنگی پیچیده، نه صرفاً اشغال خارجی.
در بالاترین لایههای خاک شنی استان دقهلیه مصر، باستانشناسان کودکی را یافتند که درون دو آمفورای سفالی بزرگ و بازیافتی دفن شده بود. این یک رسم تدفین کاملاً عملی و تقریباً لطیف است که مشخصه دوره یونانی-رومی است، زمانی که جهان مدیترانه به طور کامل با نیل ادغام شده بود. اما داستان واقعی «کوم الخلجان» در زیر این ظروف سفالی نهفته بود. حفاران با عمیقتر شدن در دلتای شرقی نیل، نه تنها یک گورستان قدیمیتر، بلکه یک ماشین زمان چینهشناسی (استراتیگرافی) دستنخورده را کشف کردند.[1][2]
این کاوش که این هفته توسط وزارت گردشگری و آثار باستانی مصر اعلام شد، در «کوم الخلجان» هزاران سال سکونت پیوسته انسان را در منطقهای که مدتها تصور میشد برای حفظ تاریخش بیش از حد باتلاقی است، آشکار کرده است. این محوطه شامل یک گورستان گسترده و یک سکونتگاه مسکونی شلوغ است که به طور منظم روی هم قرار گرفتهاند و از سپیدهدم ماقبل تاریخ فرهنگ مصر تا دوران بطلمیوسیان را در بر میگیرد.[1][7]
برای نسلها، معماری سنگی باشکوه و یادمانی مصر علیا – مانند دره پادشاهان و معابد کارناک – تخیل جهانیان را در انحصار خود داشته است. دلتا، با سطح آب زیرزمینی بالا و چرخههای بیپایان سیلابهای کشاورزی، گورستانی برای ویرانههای خشتی محسوب میشد. با این حال، «کوم الخلجان» این فرض را به چالش میکشد و برش عمودی نادری از زندگی و مرگ روزمره ارائه میدهد که جدول زمانی منطقه را بازنویسی میکند.[1][7]
در اعماق گودالهای کاوش، که قدمت آنها به نیمه اول هزاره چهارم پیش از میلاد بازمیگردد، بقایای فرهنگ مصر سفلی، به ویژه فازهایی که باستانشناسان آنها را بوتو ۱ و بوتو ۲ مینامند، قرار دارند. مدتها قبل از اینکه اولین فرعون کشور را متحد کند، این ساکنان اولیه گودالهای ساده و بیضیشکلی را در ماسه حفر میکردند.[1][6]
اجساد در این گورهای ماقبل تاریخ در حالتهای مختلف خمیده قرار داده شده بودند و با هدایای تدفینی ساده اما گویا همراه بودند: ظروف سفالی کوچک دستساز و صدفهای دریایی. تراکم بالای این گودالهای بیضیشکل نشان میدهد که دلتای شرقی یک مرز خلوت نبوده، بلکه یک مرکز پرجمعیت و پررونق بوده که مدتها قبل از تصور اهرام، به سواحل مدیترانه متصل بوده است.[1][2][3]
با حرکت به سمت بالای جدول زمانی چینهشناسی، ماسه جای خود را به بقایای یک شهر شلوغ از دوره میانی دوم (تقریباً ۱۷۸۲ تا ۱۵۷۰ پیش از میلاد) میدهد. این دورهای از تجزیه سیاسی بود، زمانی که شمال مصر توسط هیکسوسها – مردمی با اصالت شامی (لِوانتین) که پایتخت خود را در آواریس در نزدیکی آنجا تأسیس کردند – اداره میشد.[2][4][5]
سکونتگاه دوران هیکسوس در «کوم الخلجان» به طرز چشمگیری دستنخورده باقی مانده است. حفاران پایههای ساختمانهای خشتی، سیلوهای غلات، تنورهای پخت و پز و اجاقها را کشف کردند. وجود مقادیر زیادی استخوان ماهی، پرنده و حیوانات، تصویری واضح از رژیم غذایی محلی ارائه میدهد، در حالی که خود معماری، جامعهای را نشان میدهد که عمیقاً در محیط خود ریشه دوانده است.[1][2]
سکونتگاه دوران هیکسوس در «کوم الخلجان» به طرز چشمگیری دستنخورده باقی مانده است.
شاید چشمگیرترین ویژگیهای معماری این لایه، دیوارهای سینوسی باشند – موانع خشتی موجدار و مارپیچی که سازههای مسکونی و تدفینی را احاطه کرده بودند. این طراحی موجدار، که از پادشاهی میانه تا پادشاهی جدید رایج بود، ثبات ساختاری را در خاک نرم دلتا فراهم میکرد و در عین حال به آجر کمتری نسبت به یک دیوار صاف نیاز داشت. این یک نمونه درخشان از مهندسی باستانی است که از روی ضرورت متولد شده است.[1]
در میان این سکونتگاه، مقبرههایی از سلسلههای ۱۵ تا ۱۷ پراکنده شدهاند که اشغال این محوطه در اوج قدرت هیکسوسها را تأیید میکند. هدایای تدفینی در اینجا نشاندهنده یک جامعه عمیقاً جهانوطنی است. باستانشناسان ابزار و سلاحهای برنزی، سوسکهای سرگینغلتان (اسکاراب) نیمهقیمتی، طلسمها و ظروف متمایز تل الیهودیه – سبکی از سفال تیره و سوراخدار که نشانهای از نفوذ شامی عصر برنز میانه است – کشف کردند.[1][2][4][5]
داستان با اخراج هیکسوسها به پایان نمیرسد. همانطور که جدول زمانی وارد پادشاهی جدید میشود، این محوطه به شکوفایی خود ادامه داد. هیئت کاوش یک مقبره خشتی از اوایل سلسله ۱۸ را ثبت کرد که دارای مجموعه خاص خود از سفال و ابزارهای برنزی بود.[1]
در نزدیکی آن، پایههای خشتی ضخیم یک سازه بزرگتر پیدا شد که مملو از قطعات سفالی و ابزارهای سنگی مربوط به اوایل پادشاهی جدید بود. این چینهبندی پیوسته نشان میدهد که «کوم الخلجان» یک پایگاه موقت نبود که با یک سلسله واحد ظهور و سقوط کند، بلکه یک جامعه دائمی و انعطافپذیر بود که خود را با هر کسی که از پایتخت حکومت میکرد، تطبیق میداد.[2][4]
در نهایت، چینهشناسی به سطح بازمیگردد، جایی که گورستان یونانی-رومی محوطه را پوشانده است. تدفینهای آمفورا و گورهای گودالی ساده از دوران بطلمیوسی نشان میدهد که حتی با وجود تغییر مرکز ثقل فرهنگی به سمت اسکندریه و مدیترانه، این بخش از دلتای شرقی همچنان یک مکان مقدس باقی مانده بود.[1][2]
اهمیت «کوم الخلجان» در همین تداوم محض و سرسختانه نهفته است. در باستانشناسی، یافتن یک دوره واحد و به خوبی حفظ شده یک پیروزی است؛ اما یافتن محوطهای که تکامل ناگسستنی تعامل انسان با محیط زیست را در طول بیش از ۳۵۰۰ سال مستند کند، یک کشف بزرگ است.[1][3]
این کشف، ارزیابی مجدد نقش دلتای نیل در دوران باستان را ضروری میسازد. دلتا، به جای اینکه صرفاً یک پسکرانه کشاورزی یا محلی برای تدارک حملات خارجی باشد، یک موتور پویا و پرجمعیت برای ترکیب فرهنگی بود. جوامع اینجا سنتهای شامی و مصری را در هم آمیختند، معماری انعطافپذیر مهندسی کردند و اهمیت محلی خود را در طول هزارهها حفظ نمودند.[6][7]
با ادامه کاوشها، احتمالاً ماسههای «کوم الخلجان» جزئیات بیشتری درباره زندگی روزمره مردمی که دلتا را ساختند، آشکار خواهد کرد. در حال حاضر، این محوطه به عنوان یک یادآوری قدرتمند باقی مانده است که عمیقترین روایتهای تاریخی اغلب نه در تابوتهای طلایی، بلکه در گل و لای لایهلایه یک چشمانداز پیوسته مسکونی یافت میشوند.[2]
نکات کلیدی
- یک هیئت باستانشناسی مصری محوطهای با سکونت پیوسته را در «کوم الخلجان» در دلتای شرقی نیل کشف کرده است.
- این کاوش یک سابقه چینهشناسی ناگسستنی را از دوره ماقبل سلسلهای تا عصر یونانی-رومی آشکار میسازد.
- پایینترین لایهها شامل گورهای گودالی بیضیشکل و صدفهای دریایی مربوط به فرهنگ ماقبل تاریخ بوتو در هزاره چهارم پیش از میلاد است.
- یک سکونتگاه به خوبی حفظ شده از دوره میانی دوم دارای سیلوهای غلات، تنورها و دیوارهای خشتی موجدار سینوسی است.
- این محوطه سوگیری تاریخی نسبت به مصر علیا را به چالش میکشد و ثابت میکند که دلتا یک مرکز تمدنی پرجمعیت و انعطافپذیر بوده است.
چرا مهم است
برای دههها، روایت مصر باستان تحت سلطه معابد و مقبرههای سنگی عظیم جنوب بوده است. لایههای پیوسته و چند هزار ساله در «کوم الخلجان» ثابت میکند که دلتای نیل، با وجود زمینهای گلی و کشاورزی فشرده، به همان اندازه یک موتور حیاتی برای تمدن مصر بوده است. این کشف اساساً محل جستجوی باستانشناسان برای یافتن خاستگاه دولت فراعنه را تغییر میدهد.
منابع
[1]Daily News Egyptباستانشناسان دلتاArchaeological discovery in Dakahleya uncovers thousands of years of human settlement
مطالعه در Daily News Egypt →
[2]Egypt Independentمصرشناسان ماقبل تاریخEgypt uncovers ancient cemetery in Daqahliya
مطالعه در Egypt Independent →
[3]Ahram Onlineباستانشناسان دلتا83 ancient graves discovered in Egypt's Nile Delta
مطالعه در Ahram Online →
[4]Wikipedia (Hyksos)محققان هیکسوسHyksos
مطالعه در Wikipedia (Hyksos) →
[5]Wikipedia (Avaris)محققان هیکسوسAvaris
مطالعه در Wikipedia (Avaris) →
[6]Wikipedia (Prehistoric Egypt)مصرشناسان ماقبل تاریخPrehistoric Egypt
مطالعه در Wikipedia (Prehistoric Egypt) →
[7]Wikipedia (Nile Delta)باستانشناسان دلتاNile Delta
مطالعه در Wikipedia (Nile Delta) →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


