رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستاناقتصاد کلانگزارش تحلیلی· 4 دقیقه مطالعه· در مالی

سرعت گردش پول چگونه تعیین می‌کند که آیا انبساط پولی بانک مرکزی به تورم قیمت مصرف‌کننده منجر می‌شود یا خیر

معادله مبادله نشان می‌دهد که افزایش حجم نقدینگی تنها در صورتی به رشد قیمت‌های مصرف‌کننده می‌انجامد که سرعت دست‌به‌دست شدن پول ثابت بماند یا شتاب بگیرد.

به قلم پیام لشکری

به‌طور خلاصه

  • سرعت گردش پول اندازه‌گیری می‌کند که یک دلار در یک سال معین چند بار خرج می‌شود.
  • تورم نیازمند هر دو عامل بسط حجم پول و ثبات یا افزایش سرعت گردش آن است.
  • نسبت سرعت گردش نقدینگی در سال ۲۰۲۰ از ۱٫۴۲ به ۱٫۱۰ سقوط کرد و با وجود محرک‌های عظیم اقتصادی، مانع از بروز ابرتورم فوری شد.

در مرکز داده‌های بانک فدرال رزرو سنت لوئیس، انتشار آمار سرعت گردش پول (M2) در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۰ چنان سقوط آزادی را ثبت کرد که محور عمودی نمودارهای تاریخی در مانیتورهای داخلی این نهاد را در هم شکست. این شاخص که دقیقاً نشان می‌دهد یک دلار در طول سال چند بار برای خرید کالا و خدمات خرج می‌شود، در عرض چند هفته از ۱٫۴۲ به ۱٫۱۰ سقوط کرد.[1][5]

این افت ۲۲٫۵ درصدی در سرعت گردش پول، پارادوکس اصلی بانکداری مرکزی مدرن را توضیح می‌دهد. هنگامی که فدرال رزرو در سال ۲۰۲۰ حجم نقدینگی (M2) را ۴ تریلیون دلار افزایش داد، قیمت‌های مصرف‌کننده بلافاصله دچار ابرتورم نشدند، زیرا دلارهای تازه‌چاپ‌شده از حرکت بازایستاده بودند.[1][2]

سازوکار این پدیده توسط «معادله مبادله فیشر» کنترل می‌شود که از نظر ریاضی به صورت M × V = P × Q بیان می‌گردد. حجم پول (M) ضربدر سرعت گردش پول (V) باید برابر باشد با سطح قیمت‌ها (P) ضربدر تولید واقعی اقتصاد (Q).[5]

معادله مبادله فیشر حکم می‌کند که حجم پول و سرعت گردش آن باید با قیمت‌ها و تولید در تعادل باشد.

برای خانواری که سبد اوراق قرضه خود را مدیریت می‌کند یا خزانه‌دار شرکتی که در حال پیش‌بینی تورم است، این معادله پیامدهای عملی سیاست‌های پولی را دیکته می‌کند. اگر یک بانک مرکزی حجم پول را دو برابر کند، اما مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها پول نقد را احتکار کنند (و سرعت گردش پول نصف شود)، سطح قیمت‌ها کاملاً بدون تغییر باقی می‌ماند.[4]

بانک فدرال رزرو سنت لوئیس این شاخص را به صراحت چنین تعریف می‌کند: «سرعت گردش پول، دفعاتی است که یک واحد پول برای خرید کالاها و خدمات تولید داخل در یک بازه زمانی مشخص استفاده می‌شود.» این یک ثابت فیزیکی نیست، بلکه یک متغیر روان‌شناختی است.[1]

داده‌های تاریخی دفتر تحلیل اقتصادی (BEA) این پویایی را به خوبی نشان می‌دهد. بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴، فدرال رزرو سه دور سیاست «تسهیل کمی» را اجرا کرد و پایه پولی را حدود ۴۵ درصد بسط داد. با این حال، تورم سالانه به ندرت از مرز ۲٫۰ درصد عبور کرد.[2][3]

همزمان با جهش حجم نقدینگی (M2) در سال ۲۰۲۰، سرعت گردش پول به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرد.

تورم گمشده در دوران پس از سال ۲۰۰۸، کاملاً توسط افت ساختاری سرعت گردش پول جذب شد. در حالی که خانوارها در حال کاهش بدهی‌های خود بودند و بانک‌های تجاری استانداردهای وام‌دهی را سخت‌گیرانه‌تر می‌کردند، نسبت سرعت گردش نقدینگی (M2) به طور پیوسته از ۱٫۹۸ در سال ۲۰۰۸ به ۱٫۴۹ در سال ۲۰۱۴ کاهش یافت و سیاست انبساطی بانک مرکزی را خنثی کرد.[1][5]

دوره زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ اثبات معکوس این قضیه را ارائه داد. در حالی که حجم مطلق نقدینگی (M2) در طول واکنش به همه‌گیری کرونا با حاشیه مشابه ۴۵ درصدی گسترش یافت، ضریب سرعت گردش پول در اواخر سال ۲۰۲۱ بازیابی شدیدی را آغاز کرد و تا اواخر سال ۲۰۲۳ به سمت ۱٫۳۳ بالا رفت.[1][2]

این تفاوت در سرعت گردش پول، از نظر ریاضی دلیل اصلی جهش شدید تورم در سال ۲۰۲۲ را توضیح می‌دهد. از آنجا که دلارها در ذخایر بانکی حبس نشده بودند و از طریق چک‌های محرک مستقیم و هزینه‌کرد شرکت‌ها به طور فعال در گردش بودند، سمت M × V در معادله سریع‌تر از آن چیزی رشد کرد که تولید واقعی (Q) بتواند آن را جذب کند.[3][5]

بانک‌های تجاری به عنوان موتور محرک اصلی این گردش عمل می‌کنند. وقتی یک بانک ۵۰۰٬۰۰۰ دلار وام مسکن صادر می‌کند، سپرده جدیدی خلق می‌کند که فروشنده خانه متعاقباً آن را خرج یا سرمایه‌گذاری خواهد کرد و این امر فوراً دفعات دست‌به‌دست شدن سرمایه را افزایش می‌دهد.

سرعت گردش بالاتر به این معناست که همان اسکناس فیزیکی، چندین تراکنش اقتصادی مجزا را در یک سال واحد تسهیل می‌کند.

در مقابل، زمانی که نرخ‌های بهره بالا می‌رود، هزینه فرصت نگهداری پول نقد افزایش می‌یابد، اما هزینه استقراض مانع از ایجاد وام‌های جدید می‌شود. تصمیم فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره وجوه فدرال به محدوده هدف ۵٫۲۵ تا ۵٫۵۰ درصد در سال ۲۰۲۳، دقیقاً با هدف خنک کردن سرعت گردش پول طراحی شده بود.[2][4]

زیرساخت‌های پرداخت دیجیتال از نظر تئوری حداکثر محدودیت سرعت سرمایه را افزایش داده‌اند. با اپلیکیشن‌های موبایلی که تراکنش‌ها را در چند میلی‌ثانیه تسویه می‌کنند، یک دلار دیجیتال می‌تواند ده‌ها تراکنش را در همان زمانی تسهیل کند که در گذشته طول می‌کشید تا یک چک کاغذی در یک اتاق پایاپای منطقه‌ای نقد شود.[5]

محدودیت واقعی بر سر راه تورم همچنان روان‌شناسی مصرف‌کننده است. انتشار آمار سه‌ماهه بعدی تولید ناخالص داخلی (GDP) و سرعت گردش پول (M2) توسط دفتر تحلیل اقتصادی نشان خواهد داد که آیا محیط محدودکننده فعلی نرخ بهره، این ضریب فزاینده را برای همیشه سرکوب کرده است یا اینکه سرعت بنیادین سرمایه دوباره در حال شتاب گرفتن است.[1][3]

اصطلاحات کلیدی

حجم نقدینگی (M2)
معیار گسترده‌ای از عرضه پول که شامل پول نقد، سپرده‌های دیداری و شبه‌پول‌های با قابلیت تبدیل آسان مانند سپرده‌های پس‌انداز و اوراق بهادار بازار پول می‌شود.
معادله مبادله
یک اتحاد اقتصادی (M × V = P × Q) که رابطه بین حجم پول، سرعت گردش آن، سطح قیمت‌ها و تولید واقعی اقتصاد را نشان می‌دهد.
تله نقدینگی
وضعیت اقتصادی که در آن نرخ‌های بهره بسیار پایین و نرخ پس‌انداز بالاست و سیاست‌های پولی را بی‌اثر می‌کند، زیرا مصرف‌کنندگان به جای خرج کردن، پول نقد را احتکار می‌کنند.
تولید ناخالص داخلی اسمی
ارزش کل بازاری تمام کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در داخل مرزهای یک کشور در یک دوره زمانی مشخص، بدون تعدیل اثرات تورم.

پرسش‌های متداول

سرعت گردش پول دقیقاً چیست؟

تعداد دفعاتی است که یک واحد پول برای خرید کالاها و خدمات تولید داخل در یک بازه زمانی مشخص (معمولاً یک سال) خرج می‌شود.

چرا چاپ پول در سال ۲۰۰۸ باعث ابرتورم نشد؟

زیرا سرعت گردش پول به میزان قابل‌توجهی کاهش یافت. بانک‌ها پول‌های جدید را به عنوان ذخایر مازاد نگه داشتند و مصرف‌کنندگان به جای خرج کردن، بدهی‌های خود را پرداخت کردند که این امر افزایش عرضه پول را خنثی کرد.

فدرال رزرو چگونه سرعت گردش پول را اندازه‌گیری می‌کند؟

سرعت گردش پول به طور مستقیم اندازه‌گیری نمی‌شود؛ بلکه از تقسیم تولید ناخالص داخلی اسمی (GDP) بر کل حجم نقدینگی (M2) محاسبه می‌گردد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

اقتصاددانان پول‌گرا

استدلال می‌کنند که حجم پول محرک نهایی تورم است و سرعت گردش پول را در افق‌های زمانی بلندمدت نسبتاً باثبات می‌دانند.

پول‌گرایان با تکیه بر میراث میلتون فریدمن استدلال می‌کنند که اگرچه سرعت گردش پول ممکن است در طول شوک‌های شدید اقتصادی نوسان داشته باشد، اما در طول زمان به طور طبیعی به یک میانگین باثبات بازمی‌گردد. از این منظر، بانک‌های مرکزی زمانی مرتکب اشتباه می‌شوند که فرض می‌کنند افت موقت سرعت گردش پول به آن‌ها اجازه می‌دهد پایه پولی را برای همیشه بسط دهند. آن‌ها به جهش تورمی سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ به عنوان سندی اشاره می‌کنند که نشان می‌دهد به محض عادی شدن سرعت گردش پول، حجم عظیم ارزهای تازه‌چاپ‌شده ناگزیر سطح قیمت‌ها را بالاتر می‌برد.

تحلیل‌گران کینزی

تأکید دارند که سرعت گردش پول به شدت نوسانی است و توسط روان‌شناسی مصرف‌کننده و تقاضای کل هدایت می‌شود، که این امر اثربخشی سیاست‌های پولی را در طول تله‌های نقدینگی کاهش می‌دهد.

اقتصاددانان کینزی سرعت گردش پول را نه به عنوان یک ثابت پایدار، بلکه به عنوان بازتابی به شدت نوسانی از اعتماد مصرف‌کننده و تقاضای کل در نظر می‌گیرند. آن‌ها استدلال می‌کنند که در طول یک بحران، اقتصادها وارد یک «تله نقدینگی» می‌شوند که در آن افراد و شرکت‌ها فارغ از میزان چاپ پول توسط بانک مرکزی، پول نقد را احتکار می‌کنند. در این چارچوب، سیاست پولی به مثابه «فشار دادن یک ریسمان» توصیف می‌شود؛ یعنی قادر به متوقف کردن فروپاشی مالی هست، اما نمی‌تواند تورم یا رشد ایجاد کند، مگر اینکه سیاست مالی (هزینه‌های دولتی) وارد عمل شود تا پول را به گردش وادارد.

نظریه‌پردازان پولی مدرن

بر این باورند که هزینه‌های دولتی مستقیماً فعالیت‌های اقتصادی را پیش می‌برد و سرعت گردش پول را بیشتر محصول جانبی سیاست‌های مالی می‌دانند تا محدودیتی برای بانک‌های مرکزی.

نظریه پولی مدرن (MMT) تا حد زیادی از تمرکز سنتی بر ضریب فزاینده پولی عبور می‌کند و استدلال می‌نماید که دولت‌های مستقلی که ارز خود را منتشر می‌کنند، هرگز با محدودیت حجم پول مواجه نیستند. در عوض، حامیان این نظریه سرعت گردش پول را به عنوان اثر پایین‌دستی سیاست‌های مالی می‌بینند. هنگامی که دولت کالاهای عمومی را تأمین می‌کند یا اشتغال را تضمین می‌نماید، مستقیماً سرمایه را به دست کسانی می‌رساند که بالاترین تمایل به خرج کردن را دارند و به طور مصنوعی سرعت گردش پول را بالا می‌برد. برای طرفداران MMT، تورم از طریق مالیات‌ستانی برای حذف سرمایه مازاد کنترل می‌شود، نه از طریق تلاش بانک‌های مرکزی برای دستکاری نرخ‌های وام‌دهی.

اقتصاددانان پول‌گرا 40%تحلیل‌گران کینزی 40%نظریه‌پردازان پولی مدرن 20%
اقتصاددانان پول‌گرا
استدلال می‌کنند که حجم پول محرک نهایی تورم است و سرعت گردش پول را در افق‌های زمانی بلندمدت نسبتاً باثبات می‌دانند.
تحلیل‌گران کینزی
تأکید دارند که سرعت گردش پول به شدت نوسانی است و توسط روان‌شناسی مصرف‌کننده و تقاضای کل هدایت می‌شود، که این امر اثربخشی سیاست‌های پولی را در طول تله‌های نقدینگی کاهش می‌دهد.
نظریه‌پردازان پولی مدرن
بر این باورند که هزینه‌های دولتی مستقیماً فعالیت‌های اقتصادی را پیش می‌برد و سرعت گردش پول را بیشتر محصول جانبی سیاست‌های مالی می‌دانند تا محدودیتی برای بانک‌های مرکزی.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • خزانه‌داران بانک‌های تجاری
  • مصرف‌کنندگان خرد

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان پول‌گرا 40%تحلیل‌گران کینزی 40%نظریه‌پردازان پولی مدرن 20%
  1. [1]Federal Reserve Bank of St. Louis

    Velocity of M2 Money Stock

    مطالعه در Federal Reserve Bank of St. Louis →
  2. [2]Federal Reserve Bank of St. Louis

    M2 Money Stock

    مطالعه در Federal Reserve Bank of St. Louis →
  3. [3]Bureau of Economic Analysisتحلیل‌گران کینزی

    Gross Domestic Product

    مطالعه در Bureau of Economic Analysis →
  4. [4]International Monetary Fundتحلیل‌گران کینزی

    World Economic Outlook

    مطالعه در International Monetary Fund →
  5. [5]تیم سردبیری کوهستاننظریه‌پردازان پولی مدرن

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار مالی با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.