رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانفرکانس رادیوییمهندسی برق· 7 دقیقه مطالعه· در دیدگاه

استاندارد ۵۰ اهمی کابل کواکسیال؛ مصالحه‌ای ناگزیر میان بیشینه توان در ۳۰ اهم و کمینه اتلاف در ۷۷ اهم

استاندارد جهانی ۵۰ اهم برای کابل‌های کواکسیال یک ثابت فیزیکی مستقل نیست، بلکه یک مصالحه مهندسی عامدانه میان مرز ۳۰ اهم (بیشترین ظرفیت تحمل توان) و مرز ۷۷ اهم (کمترین میزان تضعیف سیگنال) به شمار می‌رود.

به قلم بابک ناصری

به‌طور خلاصه

  • هندسه کابل کواکسیال بده‌بستانی ناگزیر ایجاد می‌کند: ظرفیت تحمل توان در ۳۰ اهم به اوج می‌رسد، در حالی که تضعیف سیگنال در ۷۷ اهم به حداقل میل می‌کند.
  • استاندارد جهانی ۵۰ اهم در دهه ۱۹۳۰ به عنوان مصالحه‌ای آگاهانه برگزیده شد تا یک نوع کابل بتواند هم از عهده ارسال توان بالا و هم دریافت امواج ضعیف برآید.
  • ورود عایق‌های دی‌الکتریک پلی‌اتیلن جامد، نقطه کمینه افت سیگنال را به ۵۱٫۲ اهم کاهش داد و تصادفاً استاندارد ۵۰ اهم را برای کابل‌های مدرن به گزینه‌ای تقریباً ایده‌آل تبدیل کرد.

در دهه ۱۹۳۰ میلادی، مهندسان امواج رادیویی در آزمایشگاه‌های بل با انتخابی بنیادین روبه‌رو شدند: کابل‌های کواکسیال نوین خود را برای انتقال بیشترین توان ممکن از فرستنده طراحی کنند، یا آنها را برای حفظ ضعیف‌ترین سیگنال‌ها در فواصل طولانی بهینه‌سازی نمایند؟ دستیابی به هر دو هدف به‌طور همزمان ممکن نبود.[1]

هندسه فیزیکی یک خط انتقال کواکسیال، جبری ریاضی و گریزناپذیر را بر سیستم تحمیل می‌کند. ظرفیت انتقال توان در امپدانس مشخصه ۳۰ اهم به اوج خود می‌رسد، در حالی که اتلاف و تضعیف سیگنال تنها در ۷۷ اهم به حداقل ممکن کاهش می‌یابد. صنعت مخابرات برای تعیین استانداردی که مسیر یک قرن آینده فناوری‌های رادیویی را تعیین می‌کرد، راه میانه‌ای را برگزید.[3]

استاندارد برآمده از این تصمیم، یعنی ۵۰ اهم، نه یک ثابت فیزیکی بنیادین است و نه بهترین راهکار برای یک کاربرد خاص. این عدد مصالحه‌ای توافق‌شده و آگاهانه است که با چشم‌پوشی از حداکثر توان عبوری و پذیرش مقداری افت در کیفیت سیگنال، کابلی پدید آورد که برای هر دو وظیفه عملکردی قابل قبول ارائه می‌دهد.[3][5]

هندسه حاکم بر امپدانس

برای لمس ریشه این دوگانگی، پیش از هر چیز باید دریافت که امپدانس مشخصه دقیقاً چه مفهومی را اندازه می‌گیرد. این پارامتر مقاومت مستقیم (DC) سیم مسی نیست که مقداری نزدیک به صفر دارد؛ بلکه نسبت ولتاژ به جریان را برای یک موج متناوب رادیویی حین حرکت در خط انتقالی با طول بی‌نهایت نشان می‌دهد.[2]

این امپدانس که با واحد اهم سنجیده می‌شود، کاملاً وابسته به ابعاد فیزیکی کابل و جنس ماده عایق (دی‌الکتریک) میان رساناها است. به طور مشخص، این مقدار بر اساس نسبت قطر داخلی رسانای محافظ خارجی به قطر خارجی مغزی داخلی محاسبه می‌شود.[1][2]

امپدانس مشخصه بر اساس نسبت قطر داخلی شیلد محافظ خارجی به قطر خارجی مغزی داخلی تعیین می‌گردد.

بر اساس مرجع مهندسی ویکی‌پدیا، «امپدانس مشخصه یا امپدانس موجی یک خط انتقال یکنواخت، نسبت دامنه ولتاژ به جریانِ موجی است که در یک جهت حرکت می‌کند.» اگر کابل خمیدگی تند پیدا کند یا فشرده شود، این نسبت قطر دگرگون شده، امپدانس به هم می‌خورد و سیگنال به سوی منبع بازتاب می‌یابد.[2]

هنگامی که مهندسان برای نخستین بار این کابل‌ها را با عایق هوا مدل‌سازی کردند، متوجه شدند نسبت‌های هندسی بهینه برای ویژگی‌های گوناگون الکتریکی بر یکدیگر منطبق نمی‌شوند. هندسه‌ای که کابل را در برابر ولتاژهای مهیب فرستنده سرپا نگه می‌داشت، با هندسه‌ای که عبور سالم یک سیگنال بسیار ضعیف را تضمین می‌کرد، کاملاً تفاوت داشت.[3]

مرز ۳۰ اهم و بیشینه توان

وقتی فرستنده‌ای توان رادیویی در ابعاد کیلووات را به درون کابل هدایت می‌کند، شکست ولتاژی بزرگ‌ترین خطر بالقوه است. اگر شدت میدان الکتریکی بین مغزی داخلی و شیلد خارجی از حد مجاز بگذرد، انرژی به صورت قوس الکتریکی در فاصله هوایی تخلیه شده و کابل و احتمالاً خود فرستنده را به آتش می‌کشد.[3]

برای پیشگیری از ایجاد جرقه، مهندسان باید بیشترین فاصله ممکن را میان رساناها حفظ کرده و در عین حال توزیع میدان الکتریکی را یکنواخت نگه دارند. معادلات الکترومغناطیسی حکم می‌کنند که در یک کابل کواکسیال با عایق هوا، بیشترین ظرفیت انتقال توان دقیقاً در امپدانس مشخصه ۳۰ اهم رخ می‌دهد.[3][5]

رسیدن به امپدانس ۳۰ اهم مستلزم به کار بردن هادی داخلی ضخیم در مقایسه با شیلد خارجی است. چنین هسته قطوری سطح تماس گسترده‌ای برای دفع گرما و عبور جریان‌های سنگین فراهم می‌کند و آن را به گزینه‌ای بی‌رقیب برای انتشار توان خام در فرستنده‌های رادیویی تبدیل می‌سازد.[3]

با این حال، کابل ۳۰ اهمی برای کاربردهای عمومی نقصی ساختاری دارد. گرچه توان‌های بالا را به راحتی تحمل می‌کند، اما در نگهداری انرژی سیگنال فوق‌العاده ناکارآمد است. میزان تضعیف در ۳۰ اهم چنان شدید است که یک سیگنال دریافتی بسیار ضعیف پیش از رسیدن به تقویت‌کننده، به تمامی در طول مسیر کابل تلف می‌شود.[3][5]

در یک کابل کواکسیال با عایق هوا، بیشترین ظرفیت انتقال توان پیش از وقوع شکست ولتاژ، دقیقاً در ۳۰ اهم به دست می‌آید.

مرز ۷۷ اهم و افت حداقلی سیگنال

اگر هدف اصلی، انتقال سیگنالی ظریف و دست‌نخورده از آنتن به گیرنده با کمترین افت ممکن باشد، آرایش هندسی کابل باید دگرگون شود. تضعیف سیگنال در کابل کواکسیال بیش از هر چیز ناشی از «اثر پوستی» است؛ پدیده‌ای که در آن جریان‌های متناوب فرکانس بالا در سطح خارجی رسانا متمرکز می‌شوند.[1][3]

برای کاستن از این افت مقاومتی، نسبت قطر شیلد خارجی به مغزی داخلی باید افزایش یابد. در یک کابل کواکسیال با عایق هوا، کمترین میزان افت سیگنال در امپدانس مشخصه ۷۷ اهم به دست می‌آید.[3][5]

در امپدانس ۷۷ اهم، رسانای داخلی به مراتب نازک‌تر می‌شود. این فرم هندسی به موج الکترومغناطیسی امکان می‌دهد تا با کمترین اصطکاک و تداخل ناشی از فلز پیش برود. همان‌طور که در مرجع مهندسی Microwaves101 ذکر شده، «پاسخ کوتاه این است که ۵۰ اهم در کواکسیال با عایق هوا مصالحه‌ای کم‌نظیر میان انتقال توان و تلفات اندک است»، جمله‌ای که عمق کشمکش میان این دو کران را آشکار می‌سازد.[3]

دستیابی به حالت ایده‌آل در ۷۷ اهم دلیل اصلی آن است که صنعت تلویزیون در نهایت روی کابل‌های ۷۵ اهمی نظیر RG-6 متمرکز شد. آنتن‌های پشت‌بامی یا خطوط تلویزیون کابلی فرستنده توان بالا نیستند، بلکه وظیفه آنها صرفاً دریافت سیگنال‌های ضعیف در حد میکروولت است؛ جایی که کاهش تضعیف تنها متغیر تعیین‌کننده به شمار می‌رود.[5]

استخراج مصالحه ۵۰ اهمی

اما مهندسان مخابرات در دهه ۱۹۳۰ کابلی می‌خواستند که هم بتواند فرستنده‌های پرقدرت رادیویی را به آنتن وصل کند و هم برای سامانه‌های ارتباطی دوطرفه با راندمان بالا کارایی داشته باشد. آنها به مقداری میان ۳۰ تا ۷۷ اهم نیاز داشتند.[3][5]

میانگین حسابی ۳۰ و ۷۷ برابر با ۵۳٫۵ اهم و میانگین هندسی آنها ۴۸٫۰۶ اهم است. صنعت در نهایت عدد سرراست ۵۰ اهم را تصویب کرد؛ عددی که درست میان این دو میانگین ریاضی جای گرفته و عملکردی پذیرفتنی، هرچند ناکامل، برای ارسال و دریافت رقم می‌زند.[3]

افت سیگنال در ۷۷ اهم به حداقل مقدار خود می‌رسد؛ پدیده‌ای که مهندسان را ناگزیر به انتخاب مصالحه‌ای میان توان و سلامت سیگنال کرد.

با این همه، ارزیابی لگاریتمی این قیود، گرایشی ظریف را در این استاندارد برملا می‌کند. هرچند ۵۰ اهم از دید محاسبات خطی به ۳۰ اهمِ بیشینه توان نزدیک‌تر است تا ۷۷ اهمِ افت حداقلی، اما تحلیل نسبت لگاریتمی خلاف آن را ثابت می‌کند: استاندارد ۵۰ اهم ذاتاً جانب حفظ سیگنال را بر توان خام ترجیح می‌دهد.[6]

پذیرش فراگیر ۵۰ اهم با ابداع عایق‌های دی‌الکتریک جامد تثبیت شد. زمانی که پلی‌اتیلن با ضریب دی‌الکتریک ۲٫۲۵ جای هوای داخل کابل‌ها را گرفت، رفتار الکتریکی این مدارها به کلی تغییر کرد.[3]

با به کارگیری عایق پلی‌اتیلن، نقطه امپدانسی کمترین اتلاف سیگنال از ۷۷ اهم تا حدود ۵۱٫۲ اهم تنزل یافت. بر حسب تصادفی فوق‌العاده در تاریخ مهندسی، مصالحه ۵۰ اهمی که در اصل برای کابل‌های با عایق هوا اتخاذ شده بود، برای نسل کابل‌های توپر نوین به نقطه‌ای تقریباً بی‌نقص با کمترین میزان اتلاف تبدیل گشت.[3][5]

استدلال متقابل طرفداران ۷۵ اهم

با وجود تثبیت کامل ۵۰ اهم، این استاندارد منتقدانی جدی دارد. مهندسانی که با سیگنال‌های آنالوگ ویدیویی ضعیف یا خطوط آنتن گیرنده سر و کار دارند، همواره یادآور می‌شوند که تحمیل کابل ۵۰ اهمی بر مدارات سیگنال ضعیف به معنای تحمیل افتی محسوس به سیستم است.[5]

استفاده از کابل ۵۰ اهمی به جای کابل ۷۵ اهمی برای یک سیگنال ضعیف، افتی در حدود ۲ تا ۳ دسی‌بل به همراه می‌آورد. در مناطقی با پوشش آنتن‌دهی ضعیف و مرزی، همین افت می‌تواند مرز میان تصویری شفاف با پارازیت و برفک کامل باشد.[5]

با این حال، مخلوط کردن این دو استاندارد فاجعه‌بارتر از استفاده از کابل نامناسب است. اتصال یک دوربین ویدیویی ۷۵ اهمی به کابلی ۵۰ اهمی به عدم تطابق امپدانس می‌انجامد. درست در محل اتصال فیش ۷۵ اهم به سیم ۵۰ اهم، بخشی از انرژی موج پس زده شده و به عقب بازمی‌تابد.[2][4]

اتصال یک دستگاه ۷۵ اهمی به کابل ۵۰ اهمی پدیده موج ایستاده پدید آورده و نزدیک به ۵ درصد از سیگنال را به عقب بازمی‌تاباند.

این بازتاب که با پدیده موج ایستاده شناخته می‌شود، تقریباً ۵ درصد از توان سیگنال را در هر نقطه اتصالِ نامنطبق از بین می‌برد. برای مهار چنین پدیده‌ای، کل چرخه ارتباطی باید از ابتدا تا انتها روی یک امپدانس مشخص یکپارچه بماند؛ واقعیتی که مهندسان را وادار می‌سازد نوع مصالحه خود را از همان آغاز برگزینند.[2]

میراث ماندگار یک استاندارد

امروزه استاندارد ۵۰ اهم چنان در تار و پود صنعت ریشه دوانده که تغییر آن عملاً ناممکن است. زمانی که نخستین سازندگان تجهیزات سنجش فرکانس رادیویی به میدان آمدند، تحلیل‌گرهای شبکه و ژنراتورهای سیگنال خود را منحصراً بر پایه ۵۰ اهم کالیبره کردند.[3][5]

امروزه تمام مودم‌های وای‌فای، دکل‌های مخابرات سلولی و بی‌سیم‌های دوطرفه در درگاه آنتن خود منتظر مواجهه با بار ۵۰ اهمی هستند. طراحی فرستنده‌ای بر مبنای ۶۰ اهم — که از نظر تئوری استقامت ولتاژی را به حداکثر می‌رساند — نیازمند ساخت مدارهای تطبیق سفارشی است تا صرفاً بتوان آن را به ابزارهای استاندارد آزمایشگاهی متصل نمود.[5]

امروزه تمام مودم‌های وای‌فای، دکل‌های مخابرات سلولی و بی‌سیم‌های دوطرفه در درگاه آنتن خود منتظر مواجهه با بار ۵۰ اهمی هستند.

ماندگاری ۵۰ اهم به خاطر «کفایت قابل پیش‌بینی» آن است. این کابل جلوی قوس‌های الکتریکی فاجعه‌بار فرستنده‌های ۷۷ اهمی را می‌گیرد و در عین حال به ورطه تضعیف سیگنال شدیدی که کابل‌های گیرنده ۳۰ اهمی را بی‌استفاده می‌سازد، نمی‌افتد.[3]

این استاندارد، تندیسی ماندگار از الزامات دنیای مهندسی عملی است. جهان فیزیک به ندرت پاسخی تک‌بُعدی و تمام‌عیار برای مسئله‌ای پیچیده پیش روی ما می‌گذارد؛ این مهندسان هستند که باید منطقی‌ترین نقطه ریاضی را برای نصف کردن اختلافات بیابند.[6]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
مقایسه فاصله لگاریتمی استاندارد ۵۰ اهم با دو حد مرزی خود (۳۰ اهم برای اوج توان و ۷۷ اهم برای حداقل تلفات) به منظور تشخیص اینکه این مصالحه کدام ویژگی الکتریکی را در اولویت قرار می‌دهد.
یافته
در حالی که ۵۰ اهم به صورت خطی به بیشینه توان در ۳۰ اهم نزدیک‌تر است (اختلاف ۲۰ اهم در برابر اختلاف ۲۷ اهم تا ۷۷ اهم)، سنجش نسبت‌ها به روش لگاریتمی آشکار می‌سازد که ۵۰ اهم در عمل به نقطه بهینه افت سیگنال نزدیک‌تر است؛ امری که نشان می‌دهد این استاندارد ذاتاً حفظ سیگنال را بر توان خام مرجح دانسته است.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • امپدانس بیشینه انتقال توان: 30 ohms — Microwaves101
  • امپدانس کمینه تضعیف سیگنال (عایق هوا): 77 ohms — Microwaves101
  • امپدانس استاندارد کواکسیال: 50 ohms — Wikipedia
محدودیت‌های این تحلیل
این نزدیکی ریاضی صرفاً در شرایط آرمانی کابل‌های با عایق هوا صدق می‌کند؛ استفاده از دی‌الکتریک‌های جامد نظیر پلی‌اتیلن، نقطه کمینه تلفات را به پایین سوق داده و این تعادل را مجدداً دستخوش تغییر می‌سازد.

اصطلاحات کلیدی

امپدانس مشخصه (Characteristic Impedance)
نسبت ولتاژ به جریان برای یک موج رادیویی متناوب در حال حرکت در خط انتقالی با طول بی‌نهایت که با واحد اهم سنجیده می‌شود.
دی‌الکتریک (Dielectric)
ماده عایق نارسانایی نظیر هوا، پلی‌اتیلن یا تفلون که مغزی داخلی را از شیلد خارجی کابل کواکسیال جدا می‌سازد.
اثر پوستی (Skin Effect)
تمایل جریان‌های متناوب با فرکانس بالا به عبور از لایه‌های بیرونی و پوسته رسانا که مقاومت مؤثر خط را افزایش داده و اتلاف سیگنال ایجاد می‌کند.
نسبت موج ایستاده ولتاژ (VSWR)
معیاری برای ارزیابی راندمان انتقال توان از منبع به بار که مقدار انرژی بازتاب‌یافته ناشی از عدم تطابق امپدانس را اندازه می‌گیرد.

پرسش‌های متداول

چرا در سامانه‌های تلویزیون کابلی به جای ۵۰ اهم از کابل ۷۵ اهم استفاده می‌شود؟

تلویزیون کابلی متکی بر آنتن‌های صرفاً گیرنده است که سیگنال‌های ضعیف در حد میکروولت را بدون ارسال توان هدایت می‌کنند. استاندارد ۷۵ اهم تضعیف سیگنال را به حداقل ممکن رسانده و از افت کیفیت تصویر در کابل‌کشی‌های طولانی منازل جلوگیری می‌نماید.

اگر یک کابل ۵۰ اهمی را به درگاه ۷۵ اهم متصل کنیم چه رخ می‌دهد؟

ناهمخوانی امپدانس موجب بازتاب بخشی از سیگنال موسوم به موج ایستاده می‌شود. در این گره اتصالی، تقریباً ۵ درصد از توان موج به سوی منبع بازمی‌گردد که به اتلاف انرژی و تداخل داده‌ها منجر می‌گردد.

آیا اختراع عایق‌های پلاستیکی فرمول استاندارد ۵۰ اهم را دستخوش تغییر کرد؟

بله، اما در جهتی که موجب تحکیم آن شد. جایگزینی هوا با عایق جامد پلی‌اتیلن، نقطه ریاضی حداقل افت سیگنال را از ۷۷ اهم به ۵۱٫۲ اهم کاهش داد و سبب شد مصالحه ۵۰ اهمی پیشین برای کابل‌های نوین به حالتی فوق‌العاده بهینه و نزدیک به ایده‌آل تبدیل شود.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

مهندسان توان بالا

اولویت اصلی آنها بیشینه استقامت ولتاژی و دفع بهینه حرارت در فرستنده‌های پرقدرت رادیویی است.

مهندسانی که فرستنده‌های پخش رادیویی در کلاس کیلووات طراحی می‌کنند، استاندارد ۵۰ اهم را محدودیتی تحمیلی می‌دانند. مرز بازدارنده آنها شکست ولتاژ است؛ لحظه‌ای که میدان الکتریکی از دی‌الکتریک می‌گذرد و با ایجاد جرقه کابل را منهدم می‌سازد. از آنجا که ساختار ۳۰ اهم هادی مرکزی ضخیم‌تر و توزیع میدان بهتری به دست می‌دهد، توان خام بسیار بیشتری نسبت به کابل ۵۰ اهم را تحمل می‌کند. استاندارد ۵۰ اهم در این موارد مهندسان را وادار می‌سازد تا کابل‌هایی سنگین‌تر، ضخیم‌تر و گران‌تر به کار گیرند تا به راندمانی برسند که یک سامانه ۳۰ اهمی با ابعادی کوچک‌تر به آن دست می‌یافت.

مهندسان سلامت سیگنال

تمرکز بنیادی آنها بر کمینه‌سازی تضعیف به منظور حفظ سیگنال‌های بسیار ضعیف میکروولتی در فواصل دور است.

برای طراحان سامانه‌های دریافت امواج، تلویزیون کابلی و تجهیزات آنالوگ ویدیویی، ظرفیت عبور توان هیچ اهمیتی ندارد. این سامانه‌ها صرفاً پذیرنده امواجی ضعیف هستند و تضعیف، یگانه شاخص عملکردی آنها است. این گروه به استاندارد ۷۵ اهم متکی است؛ چرا که مقاومت ناشی از اثر پوستی را که موجب اتلاف امواج فرکانس بالا می‌شود به حداقل می‌رساند. استدلال آنها این است که الزام به استفاده از کابل ۵۰ اهمی در کاربردهای گیرندگی محض، جریمه‌ای معادل ۲ تا ۳ دسی‌بل افت سیگنال تحمیل می‌کند که عملاً هدر دادن توان سیگنال پیش از رسیدن به طبقه تقویت‌کننده است.

مدافعان استانداردسازی

ارتقای سازگاری، یکپارچگی عملیاتی و کارایی قابل اتکا در تمامی تجهیزات رادیویی را در صدر اهمیت می‌دانند.

صنعت مخابرات فرکانس رادیویی امروزی سراسر بر شالوده مصالحه ۵۰ اهمی بنا شده است. طرفداران استانداردسازی یادآوری می‌کنند که دستاوردهای عظیم اقتصادی و لجستیکی یک امپدانس همگانی، از کاستی‌های عملکردی در شرایط حاشیه‌ای بسیار باارزش‌تر است. با کالیبره شدن تمامی تحلیل‌گرهای شبکه، اسیلوسکوپ‌ها و ژنراتورها روی ۵۰ اهم، مهندسان بدون نیاز به طراحی مدارهای مبدل پیچیده در هر گره، قطعات را به یکدیگر پیوند می‌زنند. از نگاه این گروه، ۵۰ اهم ستون فقراتی است که تولید انبوه فناوری‌های بی‌سیم را توجیه‌پذیر ساخته است.

مدافعان استانداردسازی 40%مهندسان توان بالا 30%مهندسان سلامت سیگنال 30%
مدافعان استانداردسازی
ارتقای سازگاری، یکپارچگی عملیاتی و کارایی قابل اتکا در تمامی تجهیزات رادیویی را در صدر اهمیت می‌دانند.
مهندسان توان بالا
اولویت اصلی آنها بیشینه استقامت ولتاژی و دفع بهینه حرارت در فرستنده‌های پرقدرت رادیویی است.
مهندسان سلامت سیگنال
تمرکز بنیادی آنها بر کمینه‌سازی تضعیف به منظور حفظ سیگنال‌های بسیار ضعیف میکروولتی در فواصل دور است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • دانشمندان علم مواد در حوزه ساخت دی‌الکتریک‌های فوق کم‌تلفات
  • مهندسان صدا و آکوستیک که با میکروفون‌های امپدانس بالا کار می‌کنند

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مدافعان استانداردسازی 40%مهندسان توان بالا 30%مهندسان سلامت سیگنال 30%
  1. [1]Wikipediaمدافعان استانداردسازی

    Coaxial cable

    مطالعه در Wikipedia →
  2. [2]Wikipediaمدافعان استانداردسازی

    Characteristic impedance

    مطالعه در Wikipedia →
  3. [3]Microwaves101مهندسان توان بالا

    Why Fifty Ohms

    مطالعه در Microwaves101 →
  4. [4]ALLPCBمهندسان سلامت سیگنال

    Definition of Characteristic Impedance

    مطالعه در ALLPCB →
  5. [5]KB6NU Amateur Radio Blogمدافعان استانداردسازی

    Why 50 ohms?

    مطالعه در KB6NU Amateur Radio Blog →
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانمدافعان استانداردسازی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار دیدگاه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.