رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانبازدارندگی هسته‌ایتحلیل و توضیح۷ شهریور ۱۴۰۵، ۰:۲۳· 7 دقیقه مطالعه· در دیدگاه

مکانیسم‌های رقابت هسته‌ای افسارگسیخته: چگونه پایان «استارت جدید» بازدارندگی جهانی را دگرگون می‌کند

با انقضای پیمان «استارت جدید»، ایالات متحده و روسیه برای اولین بار از سال ۱۹۷۲ بدون محدودیت‌های هسته‌ای الزام‌آور قانونی عمل می‌کنند. تهدید فوری، نه یک مسابقه برای ساخت موشک‌های جدید، بلکه یک «مسابقه بارگذاری» خاموش است که جهان را به سمت یک مدل بازدارندگی سه‌قطبی بی‌ثبات سوق می‌دهد.

به قلم شاهین فراهانی

سنت‌گرایان کنترل تسلیحات 40%واقع‌گرایان استراتژیک 35%حامیان امنیت منطقه‌ای 25%
سنت‌گرایان کنترل تسلیحات
بر از دست رفتن شفافیت و نیاز فوری به مذاکره برای محدودیت‌های الزام‌آور قانونی جهت جلوگیری از برنامه‌ریزی بر اساس بدترین سناریوها تأکید می‌کنند.
واقع‌گرایان استراتژیک
استدلال می‌کنند که مدل‌های توازن دوجانبه در جهان سه‌قطبی منسوخ شده‌اند و نیازمند وضعیت‌های بازدارندگی انعطاف‌پذیر و قابلیت‌های بارگذاری هستند.
حامیان امنیت منطقه‌ای
بر خطرات محلی رقابت هسته‌ای نامحدود تمرکز کرده و از رژیم‌های کاهش ریسک تحت رهبری اروپا حمایت می‌کنند.

چرا مهم است

انقضای «استارت جدید» موانعی را که بیش از نیم قرن از وقوع مسابقه تسلیحات هسته‌ای جلوگیری کرده بودند، از میان برمی‌دارد. بدون محدودیت‌های تأییدشده، خطر سوءمحاسبه بین قدرت‌های بزرگ جهان به طور چشمگیری افزایش می‌یابد و چشم‌انداز امنیت جهانی را به طور بنیادی تغییر می‌دهد.

در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۲۶، پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک جدید («استارت جدید») در سکوت منقضی شد و آخرین محدودیت‌های الزام‌آور قانونی بر دو بزرگترین زرادخانه هسته‌ای جهان را از میان برداشت. برای اولین بار از سال ۱۹۷۲، ایالات متحده و روسیه بدون سقف تعیین‌شده توسط پیمان بر تسلیحات هسته‌ای استراتژیک خود عمل می‌کنند. این انقضا به معنای آغاز فوری یک مسابقه تسلیحاتی به سبک جنگ سرد برای ساخت هزاران موشک جدید نیست. در عوض، یک «مسابقه بارگذاری» بسیار فنی را کلید می‌زند که در آن سامانه‌های پرتاب موجود می‌توانند به سرعت با کلاهک‌های ذخیره پر شوند و معماری امنیت جهانی را به طور بنیادی از یک رویارویی دوجانبه قابل پیش‌بینی به یک مدل بازدارندگی سه‌قطبی بی‌ثبات تغییر می‌دهد.[1][2]

برای درک اهمیت این دگرگونی، باید به کارکرد واقعی این پیمان توجه کرد. «استارت جدید» که در سال ۲۰۱۰ امضا و در سال ۲۰۲۱ تمدید شد، ایالات متحده و روسیه را به ۱,۵۵۰ کلاهک هسته‌ای استراتژیک مستقر و ۷۰۰ سامانه پرتاب مستقر، مانند موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBMs) و بمب‌افکن‌های سنگین، محدود می‌کرد. مهم‌تر از آن، این پیمان یک رژیم راستی‌آزمایی سخت‌گیرانه ایجاد کرده بود. از طریق بازرسی‌های سرزده در محل، تبادل مستمر داده‌ها و اطلاع‌رسانی‌های دولتی، هر دو کشور تصویری شفاف و تأییدشده از وضعیت هسته‌ای یکدیگر داشتند.[1][4]

فروپاشی این چارچوب ناگهانی نبود، بلکه اوج سال‌ها وخامت روابط دیپلماتیک و شکست‌های کنترل تسلیحات بود. پس از نابودی پیمان نیروهای هسته‌ای میان‌برد (INF) در سال ۲۰۱۹، «استارت جدید» تنها ستون باقی‌مانده از مقررات هسته‌ای دوجانبه بود. زمانی که روسیه مشارکت خود در مکانیسم‌های راستی‌آزمایی پیمان را در اوایل سال ۲۰۲۳ به حالت تعلیق درآورد، سرنوشت آن مشخص شد. تا فرا رسیدن ضرب‌الاجل نهایی در فوریه ۲۰۲۶، سرمایه سیاسی لازم برای مذاکره بر سر یک توافق جایگزین کاملاً از بین رفته بود.[2][4]

پیامد فوری این انقضا، فعال شدن «ظرفیت بارگذاری» است. در طول دوران «استارت جدید»، هم ایالات متحده و هم روسیه ذخایر بزرگی از کلاهک‌های مستقرنشده را در حالت آماده‌باش نگه داشته بودند. از آنجا که این پیمان تعداد کلاهک‌هایی را که می‌توانستند به طور فعال بر روی موشک‌های مستقر نصب شوند محدود می‌کرد، هر دو کشور معمولاً موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBMs) و موشک‌های بالستیک پرتاب‌شده از زیردریایی (SLBMs) خود را با تعداد کلاهک کمتری نسبت به ظرفیت فیزیکی موشک‌ها به پرواز درمی‌آوردند.[2][6]

بدون سقف‌های پیمان، هر دو کشور ظرفیت بارگذاری سریع صدها کلاهک ذخیره بر روی سامانه‌های پرتاب موجود را دارند.

بدون محدودیت‌های پیمان، این سقف مصنوعی از بین می‌رود. تحلیلگران تخمین می‌زنند که نیروهای ICBM و SSBN روسیه می‌توانند به طور بالقوه با ۴۰۰ تا ۵۰۰ کلاهک اضافی در مدت زمان نسبتاً کوتاهی بارگذاری شوند. ایالات متحده نیز ظرفیتی مشابه، اگر نگوییم بیشتر، برای بارگذاری کلاهک‌های ذخیره بر روی موشک‌های Minuteman III ICBM و Trident II SLBM خود دارد. این بدان معناست که تعداد کل کلاهک‌های استراتژیک مستقر می‌تواند در هر دو طرف صدها واحد افزایش یابد، بدون اینکه نیازی به ساخت حتی یک موشک یا زیردریایی جدید باشد.[2][6]

این پویایی بارگذاری، محاسبات ثبات استراتژیک را به طور اساسی تغییر می‌دهد. در طول جنگ سرد، مسابقات تسلیحاتی بسیار مشهود بودند و با تولید انبوه سیلوها، بمب‌افکن‌ها و زیردریایی‌های جدید مشخص می‌شدند. امروز، این مسابقه نامرئی است. از آنجا که رژیم راستی‌آزمایی فروپاشیده، هیچ یک از طرفین نمی‌تواند به طور قطعی تأیید کند که آیا طرف مقابل شروع به بارگذاری کلاهک‌های ذخیره کرده است یا خیر. این فقدان شفافیت، برنامه‌ریزی بر اساس بدترین سناریوها را تقویت می‌کند، جایی که استراتژیست‌های نظامی باید فرض کنند که دشمن در حال به حداکثر رساندن نیروهای مستقر خود است و در نتیجه، یک افزایش متقابل را توجیه می‌کند.[1][2]

آنچه این تنش دوجانبه را پیچیده‌تر می‌کند، ظهور سریع یک قدرت هسته‌ای بزرگ سوم است. چین، که هرگز طرف پیمان «استارت جدید» یا توافقات پیشین آن نبوده، در حال حاضر در حال اجرای یک گسترش عظیم در نیروهای هسته‌ای خود است. تخمین‌های دفاعی پیش‌بینی می‌کنند که تعداد کلاهک‌های هسته‌ای عملیاتی چین تا سال ۲۰۳۰ به ۱,۰۰۰ عدد خواهد رسید. برای دهه‌ها، استراتژی هسته‌ای ایالات متحده بر حفظ توازن با روسیه استوار بود. اکنون، برنامه‌ریزان آمریکایی استدلال می‌کنند که باید نیروهای خود را به گونه‌ای تنظیم کنند که به طور همزمان دو رقیب هسته‌ای هم‌تراز را بازدارند.[4][5]

آنچه این تنش دوجانبه را پیچیده‌تر می‌کند، ظهور سریع یک قدرت هسته‌ای بزرگ سوم است.

این پویایی سه‌قطبی دلیل اصلی این است که چرا بازگشت ساده به پیمان‌های دوجانبه دوران جنگ سرد دیگر امکان‌پذیر نیست. ایالات متحده به طور فزاینده‌ای اعلام کرده است که هر چارچوب کنترل تسلیحات آینده باید شامل چین باشد؛ پیشنهادی که پکن به طور مداوم آن را رد کرده است، زیرا زرادخانه آن، با وجود رشد، همچنان به طور قابل توجهی کوچک‌تر از زرادخانه‌های واشنگتن و مسکو است. در نتیجه، انقضای «استارت جدید» نه تنها پایان یک پیمان خاص، بلکه منسوخ شدن مدل توازن دوجانبه‌ای است که نیم قرن بر امنیت جهانی حاکم بود.[3][5]

گسترش سریع نیروهای هسته‌ای چین، تلاش‌ها برای ایجاد یک چارچوب جدید کنترل تسلیحات دوجانبه را پیچیده می‌کند.

اثرات موجی این رقابت افسارگسیخته بسیار فراتر از بازیگران اصلی گسترش می‌یابد. برای کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای، فروپاشی «استارت جدید» به عنوان خیانتی عمیق به توافق اصلی زیربنای پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) سال ۱۹۶۸ تلقی می‌شود. بر اساس ماده ششم NPT، کشورهای دارای سلاح هسته‌ای متعهد شدند که مذاکرات با حسن نیت را برای خلع سلاح هسته‌ای دنبال کنند. بازگشت به رقابت استراتژیک نامحدود، این تعهد را تضعیف می‌کند و به طور بالقوه رژیم جهانی عدم اشاعه را سست کرده و سایر ملت‌ها را به دنبال کردن قابلیت‌های هسته‌ای مستقل ترغیب می‌نماید.[3][5]

اروپا خود را در موقعیت بسیار خطرناکی می‌یابد. این قاره برای بازدارندگی در برابر روسیه به شدت به چتر هسته‌ای ایالات متحده متکی است. با از بین رفتن موانع «استارت جدید»، رهبران اروپایی با چشم‌انداز افزایش نامحدود تسلیحات هسته‌ای در نزدیکی مرزهای خود روبرو هستند. تحلیلگران امنیتی استدلال می‌کنند که اروپا اکنون باید پیش‌قدم شود و از اقدامات منطقه‌ای کاهش ریسک حمایت کند و بر کاهش تنش در امتداد مناطق تماس بین ناتو و روسیه تمرکز نماید، حتی اگر کنترل جامع تسلیحات استراتژیک غیرقابل دسترس باقی بماند.[3][6]

علاوه بر این، انقضای «استارت جدید» تسلیحات هسته‌ای غیر استراتژیک یا تاکتیکی را کاملاً بدون رسیدگی رها می‌کند. این تسلیحات، که برای استفاده در میدان نبرد و نه حملات بین قاره‌ای طراحی شده‌اند، هرگز تحت پوشش این پیمان نبودند. روسیه در تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی برتری عددی قابل توجهی دارد؛ تفاوتی که باعث شده است درخواست‌هایی برای توافقات جامعی مطرح شود که همه کلاهک‌های هسته‌ای را، صرف نظر از برد یا وضعیت استقرارشان، پوشش دهد. در یک محیط بدون مقررات، مرز بین نیروهای استراتژیک و تاکتیکی به طور فزاینده‌ای مبهم می‌شود.[4][6]

ادغام فناوری‌های نوظهور، چشم‌انداز پسا «استارت جدید» را بیش از پیش بی‌ثبات می‌کند. وسایل نقلیه گلاید مافوق صوت، سامانه‌های فرماندهی و کنترل مبتنی بر هوش مصنوعی، و قابلیت‌های پیشرفته فضایی در حال تغییر مکانیسم‌های بازدارندگی هسته‌ای هستند. این فناوری‌ها زمان تصمیم‌گیری را فشرده کرده و خطر سوءمحاسبه را افزایش می‌دهند. از آنجا که «استارت جدید» قبل از بلوغ بسیاری از این سامانه‌ها تدوین شد، فاقد مکانیسم‌هایی برای تنظیم آن‌ها بود و نیاز به الگوهای کاملاً جدیدی برای کنترل تسلیحات را برجسته می‌کند.[1][6]

موشک‌های بالستیک پرتاب‌شده از زیردریایی بخش قابل توجهی از ظرفیت بارگذاری استراتژیک را برای هر دو کشور ایالات متحده و روسیه تشکیل می‌دهند.

با وجود چشم‌انداز تیره، پایان «استارت جدید» لزوماً فاجعه هسته‌ای فوری را تضمین نمی‌کند. هم ایالات متحده و هم روسیه با محدودیت‌های مالی و لجستیکی قابل توجهی روبرو هستند که توانایی آن‌ها برای حفظ یک افزایش عظیم و طولانی‌مدت زرادخانه هسته‌ای را محدود می‌کند. نوسازی سه‌گانه موجود—جایگزینی زیردریایی‌ها، بمب‌افکن‌ها و ICBMهای قدیمی—هم‌اکنون بخش‌های بزرگی از بودجه‌های دفاعی را مصرف می‌کند. هزینه هنگفت یک مسابقه تسلیحاتی نامحدود، به عنوان یک عامل بازدارنده عملی، اگر نگوییم قانونی، در برابر گسترش بی‌پروا عمل می‌کند.[2][4]

برای حرکت رو به جلو، جامعه بین‌المللی باید از جستجوی پیمان‌های جامع و الزام‌آور قانونی، به سمت پیگیری اقدامات عملی و موردی برای کاهش ریسک تغییر جهت دهد. این اقدامات می‌تواند شامل اعلامیه‌های یکجانبه خویشتن‌داری، تبادل داوطلبانه داده‌ها و ایجاد کانال‌های ارتباطی اختصاصی برای بحران باشد. اگرچه این تدابیر فاقد دقت پیمان‌های رسمی هستند، اما برای جلوگیری از سوءتفاهم‌ها و مدیریت بی‌ثباتی ذاتی یک نظم هسته‌ای سه‌قطبی ضروری‌اند.[3][6]

در نهایت، انقضای «استارت جدید» جهان را مجبور به پذیرش واقعیت‌های جدید قدرت جهانی می‌کند. دوران کنترل تسلیحات دوجانبه با درک مشترک از آسیب‌پذیری متقابل و ضرورت توازن تعریف می‌شد. اما دوران رقابت هسته‌ای افسارگسیخته با عدم تقارن، پیچیدگی تکنولوژیکی و چالش دائمی بازدارندگی دشمنان متعدد بدون ایجاد یک مارپیچ تشدیدکننده تعریف خواهد شد. موانع از بین رفته‌اند و جهان اکنون باید بدون نقشه، در لبه پرتگاه هسته‌ای حرکت کند.[5][6]

نکات کلیدی

  • پیمان «استارت جدید» در ۵ فوریه ۲۰۲۶ منقضی شد و آخرین سقف‌های الزام‌آور قانونی بر تسلیحات هسته‌ای استراتژیک ایالات متحده و روسیه را حذف کرد.
  • این انقضا یک «مسابقه بارگذاری» را آغاز می‌کند که در آن هر دو کشور می‌توانند صدها کلاهک ذخیره را به سرعت بر روی موشک‌های موجود مستقر کنند.
  • از دست رفتن رژیم راستی‌آزمایی پیمان، شفافیت حیاتی را از بین می‌برد و خطر برنامه‌ریزی بر اساس بدترین سناریوها را افزایش می‌دهد.
  • گسترش سریع هسته‌ای چین، چشم‌انداز امنیت جهانی را از یک رویارویی دوجانبه به یک مدل پیچیده بازدارندگی سه‌قطبی تغییر داده است.
  • تلاش‌های آتی کنترل تسلیحات احتمالاً به جای پیمان‌های جامع و الزام‌آور قانونی، بر اقدامات داوطلبانه کاهش ریسک متمرکز خواهد شد.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

سنت‌گرایان کنترل تسلیحات 40%واقع‌گرایان استراتژیک 35%حامیان امنیت منطقه‌ای 25%
  1. [1]Nuclear Threat Initiativeسنت‌گرایان کنترل تسلیحات

    New START Expiration and the Future of Arms Control

    مطالعه در Nuclear Threat Initiative
  2. [2]Federation of American Scientistsحامیان امنیت منطقه‌ای

    The Aftermath: The Expiration of New START and What It Means For Us All

    مطالعه در Federation of American Scientists
  3. [3]Stockholm International Peace Research Instituteحامیان امنیت منطقه‌ای

    After New START expires, Europe needs to step up on arms control

    مطالعه در Stockholm International Peace Research Institute
  4. [4]Arms Control Associationسنت‌گرایان کنترل تسلیحات

    Arms Control After New START

    مطالعه در Arms Control Association
  5. [5]Belfer Center for Science and International Affairsواقع‌گرایان استراتژیک

    A brave new world: The expiration of New START

    مطالعه در Belfer Center for Science and International Affairs
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانواقع‌گرایان استراتژیک

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.