بحران خاموش انقراض: چرا ۳۰ هزار گونه گیاهی و قارچی در خطر هستند؟
تلاش گسترده جهانی برای فهرستبندی زیرساختهای گیاهشناسی و قارچشناسی سیاره نشان میدهد که دهها هزار گونه بنیادی در معرض انقراض قرار دارند و اکوسیستمهایی را که حامی کشاورزی و پزشکی جهانی هستند، تهدید میکنند.
به قلم پروین لشکری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان تنوع زیستی
- استدلال میکنند که فهرستبرداری و ارزیابی خطر انقراض گیاهان و قارچها یک پیشنیاز حیاتی برای حفاظت جهانی است.
- تحلیلگران سیستمهای زیستمحیطی
- بر ماهیت وابسته به هم اکوسیستمها تأکید میکنند و خاطرنشان میسازند که از دست دادن قارچهای بنیادی به صورت آبشاری بر حیات گیاهی و جانوری تأثیر میگذارد.
- برنامهریزان حفاظت
- بر کاربرد عملی دادههای فهرست قرمز برای هدایت سیاستهای کاربری زمین، ایجاد مناطق حفاظتشده و مدیریت مجموعههای برونزیستگاهی تمرکز میکنند.
چرا مهم است
گیاهان و قارچها زیرساخت بیولوژیکی سیاره را تشکیل میدهند؛ آنها آب و هوا را تنظیم میکنند، از کشاورزی جهانی حمایت میکنند و پایه و اساس بیوشیمیایی پزشکی مدرن را فراهم میآورند. کاهش شتابان آنها تهدیدی برای بیثبات کردن اکوسیستمهایی است که جمعیتهای انسانی برای غذا، آب و کشف داروهای آینده به آنها وابسته هستند.
فهرست جهانی حیات روی زمین به یک نقطه عطف نگرانکننده رسیده است: تقریباً ۳۰ هزار گونه گیاهی و بیش از ۴۰۰ گونه قارچی اکنون رسماً در معرض خطر انقراض طبقهبندی شدهاند. این دادهها که توسط اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) گردآوری و در گزارشهای جامعی توسط مؤسساتی مانند باغهای گیاهشناسی سلطنتی کیو (Kew) تحلیل شدهاند، نشاندهنده تلاشی عظیم و چند دههای برای فهرستبرداری از زیرساختهای گیاهشناسی و قارچشناسی سیاره است. سالها، روایت حفاظت از محیط زیست تحت سلطه کاهش جانوران بزرگ و جذاب بوده و لایههای بنیادی اکوسیستم جهانی تا حد زیادی بررسی نشده باقی مانده بودند. اکنون، یک تلاش هماهنگ توسط محققان و شهروندان دانشمند، ابعاد واقعی بحران تنوع زیستی را آشکار میکند و نشان میدهد که ارگانیسمهای مسئول حفظ حیات در سطح زمین، با فشارهای بیسابقهای روبرو هستند. حجم بالای گونههای در معرض خطر، آسیبپذیری سیستمی در سیستم عامل زمین را برجسته میکند و باعث ارزیابی مجدد نحوه ساختار و تأمین مالی اولویتهای حفاظت جهانی میشود.[1][4]
در حالی که انقراض حیوانات اغلب توجه عمومی را به خود جلب میکند، کاهش گیاهان و قارچها نشاندهنده یک تغییر بنیادیتر در مکانیک پایه محیط زیست است. این ارگانیسمها لایه اصلی اکوسیستمهای جهانی را تشکیل میدهند—شیمی خاک را تنظیم میکنند، کربن را جداسازی میکنند و پایه بیوشیمیایی پزشکی مدرن را فراهم میآورند. بدون آنها، شبکههای غذایی پیچیده و چرخههای مواد مغذی که حیات ردههای بالاتر را پشتیبانی میکنند، شروع به از هم پاشیدن میکنند. به ویژه قارچها، به عنوان تجزیهکنندگان اصلی مواد آلی عمل میکنند، چوب مرده را تجزیه کرده و مواد مغذی حیاتی را به خاک بازمیگردانند. گیاهان انرژی خورشیدی را به انرژی شیمیایی مورد نیاز تقریباً تمام موجودات زنده دیگر تبدیل میکنند. هنگامی که این گونههای بنیادی از یک اکوسیستم حذف میشوند، پیامدهای بعدی شدید هستند و منجر به کاهش بازده کشاورزی، کاهش انعطافپذیری جنگلها و توانایی به خطر افتاده در جذب دیاکسید کربن جوی میشوند.[2][4]
افزودن اخیر صدها گونه قارچ به فهرست قرمز IUCN، تعداد کل گونههای قارچی ارزیابی شده را به ۱,۳۰۰ رسانده است که از این تعداد، ۴۱۱ گونه در معرض خطر انقراض در نظر گرفته میشوند. این یک جهش قابل توجه در ردیابی قارچشناسی است که توسط ائتلافی از محققان حرفهای و شهروندان دانشمند که برای پر کردن یک شکاف عظیم دانش تلاش میکنند، هدایت شده است. از نظر تاریخی، قارچها نادیدهگرفتهشدهترین سلسله حیات در سیاستهای حفاظتی بودهاند و تنها کسری از بودجه و توجه اختصاصیافته به گیاهان و حیوانات را دریافت کردهاند. تلاش برای عبور از آستانه ارزیابی ۱,۰۰۰ گونه، گامی حیاتی در جهت ادغام قارچها در معاهدات بینالمللی محیط زیست و چارچوبهای مدیریت زمین است. با ایجاد یک مبنای رسمی برای خطر انقراض، قارچشناسان میتوانند در نهایت دادههای محکمی را در اختیار سیاستگذاران قرار دهند که برای توجیه حفاظت از زیستگاههای خاص و با ارزش بالا مورد نیاز است.[1][3]
برای درک مقیاس این چالش، باید به حجم بالای حیات ارزیابی نشده نگاه کرد. دانشمندان تخمین میزنند که تقریباً ۲.۵ میلیون گونه قارچ در سطح جهان وجود دارد، با این حال تنها حدود ۱۵۵ هزار گونه به طور رسمی در متون علمی توصیف شدهاند. از این تعداد، کمتر از یک درصد سطح تهدید انقراض خود را توسط IUCN ارزیابی کردهاند. دنیای گیاهشناسی نیز با کمبود داده مشابهی، هرچند کمی کمتر شدید، روبرو است. هزاران گیاه آوندی هنوز نامگذاری نشدهاند و محققان تخمین میزنند که با سرعت فعلی کشف، شناسایی رسمی تمام گونههای ناشناخته باقیمانده ممکن است قرنها طول بکشد. این ماده تاریک عظیم تنوع زیستی به این معنی است که حافظان محیط زیست با یک نقشه ناقص کار میکنند و مجبورند تصمیمات سیاستی گستردهای را بر اساس درک جزئی از اکوسیستمهایی که قصد حفاظت از آنها را دارند، اتخاذ کنند.[4]
فرآیند ارزیابی خود یک عملیات دقیق و دادهمحور است که نیازمند کار میدانی گسترده و بررسی همتایان است. برای اینکه یک گونه به عنوان آسیبپذیر، در معرض خطر یا در معرض خطر بحرانی فهرست شود، محققان باید شواهد کمی از کاهش جمعیت، کاهش دامنه جغرافیایی یا تکهتکه شدن شدید زیستگاه جمعآوری کنند. سپس این دادهها در برابر معیارهای استاندارد شدهای بررسی میشوند که برای اطمینان از سازگاری جهانی در تمام گروههای طبقهبندی طراحی شدهاند. از آنجایی که بسیاری از گیاهان و قارچها دارای محدودههای جغرافیایی بسیار محدودی هستند—گاهی اوقات فقط در یک قله کوه یا در یک دره رودخانه خاص وجود دارند—جمعآوری این دادهها نیازمند تخصص محلی است. اتکا به گیاهشناسان و قارچشناسان منطقهای، خط لوله ارزیابی را در برابر کمبود بودجه و تنگناهای لجستیکی آسیبپذیر میکند، به ویژه در مناطق بسیار متنوع زیستی در جنوب جهانی که زیرساختهای علمی ممکن است محدود باشند.[5][6]
محرک اصلی این کاهش شتابان، تبدیل سریع مناظر طبیعی به مناطق کشاورزی و شهری است. با گسترش جمعیتهای انسانی، تقاضا برای چوب، زمینهای قابل کشت و توسعه مسکونی، پاکسازی جنگلهای قدیمی و مراتع بومی را ضروری میسازد. هنگامی که این محیطهای پیچیده با بولدوزر تخریب یا قطع میشوند، قارچهای بسیار تخصصی که به چوب در حال پوسیدگی و سیستمهای ریشهای خاص وابسته هستند، همراه با درختان از بین میروند. برخلاف گونههای جانوری بسیار متحرک که گاهی میتوانند به مناطق مجاور مهاجرت کنند، گیاهان و قارچها از نظر جغرافیایی ثابت هستند. اگر ریزاقلیم فوری آنها توسط عملیات قطع کامل از بین برود یا برای زیرساختها آسفالت شود، جمعیت محلی به طور کامل نابود میشود و گونههای بومی را به انقراض کامل نزدیکتر میکند.[1][2][3]
محرک اصلی این کاهش شتابان، تبدیل سریع مناظر طبیعی به مناطق کشاورزی و شهری است.
تغییرات اقلیمی به عنوان یک عامل تشدیدکننده تهدید عمل میکند و خطوط پایه دما و رطوبتی را که این ارگانیسمها برای بقا نیاز دارند، تغییر میدهد. قارچها به ویژه نسبت به تغییرات رطوبت و دمای خاک حساس هستند و خشکسالیهای طولانی مدت میتواند از تولید اندامهای باردهی (Fruiting Bodies) لازم برای تولید مثل جلوگیری کند. به عنوان مثال، در ایالات متحده، تغییر الگوهای آتشسوزی، ترکیب جنگلها را به شدت تغییر داده و دهها گونه قارچی را که نمیتوانند با افزایش فراوانی و شدت آتشسوزیهای جنگلی مدرن سازگار شوند، مستقیماً تهدید میکند. به طور مشابه، افزایش دمای جهانی، گونههای گیاهی را مجبور میکند تا در جستجوی آب و هوای خنکتر به ارتفاعات بالاتر مهاجرت کنند. برای گونههایی که از قبل در قلههای کوهستانی ساکن هستند، دیگر جایی برای رفتن باقی نمیماند و این امر منجر به انقراضهای محلی میشود زیرا پوشش اقلیمی مورد نیاز آنها به سادگی از نقشه ناپدید میشود.[1][2][4]
از دست دادن این گونهها به صورت آبشاری در شبکه غذایی به سمت بالا حرکت میکند و کل اکوسیستمها را بیثبات میسازد. تقریباً ۹۰ درصد از تمام گونههای گیاهی برای جذب آب و مواد مغذی ضروری از خاک، به روابط همزیستی با قارچهای میکوریزایی (Mycorrhizal) وابسته هستند. در مقابل، گیاهان قندهای غنی از کربن تولید شده از طریق فتوسنتز را در اختیار قارچها قرار میدهند. هنگامی که شبکه قارچی به دلیل آلودگی، فشردهسازی خاک یا تنش اقلیمی تخریب میشود، حیات گیاهی رویی سیستم پشتیبانی اصلی خود را از دست میدهد. این فروپاشی در همزیستی منجر به رشد کند درختان، افزایش آسیبپذیری در برابر بیماریها و کاهش توانایی مقاومت در برابر شوکهای محیطی میشود. در نهایت، سلامت تاج پوشش جنگل کاملاً به زیرساخت بیولوژیکی نامرئی که در زیر سطح خاک عمل میکند، وابسته است.[2][3]
بحران گیاهشناسی به همان اندازه شدید است. گزارش «وضعیت گیاهان و قارچهای جهان» نشان میدهد که ممکن است تا ۴۵ درصد از تمام گونههای شناخته شده گیاهان گلدار در معرض خطر انقراض باشند. این رقم حیرتآور شامل هزاران گونهای است که هنوز به طور رسمی نامگذاری نشدهاند یا برای کاربردهای بالقوه آنها مورد مطالعه قرار نگرفتهاند. این گزارش بر این واقعیت تأکید میکند که تمدن بشری در حال حاضر برای بقای خود به یک پایه ژنتیکی به طرز خطرناکی محدود متکی است، به طوری که تنها چند صد گونه گیاهی اکثریت قریب به اتفاق کشاورزی جهانی را پشتیبانی میکنند. از آنجایی که تغییرات اقلیمی و عوامل بیماریزای جدید این محصولات اصلی را تهدید میکنند، خویشاوندان وحشی گیاهان اهلی شده—که بسیاری از آنها در حال حاضر با انقراض روبرو هستند—تنوع ژنتیکی مورد نیاز برای پرورش ارقام کشاورزی مقاومتر را در خود دارند.[4]
پیامدهای این وضعیت برای سلامت انسان و صنعت قابل توجه است. از لحاظ تاریخی، گیاهان و قارچها منبع اصلی ترکیبات دارویی جدید بودهاند و طرحهای بیوشیمیایی را برای همه چیز از پنیسیلین و استاتینها گرفته تا درمانهای مدرن سرطان فراهم کردهاند. محققان هشدار میدهند که اجازه دادن به ناپدید شدن این گونهها قبل از فهرستبرداری، عملاً یک کتابخانه وسیع از دادههای بیوشیمیایی را که میتواند راهحلهایی برای بیماریهای نوظهور داشته باشد، پاک میکند. هر بار که یک گیاه یا قارچ ارزیابی نشده منقرض میشود، جامعه علمی یک آزمایش تکاملی منحصر به فرد را که میلیونها سال در جریان بوده، از دست میدهد. ارزش اقتصادی این ترکیبات کشف نشده غیرقابل محاسبه است و حفظ تنوع زیستی را نه تنها یک ضرورت زیستمحیطی، بلکه یک جزء حیاتی از امنیت سلامت جهانی میسازد.[2][4]
با این حال، همان گزارشهایی که این خطرات سیستمی را برجسته میکنند، به یک واکنش جهانی بسیار هماهنگ نیز اشاره دارند. پیشرفتها در هوش مصنوعی و مدلسازی پیشبینیکننده به دانشمندان این امکان را میدهد که خطرات انقراض را در صدها هزار گونه به طور همزمان پیشبینی کنند. با تجزیه و تحلیل متغیرهایی مانند دامنه جغرافیایی، تاریخچه تکاملی و ردپای محلی انسان، این مدلها میتوانند «نقاط تاریک» (Darkspots) را شناسایی کنند—مناطقی که تنوع زیستی در آنها به طور استثنایی بالا است اما مستندسازی علمی به شدت کم است. این فناوری سازمانهای حفاظتی را قادر میسازد تا منابع محدود خود را کارآمدتر به کار گیرند و تلاشهای میدانی و ارزیابی را در مناطقی متمرکز کنند که برای جلوگیری از انقراضهای قریبالوقوع، فوریت بیشتری دارند.[4]
به موازات این تلاشهای دیجیتال، باغهای گیاهشناسی و کنسرسیومهای حفاظتی به سرعت در حال گسترش مجموعههای «برونزیستگاهی» (Ex Situ) خود هستند. مؤسسات در سراسر جهان به طور مؤثری در حال ایجاد بانکهای بذر زنده و مخازن قارچی برای حفظ تنوع ژنتیکی گونههای در معرض خطر سیاره هستند. این تأسیسات به عنوان یک سیستم پشتیبان بیولوژیکی حیاتی عمل میکنند و تضمین میکنند که حتی اگر یک گونه به دلیل تخریب زیستگاه یا تغییرات اقلیمی به طور کامل در طبیعت از بین برود، مواد ژنتیکی آن برای تلاشهای احیای آینده در دسترس باقی بماند. بانک بذر هزاره و ابتکارات مشابه، یک بیمهنامه عظیم در برابر از دست دادن دائمی میراث گیاهشناسی زمین را نشان میدهند.[6]
تغییرات سیاستی نیز شروع به بازتاب این جریان دادههای جدید کردهاند. گسترش فهرست قرمز IUCN، اطلاعات دقیق و محلی مورد نیاز برای اجرای مناطق حفاظتی هدفمند را در اختیار دولتها، شرکتها و مدیران زمین قرار میدهد. با شناسایی اینکه کدام زیستگاههای خاص بالاترین تراکم گیاهان و قارچهای در معرض خطر را در خود جای دادهاند، سیاستگذاران میتوانند برنامهریزی کاربری زمین را برای به حداقل رساندن اختلالات زیستمحیطی بهینه کنند. ارزیابیهای تأثیر زیستمحیطی برای پروژههای زیرساختی جدید به طور فزایندهای نیازمند در نظر گرفتن تنوع قارچشناسی و گیاهشناسی هستند و فراتر از تمرکز سنتی بر زیستگاههای جانوری، کل طیف حیات را در بر میگیرند.[1][5]
در نهایت، تلاش برای ارزیابی و حفاظت از گیاهان و قارچهای جهان، تمرینی در جهت حفظ زیرساخت بیولوژیکی سیاره است. این امر نیازمند یک تغییر بنیادی در دیدگاه است—از مشاهده حفاظت به عنوان حمایت از حیوانات جذاب منفرد، به مدیریت سیستمهای پیچیده و وابسته به هم. همانطور که محققان به کشف شبکههای پنهانی که حیات روی زمین را حفظ میکنند ادامه میدهند، چالش این خواهد بود که این دانش را قبل از بسته شدن پنجره فرصت، به سیاستهای عملی تبدیل کنیم. بقای این ۳۰ هزار گیاه و ۴۰۰ قارچ تنها یک نگرانی علمی انتزاعی نیست؛ بلکه پیششرطی برای ثبات مستمر محیط زیست جهانی است.[3][4][6]
آنچه نمیدانیم
- تعداد دقیق گونههای قارچی که در حال حاضر در سطح جهان وجود دارند، با تخمینهایی که به طور گسترده در حدود ۲.۵ میلیون متغیر است.
- چه تعداد گونه گیاهی و قارچی کشف نشده به دلیل تخریب اخیر زیستگاه منقرض شدهاند.
- دامنه کامل پتانسیل بیوشیمیایی و دارویی که در گونههای ارزیابی نشده نهفته است.
نکات کلیدی
- تقریباً ۳۰ هزار گونه گیاهی و بیش از ۴۰۰ گونه قارچی رسماً در معرض خطر انقراض طبقهبندی شدهاند.
- قارچها به شدت کمتر از حد ارزیابی شدهاند، به طوری که کمتر از یک درصد از ۲.۵ میلیون گونه تخمینی جهانی برای خطر انقراض ارزیابی شدهاند.
- از دست دادن زیستگاه ناشی از گسترش کشاورزی و قطع درختان، عامل اصلی کاهش برای هر دو سلسله باقی مانده است.
- تقریباً ۹۰ درصد گیاهان به شبکههای قارچی همزیست وابسته هستند، به این معنی که از دست دادن قارچها کل اکوسیستمها را بیثبات میکند.
- حافظان محیط زیست از مدلسازی پیشبینیکننده هوش مصنوعی و گسترش بانکهای بذر برای محافظت از تنوع ژنتیکی قبل از ناپدید شدن آن استفاده میکنند.
اصطلاحات کلیدی
- شبکه میکوریزایی
- ارتباط همزیستی زیرزمینی بین یک قارچ و ریشههای یک گیاه آوندی که برای تبادل مواد مغذی ضروری است.
- حفاظت برونزیستگاهی
- حفظ اجزای تنوع زیستی در خارج از زیستگاههای طبیعی آنها، مانند بانکهای بذر یا باغهای گیاهشناسی.
- فهرست قرمز IUCN
- جامعترین فهرست جهانی وضعیت حفاظتی گونههای زیستی در سطح جهان.
- گونه بومی (اندمیک)
- گونهای که بومی یک منطقه جغرافیایی تعریف شده خاص است و محدود به آنجاست.
- قارچهای ساپروفیت
- قارچهایی که مواد مغذی خود را با مصرف مواد آلی مرده یا در حال پوسیدگی به دست میآورند و نقش کلیدی در تجزیه دارند.
منابع
[1]IUCNمحققان تنوع زیستیFirst 1,000 fungi on IUCN Red List reveal growing threats
مطالعه در IUCN →
[2]Earth.orgتحلیلگران سیستمهای زیستمحیطیNearly 1 in 3 Studied Fungi Threatened With Extinction From Deforestation, Climate Change
مطالعه در Earth.org →
[3]Mongabayتحلیلگران سیستمهای زیستمحیطیNearly one-third of fungi on IUCN Red List are threatened with extinction
مطالعه در Mongabay →
[4]Carbon Briefمحققان تنوع زیستیKew report: Five key extinction risks facing the world's plants and fungi
مطالعه در Carbon Brief →
[5]Wikipediaبرنامهریزان حفاظتList of vulnerable plants
مطالعه در Wikipedia →
[6]Botanic Gardens Conservation Internationalمحققان تنوع زیستیPlant Conservation Assessments and the IUCN Red List
مطالعه در Botanic Gardens Conservation International →
[7]تیم سردبیری کوهستانبرنامهریزان حفاظتتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
