رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانبحث هنر هوش مصنوعیتوضیح و تحلیل۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۵· 6 دقیقه مطالعه· #2 از 5 در فرهنگ

چگونه رد صلاحیت‌های هوش مصنوعی عکاسی را مجبور به بازتعریف مرزهای خود می‌کند

مجموعه‌ای از رد صلاحیت‌های برجسته در مسابقات معتبر عکاسی، آسیب‌پذیری ساختاری این صنعت در تشخیص تصاویر مصنوعی را آشکار کرده است. در حالی که مدل‌های هوش مصنوعی بر ظرافت‌های نور و ترکیب‌بندی مسلط می‌شوند، نهادها برای اجرای مرزهای این رسانه، به طور فزاینده‌ای به نظارت عمومی و صداقت هنرمندان متکی هستند.

به قلم شاهین زند

سنت‌گرایان ناب‌گرا 40%حامیان پرامپتوگرافی 35%خلاقان انسان‌گرا 25%
سنت‌گرایان ناب‌گرا
استدلال می‌کنند که عکاسی باید به شدت توسط ثبت فیزیکی نور تعریف شود و تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی جایی در این رسانه ندارند.
حامیان پرامپتوگرافی
معتقدند تولید هوش مصنوعی یک شکل هنری متمایز و معتبر است که به دسته‌بندی‌ها، اصطلاحات و چارچوب‌های انتقادی خاص خود، جدا از عکاسی سنتی، نیاز دارد.
خلاقان انسان‌گرا
تأکید می‌کنند که طنین عاطفی و تصادفی بودن ثبت دنیای واقعی، صرف نظر از وفاداری بصری، نمی‌تواند توسط الگوریتم‌ها تکرار شود.

مرز بین دنیای ثبت‌شده و دنیای محاسباتی در حال محو شدن است و نهادهایی که وظیفه حفاظت از این مرز را دارند، برای حفظ آن در تلاشند. طی سه سال گذشته، مجموعه‌ای از رد صلاحیت‌های برجسته در مسابقات معتبر عکاسی، باعث شده است که هنرهای بصری دست به یک بازنگری بزنند. آنچه به عنوان یک حرکت تحریک‌آمیز آغاز شد، به یک بحران سیستمی احراز هویت تبدیل شده است و این واقعیت را آشکار می‌کند که معتبرترین هیئت‌های داوری جهان دیگر نمی‌توانند به طور قابل اعتمادی یک عکس را از یک رشته کد تشخیص دهند.[1][6]

دوران مدرن این بحث در آوریل ۲۰۲۳ آغاز شد، زمانی که بوریس الدگسن (Boris Eldagsen)، هنرمند آلمانی، با تصویری با عنوان «فراموشی کاذب: برق‌کار» (Pseudomnesia: The Electrician) برنده بخش آزاد خلاقانه در جوایز جهانی عکاسی سونی شد. این پرتره دلخراش و با تُن قهوه‌ای از دو زن، تمام ویژگی‌های یک عکس قدیمی استادانه را داشت. تنها پس از اعلام جایزه بود که الدگسن از پذیرش آن خودداری کرد و فاش ساخت که تصویر به طور کامل توسط هوش مصنوعی تولید شده است. او عمداً در این مسابقه شرکت کرده بود تا آزمایش کند که آیا نهاد عکاسی برای انقلاب هوش مصنوعی آماده است یا خیر. نتیجه‌گیری او این بود که خیر.[2][3][5]

حرکت تحریک‌آمیز الدگسن یک گفتگوی جهانی درباره تعریف این رسانه را کاتالیز کرد. او اصطلاح «پرامپتوگرافی» (Promptography) را برای جدا کردن تصاویری که از طریق دستورات متنی تولید می‌شوند، از تصاویری که با ثبت نور بر روی یک حسگر فیزیکی ایجاد شده‌اند، پیشنهاد کرد. با این حال، با وجود بحث‌های متعاقب و اجرای سریع ممنوعیت‌های صریح هوش مصنوعی توسط مسابقات بزرگ، آسیب‌پذیری ساختاری همچنان باقی ماند. نهادها نتوانسته بودند ماهیت مصنوعی «برق‌کار» را در طول فرآیند داوری تشخیص دهند؛ آنها کاملاً به اعتراف هنرمند پس از پیروزی وابسته بودند.[1][3]

یک سال بعد، این آسیب‌پذیری از جهت مخالف آشکار شد. در ژوئن ۲۰۲۴، مایلز اِستری (Miles Astray)، عکاس، یک عکس سورئال و ویرایش‌نشده از یک فلامینگو – که سرش به قدری کامل پنهان شده بود که به نظر می‌رسید بدون سر است – را در بخش تولید شده توسط هوش مصنوعی در جوایز ۱۸۳۹ شرکت داد. این تصویر با عنوان «فلامینگوی تنها» (F L A M I N G O N E)، هم مدال برنز هیئت داوران و هم جایزه رأی مردمی را کسب کرد. باز هم، تنها افشای بعدی هنرمند بود که حقیقت را آشکار کرد: داوران جایزه هوش مصنوعی را به یک عکس واقعی اهدا کرده بودند.[4][6]

جدول زمانی رد صلاحیت‌های برجسته هوش مصنوعی در مسابقات معتبر عکاسی.

«حرکت معکوس» اِستری برای اثبات این طراحی شده بود که خلاقیت انسانی و واقعیت‌های عجیب طبیعت هنوز هم می‌توانند از ماشین پیشی بگیرند. برگزارکنندگان مسابقه پیام او را ستودند، اما این حادثه بر یک تقارن عمیق در بحران تأیید تأکید کرد. همانطور که داوران نمی‌توانستند یک تصویر هوش مصنوعی را که خود را به جای عکس جا زده بود، تشخیص دهند، نمی‌توانستند یک عکس واقعی را که خود را به جای تصویر هوش مصنوعی جا زده بود، نیز تشخیص دهند.[4]

تقارن این دو حادثه یک حقیقت عمیق در مورد وضعیت کنونی رسانه‌های بصری را آشکار کرد: شواهد موجود در کادر دیگر برای تعیین منشأ یک تصویر کافی نیست. بدون زمینه یا فراداده (Metadata) خارجی، وفاداری بصری هوش مصنوعی مولد به نقطه‌ای رسیده است که شهود انسانی، حتی در میان متصدیان آموزش‌دیده، اساساً به خطر افتاده است.[1][6]

تقارن این دو حادثه یک حقیقت عمیق در مورد وضعیت کنونی رسانه‌های بصری را آشکار کرد: شواهد موجود در کادر دیگر برای تعیین منشأ یک تصویر کافی نیست.

تا بهار ۲۰۲۶، این بحران به مسترز هاسلبلاد (Hasselblad Masters) رسید، یکی از معتبرترین مسابقات تحت حمایت برند در این صنعت. هنگامی که فهرست کوتاه ۷۰ فینالیست منتشر شد، جوامع آنلاین عکاسی بلافاصله تصویری را در بخش خیابانی علامت‌گذاری کردند. این اثر از فرآیند غربالگری داخلی مسابقه، که صراحتاً تصاویر مصنوعی را ممنوع کرده بود، عبور کرده و به عنوان یک فینالیست قانونی به عموم ارائه شده بود.[6]

تصویر مورد بحث، یک صحنه خیابانی، حاوی مصنوعات رندرینگ جزئی بود که آن را لو می‌داد. مفسران به متن‌های کج و انعکاس‌های نامنظم روی یک بطری کوکاکولا اشاره کردند – نقص‌های مشخصی که مدل‌های مولد هنوز هم گاهی هنگام رندر کردن برندهای پیچیده و قابل تشخیص تولید می‌کنند. هاسلبلاد تحقیقاتی را آغاز کرد، نقض ممنوعیت هوش مصنوعی خود را تأیید کرد و شرکت‌کننده را رد صلاحیت کرد و فرد دیگری را جایگزین او ساخت.[6]

حادثه هاسلبلاد یک تغییر حیاتی در نحوه نظارت بر تصاویر مصنوعی را نشان داد. برخلاف الدگسن و اِستری، شرکت‌کننده خود افشاگری نکرد. در عوض، تصویر از طریق تأیید جمعی پس از انتشار شناسایی شد. فرآیند غربالگری داخلی مسابقه، که ده‌ها هزار اثر را بررسی می‌کند، نتوانسته بود مصنوعات مصنوعی را تشخیص دهد. تنها زمانی که تصویر در معرض نظارت جمعی جامعه جهانی عکاسی قرار گرفت، ماهیت واقعی آن مشخص شد.[6]

هنرمندان و نهادها در تلاشند تا مرزهای رسانه عکاسی را تعریف کنند.

این اتکا به تأیید جمعی یک چالش دلهره‌آور برای آینده رسانه‌های بصری ایجاد می‌کند. مسابقات نخبه سالانه صدها هزار اثر دریافت می‌کنند؛ تنها جوایز جهانی عکاسی سونی بیش از ۴۳۰,۰۰۰ تصویر را بررسی می‌کند. از نظر لجستیکی برای داوران انسانی غیرممکن است که هر فایل را به صورت پزشکی قانونی برای یافتن مصنوعات مصنوعی بررسی کنند، به ویژه که مدل‌های مولد به طور فزاینده‌ای پیچیده می‌شوند و نقص‌های آشکار نسخه‌های قبلی را از بین می‌برند.[5][6]

در پاسخ، این صنعت در حال بررسی راه‌حل‌های فناورانه، مانند الزامی کردن ارسال فایل‌های خام (RAW) و استانداردهای رمزنگاری منشأ است. هدف این سیستم‌ها جاسازی تاریخچه قابل تأیید در فراداده یک تصویر از لحظه فشرده شدن شاتر است، که یک زنجیره نگهداری دیجیتال ایجاد می‌کند تا ثابت کند تصویر توسط یک حسگر فیزیکی ثبت شده است.[1][6]

با این حال، پذیرش این استانداردها هنوز پراکنده است و مسابقه تسلیحاتی بین نرم‌افزارهای تشخیص و مدل‌های مولد همچنان به نفع مولدها است. با گسترش مدل‌های منبع باز و ترکیب ابزارهای ویرایش، عکاسی سنتی با قابلیت پر کردن مولد (Generative Fill)، تمایز دوتایی بین «واقعی» و «جعلی» در حال تبدیل شدن به طیفی از دستکاری است.[1][6]

ناتوانی در احراز هویت رسانه‌های بصری، هسته اصلی نحوه تثبیت حقیقت توسط جامعه را هدف قرار می‌دهد.

در نهایت، این بحث فراتر از قوانین مسابقات عکاسی است. ناتوانی در احراز هویت رسانه‌های بصری، هسته اصلی نحوه تثبیت حقیقت توسط جامعه را هدف قرار می‌دهد. اگر هیئتی از متصدیان متخصص نتوانند یک عکس را از یک تصویر تولید شده توسط پرامپت تشخیص دهند، نمی‌توان انتظار داشت که عموم مردم هنگام مواجهه با تصاویر مصنوعی در فیدهای خبری، کمپین‌های سیاسی یا مراحل قانونی، عملکرد بهتری داشته باشند.[1][6]

در حال حاضر، دنیای عکاسی در وضعیت گذار ناآرام باقی مانده است. رسانه‌ای که برای مستندسازی واقعیت متولد شد، مجبور است تعریف کند که واقعیت چگونه به نظر می‌رسد. همانطور که هنرمندانی مانند الدگسن و اِستری نشان داده‌اند، مرز بین ثبت‌شده و محاسباتی دیگر یک تمایز بصری نیست، بلکه یک تمایز فلسفی است. آینده عکاسی نه تنها به تصاویری که خلق می‌کنیم، بلکه به سیستم‌هایی که برای اعتماد به آنها می‌سازیم، بستگی خواهد داشت.[3][4][6]

چرا مهم است

از آنجایی که هوش مصنوعی مولد (Generative AI) در حال تبدیل شدن به چیزی غیرقابل تشخیص از عکاسی سنتی است، ناتوانی هیئت‌های داوری نخبه در تشخیص تفاوت، اعتبار شواهد بصری را تهدید می‌کند. نحوه حل این بحران تأیید توسط دنیای هنر، استانداردی را برای چگونگی احراز هویت تصاویر در آینده در حوزه‌های روزنامه‌نگاری، قانون و تاریخ تعیین خواهد کرد.

نکات کلیدی

  • مسابقات معتبر عکاسی در اجرای ممنوعیت تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی با مشکل مواجه هستند.
  • در سال ۲۰۲۳، یک تصویر هوش مصنوعی در یکی از بخش‌های اصلی جوایز جهانی عکاسی سونی برنده شد، پیش از آنکه هنرمند به مصنوعی بودن آن اعتراف کند.
  • در سال ۲۰۲۴، یک عکس واقعی در بخش هوش مصنوعی جوایز ۱۸۳۹ برنده شد و یک شکست متقارن در تشخیص را آشکار ساخت.
  • نهادها در حال حاضر به شدت به صداقت هنرمندان یا تأیید جمعی پس از انتشار متکی هستند.
  • این بحران نیاز فوری به استانداردهای قوی احراز هویت تصویر در تمام رسانه‌های بصری را برجسته می‌کند.

روند رویداد

  1. آوریل ۲۰۲۳

    بوریس الدگسن پس از فاش کردن اینکه تصویر برنده او توسط هوش مصنوعی تولید شده است، جایزه جهانی عکاسی سونی را رد می‌کند.

  2. ژوئن ۲۰۲۴

    مایلز اِستری پس از برنده شدن عکس واقعی او در بخش هوش مصنوعی، از جوایز ۱۸۳۹ رد صلاحیت می‌شود.

  3. مه ۲۰۲۶

    مسترز هاسلبلاد یک فینالیست را پس از اینکه بررسی‌های جمعی، مصنوعات رندر هوش مصنوعی را فاش می‌کند، رد صلاحیت می‌کند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

سنت‌گرایان ناب‌گرا

دفاع از تعریف فیزیکی عکاسی.

برای سنت‌گرایان، جوهر عکاسی به طور جدایی‌ناپذیری با دنیای فیزیکی مرتبط است. این فرآیند مکانیکی و شیمیایی (یا دیجیتالی) ثبت نوری است که در یک لحظه خاص از یک سوژه واقعی بازتاب می‌یابد. از این منظر، یک تصویر تولید شده توسط هوش مصنوعی اساساً یک رسانه متفاوت است – نزدیک‌تر به نقاشی یا تصویرسازی دیجیتال تا عکاسی. نهادهایی مانند سازمان جهانی عکاسی این دیدگاه را با ممنوعیت صریح تصاویر مصنوعی از مسابقات اصلی خود تقویت کرده‌اند و استدلال می‌کنند که اجازه دادن به الگوریتم‌ها برای رقابت با دوربین‌های اداره شده توسط انسان، مهارت، صبر و تصادفی بودن اساسی مورد نیاز برای ثبت یک عکس واقعی را تضعیف می‌کند.

حامیان پرامپتوگرافی

ایجاد یک دسته‌بندی جدید برای هنر مصنوعی.

پیشگامان در فضای هنر هوش مصنوعی، مانند بوریس الدگسن، استدلال می‌کنند که این فناوری تهدیدی برای عکاسی نیست، مشروط بر اینکه این دو مجبور به رقابت با شرایط یکسان نباشند. با ابداع اصطلاح «پرامپتوگرافی»، حامیان به دنبال ایجاد یک رشته هنری متمایز با معیارهای خاص خود برای برتری هستند. آنها استدلال می‌کنند که ساختن یک تصویر پیچیده و دارای طنین عاطفی از طریق دستورات متنی، نیازمند درک عمیقی از تاریخ هنر، نورپردازی و ترکیب‌بندی است. این گروه به جای ممنوعیت کامل هوش مصنوعی، از دسته‌بندی‌ها و نمایشگاه‌های اختصاصی حمایت می‌کنند که قابلیت‌های منحصر به فرد مدل‌های مولد را جشن می‌گیرند، بدون اینکه یکپارچگی فوتوژورنالیسم سنتی یا کارهای مستند را به خطر بیندازند.

خلاقان انسان‌گرا

حمایت از ارزش جایگزین‌ناپذیر تجربه انسانی.

هنرمندانی مانند مایلز اِستری نماینده دیدگاهی هستند که کمتر بر مکانیسم تکنولوژیکی و بیشتر بر عنصر انسانی خلق تمرکز دارد. این دیدگاه استدلال می‌کند که ارزش واقعی یک عکس در تجربه زیسته عکاس نهفته است – سفر، انتظار، تعامل با سوژه و نیت عاطفی پشت لنز. در حالی که اذعان دارند هوش مصنوعی می‌تواند نتایج بصری خیره‌کننده و حتی غیرقابل تشخیص تولید کند، انسان‌گرایان معتقدند که تصاویر مصنوعی فاقد «روح» ذاتی یک لحظه ثبت‌شده هستند. آنها حرکات تحریک‌آمیزی مانند حرکت اِستری را یادآوری‌های حیاتی می‌دانند که واقعیت آشفته و غیرقابل پیش‌بینی طبیعت همیشه طنین منحصر به فردی خواهد داشت که الگوریتم‌ها نمی‌توانند آن را سنتز کنند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

سنت‌گرایان ناب‌گرا 40%حامیان پرامپتوگرافی 35%خلاقان انسان‌گرا 25%
  1. [1]Wikipediaحامیان پرامپتوگرافی

    Artificial intelligence art

    مطالعه در Wikipedia
  2. [2]Wikipediaحامیان پرامپتوگرافی

    Sony World Photography Awards

    مطالعه در Wikipedia
  3. [3]Boris Eldagsen Officialحامیان پرامپتوگرافی

    My refusal of the Sony World Photography Award 2023

    مطالعه در Boris Eldagsen Official
  4. [4]Miles Astray Officialخلاقان انسان‌گرا

    reclaiming the brAIn: Nature still outdoes the machine

    مطالعه در Miles Astray Official
  5. [5]World Photography Organisationسنت‌گرایان ناب‌گرا

    Sony World Photography Awards

    مطالعه در World Photography Organisation
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانخلاقان انسان‌گرا

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.