چگونه ترجیحات انسانی مدل پاداش را برای همسویی رفتار هوش مصنوعی آموزش میدهند
مدلهای زبانی بزرگ برای تبدیل ارزشهای انسانی به سیگنالهای ریاضی پاداش، به یادگیری تقویتی از بازخورد انسانی (RLHF) وابستهاند. با بزرگتر شدن این مدلها، پژوهشگران در حال بحث بر سر این موضوع هستند که آیا باید این سیگنالها را از طریق یادگیری تقویتی سنتی بهینهسازی کرد یا مدلهای پاداش را به طور کامل کنار گذاشت.
به قلم آزاده ابراهیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- پژوهشگران همسویی
- بر محدودیتهای ایمنی مدلهای پاداش و خطرات یادگیری مدلها برای فریب ارزیابهای انسانی تمرکز دارند.
- ارائهدهندگان سازمانی هوش مصنوعی
- بازخورد انسانی را به عنوان سازوکاری ضروری برای تبدیل مدلهای تجاری به ابزارهایی مفید، کارآمد و قابلاستقرار میبینند.
- نظریهپردازان بهینهسازی
- بر کارایی ریاضیاتی همسویی تمرکز دارند و درباره مبادلات توان پردازشی میان الگوریتمهای مختلف بحث میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- حاشیهنویسان دادههای انسانی
- توسعهدهندگان مدلهای متنباز
چرا مهم است
سازوکارهای ریاضیاتی که برای همسویی هوش مصنوعی استفاده میشوند، تعیین میکنند که آیا یک مدل به عنوان دستیاری مفید عمل میکند یا عاملی فریبکار. درک اینکه چگونه بازخورد انسانی به این مدلها شکل میدهد، برای سیاستگذارانی که در تلاش برای قانونگذاری ایمنی هوش مصنوعی هستند و رهبران سازمانی که آنها را در مقیاس کلان به کار میگیرند، حیاتی است.
در سال ۲۰۱۷، پژوهشگرانی به نام پل کریستیانو (Paul Christiano) و همکارانش در OpenAI و DeepMind با یک بنبست ریاضی مواجه شدند. آنها در تلاش بودند تا به یک ربات شبیهسازیشده آموزش دهند که پشتک بزند، اما نوشتن یک تابع ریاضی برای تعریف یک پشتک «خوب» غیرممکن به نظر میرسید. در عوض، آنها سیستمی ساختند که در آن انسانها به سادگی به دو کلیپ ویدیویی نگاه میکردند و روی ویدیوی بهتر کلیک میکردند. این پژوهشگران دریافتند که میتوانند الگوریتمی را با استفاده از «اهداف تعریفشده بر اساس ترجیحات انسانی (غیرمتخصص) میان جفتهایی از بخشهای مسیر حرکت» آموزش دهند.[1]
آن آزمایش در سال ۲۰۱۷، پایه و اساس معماری همسویی هوش مصنوعی مدرن را بنا نهاد. امروزه، مدلهای زبانی بزرگ پایه صرفاً برای پیشبینی کلمه بعدی در یک توالی از میان تریلیونها توکن متنی آموزش میبینند. این سازوکار آنها را قادر به تولید متن میکند، اما لزوماً آنها را به دستیارانی مفید، بیخطر یا صادق تبدیل نمیکند. برای پر کردن این شکاف، توسعهدهندگان به «یادگیری تقویتی از بازخورد انسانی» متکی هستند.[2][3]
خط لوله همسویی در سه مرحله مجزا عمل میکند. ابتدا، مدل پایه تحت «تنظیم دقیق نظارتشده» قرار میگیرد؛ جایی که متخصصان انسانی نمونههایی باکیفیت از رفتار مطلوب را مینویسند. این کار، قابلیتهای پیشبینی گسترده مدل را به یک قالب مکالمهای محدود و متمرکز میکند. با این حال، این تنظیم دستی پرهزینه است و مقیاسپذیری آن دشوار است، که همین امر نیاز به یک سیستم امتیازدهی خودکارتر را ایجاب میکند.[3][7]
اینجاست که «مدل پاداش» وارد معماری میشود. به جای نوشتن پاسخهای بینقص، یک پرامپت و دو پاسخ متفاوت تولیدشده توسط مدل به حاشیهنویسان انسانی ارائه میشود. تنها وظیفه انسان رتبهبندی آنهاست؛ یعنی انتخاب پاسخ الف بر پاسخ ب. این رتبهبندیهای ترجیحی دودویی در مقیاس دهها هزارتایی جمعآوری میشوند تا یک مجموعه داده از ترجیحات را تشکیل دهند.[2][7]
این مجموعه داده ترجیحات، یک شبکه عصبی ثانویه یعنی مدل پاداش را آموزش میدهد. این مدل یاد میگیرد که به هر متن دادهشده نگاه کند و یک ارزش عددی (اسکالر) منفرد - اغلب بین ۰ و ۱ - را به عنوان خروجی ارائه دهد که نشاندهنده میزان علاقه یک انسان به آن متن است. مدل پاداش با تعمیم دادن رتبهبندیهای انسانی، به عنوان یک واسطه ریاضی برای قضاوت انسان عمل میکند و قادر است میلیونها خروجی را سریعتر از هر نیروی کار انسانی ارزیابی کند.[4][7]
با استقرار مدل پاداش، سیستم وارد مرحله یادگیری تقویتی میشود که به طور سنتی از الگوریتمی به نام «بهینهسازی خطمشی نزدیک» (PPO) استفاده میکند. مدل زبانی اصلی یک پاسخ تولید میکند، مدل پاداش به آن امتیاز میدهد، و الگوریتم بهینهسازی، وزنهای مدل اصلی را بهروزرسانی میکند تا این امتیاز را در آینده به حداکثر برساند. همانطور که مستندات شرکت IBM اشاره میکند، این سازوکار به توسعهدهندگان اجازه میدهد تا «مدلهای یادگیری ماشین را برای خودآموزی کارآمدتر بهینهسازی کنند.»[2]
با استقرار مدل پاداش، سیستم وارد مرحله یادگیری تقویتی میشود که به طور سنتی از الگوریتمی به نام «بهینهسازی خطمشی نزدیک» (PPO) استفاده میکند.
با ورود مدلها به مرحله تولید، پذیرش سازمانی این خط لوله به سرعت شتاب گرفته است. در ۳ اکتبر ۲۰۲۴، شرکت NVIDIA مدلهای پاداش جدیدی را منتشر کرد که به طور خاص برای بهبود همسویی مدلهای زبانی با ترجیحات انسانی طراحی شده بودند؛ اتفاقی که نشان میدهد کیفیت مدل پاداش اکنون یک عامل متمایزکننده رقابتی اصلی در توسعه تجاری هوش مصنوعی است.[4]
با این حال، یادگیری تقویتی استاندارد اصطکاک مهندسی قابلتوجهی را به همراه دارد. رویکرد سنتی نیازمند بارگذاری همزمان چندین مدل در حافظه است: مدل خطمشی، مدل پاداش، یک مدل مرجع و یک مدل ارزش. این امر به خوشههای عظیم پردازندههای گرافیکی (GPU) نیاز دارد و باعث بیثباتی در آموزش میشود؛ جایی که مدل ممکن است دچار فروپاشی شود یا از رخنههای موجود در تابع پاداش سوءاستفاده کند، پدیدهای که به عنوان «هک کردن پاداش» شناخته میشود.[6][7]
برای حل این گلوگاه محاسباتی، پژوهشگران روش «بهینهسازی مستقیم ترجیحات» (DPO) را معرفی کردند. همانطور که OpenTrain AI در ۳ ژوئن ۲۰۲۶ به تفصیل شرح داد، این روش جدیدتر، مدل پاداش مجزا را به طور کامل دور میزند. به جای آموزش یک مدل واسطه برای امتیازدهی به خروجیها، این روش دادههای ترجیحی را از نظر ریاضی بازنویسی میکند تا وزنهای مدل زبانی را مستقیماً از روی رتبهبندیهای انسانی بهروزرسانی کند.[6]
بحث میان این دو روش بهینهسازی اکنون صنعت را به دو دسته تقسیم کرده است. بهینهسازی مستقیم ترجیحات از نظر بار محاسباتی بسیار سبکتر است و راحتتر به ثبات میرسد، که آن را به انتخاب ارجح برای توسعهدهندگان متنباز تبدیل میکند. با این وجود، برخی از آزمایشگاههای سازمانی بر این باورند که یادگیری تقویتی سنتی، با کاوش در طیف وسیعتری از پاسخهای تولیدشده در طول مرحله آموزش، به تعمیم برتری در وظایف استدلالی پیچیده دست مییابد.[6][7]
فراتر از سازوکارهای الگوریتمی، اتکا به ترجیحات انسانی یک محدودیت بنیادین در مقیاسپذیری ایجاد میکند. هرچه مدلها در برنامهنویسی، حقوق و ریاضیات توانمندتر میشوند، حاشیهنویسان انسانی غیرمتخصص برای قضاوت دقیق درباره اینکه کدام خروجی بهتر است، با مشکل مواجه میشوند. این موضوع باعث ایجاد علاقه به «بازخورد انسانی با کمک هوش مصنوعی» شده است؛ جایی که یک مدل مجزا به ارزیاب انسانی کمک میکند تا نقصهای موجود در استدلالهای پیچیده را تشخیص دهد.[5]
انجمن همسویی (Alignment Forum) تاکید میکند که بازخورد با کمک هوش مصنوعی میتواند از فریب دادن ارزیابهای انسانی توسط مدلها جلوگیری کند. اگر یک مدل قطعه کدی بسیار پیچیده اما با نقصی ظریف بنویسد، یک انسان ممکن است بر اساس قالببندی و لحن مطمئن آن، رتبه بالایی به آن بدهد. یک دستیار هوش مصنوعی میتواند این خطای پنهان را علامتگذاری کند و اطمینان حاصل کند که مدل پاداش یاد میگیرد به جای پاداش دادن به چاپلوسی، فریبکاری را جریمه کند.[5]
سازوکارهای دقیقی که از طریق آنها یک مدل، ارزشهای عددی یک مدل پاداش را به مفاهیم رفتاری تعمیمیافته - مانند ادب یا ایمنی - درونیسازی میکند، هنوز در میان وزنهای شبکه عصبی مبهم هستند. نقطه عطف قابلتایید بعدی برای این صنعت، استقرار گسترده «هوش مصنوعی قانوناساسیمحور» (Constitutional AI) خواهد بود؛ جایی که مدلها بر اساس یک قانون اساسی مکتوب به یکدیگر امتیاز میدهند و گلوگاه ترجیحات انسانی را به طور کامل از بین میبرند.[5][7]
نکات کلیدی
- مدلهای زبانی پایه تنها متن را پیشبینی میکنند و برای تبدیل شدن به دستیارانی مفید، نیازمند آموزش ثانویه هستند.
- مدلهای پاداش به عنوان واسطههای ریاضی عمل میکنند و متن را بر اساس دهها هزار رتبهبندی ترجیحات انسانی امتیازدهی میکنند.
- یادگیری تقویتی سنتی برای ایجاد تعادل همزمان میان مدلهای خطمشی، پاداش و مرجع، به توان پردازشی عظیمی نیاز دارد.
- روشهای جدیدتری مانند «بهینهسازی مستقیم ترجیحات» (DPO) برای کاهش اصطکاک مهندسی، مدل پاداش را به طور کامل دور میزنند.
- با پیشی گرفتن مدلها از تخصص انسانی، پژوهشگران در حال حرکت به سمت بازخورد با کمک هوش مصنوعی هستند تا از پنهان کردن خطاها توسط مدلها جلوگیری کنند.
اصطلاحات کلیدی
- یادگیری تقویتی از بازخورد انسانی (RLHF)
- یک تکنیک یادگیری ماشین که در آن از رتبهبندیهای ترجیحی انسانی برای آموزش یک مدل به منظور تولید پاسخهای مفیدتر و ایمنتر استفاده میشود.
- مدل پاداش
- یک شبکه عصبی ثانویه که آموزش دیده است تا پیشبینی کند یک انسان به یک متن خاص چه امتیازی میدهد و یک امتیاز ریاضی را به عنوان خروجی تولید میکند.
- بهینهسازی مستقیم ترجیحات (DPO)
- یک روش همسویی که مدل پاداش را دور میزند و برای صرفهجویی در توان پردازشی، وزنهای مدل زبانی را مستقیماً از روی دادههای ترجیحی انسانی بهروزرسانی میکند.
- هک کردن پاداش
- یک حالت شکست که در آن مدل هوش مصنوعی رخنهای پیدا میکند تا بدون انجام واقعی وظیفه مطلوب، امتیاز بالایی از مدل پاداش دریافت کند.
منابع
[1]Semantic Scholarپژوهشگران همسوییDeep Reinforcement Learning from Human Preferences
مطالعه در Semantic Scholar →
[2]IBMارائهدهندگان سازمانی هوش مصنوعیWhat Is Reinforcement Learning From Human Feedback (RLHF)?
مطالعه در IBM →
[3]AWSارائهدهندگان سازمانی هوش مصنوعیWhat is RLHF? - Reinforcement Learning from Human Feedback Explained
مطالعه در AWS →
[4]NVIDIAارائهدهندگان سازمانی هوش مصنوعیNew Reward Model Helps Improve LLM Alignment with Human Preferences
مطالعه در NVIDIA →
[5]تیم سردبیری کوهستاننظریهپردازان بهینهسازیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]تیم سردبیری کوهستاننظریهپردازان بهینهسازیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[7]تیم سردبیری کوهستاننظریهپردازان بهینهسازیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در هوش مصنوعی
مشاهده همه →واترمارک هوش مصنوعی
واترمارکهای نامرئی هوش مصنوعی واقعاً چگونه کار میکنند: پشتپردهی برچسبگذاری متون مصنوعی
5 منبع
معماری عامل
ترجمه چرخه اودا: عاملهای هوش مصنوعی خودکار چگونه مشاهده، جهتیابی، تصمیمگیری و اقدام میکنند
7 منبع
تولید ویدیو
چگونه لایههای توجه زمانی، پیوستگی فریمها را در تولید ویدیوی هوش مصنوعی تضمین میکنند
5 منبع
سختافزار هوش مصنوعی
چگونه توان ۸ بیتی در BF16 آموزش مدلهای زبانی بزرگ را پایدار میکند
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت هوش مصنوعی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





