استحکام، کارایی و زیبایی: چگونه مثلث ویتروویوس سه اصل حیاتی معماری را تعریف میکند
بیش از دو هزار سال پیش، یک مهندس رومی ثابت کرد که هر ساختمان موفقی به دوام، کارایی و زیبایی نیاز دارد؛ تعادل ظریفی که مدرنیسم و استانداردهای گواهینامه سبز، اساساً آن را در هم شکستهاند.
به قلم الناز کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- عملگرایان سرسخت
- معماری اساساً ابزاری برای فعالیت انسانی است و طراحی آن باید کاملاً توسط کاربردش دیکته شود.
- سنتگرایان زیباییشناسی
- زیبایی یک کالای لوکس نیست، بلکه یک نیاز اساسی انسانی است که بقای طولانیمدت ساختمان را تضمین میکند.
- فناوران پایداری
- ارزش یک ساختمان با تأثیرات زیستمحیطی قابلاندازهگیری و بهرهوری منابع آن تعریف میشود.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سنتهای معماری بومی
- جامعهشناسان شهری
روند رویداد
حدود ۲۰ پیش از میلاد
مارکوس ویتروویوس پولیو رساله «درباره معماری» را منتشر میکند و مثلث فیرمیتاس، یوتیلیتاس و ونوستاس را پایهگذاری میکند.
۱۶۲۴
هنری ووتون این مثلث را به انگلیسی به عنوان «استحکام، سودمندی و دلپذیری» ترجمه میکند.
۱۸۹۶
لویی سالیوان مقاله خود را منتشر میکند و اعلام میکند که «فرم همیشه تابع عملکرد است» و تمرکز را به سمت کارایی تغییر میدهد.
۱۹۹۸
شورای ساختمان سبز ایالات متحده سیستم گواهینامه LEED را راهاندازی میکند و کارایی و دوام را به معیارهای سختگیرانه تبدیل میکند.
در یک سوی میز نقشهکشی، عملگرای سرسختی نشسته که استدلال میکند ساختمان اساساً ماشینی برای زندگی است؛ هر متر مربع باید هزینه خود را توجیه کند، هر مصالحی باید هدف ساختاری یا حرارتی داشته باشد، و هرگونه تزئینات افزودهای، صرفاً هدر دادنِ بیهوده سرمایه است. در سوی دیگر، سنتگرای زیباییشناسی نشسته که اصرار دارد سازهای که از هرگونه دلپذیری تهی شده باشد، فقط یک سرپناه است نه معماری، و انسانها همانقدر که به سقفی ضدآب نیاز دارند، تشنه زیباییاند.
این کشمکش میان صفحات اکسل و دفترچههای طراحی، اختراع دنیای مدرن نیست. این همان بحث مرکزیِ محیطهای ساختهشده است که امروز در جلسات کمیسیونهای شهرسازی و هیئتهای داوری معماری، درست به همان بلندیِ دوران باستان طنینانداز میشود.
این بحث برای اولین بار بیش از دو هزار سال پیش توسط یک مهندس نظامی رومی به نام مارکوس ویتروویوس پولیو مدون شد. حوالی سال ۲۰ پیش از میلاد، ویتروویوس رسالهای جامع و دهجلدی به نام «درباره معماری» (De architectura) را به امپراتور آگوستوس تقدیم کرد.
او در این رساله، فرمولی به ظاهر ساده را مطرح کرد که قرار بود معماری غرب را برای دو هزاره بعدی هدایت کند. ویتروویوس اعلام کرد که یک ساختمان موفق باید سه ویژگی اساسی داشته باشد: فیرمیتاس (دوام)، یوتیلیتاس (کارایی) و ونوستاس (زیبایی).
این مثلث ویتروویوس که در سال ۱۶۲۴ توسط هنری ووتون، دیپلمات انگلیسی قرن هفدهم، با کمی تسامح به «استحکام، سودمندی و دلپذیری» ترجمه شد، همچنان دیانای (DNA) نظریه معماری باقی مانده است. اگر سازهای هر یک از این سه پایه را کم داشته باشد، این چهارپایه فرو میریزد.[1]
«فیرمیتاس» همان واقعیت فیزیکی ساختمان است. یعنی یکپارچگی ساختاری، ظرفیت تحمل بار و دوام مصالح. برای رومیها، این به معنای تسلط بر طاقها و اختراع بتن آتشفشانی بود که به معبد پانتئون اجازه داد بیست قرن پابرجا بماند.
امروزه، فیرمیتاس نه تنها شامل این است که آیا یک ساختمان سرپا میماند یا خیر، بلکه به نحوه مقاومت آن در برابر تغییرات اقلیمی نیز میپردازد. این قلمروِ مهندس سازه و دانشمند مواد است که با مقاومت فشاری، تابآوری لرزهای و کربن تجسمیافته اندازهگیری میشود.[4]
«یوتیلیتاس» هدف و کاربرد ساختمان است. یک سازه باید واقعاً برای افرادی که در آن ساکن هستند کار کند. بیمارستانی با راهروهای باریک که یک برانکارد استاندارد ۳۰ اینچی در آن جا نمیشود، در یوتیلیتاس خود شکست خورده است، مهم نیست نمای آن چقدر زیبا باشد.
این اصل بر برنامهریزی فضایی، جریان رفتوآمد افراد و راحتی ارگونومیک حاکم است. این اصل میپرسد که آیا پلان طبقه در خدمت فعالیتهای انسانی است که برای آن طراحی شده، یا ساکنان مجبورند زندگی خود را با محدودیتهای ناشیانه ساختمان وفق دهند.
این اصل بر برنامهریزی فضایی، جریان رفتوآمد افراد و راحتی ارگونومیک حاکم است.
و سپس نوبت به «ونوستاس» میرسد؛ دلپذیری، زیبایی، و روح زیباییشناختی سازه. برای ویتروویوس، زیبایی تصادفی نبود؛ بلکه از تناسبات ریاضی بدن انسان و تقارن طبیعت نشأت میگرفت.
ونوستاس همان کیفیتی است که یک ساختمان را از یک ظرف ساده به یک اثر فرهنگی ارتقا میدهد. این همان طاق سر به فلک کشیده یک کلیسای جامع، جزئیات دقیق یک قرنیز، و نحوه تابش نور طبیعی روی یک دیوار بافتدار در ساعت طلایی روز است.
قرنها، این مثلث در هماهنگی نسبی با هم کار میکردند. اما انقلاب صنعتی و ظهور مدرنیسم در اواخر قرن نوزدهم، این تعادل را به شدت به هم زد.[2]
در سال ۱۸۹۶، معمار آمریکایی لویی سالیوان، که اغلب پدر آسمانخراش نامیده میشود، مقالهای منتشر کرد که حاوی عبارتی بود که به شعار جنگی قرن بیستم تبدیل شد: «فرم همیشه تابع عملکرد است.»[2]
سالیوان و بعدها شاگردانی مانند لو کوربوزیه و مکتب باهاوس، عملاً استدلال کردند که ونوستاس نباید یک هدف مستقل باشد. در عوض، آنها معتقد بودند که زیباییِ حقیقی به طور طبیعی و اجتنابناپذیر از یوتیلیتاس و فیرمیتاسِ بینقص نشأت میگیرد. اگر ساختمانی کاملاً کارآمد و از نظر ساختاری صادق باشد، ذاتاً زیبا خواهد بود.
این تغییر ایدئولوژیک، مجسمههای ناودانی و ستونهای شیاردار را حذف کرد و جعبههای شیشهای و فولادیِ خشکی را جایگزین آنها کرد که خط افق شهرهای مدرن را تعریف میکنند. مثلث فشرده شد؛ و دلپذیری توسط کارایی بلعیده شد.[4]
امروزه، این عدم تعادل به معنای واقعی کلمه در قوانینی که نحوه ساختوساز ما را دیکته میکنند، گنجانده شده است. وقتی چارچوبهای مدرن ساختمانسازی پایدار را بررسی میکنیم، شکستگی مثلث ویتروویوس به طرز خیرهکنندهای آشکار میشود.[4]
گواهینامه LEED v4.1 را در نظر بگیرید که استاندارد جهانی برای ساختمانهای سبز است. جدول امتیازدهی آن به نه دسته تأثیرگذاری خاص، از جمله انرژی و اتمسفر، بهرهوری آب، و مواد و منابع تقسیم شده است.[3]
این دستهها با دقت فیرمیتاس و یوتیلیتاس را اندازهگیری میکنند. یک پروژه برای کاهش ۱۰ درصدی پتانسیل گرمایش زمین، انحراف زبالههای ساختمانی و بهینهسازی کیفیت هوای داخل ساختمان، امتیازات دقیقی کسب میکند. این صفحه اکسل جامع، سختگیرانه و در برابر زیبایی کاملاً نابینا است.[3]
ونوستاس در هیچکجای این کارت امتیاز ۱۰۰ امتیازی به چشم نمیخورد. چارچوبهای مدرن با موفقیت دوام و کارایی را به معیارهای کمیِ سختگیرانه تبدیل کردهاند، اما زیبایی را رها کردهاند، زیرا لذت زیباییشناختی در برابر امتیازدهی مقاومت میکند.[4]
با این حال، نادیده گرفتن ونوستاس بازی خطرناکی است، حتی برای سرسختترین عملگرایان. ساختمانی که از نظر ساختاری سالم و کاملاً کارآمد است، اما به خاطر زشتیاش مورد نفرت همگان قرار دارد، در نهایت با گوی تخریب مواجه خواهد شد. پایداریِ واقعی به هر سه ستون نیاز دارد، زیرا انسانها تنها چیزی را حفظ و نگهداری میکنند که واقعاً دوستش داشته باشند.
نکات کلیدی
- ویتروویوس، معمار رومی، معماری خوب را با سه ویژگی اساسی تعریف کرد: فیرمیتاس (دوام)، یوتیلیتاس (کارایی) و ونوستاس (زیبایی).
- قرنها، این سه ستون پایه و اساس نظریه معماری را تشکیل میدادند و ایجاب میکردند که ساختمانها تعادلی میان یکپارچگی ساختاری، هدف عملکردی و لذت زیباییشناختی برقرار کنند.
- ظهور مدرنیسم در اواخر قرن نوزدهم، با شعار «فرم تابع عملکرد است» از لویی سالیوان، تمرکز را به شدت به سمت کارایی و بهرهوری تغییر داد.
- امروزه، چارچوبهای ساختمانسازی پایدار مانند LEED v4.1 دوام و کارایی یک ساختمان را به دقت اندازهگیری میکنند، اما معیارهای زیبایی را کاملاً نادیده میگیرند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه عملگرایان
معماری اساساً ابزاری برای فعالیت انسانی است و طراحی آن باید کاملاً توسط کاربردش دیکته شود.
عملگرایان استدلال میکنند که اعمال قوانین زیباییشناختیِ دلخواه بر یک ساختمان، مأموریت اصلی آن را به خطر میاندازد. این گروه با الهام گرفتنِ شدید از سنت مدرنیستی لویی سالیوان و مکتب باهاوس، معتقدند که زیبایی یک سازه باید به طور ارگانیک از صداقت ساختاری و کارایی عملکردی آن نشأت بگیرد. برای آنها، تزئینات نه تنها غیرضروری است؛ بلکه هدر دادن منابع و سرمایهای است که میتوانست بهتر صرف بهبود عملکرد ساختمان شود.
دیدگاه سنتگرایان
زیبایی یک کالای لوکس نیست، بلکه یک نیاز اساسی انسانی است که بقای طولانیمدت ساختمان را تضمین میکند.
سنتگرایان زیباییشناسی بر این باورند که وسواس مدرنیستها به کاراییِ صرف، منجر به ایجاد محیطهای شهریِ بیروح و بیگانهکننده شده است. آنها استدلال میکنند که ونوستاس (دلپذیری و زیبایی) در واقع پایدارترین کیفیتی است که یک ساختمان میتواند داشته باشد. سازهای که صرفاً کاربردی باشد، به محض منسوخ شدنِ کاربرد خاصش تخریب میشود، در حالی که یک ساختمان زیبا برای قرنها توسط جامعه تغییر کاربری داده و حفظ خواهد شد.
دیدگاه فناوران پایداری
ارزش یک ساختمان با تأثیرات زیستمحیطی قابلاندازهگیری و بهرهوری منابع آن تعریف میشود.
برای فناوران پایداری، مثلث ویتروویوس باید برای عصر اقلیم بهروزرسانی شود. این دیدگاه که در چارچوبهایی مانند LEED و BREEAM مدون شده است، تقریباً منحصراً بر معیارهای قابلاندازهگیری تمرکز دارد: مصرف انرژی، بهرهوری آب و کربن تجسمیافته مصالح. از این منظر، موفقیت یک ساختمان نه یک بحث فلسفی درباره زیبایی یا فرم، بلکه یک محاسبه دقیق ریاضی از ردپای اکولوژیکی آن است.
چرا مهم است
درک مثلث ویتروویوس به ما نشان میدهد که چرا شهرهای امروزی ما اینگونه به نظر میرسند. کشمکش میان کارایی و زیبایی، نه تنها خط افق شهرها، بلکه نحوه احساس و تعامل انسانها با محیط ساختهشده را نیز دیکته میکند.
منابع
[1]Wikipediaسنتگرایان زیباییشناسیDe architectura
مطالعه در Wikipedia →
[2]ArchiSoupعملگرایان سرسختForm Follows Function in Architecture
مطالعه در ArchiSoup →
[3]Ecohomeفناوران پایداریThe 9 LEED® v4.1 Credit Categories Explained
مطالعه در Ecohome →
[4]تیم سردبیری کوهستانفناوران پایداریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →فیزیک سنسور
راز ایزوی ثابت: چرا بالا بردن ایزو واقعاً مقصر نویز عکسهایتان نیست؟
4 منبع
نسبیت زبانی
زندانی کلمات یا مسافر زبان؟ فرضیه ساپیر-وورف و مرز باریک جبر و اثرگذاری زبانی
8 منبع
فیزیک آکوستیک
نسبتهای ۳:۲، ۴:۳ و ۲:۱: چگونه تقسیم ساده طول سیم، فواصل پنجم درست، چهارم درست و اکتاو را تعریف میکند
5 منبع
باستانشناسی آناتولی
کشف غار ۱۲۹۰۰ ساله کوسکارلی تاریخ شکارچیان-گردآورندگان آناتولی شمالی را بازنویسی میکند
4 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





