خودی یا غریبه؟ مرز باریک دیدگاههای «امیک» و «اتیک» در تحلیل فرهنگها
مفاهیم «امیک» (درونفرهنگی) و «اتیک» (برونفرهنگی) که در سال ۱۹۵۴ ابداع شدند، تعیین میکنند که آیا یک فرهنگ از دریچه نگاه مردمان خودش درک میشود یا با معیارهای استاندارد یک ناظر بیرونی. امروزه این مرزبندی روششناختی، همهچیز را از تحقیقات میدانی انسانشناسی گرفته تا روانپزشکی جهانی شکل میدهد.
به قلم هستی فیروزی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نسبیگرایان فرهنگی
- استدلال میکنند که فرهنگها باید کاملا با شرایط خودشان درک شوند و جهانبینی درونفرهنگی (امیک) در اولویت قرار گیرد.
- جهانگرایان
- استدلال میکنند که معیارهای استاندارد اتیک برای کشف قوانین گستردهتر رفتار انسانی و امکانپذیر ساختن مقایسه میانفرهنگی ضروری هستند.
- تلفیقگرایان کاربردی
- از ترکیب متوالی هر دو دیدگاه برای حل چالشهای عملی جهانی در تجارت و پزشکی دفاع میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- پژوهشگران بومی که چارچوبهای انسانشناسی غربی را نقد میکنند
- نظریهپردازان پسااستعماری
هر بار که یک پژوهشگر میدانی از لندکروز پیاده میشود و پا به میان جامعهای ناآشنا میگذارد، با یک انتخاب فوری روبهروست: چه کسی قرار است واقعیت را تعریف کند؟ انسانشناس، روانشناس یا پژوهشگر مدیریت باید تصمیم بگیرد که آیا رفتارها را دقیقا همانطور که محلیها توضیح میدهند ثبت کند، یا آن اعمال را روی یک شبکه استاندارد و جهانی پیادهسازی کند. آنها درست در همان لحظهای که درِ خودکارشان را برای یادداشتبرداری باز میکنند، این انتخاب را انجام میدهند؛ و چارچوبی که برمیگزینند تعیین میکند که آیا یک فرهنگ با شرایط و زبان خودش درک میشود یا در قیاس با بقیه دنیا. در علوم اجتماعی، این خط مرزی بهعنوان تمایز شناختشناسانه بین دیدگاههای «امیک» (emic) و «اتیک» (etic) شناخته میشود؛ بحثی بیپایان بر سر اینکه حقیقت نهایی در دست خودیهاست یا غریبهها.
کنت ال. پایک، زبانشناس، این اصطلاحات را در سال ۱۹۵۴ ابداع کرد و آنها را در یک اثر سهجلدی درباره ساختار رفتار انسان به چاپ رساند. پایک واژههای «فونِمیک» — صداهایی که در یک زبان خاص معنای مشخصی دارند — و «فونتیک» — ویژگیهای آکوستیک و جهانی گفتار انسان فارغ از بستر آن — را کوتاه کرد. او متوجه شد که این تقسیمبندی زبانی را میتوان به تمام رفتارهای انسانی تعمیم داد و راهحلی روششناختی برای بحث فلسفی دیرینه بر سر ذهنیت و عینیت در علوم اجتماعی ارائه کرد.[1]
یک روایت «امیک»، فرهنگ را از درون به تصویر میکشد. این رویکرد کاملا به دستهبندیها، باورها و معانیای متکی است که خودِ مشارکتکنندگان برای گذران زندگی در دنیایشان از آنها استفاده میکنند. اگر جامعهای از خوردن یک حیوان خاص پرهیز میکند چون باور دارد که آن حیوان یک جد مقدس است، پژوهشگر امیک همان باور معنوی را بهعنوان توضیح اصلی برای این محدودیت غذایی ثبت میکند. «رویکرد امیک بررسی میکند که مردم محلی چگونه فکر میکنند»، قوانین رفتاری آنها و آنچه برایشان معنادار است را یادداشت میکند و اطمینان حاصل میکند که قومنگاری نهایی، بازتابدهنده واقعیت زیسته مردمی است که مورد مطالعه قرار گرفتهاند.[7]
در نقطه مقابل، یک روایت «اتیک» بر دستهبندیهای ازپیشتعیینشده ناظر بیرونی تکیه دارد. این رویکرد اسطورههای محلی را کنار میزند تا به دنبال توضیحات کارکردی، مادی یا تکاملی بگردد که بتوان آنها را در جوامع مختلف مقایسه کرد. با نگاه به همان محدودیت غذایی، یک پژوهشگر اتیک ممکن است یادداشت کند که حیوان موردنظر حامل یک انگل خاص است، یا اینکه حفظ آن گونه جانوری، تعادل اکولوژیکی لازم را حفظ میکند. دیدگاه اتیک، معیارهای استاندارد دانشمند را بر انگیزههای خوداظهاری سوژه ترجیح میدهد.[7]
با پختهتر شدن این مفاهیم، آنها جرقه یک بحث روششناختی داغ را زدند. زمانی که این اصطلاحات «در دهه ۱۹۶۰ وارد انسانشناسی شدند، اتیک به نمادی برای جاهطلبیهای ایجاد یک رویکرد عینی و علمی در مطالعه فرهنگ تبدیل شد، درحالیکه امیک به هدف درک جهان بر اساس دیدگاههای خاص مخاطبان اشاره داشت.»[4]
با پختهتر شدن این مفاهیم، آنها جرقه یک بحث روششناختی داغ را زدند.
دو انسانشناس برجسته، یعنی ماروین هریس و وارد گودیناف، به نمادهای اصلی این شکاف تبدیل شدند. هریس از ماتریالیسم فرهنگی و رویکرد اتیک دفاع میکرد و استدلالش این بود که خودیهای یک فرهنگ اغلب آنقدر به رسوم خود نزدیکاند که نمیتوانند دلایل اقتصادی یا اکولوژیکی پنهان در پس آنها را ببینند. در مقابل، گودیناف رویکرد امیک را در اولویت قرار میداد و اصرار داشت که هدف اصلی قومنگاری، درک جهانبینی خاص و ذهنی یک جامعه است، نه گنجاندن زوری آن در یک چارچوب علمی غربی.[2]
این تمایز در نهایت از مرزهای انسانشناسی فراتر رفت و وارد حوزههایی شد که به اندازهگیریهای عملی میانفرهنگی نیاز داشتند. در سال ۱۹۶۹، مجله بینالمللی روانشناسی یک مقاله بنیادین ۱۲ صفحهای درباره قابلیت مقایسه میانفرهنگی منتشر کرد که از چارچوب اتیک برای ایجاد آزمونهای روانشناختی استانداردی استفاده میکرد که قابلیت اجرای جهانی داشتند. روانشناسان باید میدانستند که آیا مفهومی مانند «هوش» یا «افسردگی» در توکیو و تورنتو به یک شکل بروز پیدا میکند یا خیر؛ چیزی که پیش از ترسیم تفاوتهای امیک، نیازمند یک خط پایه اتیک بود.[5]
پزشکی بالینی نیز این چارچوب را برای بهبود نتایج درمان بیماران به کار گرفت. یک کتاب درسی که در سال ۲۰۰۱ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد، شکاف امیک/اتیک را در ۴۰ مطالعه موردی بالینی مجزا در رابطه با «مدلهای تبیینی در روانپزشکی» اعمال کرد و به پزشکان کمک کرد تا فاصله بین درک فرهنگی خاص بیمار از یک بیماری و معیارهای تشخیصی استاندارد پزشک را پر کنند. مثلا ممکن است یک بیمار با شکایت امیکِ «از دست دادن روح» مراجعه کند، که روانپزشک باید با احترام آن را به تشخیص اتیکِ افسردگی بالینی ترجمه کند تا بتواند درمان موثری تجویز کند.[3]
دنیای شرکتها هم برای مدیریت نیروی کار جهانیشده خود این چارچوب را پذیرفت. مطالعهای در سال ۱۹۹۹ در مجله آکادمی مدیریت، قضاوتهای مبتنی بر عدالت را در ۳ شرکت چندملیتی تجزیهوتحلیل کرد و نشان داد که چگونه ادغام بینشهای امیک و اتیک میتواند اختلافات سازمانی را حلوفصل کند. یک رویکرد کاملا اتیک ممکن است یک سیاست شرکتی خشک و غیرقابلانعطاف را به یک شعبه خارجی تحمیل کند، درحالیکه یک رویکرد کاملا امیک ممکن است به قوانین پراکنده و محلی منجر شود که مانع از انسجام در سطح کل شرکت میشود.[6]
امروزه، این دوگانه خشک تا حد زیادی در یک روششناسی ترکیبی حل شده است. پژوهشگران مدرن میدانند که این دو دیدگاه نهتنها مانعهالجمع نیستند، بلکه توالی یکدیگرند. کار میدانی اغلب با یک چارچوب اتیک آغاز میشود — یک تلسکوپ عریض برای بررسی چشمانداز — پیش از آنکه با یک میکروسکوپ امیک روی ظرایف زندگی روزمره زوم کند. دستهبندیهای اولیه ناظر، ناگزیر توسط واقعیتِ فرد خودی تغییر شکل میدهند.[4][7]
دفعه بعد که یک پژوهشگر وارد میدان میشود، بین این دو یکی را انتخاب نمیکند، بلکه نسبت بین آنها را تنظیم میکند. فرد تصمیمگیرنده باید پیش از رسیدن، خط پایه اتیک خود را تعیین کند، اما درعینحال آماده باشد تا بهمحض اینکه واقعیت امیک جامعه با آن دستهبندیها در تضاد قرار گرفت، آنها را کنار بگذارد. تنش میان حقیقتِ خودی و معیارِ غریبه، همچنان موتوری است که تحلیل فرهنگی را به جلو میراند.
چرا مهم است
چارچوبی که یک پژوهشگر انتخاب میکند، مشخص میکند که آیا یک فرهنگ با شرایط خودش درک میشود یا با استانداردهای بیگانه قضاوت میشود. در دنیایی که روزبهروز جهانیتر میشود، این تمایز بر همهچیز تاثیر میگذارد؛ از نحوه تدوین سیاستهای منابع انسانی در شرکتهای چندملیتی تا چگونگی تشخیص بیماریهای روانی توسط روانپزشکان در آنسوی مرزها.
نکات کلیدی
- اصطلاحات «امیک» و «اتیک» در سال ۱۹۵۴ توسط زبانشناس، کنت ال. پایک، برای تمایز بین دیدگاههای خودی و غریبه ابداع شدند.
- رویکرد امیک، یک فرهنگ را با استفاده از باورها، دستهبندیها و معانی مردمی که در آن زندگی میکنند، مستند میکند.
- رویکرد اتیک، یک فرهنگ را با استفاده از معیارهای علمی استاندارد و بیرونی تحلیل میکند تا امکان مقایسه میانفرهنگی فراهم شود.
- این تمایز در زبانشناسی و انسانشناسی ریشه دارد، اما از آن زمان در روانشناسی، روانپزشکی و مدیریت بینالمللی نیز حیاتی شده است.
- پژوهشگران مدرن عموما این دو رویکرد را بهجای مانعهالجمع بودن، مکمل یکدیگر میدانند و از هر دو برای ساختن یک تصویر کامل استفاده میکنند.
روند رویداد
۱۹۵۴
کنت ال. پایک، زبانشناس، اصطلاحات «امیک» و «اتیک» را در اثر خود درباره ساختار رفتار انسان ابداع میکند.
دهه ۱۹۶۰
این مفاهیم وارد انسانشناسی فرهنگی میشوند و بحثهایی را بر سر روشهای تحقیق عینی در برابر ذهنی برمیانگیزند.
۱۹۶۹
مجله بینالمللی روانشناسی یک کار بنیادین را منتشر میکند که از چارچوب اتیک برای قابلیت مقایسه میانفرهنگی استفاده میکند.
دهه ۱۹۷۰
ماروین هریس و وارد گودیناف، انسانشناسان برجسته، بهترتیب به نمادهای اصلی رویکردهای اتیک و امیک تبدیل میشوند.
۱۹۹۹
پژوهشگران مدیریت بهطور رسمی ادغام این دو دیدگاه را برای حل اختلافات سازمانی در شرکتهای چندملیتی آغاز میکنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
نابگرایان امیک
استدلال میکنند که تحمیل دستهبندیهای علمی بیرونی بر یک فرهنگ، ذاتا واقعیت آن را تحریف میکند.
برای پژوهشگران همسو با رویکرد شناختی وارد گودیناف، تنها هدف قومنگاری مستندسازی دنیای ذهنی سوژههاست. آنها استدلال میکنند که اعمال یک چارچوب علمی غربی بر یک رسم بومی، اساسا معنای آن رسم را تغییر میدهد. از این منظر، یک معیار اتیک یک ابزار عینی نیست، بلکه یک زبان بیگانه است که واقعیت زیسته جامعه را بهاشتباه ترجمه میکند.
جهانگرایان اتیک
استدلال میکنند که تکیه صرف بر توضیحات افراد خودی، مانع از کشف قوانین گستردهتر رفتار انسانی میشود.
طرفداران ماتریالیسم فرهنگی، مانند ماروین هریس، استدلال میکنند که افراد خودی اغلب نسبت به نیروهای اکولوژیکی، اقتصادی یا تکاملی که سنتهایشان را شکل میدهند، نابینا هستند. اگر یک پژوهشگر تنها توضیح معنوی امیک را برای یک تابوی غذایی ثبت کند، این واقعیت اتیک را که آن تابو از شکار بیرویه یا بیماری جلوگیری میکند، از دست میدهد. جهانگرایان بر این باورند که بدون استانداردسازی اتیک، انسانشناسی صرفا مجموعهای از حکایات است تا یک علم دقیق.
تلفیقگرایان کاربردی
استدلال میکنند که چالشهای جهانی مدرن نیازمند ترکیب متوالی هر دو دیدگاه است.
در حوزههایی مانند تجارت بینالملل و روانپزشکی، بحث کمتر بر سر خلوص فلسفی و بیشتر درباره نتایج عملی است. تلفیقگرایان استدلال میکنند که متخصصان باید یک خط پایه اتیک — مانند یک راهنمای تشخیصی استاندارد یا یک سیاست شرکتی جهانی — را برای اطمینان از ثبات ایجاد کنند. بااینحال، آنها باید بلافاصله با بررسیهای امیک این خطوط پایه را با واقعیتهای محلی تطبیق دهند تا اطمینان حاصل کنند که درمانها و سیاستها در عمل واقعا موثر هستند.
منابع
[1]Mouton & Co.Etic and emic standpoints for the description of behavior
مطالعه در Mouton & Co. →
[2]Annual Review of AnthropologyجهانگرایانHistory and Significance of the EMIC/ETIC Distinction
مطالعه در Annual Review of Anthropology →
[3]Cambridge University Pressتلفیقگرایان کاربردیExplanatory Models in Psychiatry
مطالعه در Cambridge University Press →
[4]Open Encyclopedia of Anthropologyنسبیگرایان فرهنگیEmic and etic
مطالعه در Open Encyclopedia of Anthropology →
[5]International Journal of PsychologyجهانگرایانOn cross-cultural comparability
مطالعه در International Journal of Psychology →
[6]Academy of Management Reviewتلفیقگرایان کاربردیViews from Inside and Outside: Integrating Emic and Etic Insights about Culture and Justice Judgment
مطالعه در Academy of Management Review →
[7]WikipediaEmic and etic
مطالعه در Wikipedia →
[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
