یوفا پس از تغییر فرمت لیگ قهرمانان، قوانین مالکیت چندباشگاهی را تسهیل کرد
یوفا محدودیتهای خود در مورد مالکیت چندباشگاهی را کاهش داده و به تیمهایی که مالکیت مشترک دارند اجازه میدهد به طور همزمان در رقابتهای مختلف اروپایی شرکت کنند. این تغییر نظارتی پس از معرفی فرمت «مدل سوئیسی» لیگ قهرمانان اروپا صورت میگیرد که حذف سقوط تیمها از یک تورنمنت به تورنمنت دیگر در میانه فصل را ممکن ساخت.
به قلم قاسم طباطبایی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سرمایهگذاران چندباشگاهی
- طرفداران ثبات مالی و همافزایی عملیاتی مالکیت مشترک.
- سنتگرایان مستقل
- مدافعان استقلال تکباشگاهی و یکپارچگی رقابتی سختگیرانه.
- تحلیلگران نظارتی و حقوقی
- ناظران بیطرف که انطباق و تأثیر ساختاری قوانین در حال تحول یوفا را دنبال میکنند.
مدل مالکیت چندباشگاهی بیسروصدا در حال بلعیدن فوتبال اروپا بوده است و سنتیهایی را که به میراث مستقل و هوادارمحور اعتقاد دارند، در مقابل سرمایهگذاران نهادی قرار داده که در حال ساخت سبدهای سهام جهانی هستند. یوفا سالها تلاش کرد تا این خط قرمز را حفظ کند و رقابت باشگاههای با مالکیت مشترک در یک تورنمنت اروپایی را به شدت ممنوع کرد تا توهم استقلال مطلق حفظ شود. اما سرانجام این سد شکسته شد. پس از اجرای «مدل سوئیسی» جدید لیگ قهرمانان اروپا با ۳۶ تیم، یوفا بیسروصدا قوانین ماده ۵ خود را تسهیل کرد و چشمانداز پرمخاطره فوتبال قارهای را به طور اساسی تغییر داد و پیروزی بزرگی را به معماران شرکتی جدید این ورزش اعطا کرد.
راهحل این تنش دیرینه هیئت مدیره، به یک ویژگی ساختاری عجیب در فرمت جدید مسابقات بستگی دارد. در سیستم قدیمی، تیمهایی که در گروههای لیگ قهرمانان سوم میشدند، به مرحله حذفی لیگ اروپا سقوط میکردند. این چتر نجات یک خطر دائمی ایجاد میکرد: دو باشگاه با مالکیت مشترک که در مسابقات مختلف شروع کرده بودند، ممکن بود در نهایت در بهار با هم روبرو شوند. مدل سوئیسی این تلاقی میانه فصل را به طور کامل حذف میکند. از آنجایی که تیمها دیگر نمیتوانند مسیرهایشان تلاقی کند، یوفا حکم داده است که باشگاههایی که تحت یک چتر مالکیت یکسان هستند – مانند منچستر سیتی و خیرونا (متعلق به گروه فوتبال سیتی)، یا منچستر یونایتد و نیس (متعلق به INEOS) – اکنون میتوانند به طور همزمان در اروپا رقابت کنند، به شرطی که برای سطوح مختلف رقابتها واجد شرایط باشند.
مخاطرات حرکت در این محیط نظارتی جدید بسیار زیاد است، همانطور که در پیامدهای سال ۲۰۲۵ مشاهده شد، زمانی که کریستال پالاس به دلیل تداخل اداری با المپیک لیون، به شکلی بحثبرانگیز به لیگ کنفرانس سقوط کرد. برای جلوگیری از تکرار آن فاجعه چند میلیون دلاری، یوفا همچنین مهلت سختگیرانه انطباق خود را از ۱ مارس به اوایل ژوئن منتقل میکند. این دوره حیاتی به گروههای مالکیتی فرصت تنفسی میدهد که به شدت به آن نیاز دارند تا هیئت مدیره خود را بازسازی کنند، سهام را در تراستهای کور قرار دهند یا سهام خود را واگذار کنند، در صورتی که دو باشگاه آنها به طور تصادفی برای یک تورنمنت کاملاً یکسان واجد شرایط شوند.[1][2]
این تسهیل نظارتی عملاً رویکرد اکوسیستمی را مشروعیت میبخشد که اکنون تقریباً ۴۲ درصد از باشگاههای پنج لیگ برتر اروپا را در بر میگیرد. سرمایهگذاران نهادی استدلال میکنند که این شبکهها ثبات مالی حیاتی، تحلیل متمرکز دادهها و خطوط لوله کارآمد استعدادها را در بازاری که به طور فزایندهای بیثبات است، فراهم میکنند. با این حال، منتقدان هشدار میدهند که این مدل، باشگاههای تاریخی و صد ساله را به پایگاههای صرفاً توسعهای تقلیل میدهد و ارزشگذاری سبد سهام را بر جاهطلبی ورزشی محلی اولویت میدهد. با شروع فصل ۲۷-۲۰۲۶ اروپا، خطوط نبرد نه تنها در زمین، بلکه در اتاقهای هیئت مدیره ترسیم شده است، جایی که آینده این ورزش مهندسی میشود.
این تسهیل نظارتی عملاً رویکرد اکوسیستمی را مشروعیت میبخشد که اکنون تقریباً ۴۲ درصد از باشگاههای پنج لیگ برتر اروپا را در بر میگیرد.
مکانیسمهای چارچوب جدید یوفا مستلزم درک دقیق این است که چه چیزی «نفوذ تعیینکننده» محسوب میشود. طبق دستورالعملهای بازنگری شده ماده ۵، نهادهای حاکم کنترل را بر اساس آستانه سختگیرانه ۳۰ درصدی در سهامداری یا کل درآمد باشگاه ارزیابی میکنند. اگر یک سرمایهگذار از این خط در دو باشگاهی که برای یک رقابت کاملاً یکسان واجد شرایط هستند – مثلاً لیگ قهرمانان – عبور کند، باز هم مجازات اعمال میشود. باشگاهی که رتبه بالاتری در لیگ داخلی کسب کرده، جایگاه خود را حفظ میکند، در حالی که باشگاه دوم بیرحمانه به لیگ اروپا تنزل مییابد و میلیونها دلار درآمد پخش و اعتبار را از دست میدهد.[2]
اینجاست که مهلت جدید ژوئن به سوپاپ اطمینان نهایی شرکتی تبدیل میشود. پیش از این، باشگاهها باید ساختارهای مالکیتی خود را اعلام میکردند و هرگونه تضاد احتمالی را تا ۱ مارس، ماهها قبل از پایان واقعی لیگهای داخلی، حل میکردند. این امر سرمایهگذاران را مجبور میکرد حدس بزنند که آیا تیمهایشان ممکن است به طور تصادفی بیش از حد موفق شوند یا خیر. یوفا با به تعویق انداختن پنجره انطباق تا آستانه قرعهکشیهای مقدماتی تابستان، به شرکتهای سهام خصوصی و صندوقهای ثروت دولتی این امکان را داده است که قبل از اجرای مانورهای حقوقی پیچیده، مانند انتقال حق رأی به تراستهای کور مستقل، تا سوت پایان صبر کنند.[1][2]
تغییر موضع یوفا در خلأ اتفاق نیفتاد؛ این یک پاسخ مستقیم به حجم عظیم سرمایهای است که به این ورزش سرازیر شده است. در سال ۲۰۲۱، تقریباً ۱۵۰ باشگاه بخشی از شبکههای چندباشگاهی بودند. تا سال ۲۰۲۶، این تعداد در سطح جهانی از ۳۸۰ فراتر رفته است. برای سرمایهگذاران نهادی، خرید سنتی تکباشگاهی به طور فزایندهای به عنوان یک قمار غیرضروری در برابر نوسانات عملکرد تلقی میشود. مالکان با خرید سبد سهامی از باشگاهها در سطوح و مناطق جغرافیایی مختلف، میتوانند ریسک خود را پوشش دهند و اطمینان حاصل کنند که یک فصل بد در انگلستان میتواند با قهرمانی در فرانسه یا پرتغال جبران شود.
این بازار به هم پیوسته، نحوه جذب و توسعه استعدادها را به طور اساسی تغییر میدهد. شبکههای چندباشگاهی به جای از دست دادن استعدادهای جوان و مورد توجه به آکادمیهای رقیب، میتوانند یک نوجوان را با تیم اصلی خود قرارداد ببندند و بلافاصله او را به یک باشگاه خواهر در لیگی با فشار کمتر قرض دهند تا زمان بازی تضمین شدهای داشته باشد. هنگامی که آن بازیکن به بلوغ میرسد، به طور یکپارچه به باشگاه مادر منتقل میشود و به طور کامل بازار نقل و انتقالات آزاد و پرهزینه را دور میزند. این یک اقتصاد حلقهبسته است که ارزش دارایی را به حداکثر میرساند و در عین حال باشگاههای مستقل را از حق نقل و انتقالاتی که به طور تاریخی برای بقا به آن وابسته بودند، محروم میکند.
با وجود مزایای عملیاتی آشکار، بار عاطفی بر هواداران محلی همچنان یک نقطه اشتعال قوی باقی مانده است. هواداران باشگاههای اقماری اغلب خود را در یک پارادوکس گرفتار میبینند: تیم آنها ممکن است از ثبات مالی بیسابقه و دسترسی به بازیکنان قرضی سطح بالا برخوردار باشد، اما سقف نهایی موفقیت آنها به طور مصنوعی محدود شده است. اگر هرگز به یک باشگاه خواهر اجازه داده نشود که از گوهر تاج سبد سهام پیشی بگیرد، وعده اساسی شایستهسالاری ورزشی شکسته میشود. قوانین جدید یوفا ممکن است مشکل اداری مدل سوئیسی را حل کرده باشد، اما آنها به طور دائم یک سیستم دو لایه را تثبیت کردهاند که در آن میراث مستقل باید با کارایی بیامان اکوسیستم شرکتی جهانی مبارزه کند.
چرا مهم است
با تسهیل قوانینی که باشگاههای با مالکیت مشترک را از حضور در اروپا باز میداشت، یوفا عملاً مدل مالکیت چندباشگاهی را که به سرعت در حال تسلط بر این ورزش است، مشروعیت بخشیده است. برای هواداران، این بدان معناست که تیمهایی که از آنها حمایت میکنند، به جای رقبای مستقل، به طور فزایندهای به گرههایی در یک سبد سهام شرکتی جهانی تبدیل خواهند شد.
- 42%
- باشگاههای لیگهای برتر ۵ اروپا در ساختارهای چندباشگاهی
- 380+
- باشگاهها در ساختارهای چندباشگاهی در سطح جهان
- 30%
- آستانه درآمدی برای نفوذ تعیینکننده
آنچه نمیدانیم
- یوفا چگونه آستانه ۳۰ درصدی «نفوذ تعیینکننده» را در صورتی که گروههای مالکیتی از شرکتهای هلدینگ پیچیده و مبهم استفاده کنند، اجرا خواهد کرد.
- آیا باشگاههای مستقل برای مقابله با مزایای مالی شبکههای چندباشگاهی، مقررات لیگهای داخلی را تحت فشار قرار خواهند داد.
- بازار نقل و انتقالات چگونه با افزایش حجم جابجایی بازیکنان درونگروهی و حلقهبسته سازگار خواهد شد.
منابع
[1]Insider Sportسرمایهگذاران چندباشگاهیUEFA is set to relax its timeframe for clubs to resolve multi-club ownership issues
مطالعه در Insider Sport →
[2]LawInSportتحلیلگران نظارتی و حقوقیThe strict application of UEFA's Multi-Club Ownership Rule in 2025 CAS decisions
مطالعه در LawInSport →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

