رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانچارچوب‌های هدف‌گذاریتشریح متدولوژی· 4 دقیقه مطالعه· در شغل و کار

آستانه ۰.۷ در OKR: چگونه این نقطه طلایی ارزیابی، اهداف بلندپروازانه را از اهداف متعهدانه جدا می‌کند

چارچوب «اهداف و نتایج کلیدی» (OKR) بر یک سیستم امتیازدهی خلاف عرف استوار است که در آن نمره ۰.۷ از ۱.۰ به معنای موفقیت است. درک تفاوت ریاضی میان اهداف بلندپروازانه و متعهدانه، مانع از آن می‌شود که سازمان‌ها اهداف جاه‌طلبانه را جریمه کنند.

به قلم مرجان صادقی

طرفداران سرسخت چارچوب 40%مدیریت سنتی 30%مجریان ترکیبی 30%
طرفداران سرسخت چارچوب
استدلال می‌کنند که قانون ۰.۷ غیرقابل مذاکره است و جداسازی OKRها از پاداش برای عملکرد صحیح سیستم ضروری است.
مدیریت سنتی
استدلال می‌کنند که هدف ۷۰ درصدی ابهام ایجاد می‌کند و اجازه می‌دهد عملکرد ضعیف در پشت برچسب بلندپروازانه پنهان شود.
مجریان ترکیبی
برای برآورده کردن الزامات عملیاتی و نوآوری، بر جداسازی دقیق اهداف متعهدانه و بلندپروازانه تاکید دارند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • مشارکت‌کنندگان فردی که تحت سیستم OKR ارزیابی می‌شوند
  • مشاوران جبران خدمات که ساختارهای پاداش را طراحی می‌کنند

چرا مهم است

اعمال استاندارد تکمیل ۱۰۰ درصدی برای اهداف بلندپروازانه، با سوق دادن تیم‌ها به سمت تعیین اهداف امن و دست‌یافتنی، نوآوری را خفه می‌کند. با نهادینه کردن آستانه موفقیت ۰.۷، شرکت‌ها به لحاظ ریاضی از کارمندانی که ریسک‌های حساب‌شده می‌کنند محافظت کرده و تضمین می‌کنند که سازمان همچنان مرزهای عملیاتی خود را گسترش می‌دهد.

در پاییز سال ۱۹۹۹، جان دوئر، سرمایه‌گذار خطرپذیر، در مقابل یک میز پینگ‌پنگ در دفتر مرکزی گوگل در مانتین ویو ایستاد و یک فایل پاورپوینت ۳۰ صفحه‌ای را برای ۳۰ کارمند این شرکت ارائه کرد. سیستمی که او تحت عنوان «اهداف و نتایج کلیدی» (OKR) معرفی کرد، حاوی یک قانون ریاضی خلاف عرف بود که از دوران حضورش در اینتل به ارث برده بود: نمره کامل به معنای شکست است.[1][5]

این چارچوب مقرر می‌کند که اهداف باید در پایان هر فصل در مقیاس ۰.۰ تا ۱.۰ ارزیابی شوند. اما به جای هدف‌گذاری برای نمره ۱.۰، این سیستم نمره ۰.۷ (یا تکمیل ۷۰ درصدی) را به عنوان هدف بهینه برای آنچه «اهداف بلندپروازانه» می‌نامد، تعیین می‌کند.[1]

در مستندات داخلی re:Work گوگل آمده است: «نقطه طلایی برای نمره OKR بین ۰.۶ تا ۰.۷ است. اگر کسی به طور مداوم نمره ۱.۰ می‌گیرد، اهداف OKR او به اندازه کافی جاه‌طلبانه نیستند.»[1]

این آستانه ۰.۷، نحوه ارزیابی عملکرد در سازمان‌ها را به طور بنیادین تغییر می‌دهد. در چارچوب‌های مدیریت سنتی، دستیابی به ۷۰ درصد از یک هدف، منجر به اجرای برنامه بهبود عملکرد می‌شود. اما در چارچوب OKR، این عدد نشان می‌دهد که یک تیم توانایی‌های خود را دقیقاً تا مرز اجرای واقع‌بینانه گسترش داده است.[6]

دستورالعمل استاندارد ارزیابی OKR، بازه ۰.۷ تا ۱.۰ را به عنوان منطقه موفقیت برای اهداف بلندپروازانه تعیین می‌کند.

با این حال، قانون ۰.۷ در سراسر این چارچوب عمومیت ندارد. موسسه OKR و سایر مراجع این چارچوب، یک مرز ریاضی دقیق میان دو نوع متمایز از اهداف رسم می‌کنند: اهداف بلندپروازانه و اهداف متعهدانه.[2]

OKRهای متعهدانه نشان‌دهنده الزامات عملیاتی پایه یک کسب‌وکار هستند. این‌ها شاخص‌هایی هستند که برای عملکرد شرکت باید برآورده شوند؛ مانند اهداف درآمدی، تاریخ‌های عرضه محصول یا ضرب‌الاجل‌های انطباق قانونی. برای این اهداف، نقطه طلایی ۰.۷ صدق نمی‌کند.[3]

در تعاریف چارچوب Profit.co ذکر شده است: «OKRهای متعهدانه اهدافی هستند که شما برای دستیابی به آن‌ها توافق کرده‌اید و باید مایل باشید زمان‌بندی‌ها و منابع را برای تضمین تحقق آن‌ها تنظیم کنید.» برای یک OKR متعهدانه، نمره مورد انتظار دقیقاً ۱.۰ است. نمره ۰.۷ در یک هدف متعهدانه به معنای شکست است.[3]

در مقابل، OKRهای بلندپروازانه برای سوق دادن سازمان به قلمروهای ناشناخته طراحی شده‌اند. آن‌ها نمایانگر بهبودها و نوآوری‌های «۱۰ برابری» هستند که در زمان تعیین هدف، مسیر دستیابی به آن‌ها کاملاً مشخص نیست.[1]

در مقابل، OKRهای بلندپروازانه برای سوق دادن سازمان به قلمروهای ناشناخته طراحی شده‌اند.

دستورالعمل‌های ارزیابی ThriveSparrow این شکاف را به خوبی نشان می‌دهند. نمره ۰.۰ تا ۰.۳ نشان‌دهنده شکست در ایجاد پیشرفت معنادار است. نمره ۰.۴ تا ۰.۶ به این معناست که پیشرفت حاصل شده اما به هدف نرسیده است. نمره ۰.۷ تا ۱.۰ منطقه سبز برای اهداف بلندپروازانه محسوب می‌شود.[4]

صاحب‌نظران این چارچوب، یک مرز ریاضی دقیق میان اهداف عملیاتی متعهدانه و اهداف توسعه‌ای بلندپروازانه رسم می‌کنند.

مکانیسم روان‌شناختی نهفته در پس آستانه ۰.۷، کاهش ریسک است. اگر کارمندان بدانند که پاداش و ارزیابی عملکردشان به تحقق ۱۰۰ درصدی اهدافشان گره خورده است، به طور سیستماتیک کمتر از توانشان قول می‌دهند و اهدافی را تعیین می‌کنند که می‌دانند قطعاً به آن‌ها می‌رسند.[5]

با نهادینه کردن نرخ موفقیت ۷۰ درصدی به عنوان تعریف برتری، این چارچوب به لحاظ ریاضی هدف‌گذاری را از پاداش جدا می‌کند. این امر یک محیط امن برای شکست ایجاد می‌کند، مشروط بر اینکه این شکست در مرز توانمندی‌های تیم رخ دهد.[6]

ریشه‌های این چارچوب به شرکت اینتل در دهه ۱۹۷۰ بازمی‌گردد، جایی که اندی گروو، مدیرعامل وقت، این سیستم را تحت عنوان «مدیریت بر مبنای هدف اینتل» (iMBO) توسعه داد. گروو دریافت که هدف‌گذاری سنتی از بالا به پایین، قادر به درک تکرار سریع مورد نیاز در تولید نیمه‌هادی‌ها نیست.[5]

هنگامی که دوئر در سال ۱۹۹۹ این سیستم را به گوگل آورد، این شرکت آستانه ۰.۷ را در فرهنگ مهندسی خود نهادینه کرد. OKRهای هر کارمند و نمرات فصلی آن‌ها از ۰.۰ تا ۱.۰ در دایرکتوری داخلی قابل مشاهده بود و یک خط پایه شفاف برای جاه‌طلبی ایجاد کرد.[1]

یک پیاده‌سازی سالم OKR انتظار دارد که بیشتر نمرات بلندپروازانه حول و حوش نمره ۰.۷ متمرکز شوند.

تمایز میان اهداف متعهدانه و بلندپروازانه اغلب در طول پیاده‌سازی از بین می‌رود. زمانی که مدیران اجرایی OKRها را بدون تعریف این دو دسته اتخاذ می‌کنند، غالباً انتظار نمره ۱.۰ را برای اهداف بلندپروازانه اعمال می‌کنند و بلافاصله امنیت روانی مورد نیاز این چارچوب را از بین می‌برند.[2]

برای جلوگیری از این امر، موسسه OKR توصیه می‌کند که در مرحله پیش‌نویس، هر هدف به صراحت با برچسب (C) برای متعهدانه یا (A) برای بلندپروازانه مشخص شود. این برچسب‌گذاری صریح تضمین می‌کند که دستورالعمل ارزیابی پیش از شروع فصل مورد توافق قرار گرفته است.[2]

آزمون نهایی پیاده‌سازی OKR در یک سازمان، در طول اولین چرخه بررسی پاداش تحت چارچوب جدید فرا می‌رسد. اگر تیمی در اهداف بلندپروازانه خود نمره ۰.۷ بگیرد و متعاقباً شاهد کاهش بودجه پاداش خود باشد، مرز ریاضی از بین می‌رود و کارمندان بلافاصله شروع به تعیین اهداف تضمین‌شده ۱.۰ برای فصل بعدی خواهند کرد.[6]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

طرفداران سرسخت چارچوب

استدلال می‌کنند که قانون ۰.۷ غیرقابل مذاکره است و جداسازی OKRها از پاداش برای عملکرد صحیح سیستم ضروری است.

برای طرفداران سرسخت این چارچوب، آستانه ۰.۷ ویژگی بارزی است که OKRها را از «مدیریت بر مبنای هدف» (MBO) سنتی متمایز می‌کند. آن‌ها استدلال می‌کنند که اگر تیمی به طور مداوم نمره ۱.۰ کسب کند، این یک دلیل تجربی است که نشان می‌دهد سازمان با تعیین اهداف بیش از حد امن، پتانسیل‌های خود را نادیده می‌گیرد. این گروه اصرار دارند که نمرات OKR هرگز نباید به عنوان ورودی مستقیم برای ارزیابی عملکرد یا محاسبه پاداش استفاده شوند، زیرا انجام این کار بلافاصله انگیزه پنهان‌کاری ایجاد کرده و امنیت روانی مورد نیاز برای تلاش در جهت نوآوری‌های ۱۰ برابری را از بین می‌برد.

مدیریت سنتی

استدلال می‌کنند که هدف ۷۰ درصدی ابهام ایجاد می‌کند و اجازه می‌دهد عملکرد ضعیف در پشت برچسب بلندپروازانه پنهان شود.

دیدگاه‌های مدیریت سنتی اغلب با قانون ۰.۷ در تضاد هستند و آن را مکانیزمی می‌دانند که میانه‌روی را نهادینه می‌کند. از این منظر، گفتن این موضوع به یک کارمند که نرخ تکمیل ۷۰ درصدی یک موفقیت است، ابهام عملیاتی ایجاد می‌کند و تشخیص میان تیمی که برای یک هدف غیرممکن تلاش کرده و تیمی که صرفاً در یک هدف منطقی عملکرد ضعیفی داشته را دشوار می‌سازد. این منتقدان استدلال می‌کنند که بدون استاندارد ۱.۰، پاسخگویی آسیب می‌بیند و کسب‌وکار نمی‌تواند خروجی‌های خود را به طور قابل اعتمادی پیش‌بینی کند.

مجریان ترکیبی

برای برآورده کردن الزامات عملیاتی و نوآوری، بر جداسازی دقیق اهداف متعهدانه و بلندپروازانه تاکید دارند.

مجریان ترکیبی این تنش را با اعمال یک دوشاخگی دقیق در اهداف حل می‌کنند. آن‌ها استدلال می‌کنند که یک کسب‌وکار نمی‌تواند کاملاً بر اساس احتمالات ۰.۷ اداره شود؛ درآمدها باید وصول شوند و ضرب‌الاجل‌های انطباق قانونی باید به صورت ۱۰۰ درصدی رعایت شوند. این گروه معتقد است با برچسب‌گذاری صریح اهداف به عنوان متعهدانه (نیازمند نمره ۱.۰) یا بلندپروازانه (با هدف نمره ۰.۷)، سازمان‌ها می‌توانند دقت عملیاتی خود را حفظ کرده و در عین حال فضای محافظت‌شده‌ای برای ابتکارات با ریسک و پاداش بالا ایجاد کنند.

نکات کلیدی

  • چارچوب OKR نمره ۰.۷ یا تکمیل ۷۰ درصدی را به عنوان معیار بهینه موفقیت برای اهداف بلندپروازانه تعیین می‌کند.
  • کسب مداوم نمره ۱.۰ در اهداف بلندپروازانه نشان می‌دهد که سازمان اهدافی بیش از حد محتاطانه و امن تعیین می‌کند.
  • OKRهای متعهدانه نشان‌دهنده ضرورت‌های عملیاتی هستند و برای موفقیت، نیازمند نرخ تکمیل دقیق ۱.۰ می‌باشند.
  • آستانه ۰.۷ برای جداسازی هدف‌گذاری از پاداش طراحی شده است تا امنیت روانی لازم برای اهداف جاه‌طلبانه را فراهم کند.
  • عدم تمایز قائل شدن میان اهداف متعهدانه و بلندپروازانه، اغلب منجر به شکست در پیاده‌سازی OKR می‌شود.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران سرسخت چارچوب 40%مدیریت سنتی 30%مجریان ترکیبی 30%
  1. [1]Google re:Workطرفداران سرسخت چارچوب

    Set goals with OKRs

    مطالعه در Google re:Work
  2. [2]OKR Instituteطرفداران سرسخت چارچوب

    How to Score and Grade OKRs: Complete Scoring Guide

    مطالعه در OKR Institute
  3. [3]Profit.coمجریان ترکیبی

    What Are Committed and Aspirational OKRs?

    مطالعه در Profit.co
  4. [4]ThriveSparrowمجریان ترکیبی

    OKR Scoring: How to Score & Grade OKRs (+ Examples)

    مطالعه در ThriveSparrow
  5. [5]Wikipedia

    Objectives and key results

    مطالعه در Wikipedia
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت شغل و کار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.