رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانقیمت‌گذاری داراییگزارش تحلیلی· 4 دقیقه مطالعه· در متا

چگونه «بتا» صرف ریسک بازار را برای محاسبه بازده مورد انتظار تغییر می‌دهد

مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای از بتا نه فقط به عنوان یک معیار عمومی ریسک، بلکه به عنوان یک ضریب ریاضی مستقیم استفاده می‌کند. این ضریب منفرد با مقیاس‌بندی صرف ریسک بازار، دقیقا تعیین می‌کند که یک دارایی برای جذب سرمایه نهادی باید چه بازدهی را ارائه دهد.

به قلم کاوان رامین

سنت‌گرایان CAPM 40%طرفداران مدل چندعاملی 40%تحلیلگران ارزش‌گذاری شرکتی 20%
سنت‌گرایان CAPM
استدلال می‌کنند که بتا معیار کافی و کاربردی برای سنجش ریسک سیستماتیک در قیمت‌گذاری دارایی‌ها ارائه می‌دهد.
طرفداران مدل چندعاملی
معتقدند که بتا به تنهایی ناکافی است و برای پیش‌بینی دقیق بازده‌ها باید با عواملی مانند اندازه و ارزش تکمیل شود.
تحلیلگران ارزش‌گذاری شرکتی
برای تعیین نرخ‌های مانع قابل دفاع در عمل، برای سادگی و استانداردسازی مدل تک‌عاملی ارزش قائل هستند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • سرمایه‌گذاران خرد که بازده مطلق را ارزیابی می‌کنند
  • سرمایه‌گذاران خطرپذیر که دارایی‌های غیرنقدشونده را قیمت‌گذاری می‌کنند

تیم‌های ارزش‌گذاری شرکتی و مدیران سبد سرمایه‌گذاری، جریان سرمایه‌های نهادی را هدایت می‌کنند و ابزار اصلی آن‌ها برای تصمیم‌گیری درباره اینکه آیا یک دارایی ارزش ریسک کردن را دارد یا خیر، یک معادله واحد است که در دهه ۱۹۶۰ توسعه یافته است. دفعه بعد که این تخصیص‌دهندگان سرمایه بخواهند روی یک خرید قیمت بگذارند یا یک صندوق را متوازن کنند، برای تعیین خط پایه بازده مورد انتظار، به مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM) تکیه خواهند کرد.[5]

این سازوکار بر یک عملیات ریاضی خاص استوار است: مقیاس‌بندی صرف ریسک بازار توسط ضریب نوسانی که به عنوان «بتا» شناخته می‌شود. در حالی که در ادبیات بازاریابی صندوق‌های سرمایه‌گذاری خرد اغلب با بتا به عنوان یک نماینده عمومی برای خطر برخورد می‌شود، این معیار در واقع یک کارکرد ساختاری دقیق در تامین مالی شرکتی دارد. بتا به عنوان یک ضریب مستقیم عمل می‌کند.

به گفته موسسه Wall Street Prep، «فرمول CAPM بیان می‌کند که هزینه حقوق صاحبان سهام - یعنی بازدهی که انتظار می‌رود سهامداران عادی به دست آورند - برابر است با نرخ بدون ریسک به علاوه حاصل‌ضرب بتا در صرف ریسک سهام.» این رابطه خطی، پیچیدگی‌های عملیاتی شرکت‌های منفرد را کنار می‌زند تا کاملا روی نیروهای کلان بازار تمرکز کند.[2]

پایه و اساس این محاسبه، نرخ بدون ریسک است که معمولا به بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله دولتی گره خورده است. اگر بازده آن اوراق ۴.۰ درصد باشد، هر دارایی پرریسکی برای جذب سرمایه باید بازدهی بالاتر از این خط پایه ارائه دهد. تفاوت بین بازده مورد انتظار یک شاخص متنوع بازار و این نرخ بدون ریسک، همان صرف ریسک بازار را تشکیل می‌دهد.[3]

بتا به عنوان یک ضریب مستقیم روی صرف ریسک بازار عمل می‌کند.

بتا برای مقیاس‌بندی این صرف ریسک وارد معادله می‌شود. بتای ۱.۰ نشان می‌دهد که دارایی کاملا همگام با کلیت بازار حرکت می‌کند و دقیقا به همان میزان صرف ریسک نیاز دارد. اگر صرف ریسک بازار روی ۵.۰ درصد قرار داشته باشد، دارایی با بتای ۱.۰ به بازده کل ۹.۰ درصدی نیاز خواهد داشت.

بتای ۱.۰ نشان می‌دهد که دارایی کاملا همگام با کلیت بازار حرکت می‌کند و دقیقا به همان میزان صرف ریسک نیاز دارد.

هنگامی که نوسان افزایش می‌یابد، اثر مقیاس‌بندی، بازده مورد انتظار را تقویت می‌کند. سهامی با بتای ۱.۵، پنجاه درصد نوسان بیشتری نسبت به بازار دارد. این امر صرف ریسک مورد نیاز را به ۷.۵ درصد می‌رساند و بازده کل مورد انتظار را تا ۱۱.۵ درصد بالا می‌برد. دارایی برای توجیه حضور خود در یک سبد سرمایه‌گذاری، باید از این مانع بلندتر عبور کند.

در مقابل، بتای ۰.۸ این صرف ریسک را فشرده می‌کند. در این حالت، دارایی تنها به ۸۰ درصد از بازده مازاد بازار، یعنی ۴.۰ درصد نیاز دارد که منجر به بازده کل مورد انتظار ۸.۰ درصدی می‌شود. این مقیاس‌بندی متناسب فرض را بر این می‌گذارد که سرمایه‌گذاران تنها برای ریسک سیستماتیک - یعنی نوسانات کل بازار که با تنوع‌بخشی قابل حذف نیستند - به جبران نیاز دارند.

خط بازار اوراق بهادار رابطه خطی بین بتا و بازده مورد انتظار را نشان می‌دهد.

دانشگاهیان در NYU Stern و سایر موسسات مدت‌هاست که این رابطه را استخراج کرده‌اند تا نشان دهند ریسک غیرسیستماتیک - خطرات خاص مدیریت یا زنجیره تامین یک شرکت منفرد - هیچ صرف ریسکی به همراه ندارد. بازار به ریسک‌هایی که یک مدیر سبد می‌تواند به راحتی با تنوع‌بخشی از بین ببرد، پاداشی نمی‌دهد.[1]

با این حال، چارچوب خالص CAPM از زمان پیدایش خود با چالش‌های تجربی مستمری روبرو بوده است. این مدل یک رابطه کاملا خطی را فرض می‌کند که در آن بتا تنها محرک بازده مازاد است؛ فرضیه‌ای که داده‌های معاملاتی دنیای واقعی اغلب آن را نقض می‌کنند.

در سال ۱۹۹۲، پژوهشگرانی به نام‌های یوجین فاما و کنت فرنچ نشان دادند که بتا به تنهایی نمی‌تواند طیف کامل بازده‌های مورد انتظار را پوشش دهد. مدل ۵ عاملی بعدی آن‌ها متغیرهایی مانند اندازه شرکت و معیارهای ارزشی را برای توضیح تناقضاتی که CAPM استاندارد بدون حل باقی گذاشته بود، معرفی کرد.[4]

مدل‌های چندعاملی متغیرهای اضافی را برای توضیح بازده‌هایی که بتا به تنهایی از دست می‌دهد، معرفی می‌کنند.

علی‌رغم این اصلاحات دانشگاهی، مدل استاندارد و تک‌عاملی CAPM همچنان به عنوان قابلیت غالب و عملیاتی در دپارتمان‌های مالی شرکتی باقی مانده است. سادگی خطی آن به تحلیلگران اجازه می‌دهد تا به سرعت یک نرخ مانع قابل دفاع ایجاد کنند، حتی اگر این نرخ بیشتر یک تقریب باشد تا یک حقیقت مطلق.[5][6]

تضاد بین ظرافت ریاضی یک کمیت نرده‌ای منفرد و واقعیت آشفته بازارهای مالی همچنان حل‌نشده باقی مانده است. بتا روی صفحات گسترده، صرف ریسک را به شکلی بی‌نقص مقیاس‌بندی می‌کند، اما بازده واقعی به دست آمده توسط مدیران سبد اغلب از این مسیر خطی منحرف می‌شود. تا زمانی که دپارتمان‌های مالی شرکتی نخواهند نرم‌افزارهای قدیمی خود را کنار بگذارند و تحلیلگرانشان را برای مدل‌های چندعاملی بازآموزی کنند، این معادله دهه شصت میلادی همچنان قیمت پایه ریسک نهادی را دیکته خواهد کرد.

نکات کلیدی

  • مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM) از بتا برای مقیاس‌بندی صرف ریسک بازار و محاسبه بازده مورد انتظار یک دارایی استفاده می‌کند.
  • صرف ریسک بازار نشان‌دهنده بازده مازادی است که سرمایه‌گذاران برای نگهداری سهام در مقابل اوراق قرضه دولتی بدون ریسک طلب می‌کنند.
  • بتا به عنوان یک ضریب مستقیم عمل می‌کند: بتای ۱.۵ صرف ریسک مورد نیاز را ۵۰ درصد بالاتر از میانگین بازار می‌برد.
  • این مدل فرض می‌کند که ریسک‌های خاص شرکت از طریق تنوع‌بخشی حذف می‌شوند و تنها ریسک سیستماتیک بازار برای قیمت‌گذاری باقی می‌ماند.
  • با وجود چالش‌های تجربی از سوی مدل‌های چندعاملی، CAPM همچنان به عنوان خط پایه استاندارد برای ارزش‌گذاری شرکتی باقی مانده است.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه سنت‌گرایان

بتا تنها معیار ریسکی است که در یک سبد کاملا متنوع اهمیت دارد.

طرفداران مدل استاندارد قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای استدلال می‌کنند که در یک بازار کارا، سرمایه‌گذاران تنها برای ریسک سیستماتیک پاداش می‌گیرند. از آنجا که ریسک‌های خاص شرکت را می‌توان از طریق تنوع‌بخشی از بین برد، نباید صرف ریسکی به آن‌ها تعلق گیرد. از این منظر، بتا به عنوان داور نهایی بازده مورد انتظار یک دارایی عمل می‌کند و یک مکانیسم مقیاس‌بندی خطی و تمیز ارائه می‌دهد که ارزش‌گذاری را در تمام کلاس‌های سهام استاندارد می‌کند.

نقد چندعاملی

بتا ابزاری بیش از حد کند برای درک پیچیدگی‌های بازده واقعی بازار است.

منتقدان که به شدت تحت تاثیر کار تجربی یوجین فاما و کنت فرنچ قرار دارند، اشاره می‌کنند که رابطه خطی پیش‌بینی شده توسط CAPM در عمل اغلب با شکست مواجه می‌شود. آن‌ها استدلال می‌کنند که یک کمیت نرده‌ای منفرد نمی‌تواند عملکرد تاریخی بهتر سهام شرکت‌های کوچک یا شرکت‌های ارزشی را توضیح دهد. این اردوگاه از مدل‌های چندعاملی حمایت می‌کند که بتا را تنها یکی از چندین متغیر ضروری می‌دانند و استدلال می‌کنند که صرف ریسک بازار برای رسیدن به قیمت‌گذاری دقیق باید با این ابعاد اضافی تعدیل شود.

سازش کارورزان

مدل CAPM از نظر تئوری دارای نقص است اما در عمل برای تامین مالی شرکتی ضروری است.

تیم‌های ارزش‌گذاری شرکتی اغلب به کاستی‌های تجربی مدل تک‌عاملی اذعان دارند، اما همچنان به صورت روزمره به آن تکیه می‌کنند. برای این تخصیص‌دهندگان سرمایه، ارزش CAPM در استانداردسازی و قابل دفاع بودن آن نهفته است. هنگام قیمت‌گذاری یک خرید یا تعیین نرخ مانع، تحلیلگران به یک خط پایه قابل درک برای همه نیاز دارند. بتا یک ضریب از نظر ریاضی معتبر و به راحتی قابل انتقال ارائه می‌دهد که اگرچه ناقص است، اما جریان سرمایه نهادی را کارآمدتر از جایگزین‌های پیچیده چندعاملی تسهیل می‌کند.

چرا مهم است

هر بار که یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک دارایی‌های خود را قیمت‌گذاری می‌کند یا شرکتی برای تامین مالی یک پروژه جدید تصمیم می‌گیرد، از همین ضریب برای بررسی تناسب سود احتمالی با ریسک استفاده می‌کنند. درک اینکه بتا چگونه بازده مورد انتظار را مقیاس‌بندی می‌کند، ریاضیات پنهانی را آشکار می‌سازد که مسیر جریان تریلیون‌ها دلار سرمایه نهادی را تعیین می‌کند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

سنت‌گرایان CAPM 40%طرفداران مدل چندعاملی 40%تحلیلگران ارزش‌گذاری شرکتی 20%
  1. [1]NYU Sternتحلیلگران ارزش‌گذاری شرکتی

    Chapter 4 derivations

    مطالعه در NYU Stern
  2. [2]Wall Street Prepسنت‌گرایان CAPM

    Capital Asset Pricing Model (CAPM)

    مطالعه در Wall Street Prep
  3. [3]Hectelionتحلیلگران ارزش‌گذاری شرکتی

    Market risk premium

    مطالعه در Hectelion
  4. [4]LongtermTrendsطرفداران مدل چندعاملی

    Fama & French 5-Factor Model

    مطالعه در LongtermTrends
  5. [5]Wikipediaسنت‌گرایان CAPM

    Capital asset pricing model

    مطالعه در Wikipedia
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.