رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاندکترین استراتژیکگزارش تحلیلی· 5 دقیقه مطالعه· در دفاع و امنیت

بازدارندگی از طریق مجازات در برابر بازدارندگی از طریق انکار: موازنه میان تهدید به اقدام تلافی‌جویانه و جلوگیری از موفقیت دشمن

در حالی که تهدید به اقدامات تلافی‌جویانه گسترده برای دهه‌ها محور دفاع استراتژیک بوده است، طراحان نظامی برای مقابله با تهدیدات سایبری و منطقه خاکستری مدرن، به طور فزاینده‌ای به سمت بازدارندگی از طریق انکار (سلب امکان موفقیت) حرکت می‌کنند. این گذار نیازمند سرمایه‌گذاری اولیه بسیار بالاتری است، اما از نظر ساختاری خطر تشدید کنترل‌نشده تنش‌ها را کاهش می‌دهد.

به قلم پروین لشکری

مدافعان استراتژی انکار 40%حامیان استراتژی مجازات 30%تحلیلگران ادراکی 30%
مدافعان استراتژی انکار
استدلال می‌کنند که غیرممکن ساختن فیزیکی یا مجازی یک هدف، تنها بازدارنده معتبر در برابر تهدیدات سایبری و منطقه خاکستری مدرن است.
حامیان استراتژی مجازات
بر این باورند که تهدید به اقدامات تلافی‌جویانه شدید و نامتناسب، همچنان کارآمدترین راه برای اعمال ثبات بین‌المللی است.
تحلیلگران ادراکی
بر مکانیسم‌های روانی دشمن تمرکز کرده و استدلال می‌کنند که اگر حریف معتقد باشد بقای او از قبل در خطر است، هیچ‌یک از این دو استراتژی کارساز نخواهد بود.

طراحان دفاعی غربی غالباً تاکید می‌کنند که تهدید به اقدامات تلافی‌جویانه گسترده - یعنی بازدارندگی از طریق مجازات - مقرون‌به‌صرفه‌ترین راه برای جلوگیری از درگیری است. با این حال، بررسی داده‌های تاریخی و مدل‌های استراتژیک مدرن نشان می‌دهد که این رویکرد در برابر تهاجمات سایبری و منطقه خاکستری معاصر همواره با چالش مواجه است. در عوض، شواهد به سمت بازدارندگی از طریق انکار - یعنی غیرممکن ساختن فیزیکی یا مجازی یک هدف - به عنوان مکانیزمی قابل‌اعتمادتر، هرچند پرهزینه‌تر، برای حفظ ثبات اشاره دارد. این تمایز، نحوه تخصیص تریلیون‌ها دلار هزینه دفاعی در میان ائتلاف‌های جهانی را شکل می‌دهد و تعیین می‌کند که آیا کشورها باید در قابلیت‌های تهاجمی دوربرد سرمایه‌گذاری کنند یا در دفاعیات محلی و مقاوم‌سازی‌شده.[2][3]

مرز میان این دو مفهوم، آرایش نیروها و تدارکات نظامی را دیکته می‌کند. بازدارندگی از طریق مجازات، در صورت وقوع حمله، تهدید به مجازات‌های شدیدی مانند حملات عمیق به خاک دشمن یا تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی می‌کند. این رویکرد بر این اساس استوار است که دشمن محاسبه کند هزینه‌های اقدامش به مراتب بیشتر از دستاوردهای احتمالی آن خواهد بود. در مقابل، بازدارندگی از طریق انکار به دنبال منصرف کردن یک مهاجم بالقوه از طریق متقاعد کردن او به این امر است که تجاوزش در میدان نبرد به سادگی شکست خواهد خورد. این امر مستلزم استقرار نیروهای نظامی محلی کافی یا مقاوم‌سازی زیرساخت‌ها برای درهم شکستن کامل یک تهاجم یا اختلال است.[2][6]

در طول دهه ۱۹۵۰، همزمان با توسعه گسترده سلاح‌های هسته‌ای توسط اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده تلاش‌های بازدارنده خود را بر این متمرکز کرد که اطمینان حاصل کند دشمنان تهدید تحمیل هزینه‌های سنگین را درک می‌کنند. واشنگتن که توسط جغرافیا و روانشناسی محافظت می‌شد، به ندرت مجبور بود دفاع محلی و تاب‌آوری را به عنوان رکن اصلی امنیت ملی در اولویت قرار دهد. تا دهه ۱۹۷۰، زمانی که معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای اجرایی شد، تنها پنج کشور دارای سلاح هسته‌ای بودند. امروزه این تعداد به نه کشور افزایش یافته است و گسترش قابلیت‌های پیشرفته متعارف و سایبری، محاسبات مربوط به مجازات را به طور بنیادین تغییر داده است.[5]

مقایسه پرسنل در حال خدمت و سرمایه‌گذاری‌های اخیر در قابلیت‌های انکار از طریق استقرار نیروهای پیشرو.

اتکای صرف به مجازات، خطرات عملیاتی و تشدیدکننده شدیدی را در جنگ‌های متعارف به همراه دارد. همان‌طور که ساموئل هانتینگتون، دانشمند علوم سیاسی، در سال ۱۹۸۳ مفهوم‌سازی کرد، ناتو از نظر تئوری می‌توانست مسکو را با تبدیل عمق استراتژیک آن به یک نقطه ضعف مجازات کند و با آغاز حملات تلافی‌جویانه، کشورهای اروپای شرقی را از بلوک شوروی جدا سازد. با این حال، امروزه یک استراتژی نظامی متمرکز بر مجازات، غالباً نیازمند حمله مستقیم به پناهگاه امن متجاوز است. ریچارد ند لوبو، پژوهشگر، خاطرنشان می‌کند: «جنگ‌ها به ندرت به این دلیل آغاز می‌شوند که یک طرف معتقد است برتری نظامی دارد. آن‌ها زمانی رخ می‌دهند که رهبران متقاعد شوند استفاده از زور برای دستیابی به اهداف مهم ضروری است.» اگر دشمنی معتقد باشد که بقای ملی‌اش در خطر است - همان‌طور که ژاپن در سال ۱۹۴۱ چنین باوری داشت - تهدید به مجازات ممکن است در واقع همان درگیری‌ای را تحریک کند که قرار است از آن جلوگیری نماید.[2][4]

اتکای صرف به مجازات، خطرات عملیاتی و تشدیدکننده شدیدی را در جنگ‌های متعارف به همراه دارد.

در نتیجه، طراحان نظامی برای مدیریت نقاط بحران‌خیز منطقه‌ای به سمت استراتژی انکار در حال چرخش هستند. در اروپا، «طرح اطمینان‌بخش اروپا» با بودجه ۳.۴ میلیارد دلاری، نشان‌دهنده یک سرمایه‌گذاری ملموس در این رویکرد است. ناتو به جای اتکای صرف به تهدید حمله به خاک روسیه، به دنبال آن است که کشورهای حوزه دریای بالتیک را غیرقابل هضم سازد. در حالی که روسیه حدود ۳۰۰,۰۰۰ پرسنل نظامی حرفه‌ای قراردادی در حال خدمت، موسوم به «کنتراکتنیکی» (kontraktniki) را حفظ می‌کند، ارتش ایالات متحده به تنهایی حدود ۴۵۰,۰۰۰ سرباز در حال خدمت دارد. مدافعان با استقرار قدرت هوایی و دریایی مستحکم، قصد دارند چشم‌انداز یک عمل انجام‌شده کم‌خطر را از بین ببرند. همان‌طور که گلن اسنایدر، نظریه‌پرداز، در سال ۱۹۵۹ مشاهده کرد، حتی نیروهایی که برای دفاع در برابر یک حمله تمام‌عیار بسیار ضعیف هستند، با اطمینان از اینکه متجاوز نمی‌تواند به یک پیروزی سریع و بی‌دردسر دست یابد، به بازدارندگی کمک می‌کنند.[2][4]

سرمایه‌گذاری‌های اولیه بیشتر در قابلیت‌های انکار، از نظر ساختاری احتمال دستیابی دشمن به یک پیروزی سریع را کاهش می‌دهد.

ضرورت استراتژی انکار در فضای سایبری، جایی که اکوسیستم فاقد تخریب حتمی متقابل یا سپرهای جغرافیایی است، بارزتر است. جوزف نای توضیح می‌دهد: «برای اینکه بازدارندگی از طریق انکار موثر باشد، باید هزینه تجاوز را با سخت‌تر کردن تصرف هدف، سخت‌تر کردن حفظ آن، یا هر دو، غیرسودآور کند.» استراتژی‌ای که دفاع و تاب‌آوری را در اولویت قرار می‌دهد، تضمین می‌کند که زیرساخت‌های حیاتی می‌توانند در برابر حملات مقاومت کرده و به سرعت بازیابی شوند. این امر اختلال سیستمی مورد نظر دشمنان را از آن‌ها سلب کرده و آن‌ها را مجبور می‌سازد تا منابع قابل‌توجهی را برای دستاوردهای استراتژیک ناچیز صرف کنند.[5]

در فضای سایبری، بازدارندگی به شدت بر ایجاد شبکه‌های مقاومی متکی است که بتوانند در برابر حملات تاب آورده و بازیابی شوند.

هر دو استراتژی به جای واقعیت عینی توازن نظامی، کاملاً به ادراکات متجاوز بالقوه بستگی دارند. همان‌طور که توماس شلینگ، اقتصاددان، مشاهده کرد: «مسئله مهم صرفاً داشتن یک قابلیت نیست، بلکه نشان دادن تمایل، و در واقع الزام، به استفاده از آن است.» اگر تهدیدات یک مدافع به جای یک عامل بازدارنده خاص مرتبط با یک اقدام معین، به عنوان یک سیاست کلی خصمانه تلقی شود، کارایی خود را از دست می‌دهد. مدل‌های اقتصادی درگیری کیسوکه ناکائو در سال ۲۰۱۹ نشان می‌دهد که در حالی که مجازات با آسیب رساندن به ارزش‌های غیرنظامی، هزینه‌ها را به طور متناسب برای متجاوز افزایش می‌دهد، استراتژی انکار با ایجاد اختلال مستقیم در نیروهای نظامی، احتمال تجاوز متقابل را به طور نامتناسبی بالا می‌برد.[2][3]

گذار از مجازات به انکار، بازتابی از بلوغ تفکر استراتژیک در عصر تهدیدات توزیع‌شده است. در حالی که استراتژی امنیت ملی بریتانیا در سال ۲۰۱۰ خاطرنشان کرد که «در حال حاضر هیچ کشوری ترکیب قابلیت و نیت لازم برای ایجاد یک تهدید نظامی متعارف علیه تمامیت ارضی بریتانیا را ندارد»، تکامل سریع فناوری نیازمند انطباق مداوم است. مدافعان با سرمایه‌گذاری سنگین در ظرفیت سلب موفقیت - خواه از طریق شبکه‌های سایبری مقاوم‌سازی‌شده یا رهگیرهای مستقر در خطوط مقدم - معماری پایدارتری برای قرن بیست و یکم بنا می‌کنند. دشواری محض در اجرای یک حمله موفق، خود به قدرتمندترین عامل بازدارنده تبدیل می‌شود.[6]

چرا مهم است

درک سازوکار بازدارندگی توضیح می‌دهد که چرا کشورها به جای اتکای صرف به تهدید موشک‌های دوربرد، میلیاردها دلار برای مقاوم‌سازی زیرساخت‌ها و استقرار نیروهای پیشرو هزینه می‌کنند. با کشیده شدن دامنه درگیری‌ها به فضای سایبری و مناطق خاکستری، توانایی سلب موفقیت از دشمن به سپر اصلی محافظت از اقتصادهای غیرنظامی و نهادهای دموکراتیک تبدیل شده است.

آنچه نمی‌دانیم

  • میزان اثربخشی توسعه بازدارندگی از طریق انکار در گستره وسیع زیرساخت‌های تحت مالکیت خصوصی در اکوسیستم سایبری جهانی.
  • اینکه آیا دشمنان استقرار گسترده نیروهای پیشرو را به عنوان تدابیر دفاعی تفسیر خواهند کرد یا به عنوان آماده‌سازی برای یک حمله تهاجمی.
  • آستانه دقیق مجازات لازم برای بازداشتن یک بازیگر دولتی با انگیزه بالا از پیگیری منافع استراتژیک اصلی خود.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مدافعان استراتژی انکار 40%حامیان استراتژی مجازات 30%تحلیلگران ادراکی 30%
  1. [1]Air Universityمدافعان استراتژی انکار

    Deterrence by Denial: Theory and Practice

    مطالعه در Air University
  2. [2]RANDتحلیلگران ادراکی

    Understanding Deterrence

    مطالعه در RAND
  3. [3]Munich Personal RePEc Archiveتحلیلگران ادراکی

    Modeling Deterrence by Denial and by Punishment

    مطالعه در Munich Personal RePEc Archive
  4. [4]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  5. [5]Lawfareمدافعان استراتژی انکار

    Deterrence by Denial: The Missing Element of U.S. Cyber Strategy

    مطالعه در Lawfare
  6. [6]Parliament UKحامیان استراتژی مجازات

    Deterrence in the 21st Century

    مطالعه در Parliament UK
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.