رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانهنر عملیاتیگزارش تحلیلی· 4 دقیقه مطالعه· در دفاع و امنیت

منبع قدرت: مرکز ثقل در هنر عملیاتی چگونه شناسایی و هدف‌گذاری می‌شود

مرکز ثقل نظامی، منبع اصلی قدرت فیزیکی یا روانی است که به یک نیرو امکان عمل می‌دهد. طراحان نظامی آن را نه برای حمله مستقیم، بلکه برای نقشه‌برداری از آسیب‌پذیری‌های حیاتی و فروپاشی سیستمی که آن را سرپا نگه می‌دارد، شناسایی می‌کنند.

به قلم پریسا مرادی

سنت‌گرایان دکترینال 40%اصلاح‌طلبان مفهومی 35%تحلیلگران سیستمی 25%
سنت‌گرایان دکترینال
استدلال می‌کنند که مرکز ثقل شالوده اساسی برنامه‌ریزی عملیاتی است که راهبرد را به تاکتیک پیوند می‌دهد.
اصلاح‌طلبان مفهومی
استدلال می‌کنند که این مفهوم منسوخ شده، به راحتی مورد سوءتفاهم قرار می‌گیرد و با اشتباه گرفتن نقاط قوت با آسیب‌پذیری‌ها، اغلب به هدف‌گذاری‌های ناقص منجر می‌شود.
تحلیلگران سیستمی
مرکز ثقل را نه به عنوان یک گره واحد، بلکه به عنوان یک سیستم تطبیقی پیچیده می‌بینند که نیازمند تجزیه چنددامنه‌ای است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • طراحان دکترینال غیرغربی
  • متخصصان جنگ سایبری و نامتقارن

مرکز ثقل، موجودیت، ویژگی یا منبع قدرت اصلی است که به یک نیروی نظامی قدرت، آزادی عمل یا اراده اقدام می‌بخشد. در هنر عملیاتی، طراحان این مرکز را با نقشه‌برداری از قابلیت‌های حیاتی یک سیستم شناسایی می‌کنند و به جای حمله مستقیم به نقطه قوت، با هدف قرار دادن آسیب‌پذیری‌های بنیادینی که آن قابلیت‌ها را حفظ می‌کنند، به آن ضربه می‌زنند.[1]

ریشه این مفهوم به رساله «در باب جنگ» اثر کارل فون کلاوزویتس در سال ۱۸۳۲ بازمی‌گردد؛ جایی که این نظریه‌پرداز پروسی آن را به عنوان «قطب تمام قدرت و حرکت که همه‌چیز به آن بستگی دارد» توصیف کرد. امروزه، این مفهوم شالوده دکترین برنامه‌ریزی مشترک ایالات متحده و متحدانش را تشکیل می‌دهد و به عنوان پلی تحلیلی میان اهداف راهبردی و اجرای تاکتیکی عمل می‌کند.[1][2]

شناسایی مرکز ثقل نیازمند تفکیک عنصر خاصی است که به دشمن اجازه می‌دهد به هدف خود دست یابد. برای یک بازیگر دولتی متعارف، این عنصر ممکن است یک سپاه زرهی میدانی یا یک ساختار فرماندهی متمرکز باشد؛ اما برای یک گروه شورشی، اغلب حمایت ایدئولوژیک جمعیت محلی است.[5]

ستاد مشترک ارتش ایالات متحده این فرآیند شناسایی را از طریق «روش‌شناسی استرنج» که به نام دکتر جو استرنج از کالج جنگ نیروی دریایی نام‌گذاری شده و در سال ۱۹۹۶ معرفی گردید، رسمی کرده است. این چارچوب، مرکز ثقل را به سه جزء فرعی تجزیه می‌کند: قابلیت‌های حیاتی، الزامات حیاتی و آسیب‌پذیری‌های حیاتی.[1]

روش‌شناسی استرنج یک منبع قدرت را به سه جزء فرعی تجزیه می‌کند تا آسیب‌پذیری‌های قابل هدف‌گیری را شناسایی کند.

قابلیت‌های حیاتی، توانمندی‌های اصلی هستند که مرکز ثقل را به یک تهدید تبدیل می‌کنند؛ یعنی آنچه که واقعاً می‌تواند انجام دهد. اگر مرکز ثقل یک گروه ضربت ناو هواپیمابر باشد، قابلیت حیاتی آن اعمال قدرت هوایی و کنترل دریایی در شعاع ۱۰۰۰ مایل دریایی است.[1]

الزامات حیاتی شامل شرایط، منابع و ابزارهایی است که برای اجرای آن قابلیت‌ها توسط مرکز ثقل ضروری هستند. گروه ضربت ناو هواپیمابر به میلیون‌ها گالن سوخت هوانوردی، ارتباطات ماهواره‌ای امن و تدارکات مستمر در حین حرکت نیاز دارد.

الزامات حیاتی شامل شرایط، منابع و ابزارهایی است که برای اجرای آن قابلیت‌ها توسط مرکز ثقل ضروری هستند.

آسیب‌پذیری‌های حیاتی زیرمجموعه‌ای از الزامات حیاتی هستند که دارای نقص بوده یا در برابر حملات مستقیم و غیرمستقیم آسیب‌پذیرند. طراحان نظامی خود ناو هواپیمابر را هدف قرار نمی‌دهند؛ بلکه ناوگان پشتیبانی بدون زرهی را که سوخت آن را تامین می‌کنند هدف می‌گیرند و بدین ترتیب، بدون درگیری با دفاع اصلی مرکز ثقل، آن را خنثی می‌کنند.[1][5]

با وجود اهمیت دکترینال، این مفهوم در میان نظریه‌پردازان نظامی به شدت مورد بحث است. منتقدان استدلال می‌کنند که این چارچوب غالباً به اشتباه به کار می‌رود و طراحان به طور معمول مرکز ثقل (نقطه قوت) را با یک آسیب‌پذیری حیاتی (نقطه ضعف) اشتباه می‌گیرند.[3]

هنگامی که یک آسیب‌پذیری به اشتباه به عنوان مرکز ثقل برچسب‌گذاری می‌شود، طراحان عملیاتی با خطر تخصیص نادرست منابع مواجه می‌شوند و بر اهداف تاکتیکی تمرکز می‌کنند که در واقع منبع اصلی قدرت دشمن را تضعیف نمی‌کند. این امر به جای فروپاشی سیستمی، به هدف‌گذاری‌های از هم گسیخته منجر می‌شود.[3][4]

تجزیه ساختاری یک مرکز ثقل.

در مقابل، مدافعان این مفهوم تاکید دارند که در صورت اجرای دقیق، این تحلیل طراحان را وادار به تفکر سیستمی می‌کند. این رویکرد از فرسایش منابع نظامی در درگیری‌های حاشیه‌ای جلوگیری کرده و تضمین می‌کند که هر اقدام تاکتیکی با هدف تضعیف منبع واقعی قدرت دشمن مرتبط باشد.[6]

کاربرد این تحلیل فراتر از جنگ‌های جنبشی (فیزیکی) است. در عملیات‌های چنددامنه‌ای مدرن، مرکز ثقل ممکن است یک شبکه همجوشی داده‌ها، یک بخش اقتصادی غیرنظامی یا یک ساختار ائتلافی باشد.[4]

در این محیط‌ها، آسیب‌پذیری‌های حیاتی اغلب به جای فیزیکی بودن، ماهیت دیجیتال یا شناختی دارند. یک عملیات سایبری که سیستم‌های کنترل صنعتی یک شبکه برق را هدف قرار می‌دهد، نشان‌دهنده حمله‌ای مستقیم به یک الزام حیاتی است که به طور کامل از سدهای دفاعی فیزیکی عبور می‌کند.

چالش تحلیلگران اطلاعاتی معاصر این است که دشمنان مدرن سیستم‌های خود را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که مراکز ثقل آن‌ها پنهان بماند و فرماندهی و کنترل را در شبکه‌های غیرمتمرکز توزیع می‌کنند تا نقاط شکست واحد را از بین ببرند.[4][5]

کارایی این چارچوب نه در یافتن یک هدف واحد، بلکه در نقشه‌برداری از وابستگی‌های پیچیده یک سیستم متخاصم نهفته است. با درک آنچه دشمن برای عملکرد خود به آن نیاز دارد، طراحان به طور سیستماتیک ظرفیت جنگی آن‌ها را از بین می‌برند.[1][6]

چرا مهم است

درک نحوه شناسایی مرکز ثقل توسط طراحان نظامی نشان می‌دهد که چرا کارزارهای مدرن اغلب به جای درگیری مستقیم با قوی‌ترین یگان‌های رزمی دشمن، لجستیک، گره‌های فرماندهی یا اراده عمومی را هدف قرار می‌دهند. این همان چارچوبی است که اهداف راهبردی را به اهداف تاکتیکی تبدیل می‌کند.

روند رویداد

  1. ۱۸۳۲

    رساله «در باب جنگ» اثر کارل فون کلاوزویتس پس از مرگ وی منتشر شد و مفهوم «قطب تمام قدرت و حرکت» را معرفی کرد.

  2. ۱۹۸۶

    ارتش ایالات متحده پس از تصویب قانون گلدواتر-نیکولز، مفهوم مرکز ثقل را به طور رسمی در دکترین مشترک خود ادغام کرد.

  3. ۱۹۹۶

    دکتر جو استرنج چارچوب CC-CR-CV را منتشر کرد و نحوه تجزیه مراکز ثقل به عناصر قابل هدف‌گیری را استانداردسازی نمود.

  4. ۲۰۲۰

    نشریه مشترک ۵-۰ کاربرد دکترینال این مفهوم را برای عملیات‌های چنددامنه‌ای مدرن به‌روزرسانی کرد.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

سنت‌گرایان دکترینال 40%اصلاح‌طلبان مفهومی 35%تحلیلگران سیستمی 25%
  1. [1]U.S. Joint Chiefs of Staffسنت‌گرایان دکترینال

    Joint Publication 5-0, Joint Planning

    مطالعه در U.S. Joint Chiefs of Staff
  2. [2]U.S. Naval War College Digital Commons

    Clausewitz's Center of Gravity

    مطالعه در U.S. Naval War College Digital Commons
  3. [3]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  4. [4]Taylor & Francis Onlineاصلاح‌طلبان مفهومی

    The centre of gravity concept: contemporary theories, comparison, and implications

    مطالعه در Taylor & Francis Online
  5. [5]Army University Pressتحلیلگران سیستمی

    The Center of Gravity

    مطالعه در Army University Press
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.