چگونه منحنیهای هزینه نهایی کاهش انتشار، راهبردهای مهار اقلیمی را بر اساس کارایی اقتصادی رتبهبندی میکنند
منحنی هزینه نهایی کاهش انتشار، چارچوبی ریاضی در اختیار برنامهریزان شرکتی و سیاستگذاران قرار میدهد تا سرمایهگذاریهای کربنزدایی را اولویتبندی کرده و ارتقای بهرهوریِ کاهنده هزینهها را از فناوریهای گرانقیمت و سرمایهبر تفکیک کنند.
به قلم مرجان موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- برنامهریزان شرکتی
- اولویتبندی اقدامات بهرهوری کوتاهمدت با هزینه منفی برای به حداکثر رساندن بازده مالی فوری و در عین حال کاهش انتشار پایه.
- اقتصاددانان اقلیمی
- تاکید بر لزوم تامین مالی همزمان کاهش انتشار ارزانقیمت کوتاهمدت و فناوریهای گرانقیمت بلندمدت برای جلوگیری از تنگناهای آینده.
- معاملهگران بازار کربن
- استفاده از منحنی برای پیشبینی هزینههای انطباق و قیمت اعتبارات کربن بر اساس هزینه نهایی تنِ بعدیِ قابل دسترس برای کاهش.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کشورهای در حال توسعه که نیازمند کمکهای بلاعوض سرمایهای اولیه هستند
- استارتاپهای فناوری که در حال توسعه مداخلات اثباتنشده سمت راست منحنی هستند
نکات کلیدی
- منحنیهای هزینه نهایی کاهش انتشار، مداخلات اقلیمی را بر اساس هزینه حذف یک تن متریک دیاکسید کربن معادل (CO2e) رتبهبندی میکنند.
- سمت چپ منحنی شامل اقدامات با هزینه منفی، مانند بهرهوری انرژی است که پسانداز مالی خالص ایجاد میکنند.
- سمت راست منحنی، فناوریهای گرانقیمت و دشوار برای کاهش انتشار مانند جذب مستقیم از هوا را جدا میکند که هزینه آنها میتواند از ۳۵۰ دلار در هر تن فراتر رود.
- معاملهگران کربن از این منحنی برای پیشبینی اینکه چگونه قیمتهای مشخص کربن باعث ایجاد حجم متناظری از کاهش انتشار میشود، استفاده میکنند.
- اقتصاددانان هشدار میدهند که تامین مالی صرفاً ارزانترین گزینهها در وهله اول، میتواند توسعه فناوریهای ضروری بلندمدت را به تاخیر بیندازد.
مدیران پایداری شرکتها و برنامهریزان ملی اقلیم، با در اختیار داشتن اختیار تخصیص میلیاردها دلار در میان فناوریهای رقیب، دقیقاً تعیین میکنند که کدام پروژههای کربنزدایی سرمایه دریافت کنند. پنجره تصمیمگیری مهم بعدی آنها در سال ۲۰۲۶ فرا میرسد، زمانی که مسیرهای انتشار صفر خالص برای سال ۲۰۳۰ را تدوین کرده و «مشارکتهای تعیینشده ملی» تحت توافقنامه پاریس را بهروزرسانی میکنند. این فرآیند نیازمند یک چارچوب ریاضی است تا ارتقای بهرهوریِ کاهنده هزینهها را از استقرارهای گرانقیمت و سرمایهبر تفکیک کند.[1]
ابزاری که این تخصیصهای سرمایه را هدایت میکند، منحنی هزینه نهایی کاهش انتشار (MACC) است. این منحنی که نخستین بار در سال ۲۰۰۷ توسط شرکت مکینزی اند کامپنی در سطح جهانی رواج یافت و در بهروزرسانی سال ۲۰۱۳ اصلاح شد، هر مداخله اقلیمی موجود را از ارزانترین تا گرانترین رتبهبندی میکند. این ابزار، هزینه جلوگیری از انتشار یک تن متریک دیاکسید کربن معادل (CO2e) را روی محور عمودی در برابر حجم کل انتشاری که آن مداخله میتواند حذف کند، روی محور افقی ترسیم میکند.[1][2]
معماری این منحنی، اقدام اقلیمی را به سه منطقه اقتصادی متمایز تقسیم میکند. سمت چپ منحنی نشاندهنده مداخلاتی است که در طول عمر خود واقعاً باعث صرفهجویی در هزینهها میشوند. بر اساس تحلیل مکینزی، حدود ۶۰ درصد از طرحهای مورد نیاز برای تحقق اهداف سال ۲۰۳۰ شامل افزایش بهرهوری انرژی است و ۴۹ درصد آنها یک منفعت مالی خالص محسوب میشوند.[1]
ارتقای روشنایی تجاری به الایدی، بهبود عایقبندی ساختمان یا جذب گرمای اتلافی نیازمند سرمایه اولیه است، اما کاهش متعاقب آن در قبوض آب و برق از سرمایهگذاری اولیه فراتر میرود. این اقدامات با هزینه منفی در زیر خط صفر روی محور عمودی قرار میگیرند و نشاندهنده بازده مالی به جای هزینه هستند. برای برنامهریزان شرکتی، این مداخلات سمت چپ اولویت فوری محسوب میشوند، زیرا سرمایه داخلی لازم برای تامین مالی الزامات آینده کربنزدایی را تولید میکنند.[2][3]
با حرکت به سمت راست در امتداد محور افقی، مداخلات از خط صفر عبور کرده و هزینهبر میشوند. استقرار نیروگاههای بادی خشکی یا فتوولتائیک خورشیدی در مقیاس نیروگاهی دارای هزینه نهایی مثبت است که مدل مکینزی آن را برای تحقق اهداف جهانی سال ۲۰۳۰، تقریباً ۴۰ یورو به ازای هر تن متریک دیاکسید کربن معادل برآورد کرده است.[1]
با حرکت به سمت راست در امتداد محور افقی، مداخلات از خط صفر عبور کرده و هزینهبر میشوند.
عرض این میلههای خاص بسیار زیاد است، که نشان میدهد در حالی که آنها به یارانه مالی خالص نیاز دارند، پتانسیل کاهشی در مقیاس گیگاتن ارائه میدهند. این بخش میانی منحنی، بخش عمدهای از گذار زیرساختهای فیزیکی را نشان میدهد، جایی که هزینه به ازای هر تن قابل مدیریت است، اما حجم عظیم استقرار مورد نیاز، تریلیونها دلار تامین مالی نهادی را میطلبد.[2][3]
منتهیالیه سمت راست منحنی، بخشهایی که کاهش انتشار در آنها دشوارتر است و گرانترین فناوریها را جدا میکند. مداخلاتی مانند جذب مستقیم از هوا، تولید هیدروژن سبز، یا تجهیز کارخانههای صنعتی سنگین به سیستمهای جذب و ذخیرهسازی کربن، هزینههای مازاد گزافی به همراه دارند.
به گفته تحلیلگران بازار کربن در تیکاینیتیتیو، دستیابی به انتشار صفر خالص مطلق در ایالات متحده تا سال ۲۰۵۰ میتواند مستلزم پرداخت «بیش از ۳۵۰ دلار برای آخرین تنهای کربن حذفشده» باشد. این امر شکاف سرمایهای بیش از ۴۰۰ دلار در هر تن بین ارزانترین دستاوردهای بهرهوری و راهحلهای نهایی فناورانه ایجاد میکند که نشاندهنده تفاوت شدید در کارایی سرمایه در سراسر طیف فناوریهای اقلیمی است.[3]
برای معاملهگران بازار کربن، این منحنی به عنوان یک تابع عرضه پیشبینانه عمل میکند. تیکاینیتیتیو خاطرنشان میکند: «زمانی که یک سیاست، قیمت کربن را تعیین میکند، منحنی نشان میدهد که آن قیمت چه میزان کاهش انتشار را به دنبال خواهد داشت؛ و زمانی که یک سیاست، هدف کمی را تعیین میکند، منحنی هزینه دستیابی به آن را آشکار میسازد.»
اگر قیمت کربن در سیستم تجارت انتشار اتحادیه اروپا روی ۸۰ یورو در هر تن قرار گیرد، استقرار هر فناوری روی منحنی که هزینه آن کمتر از ۸۰ یورو باشد، بلافاصله برای یک واحد صنعتیِ منتشرکننده گازهای گلخانهای سودآور میشود. این پویایی به تنظیمگران اجازه میدهد تا دقیقاً پیشبینی کنند که کدام صنایع در آستانههای قیمتی مشخص کربن، کربنزدایی خواهند کرد.[3]
با این حال، اقتصاددانان اقلیمی در بانک جهانی هشدار میدهند که پیروی دقیق از منحنی از چپ به راست میتواند تنگناهای بلندمدتی ایجاد کند. بانک جهانی یادآور میشود: «اگر بودجهای معادل x میلیون یورو برای کاهش انتشار دارید، انتخاب کمترین هزینههای کاهش، میزان کاهش انتشار را به حداکثر میرساند.» اما دستیابی به کربنزدایی عمیق تا سال ۲۰۵۰ نیازمند دگرگونی کل سیستمهای اقتصادی است، نه صرفاً مهار ارزانترین تنهای نهایی در زمان حال.
ماهیت ایستای این منحنی همچنین نحوه تعامل فناوریها را پنهان میکند. تامین مالی خودروهای الکتریکی تنها در صورتی انتشار را کاهش میدهد که شبکه برق زیربنایی نیز به طور همزمان کربنزدایی شود. علاوه بر این، هزینه فناوریهایی مانند انرژی خورشیدی و ذخیرهسازی باتری از اوایل دهه ۲۰۱۰ به شدت کاهش یافته است که به طور مداوم ارتفاع میلههای مربوط به آنها را تغییر میدهد. بنابراین، برنامهریزان باید از این منحنی برای شناسایی بهرهوریهای فوری استفاده کنند و در عین حال به فناوریهای گرانقیمت سمت راست یارانه اختصاص دهند تا هزینههای آنها پیش از فرا رسیدن ضربالاجلهای سال ۲۰۵۰ کاهش یابد.[2][3]
چرا مهم است
در شرایطی که شرکتها و دولتها تریلیونها دلار برای تحقق اهداف انتشار صفر خالص تا سال ۲۰۳۰ تخصیص میدهند، تزریق سرمایه خارج از توالی منطقی میتواند بودجههای ثابت کربنزدایی را پیش از موعد به پایان برساند. درک هزینه به ازای هر تن انتشارِ اجتنابشده، تضمین میکند که پساندازهای فوری ناشی از بهرهوری، برای تامین مالی فناوریهای گرانقیمت و دشوار برای کاهش انتشار که برای ثبات بلندمدت اقلیمی ضروری هستند، به کار گرفته شوند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه برنامهریزان شرکتی
اولویتبندی اقدامات بهرهوری کوتاهمدت با هزینه منفی، بازده مالی فوری را به حداکثر میرساند و در عین حال انتشار پایه را کاهش میدهد.
برای مدیران پایداری شرکتها، سمت چپ منحنی اولویت فوری است. با اجرای پروژههایی که زیر خط هزینه صفر قرار میگیرند - مانند ارتقا به سیستمهای روشنایی الایدی، نوسازی سیستمهای تهویه مطبوع و بازیابی گرمای اتلافی - شرکتها میتوانند بازده مالی خالص ایجاد کنند و همزمان به اهداف اولیه کاهش انتشار خود دست یابند. این مکانیسم خودتامینکننده به شرکتها اجازه میدهد تا پیش از پرداختن به الزامات کربنزدایی گرانتر و سرمایهبرتر در دهههای بعدی، ذخایر سرمایه داخلی خود را ایجاد کنند.
دیدگاه اقتصاددانان اقلیمی
پیروی دقیق از منحنی از چپ به راست، خطر از دست دادن دگرگونیهای سیستمی بلندمدت را به همراه دارد.
اقتصاددانانی که مسیرهای کربنزدایی عمیق را تحلیل میکنند، نسبت به در نظر گرفتن این منحنی به عنوان یک نقشه راه زمانیِ دقیق هشدار میدهند. در حالی که مهار ارزانترین تنهای نهایی در زمان حال، کارایی کوتاهمدت را به حداکثر میرساند، دستیابی به انتشار صفر خالص مطلق تا سال ۲۰۵۰ نیازمند استقرار فوری فناوریهای گرانقیمت سمت راست مانند جذب مستقیم از هوا و هیدروژن سبز است. به تاخیر انداختن سرمایهگذاری در این بخشهای دشوار برای کاهش انتشار تا زمان اتمام گزینههای ارزانقیمت، مانع از توسعه صرفهجوییهای ناشی از مقیاسِ ضروری میشود و در نهایت گذار نهایی را پرهزینهتر میکند.
منابع
[1]McKinsey & Companyبرنامهریزان شرکتیPathways to a low-carbon economy: Version 2 of the global greenhouse gas abatement cost curve
مطالعه در McKinsey & Company →
[2]Climateworks Centreبرنامهریزان شرکتیHow to read a marginal abatement cost curve
مطالعه در Climateworks Centre →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
