مقایسه دو چارچوب حقوقی متضاد که وضعیت بلندیهای جولان را تعیین میکنند
مقایسهای ساختاری میان قانون سال ۱۹۸۱ اسرائیل برای اعمال صلاحیت مدنی بر این قلمرو و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که این اقدام را از نظر بینالمللی باطل اعلام کرد.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اجماع حقوقی بینالمللی
- استدلال میکند که تصرف اراضی با توسل به زور غیرمجاز است و قطعنامه ۴۹۷ همچنان الزامآور است.
- حامیان ادغام داخلی
- استدلال میکند که قانون سال ۱۹۸۱، اداره غیرنظامی لازم را بدون الحاق رسمی فراهم میکند.
- طرفداران رسمیت یکجانبه
- استدلال میکند که واقعیتهای امنیتی، به رسمیت شناختن حاکمیت را علیرغم قطعنامههای سازمان ملل توجیه میکند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- ساکنان محلی دروزی که با دو سیستم حقوقی موازی سروکار دارند
- شرکتهای چندملیتی که انطباق با حوزههای قضایی متضاد را مدیریت میکنند
بررسی عمیق دیدگاهها
چارچوب قانون داخلی ۱۹۸۱
اعمال صلاحیت مدنی برای ادغام این قلمرو در ساختار اداری دولت.
**موافق:** عادیسازی اداری را فراهم میکند و به دادگاههای مدنی، جمعآوری مالیات و توسعه زیرساختها اجازه میدهد تا بدون محدودیتهای قوانین اشغال نظامی فعالیت کنند. **مخالف:** ممنوعیت بینالمللی در مورد تصرف یکجانبه اراضی را نقض میکند و مذاکرات صلح آینده را پیچیدهتر میسازد. **شواهد:** متن قانون به جای اعلام الحاق رسمی، «قانون، صلاحیت قضایی و اداره» را اعمال میکند و یک ادغام کارکردی ایجاد مینماید [۱][۲]. **مناسب است زمانی که:** یک دولت به دنبال عادیسازی زندگی روزمره غیرنظامیان و فعالیتهای اقتصادی در یک قلمرو تحت کنترل در یک دوره چند دههای باشد. **نامناسب است زمانی که:** به دنبال کسب رسمیت بینالمللی یا توافقنامههای تجاری دوجانبه با بلوکهایی باشد که قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل را به شدت اجرا میکنند.
چارچوب بینالمللی قطعنامه ۴۹۷
دستورالعمل سازمان ملل که این قلمرو را اشغالی طبقهبندی کرده و تغییرات یکجانبه در وضعیت آن را باطل میداند.
**موافق:** نظم حقوقی بینالمللی پس از سال ۱۹۴۵ را حفظ کرده و از عادیسازی فتح اراضی با توسل به زور جلوگیری میکند. **مخالف:** یک داستان حقوقی ایستا ایجاد میکند که ۴۵ سال واقعیت جمعیتی و اداری موجود در میدان را نادیده میگیرد. **شواهد:** رأی ۱۵-۰ شورای امنیت و اتکای مداوم اتحادیه اروپا و دادگاههای بینالمللی به این قطعنامه برای تعیین تعرفههای گمرکی و اجرای معاهدات [۴][۸]. **مناسب است زمانی که:** نهادهای بینالمللی به یک مبنای حقوقی استاندارد برای تنظیم تجارت، تعرفهها و روابط دیپلماتیک در خصوص مناطق مورد مناقشه نیاز داشته باشند. **نامناسب است زمانی که:** تلاش شود واقعیتهای اداری و امنیتی روزمره جمعیت غیرنظامی ساکن در این قلمرو حلوفصل گردد.
چرا مهم است
این شکاف حقوقی تعیین میکند که شرکتهای بینالمللی چگونه در این قلمرو فعالیت کنند، مرزها در توافقات منطقهای آینده چگونه مذاکره شوند، و اینکه آیا به رسمیت شناختن این منطقه توسط ایالات متحده در سال ۲۰۱۹، رویهای برای تصرف اراضی با توسل به زور ایجاد میکند یا خیر.
در ۱۴ دسامبر ۱۹۸۱، کنست اسرائیل لایحهای سهمادهای را تصویب کرد که «قانون، صلاحیت قضایی و اداره» این کابینه را بر بلندیهای جولان اعمال میکرد؛ فلاتی به مساحت ۱۲۰۰ کیلومتر مربع که در جریان جنگ ششروزه سال ۱۹۶۷ از سوریه تصرف شده بود. سه روز بعد، شورای امنیت سازمان ملل متحد با ۱۵ رأی موافق و بدون رأی مخالف، قطعنامه ۴۹۷ را به تصویب رساند و اقدام قانونگذاری اسرائیل را «باطل، فاقد اعتبار و بدون اثر حقوقی بینالمللی» اعلام کرد.[1][7]
این دو سند، یک تضاد حقوقی ساختاری را پایهگذاری کردند که ۴۵ سال بعد همچنان بر این قلمرو حاکم است. چارچوب اسرائیل با این منطقه به عنوان یک ناحیه غیرنظامی کاملاً ادغامشده برخورد میکند، در حالی که چارچوب بینالمللی که بر پایه منشور سازمان ملل استوار است، آن را به عنوان قلمرو اشغالی سوریه طبقهبندی کرده و مشمول قوانین درگیریهای مسلحانه میداند.[4][5]
قانون سال ۱۹۸۱ بلندیهای جولان به طور قابلتوجهی واژه «الحاق» را از متن خود حذف کرده است. حقوقدانان استدلال میکنند که این یک انتخاب ساختاریِ عامدانه بود تا بدون الحاق رسمی زمینها تحت حقوق بینالملل، اقتدار مدنی را گسترش داده و جایگزین اداره نظامی شود که از سال ۱۹۶۷ بر منطقه حاکم بود. این مانور حقوقی به دولت اجازه میدهد تا دقیقاً همانطور که در الجلیل یا نقب عمل میکند، مالیات جمعآوری کند، مجوز ساختوساز صادر کند و مقررات زیستمحیطی داخلی را به اجرا بگذارد.[1][2]
در مقابل، قطعنامه ۴۹۷ بر اصل بنیادین حقوق بینالملل مبنی بر غیرمجاز بودن تصرف اراضی با توسل به زور استوار است. این قطعنامه الزام میکند که مفاد کنوانسیون چهارم ژنو همچنان بر این قلمرو سوریه اعمال شود؛ به این معنا که قدرت اشغالگر نمیتواند وضعیت جمعیتی، اداری یا حقوقی منطقه را به طور دائمی تغییر دهد.[4][5]
در مقابل، قطعنامه ۴۹۷ بر اصل بنیادین حقوق بینالملل مبنی بر غیرمجاز بودن تصرف اراضی با توسل به زور استوار است.
کشورهای اروپایی و دادگاههای بینالمللی برای تعیین روابط اقتصادی و دیپلماتیک، به شدت به چارچوب قطعنامه ۴۹۷ متکی هستند. از آنجا که این قطعنامه از نظر حقوقی مرزهای به رسمیت شناختهشده اسرائیل در سال ۱۹۴۸ را از مناطق تصرفشده در سال ۱۹۶۷ جدا میکند، اتحادیه اروپا عوارض گمرکی متفاوتی را بر کالاهای تولیدشده در بلندیهای جولان اعمال کرده و این قلمرو را از توافقنامههای تجاری و تحقیقاتی دوجانبه مستثنی میکند.[4]
این واقعیت حقوقی دوگانه تا ۲۵ مارس ۲۰۱۹ تا حد زیادی ثابت باقی ماند، تا اینکه ایالات متحده با به رسمیت شناختن رسمی حاکمیت اسرائیل بر این فلات، اجماع بینالمللی را در هم شکست. بیانیه ریاستجمهوری آمریکا استدلال کرد که نیازهای امنیتی منحصربهفرد اسرائیل این اقدام را توجیه میکند و عملاً قانون داخلی سال ۱۹۸۱ را بر قطعنامه سال ۱۹۸۱ سازمان ملل ترجیح داد.[3][6]
این تغییر دیپلماتیک یک محیط حقوقی ثالث ایجاد کرد که در آن نهادهای فدرال ایالات متحده، از جمله وزارت امور خارجه و اداره گمرک و حفاظت مرزی، با این قلمرو متفاوت از همتایان اروپایی یا سازمان ملل خود برخورد میکنند. کالاهای صادرشده از این منطقه به ایالات متحده اکنون میتوانند برچسب «ساخت اسرائیل» داشته باشند که در تضاد مستقیم با الزامات برچسبگذاری اتحادیه اروپا است.[3][7]
با این حال، جامعه بینالمللی به طور گسترده اقدام سال ۲۰۱۹ ایالات متحده را صراحتاً رد کرد. در روزهای پس از این بیانیه، اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و چندین کشور متحد، پایبندی خود را به قطعنامه ۴۹۷ مجدداً تأیید کردند و اظهار داشتند که قوانین داخلی و به رسمیت شناختن یکجانبه نمیتواند مرزهای تثبیتشده بینالمللی یا دستورات شورای امنیت را نقض کند. شکاف ساختاری میان اعمال قوانین داخلی و عدم رسمیت بینالمللی، همچنان ویژگی بارز وضعیت امروز این قلمرو است.[4][5][8]
نکات کلیدی
- قانون سال ۱۹۸۱ بلندیهای جولان، صلاحیت مدنی اسرائیل را بدون استفاده صریح از واژه الحاق، بر این قلمرو اعمال کرد.
- قطعنامه ۴۹۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد با اتفاق آرا، اقدام قانونگذاری اسرائیل را بر اساس حقوق بینالملل باطل و فاقد اعتبار اعلام کرد.
- اتحادیه اروپا و دادگاههای بینالمللی با استناد به قطعنامه ۴۹۷، این قلمرو را از توافقنامههای تجاری دوجانبه با اسرائیل مستثنی میکنند.
- ایالات متحده در سال ۲۰۱۹ حاکمیت اسرائیل را به طور رسمی به رسمیت شناخت و شکافی در نحوه طبقهبندی این منطقه توسط کشورهای غربی ایجاد کرد.
منابع
[1]Ministry of Foreign Affairsحامیان ادغام داخلیGOLAN HEIGHTS LAW
مطالعه در Ministry of Foreign Affairs →
[2]BrooklynWorksحامیان ادغام داخلیApplication of Israeli Law to the Golan Heights Is Not Annexation
مطالعه در BrooklynWorks →
[3]American Journal of International Lawطرفداران رسمیت یکجانبهUnited States Recognizes Israeli Sovereignty Over the Golan Heights
مطالعه در American Journal of International Law →
[4]GPILاجماع حقوقی بینالمللیNon-recognition of Israeli annexation of the occupied Syrian Golan - GPIL
مطالعه در GPIL →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[7]Arab Center Washington DCاجماع حقوقی بینالمللیTrump and the Occupied Syrian Golan Heights
مطالعه در Arab Center Washington DC →
[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
