رفتن به محتوای اصلی
بررسی عمیق کوهستانماده ۱۷تحلیل هزینه-فایده· به‌روزرسانی · 4 دقیقه مطالعه· در ورزش

مرز «دلیل موجه»: ماده ۱۷ فیفا چگونه فسخ یک‌طرفه قرارداد در فوتبال را کنترل می‌کند؟

ماده ۱۷ فیفا جریمه‌های مالی و ورزشی برای نقض قرارداد را تعیین می‌کند و عملاً یک مکانیزم فسخ پرخطر برای بازیکنانی که خارج از دوره حفاظت‌شده خود هستند، می‌سازد. بررسی‌های تطبیقی نشان می‌دهد که دادگاه‌ها چگونه غرامت را محاسبه می‌کنند و چه زمانی فسخ یک‌طرفه به جایگزینی منطقی برای نقل‌وانتقالات سنتی تبدیل می‌شود.

به قلم روکسین بهرامی

این خبر را به اشتراک بگذارید

به‌طور خلاصه

  • بازیکنان زیر ۲۸ سال با یک دوره حفاظت‌شده سه‌ساله روبه‌رو هستند که نقض قرارداد در آن، محرومیت‌های ورزشی سنگینی در پی دارد.
  • بازیکنان ۲۸ ساله و بالاتر دوره حفاظت‌شده کوتاه‌تر دوساله دارند.
  • فسخ قرارداد خارج از دوره حفاظت‌شده، محرومیت‌های ورزشی را لغو کرده و تنها غرامت مالی باقی می‌گذارد که توسط دادگاه تعیین می‌شود.

بازیکنی که بدون اجازه باشگاهش از یک قرارداد چند میلیون یورویی بیرون می‌آید، دیگر دست به یک قمار نابودکننده برای دوران حرفه‌ای‌اش نزده است؛ این یک مانور حقوقی حساب‌شده است که توسط یک مرز قانونی پرمخاطره کنترل می‌شود. وقتی یک فوتبالیست حرفه‌ای قراردادی پنج‌ساله امضا می‌کند، تصور عمومی این است که او تا پایان قرارداد یا تا زمانی که یک تیم رقیب مبلغ رضایت‌نامه توافق‌شده را بپردازد، به آن باشگاه زنجیر شده است.[2]

این تصور زیر بار ماده ۱۷ مقررات نقل‌وانتقالات و وضعیت بازیکنان فیفا (RSTP) در هم می‌شکند. این قانون که در سال ۲۰۰۱ برای همگام‌سازی بازار جهانی نقل‌وانتقالات با قوانین کار اتحادیه اروپا تدوین شد، جریمه‌های دقیق مالی و ورزشی برای فسخ یک‌طرفه را تعیین می‌کند.[1]

لحظه سرنوشت‌ساز در ۳۰ ژانویه ۲۰۰۸ فرا رسید. دادگاه حکمیت ورزش (CAS) تصمیمی صادر کرد که روزنامه گاردین به درستی آن را لحظه‌ای توصیف کرد که «وبستر در حکم تاریخی درباره قراردادها پیروز شد.» اندی وبستر، مدافع اسکاتلندی، از هارت آف میدلوتیان جدا شد و دادگاه حکم داد که او به جای یک مبلغ هنگفت نقل‌وانتقالاتی، تنها ۱۵۰ هزار پوند — یعنی ارزش باقی‌مانده دستمزدش — به باشگاه بدهکار است.

آن رقم ۱۵۰ هزار پوندی، توازن قدرت در فوتبال جهان را از اساس تغییر داد. این حکم ثابت کرد که قرارداد یک پیوند ناگسستنی نیست؛ بلکه یک ابزار مالی است که بند فسخ قابل‌محاسبه آن مستقیماً در قوانین ورزشی بین‌المللی نوشته شده است.[2]

این مکانیزم کاملاً به «دوره حفاظت‌شده» بستگی دارد. برای بازیکنانی که قبل از تولد ۲۸ سالگی خود قرارداد امضا می‌کنند، این دوره سه سال طول می‌کشد. برای بازیکنانی که در سن ۲۸ سالگی یا بالاتر امضا می‌کنند، این دوره به دو سال کاهش می‌یابد.

طول دوره حفاظت‌شده یک بازیکن کاملاً به سن او در زمان امضای قرارداد بستگی دارد.

نقض قرارداد در داخل این دوره حفاظت‌شده، محرومیت‌های ورزشی فاجعه‌باری به همراه دارد. موسسه «گلوبال اسپورتس ادووکیتس» خاطرنشان می‌کند که دادگاه‌های فیفا معمولاً برای بازیکنانی که بدون یک «دلیل موجه» قانونی زودتر از موعد جدا می‌شوند، محرومیت‌های چهار تا شش ماهه در نظر می‌گیرند.

علاوه بر این، باشگاهی که بازیکنی را جذب کند که در دوره حفاظت‌شده نقض قرارداد کرده است، با محرومیت از دو پنجره نقل‌وانتقالاتی روبه‌رو می‌شود. این مسئولیت مشترک عملاً مانع از آن می‌شود که تیم‌های بزرگ در دو یا سه سال اول یک قرارداد، با تحریک بازیکنان به نقض قرارداد، استعدادها را شکار کنند.

به محض پایان دوره حفاظت‌شده، محرومیت‌های ورزشی دود می‌شوند و به هوا می‌روند. بازیکنی که قراردادش را در سال چهارم از یک قرارداد پنج‌ساله فسخ می‌کند، تنها با عواقب مالی روبه‌روست. او باید غرامت بپردازد، اما از رفتن به زمین برای کارفرمای جدیدش محروم نخواهد شد.

محاسبه این غرامت همان جایی است که میدان نبرد حقوقی تغییر می‌کند. هدف قانونی اعلام‌شده «حفظ ثبات قراردادی بین حرفه‌ای‌ها و باشگاه‌ها» است که دادگاه‌ها را ملزم می‌کند تا آسیب مالی خاص ناشی از جدایی را بسنجند.

دادگاه‌ها دستمزد باقی‌مانده بازیکن، مبالغ پرداختی توسط باشگاه قبلی برای جذب او، و «ویژگی خاص ورزش» را ارزیابی می‌کنند. این بند آخر به داوران اجازه می‌دهد تا رقم نهایی را بر اساس اهمیت بازیکن برای تیم و زمان‌بندی نقض قرارداد تنظیم کنند.

تعهدات مالی و ورزشی بسته به زمان و دلیل فسخ قرارداد به شدت تغییر می‌کنند.

مسیر مجزایی نیز تحت ماده ۱۴ وجود دارد: فسخ با «دلیل موجه». اگر باشگاهی دستمزد بازیکنی را برای دو ماه متوالی پرداخت نکند، بازیکن می‌تواند با یک دوره اخطار ۱۵ روزه، باشگاه را در وضعیت قصور قرار دهد.

اگر باشگاه نتواند در آن ۱۵ روز بدهی‌ها را تسویه کند، بازیکن می‌تواند بلافاصله قرارداد را فسخ کند. در این سناریو، بازیکن هیچ غرامتی بدهکار نیست و آزاد است تا با هر جای دیگری قرارداد ببندد، در حالی که باشگاه متخلف با محرومیت روبه‌رو می‌شود و باید مابقی ارزش قرارداد را بپردازد.

بررسی‌های آکادمیک، مانند تحلیل ریسرچ‌گیت درباره «سازگاری با قوانین اتحادیه اروپا»، تنش بین تمایل فیفا برای ثبات ترکیب تیم‌ها و قوانین سخت‌گیرانه اتحادیه اروپا در مورد جابه‌جایی آزاد نیروی کار را برجسته می‌کند. ماده ۱۷ همان مصالحه‌ای است که سیستم نقل‌وانتقالات را از برچیده شدن توسط دادگاه‌های کار نجات می‌دهد.[1]

«تحلیل مبتنی بر CAS» در رکورد آف لا نشان می‌دهد که دادگاه‌ها از یک فرمول خشک و یکسان برای همه استفاده نمی‌کنند. در برخی موارد، غرامت دقیقاً همان دستمزد باقی‌مانده است؛ در موارد دیگر، شامل بخشی از ارزش تخمینی بازیکن در بازار می‌شود که یک لایه دائمی از ریسک مالی ایجاد می‌کند.

جدول زمانی سخت‌گیرانه فیفا برای بازیکنانی که به دلیل عدم دریافت دستمزد به دنبال فسخ قرارداد هستند.

همین غیرقابل پیش‌بینی بودن دقیقاً دلیلی است که «حکم وبستر» باعث خروج دسته‌جمعی بازیکنان برای خریدن قراردادهای خودشان نشد. تهدید اینکه دادگاه CAS تصمیم بگیرد «ویژگی خاص ورزش» مستلزم غرامت ۱۰ میلیون یورویی است، بیشتر اختلافات را روی میز مذاکره نگه می‌دارد.

قدرت واقعی ماده ۱۷ در اهرم فشار آن نهفته است. وقتی یک بازیکن باتجربه وارد سال آخر قراردادش می‌شود، این آگاهی که می‌تواند با حداقل ریسک ورزشی قرارداد را یک‌طرفه فسخ کند، باشگاه‌های فروشنده را مجبور می‌کند تا به جای از دست دادن بازیکن با غرامت محاسبه‌شده توسط دادگاه، به مبالغ پایین‌تر رضایت‌نامه تن دهند.[2]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

فسخ یک‌طرفه پس از دوره حفاظت‌شده (ماده ۱۷)

بازیکن پس از پایان پنجره ثبات دو یا سه‌ساله، قرارداد خود را می‌خرد.

**موافق:** به بازیکن کنترل نهایی بر مقصدش را می‌دهد بدون اینکه نیازی باشد باشگاه خریدار برای مبلغ رضایت‌نامه مذاکره کند. **مخالف:** بازیکن و باشگاه جدیدش را در معرض احکام غیرقابل پیش‌بینی غرامت مالی CAS قرار می‌دهد که می‌تواند هزینه‌های جایگزینی را نیز لحاظ کند. **شواهد:** پرونده اندی وبستر در سال ۲۰۰۸ ثابت کرد که غرامت می‌تواند به اندازه دستمزد باقی‌مانده (۱۵۰ هزار پوند) پایین باشد، اما احکام بعدی CAS گاهی اوقات با استفاده از بند «ویژگی خاص ورزش» این رقم را متورم کرده‌اند. **مناسب است وقتی:** بازیکن در یک قرارداد با دستمزد پایین است و زمان کمی از آن باقی مانده، و باشگاه فروشنده مبلغ اخاذانه‌ای برای انتقال طلب می‌کند. **نامناسب است وقتی:** بازیکن یک دارایی باارزش با دستمزد نجومی است، جایی که دادگاه ممکن است غرامت چند میلیون یورویی تعیین کند.

فسخ به دلیل موجه (ماده ۱۴)

بازیکن به دلیل ناتوانی باشگاه در انجام تعهدات اساسی، که معمولاً دستمزد پرداخت‌نشده است، قرارداد را قطع می‌کند.

**موافق:** بازیکن با انتقال آزاد جدا می‌شود، با هیچ محرومیت ورزشی روبه‌رو نمی‌شود و قانوناً حق دارد کل ارزش باقی‌مانده قراردادش را از باشگاه متخلف دریافت کند. **مخالف:** بازیکن باید حداقل دو ماه دستمزد پرداخت‌نشده را تحمل کند و قبل از اقدام، یک دوره اخطار قانونی سخت‌گیرانه ۱۵ روزه را طی کند. **شواهد:** نسخه به‌روزشده RSTP فیفا صراحتاً دو ماه حقوق معوقه را به عنوان مرز دلیل موجه تعریف می‌کند و ابهامی را که قبلاً گریبان‌گیر دادگاه‌های داوری بود، از بین می‌برد. **مناسب است وقتی:** یک باشگاه در مضیقه مالی واقعی است و به وضوح تعهدات پرداخت خود را نقض کرده است. **نامناسب است وقتی:** اختلاف صرفاً ورزشی است (مثلاً کمبود زمان بازی)، که فیفا به ندرت آن را به عنوان دلیل کافی برای فسخ فوری می‌پذیرد.

انتقال توافقی سنتی

باشگاه خریدار، باشگاه فروشنده و بازیکن برای انتقال ثبت‌نام به یک توافق مالی دست می‌یابند.

**موافق:** قطعیت حقوقی مطلق را فراهم می‌کند. ریسک دادگاه‌های CAS، محرومیت‌های ورزشی یا ادعاهای غرامت عطف به ماسبق صفر است. **مخالف:** بازیکن را کاملاً در چنگال ارزش‌گذاری باشگاه فروشنده رها می‌کند، که اغلب در صورت برآورده نشدن قیمت درخواستی، منجر به فروپاشی انتقال می‌شود. **شواهد:** با وجود وجود ماده ۱۷ از سال ۲۰۰۱، اکثریت قریب به اتفاق جابه‌جایی‌های بازیکنان تحت قرارداد بین باشگاه‌ها هنوز از طریق توافق‌نامه‌های انتقال دوجانبه انجام می‌شود تا از خطرات داوری جلوگیری شود. **مناسب است وقتی:** هر سه طرف انگیزه تکمیل معامله را دارند و باشگاه خریدار سرمایه لازم برای برآورده کردن ارزش‌گذاری‌های بازار را دارد. **نامناسب است وقتی:** باشگاه فروشنده از مذاکره با یک رقیب خاص امتناع می‌ورزد و بازیکن را مجبور می‌کند تا مکانیزم‌های قانونی یک‌طرفه را بررسی کند.

نمایندگان بازیکنان 35%باشگاه‌های فروشنده 35%داوران حقوقی 30%
نمایندگان بازیکنان
ماده ۱۷ را یک حمایت حیاتی از نیروی کار می‌دانند که مانع از آن می‌شود باشگاه‌ها ورزشکاران را با ارزش‌گذاری‌های غیرمنطقی در نقل‌وانتقالات به گروگان بگیرند.
باشگاه‌های فروشنده
استدلال می‌کنند که فسخ یک‌طرفه، ثبات مالی این ورزش را تضعیف کرده و سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در استعدادیابی و پرورش بازیکن را بی‌ارزش می‌کند.
داوران حقوقی
بر ایجاد تعادل بین قوانین تحرک نیروی کار اروپا و نیاز منحصربه‌فرد به ثبات ترکیب در ورزش‌های حرفه‌ای تمرکز دارند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • باشگاه‌های سازنده کوچک‌تر که به حق رشد و هزینه انتقال وابسته‌اند.
  • اسپانسرهای تجاری شخص ثالث.

منابع

پوشش منابع

2 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

نمایندگان بازیکنان 35%باشگاه‌های فروشنده 35%داوران حقوقی 30%
  1. [1]ResearchGateداوران حقوقی

    Article 17 of the Fifa Regulations on the Status and Transfer of Players: Compatibility with EU Law

    مطالعه در ResearchGate →
  2. [2]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار ورزش با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.