رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاناقتصاد اپ استورگزارش تحلیلی· 6 دقیقه مطالعه· در بازی و ورزش‌های الکترونیک

کارمزد ۳۰ درصدی پلتفرم‌ها: ساختار کمیسیون اپ استور و گوگل پلی چگونه اقتصاد بازی‌های موبایلی را دیکته می‌کند

سهم استاندارد ۳۰ درصدی پلتفرم‌های موبایلی، نحوه درآمدزایی، طراحی و بقای بازی‌ها را شکل می‌دهد. در حالی که چالش‌های حقوقی تغییراتی تدریجی در قوانین پرداخت‌های درون‌برنامه‌ای ایجاد می‌کنند، توسعه‌دهندگان در حال سبک‌سنگین کردن حاشیه سود درگاه‌های پرداخت خارجی در برابر دردسرهای خروج از این اکوسیستم هستند.

به قلم کامران احمدی

مدافعان توسعه‌دهندگان 40%صاحبان پلتفرم 35%پردازشگران پرداخت 25%
مدافعان توسعه‌دهندگان
سهم اجباری ۳۰ درصدی را یک مالیات ضدرقابتی می‌دانند که نوآوری را خفه کرده و قیمت‌ها را برای مصرف‌کننده بالا می‌برد.
صاحبان پلتفرم
استدلال می‌کنند که این کارمزد برای تأمین مالی امنیت اکوسیستم، توزیع جهانی و توسعه مالکیت معنوی ضروری است.
پردازشگران پرداخت
سیستم‌های صورت‌حساب جایگزین را با وجود پابرجا بودن کمیسیون پلتفرم‌ها، یک ضرورت رقابتی می‌دانند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • مصرف‌کنندگان بازی‌های موبایلی که در نهایت هزینه کارمزد پلتفرم‌ها را از طریق قیمت‌های متورم ارزهای دیجیتال متحمل می‌شوند.
  • توسعه‌دهندگان مستقلی که کاملاً به الگوریتم‌های کشف ارگانیک پلتفرم متکی هستند و این کارمزد را به عنوان هزینه بازاریابی می‌پذیرند.

به ازای هر ۱۰۰ دلاری که یک بازیکن برای خرید ارز دیجیتال در یک بازی موبایلی خرج می‌کند، ۳۰ دلار آن پیش از رسیدن به استودیوی سازنده، توسط پلتفرم میزبان ضبط می‌شود. این نرخ کمیسیون پایه ۳۰ درصدی که در هر دو اکوسیستم iOS و اندروید اعمال می‌شود، بستر مالی صنعت بازی‌های موبایلی را تشکیل می‌دهد. این رقم، بزرگ‌ترین ردیف هزینه‌ای برای اکثر توسعه‌دهندگان موبایل است که نه تنها حاشیه سود، بلکه طراحی بنیادین اقتصاد بازی‌های رایگان (free-to-play) و استراتژی‌های تهاجمی درآمدزایی برای جبران سهم پلتفرم را دیکته می‌کند.[7]

مکانیک این تقسیم درآمد در خود زیرساخت دستگاه‌ها کدنویسی شده است. طبق شرایط استاندارد، هر کالای دیجیتالی که درون یک اپلیکیشن خریداری می‌شود - از پوسته‌های تزئینی شخصیت‌ها گرفته تا بسته‌های ارز ویژه - باید از طریق سیستم پرداخت درون‌برنامه‌ای اپل (In-App Purchase) یا API صورت‌حساب گوگل پلی پردازش شود. پلتفرم به طور خودکار سهم ۳۰ درصدی خود را در لحظه فروش کسر کرده و ۷۰ درصد باقیمانده را با یک زمان‌بندی پرداخت تاخیری به توسعه‌دهنده واریز می‌کند.[7]

برای «ائتلاف عدالت اپلیکیشن‌ها» (Coalition for App Fairness)، یک گروه مدافع حقوق توسعه‌دهندگان، این مسیر اجباری به معنای یک «مالیات اپلیکیشن» غیرقابل اجتناب است که رقابت را خفه کرده و هزینه‌ها را برای مصرف‌کنندگان بالا می‌برد. از آنجا که بازی‌های موبایلی به شدت به تراکنش‌های خرد با حجم بالا و حاشیه سود پایین وابسته‌اند، از دست دادن نزدیک به یک‌سوم درآمد ناخالص، استودیوها را مجبور می‌کند تا برای حفظ بقای عملیاتی خود، بازی‌هایی با منحنی‌های پیشرفت سخت‌تر و درخواست‌های مکرر برای پول خرج کردن طراحی کنند.[2]

نحوه تقسیم درآمد ناخالص بازی‌های موبایلی تحت توافق‌نامه‌های استاندارد پلتفرم‌ها.

پایه حقوقی این ساختار در جریان دادگاه‌های ضدانحصار اپیک گیمز (Epic Games) با جدی‌ترین آزمون خود روبرو شد. اپیک گیمز در آگوست ۲۰۲۰ با معرفی یک گزینه پرداخت مستقیم در بازی فورتنایت (Fortnite)، عمداً باعث نقض قرارداد شد تا با دور زدن کارمزد پلتفرم‌ها، یک تخفیف ۲۰ درصدی را مستقیماً به بازیکنان ارائه دهد. حذف متعاقب این بازی از هر دو فروشگاه، آغازگر یک نبرد حقوقی چند ساله بر سر این موضوع بود که آیا این کارمزد ۳۰ درصدی یک رانت انحصاری غیرقانونی محسوب می‌شود یا خیر.[1][6]

نتایج قضایی، تفاوت‌هایی را بین این دو غول فناوری رقم زد. در پرونده اپل، قاضی منطقه‌ای ایالات متحده، ایوان گونزالس راجرز، با بیان جمله معروف «موفقیت غیرقانونی نیست»، حکم داد که اپل در بازار بازی‌های موبایلی انحصار ندارد، اگرچه او دستوری علیه مقررات ضد-هدایت (anti-steering) این شرکت صادر کرد. این بدان معنا بود که اپل دیگر نمی‌توانست توسعه‌دهندگان را از لینک دادن به روش‌های پرداخت خارجی منع کند، هرچند این شرکت حق خود را برای دریافت کمیسیون از آن فروش‌های خارجی حفظ کرد.[1][3]

گوگل با سرنوشت حقوقی متفاوتی روبرو شد. یک هیئت منصفه فدرال دریافت که گوگل پلی به عنوان یک انحصار غیرقانونی عمل می‌کند و به شبکه پیچیده توافق‌نامه‌های تقسیم درآمد این شرکت با تولیدکنندگان گوشی‌های هوشمند اشاره کرد که عملاً فروشگاه‌های اپلیکیشن رقیب را مسدود می‌کرد. در پاسخ به فشارهای فزاینده نظارتی و شکست‌های حقوقی، گوگل شروع به تعدیل ساختار کارمزد خود کرد و برنامه‌هایی را معرفی نمود که کمیسیون را برای یک میلیون دلار اول درآمد سالانه به ۱۵ درصد کاهش می‌داد و مسیرهایی را برای سیستم‌های صورت‌حساب جایگزین باز می‌کرد.[4][6]

با این حال، معرفی پرداخت‌های خارجی آن راه فرار اقتصادی بی‌دردسری که توسعه‌دهندگان امید داشتند را فراهم نکرده است. وقتی یک استودیو از یک سیستم صورت‌حساب جایگزین استفاده می‌کند، گوگل همچنان کمیسیون می‌گیرد - که معمولاً فقط ۴ درصد کاهش می‌یابد و کارمزد مؤثر پلتفرم را به ۲۶ درصد می‌رساند. سپس توسعه‌دهندگان باید کارمزدهای استاندارد پردازش کارت اعتباری را که به طور متوسط حدود ۲.۹ درصد به علاوه ۰.۳۰ دلار به ازای هر تراکنش است، به درگاه پرداخت خارجی خود بپردازند.[4]

با این حال، معرفی پرداخت‌های خارجی آن راه فرار اقتصادی بی‌دردسری که توسعه‌دهندگان امید داشتند را فراهم نکرده است.

حساب و کتابِ هدایت کاربران به خارج از اپلیکیشن، واقعیت تلخی را درباره اصطکاک مصرف‌کننده آشکار می‌کند. در حالی که یک استودیو ممکن است از نظر تئوری با هدایت بازیکنان به یک فروشگاه وب، چند درصد حاشیه سود خود را بازیابی کند، مراحل اضافی مورد نیاز - خروج از برنامه، وارد کردن مشخصات کارت اعتباری و احراز هویت خرید - باعث ریزش قابل‌توجه مشتریان می‌شود. برای یک تراکنش خرد ۴.۹۹ دلاری، ترکیب کارمزد باقیمانده پلتفرم، سهم پردازشگر پرداخت و فروش‌های از دست رفته ناشی از اصطکاک پرداخت، اغلب منجر به درآمد خالص کمتری نسبت به پذیرش همان مالیات استاندارد ۳۰ درصدی می‌شود.[5]

سیستم‌های صورت‌حساب جایگزین، پس از در نظر گرفتن کارمزدهای پردازش پرداخت خارجی، اغلب بهبود ناچیزی در حاشیه سود ایجاد می‌کنند.

این واقعیت اقتصادی باعث می‌شود که اکثریت قریب به اتفاق درآمدهای بازی‌های موبایلی در سیستم‌های صورت‌حساب خود پلتفرم‌ها قفل بماند. وبلاگ 2Checkout اشاره می‌کند که برای استودیوهای بازی‌سازی متوسط، هزینه‌های سربار مهندسی مورد نیاز برای حفظ جریان‌های پرداخت خارجیِ سازگار با حوزه‌های مالیاتی مختلف در سطح جهان، غالباً از پس‌اندازهای حاشیه‌ای بیشتر است. بنابراین، کارمزد پلتفرم نه تنها به عنوان یک عوارض، بلکه به عنوان پرداختی برای برون‌سپاری تطابق قانونی، جلوگیری از تقلب و تبدیل بدون اصطکاک کاربر به خریدار عمل می‌کند.[6]

تأثیرات پایین‌دستی این موضوع بر طراحی بازی بسیار عمیق است. از آنجا که پلتفرم ۳۰ درصد از کل درآمد را برمی‌دارد، هزینه‌های جذب کاربر (User Acquisition) - یعنی هزینه تبلیغات لازم برای ترغیب یک بازیکن به نصب بازی - باید به طور کامل از ۷۰ درصد باقیمانده جبران شود. اگر یک استودیو ۵ دلار برای جذب یک بازیکن هزینه کند، آن بازیکن باید بیش از ۷.۱۴ دلار هزینه ناخالص ایجاد کند تا توسعه‌دهنده فقط بتواند هزینه بازاریابی را سربه سر کند.[5]

این محیط با حاشیه سود بسیار باریک، دلیلی است که بازی‌های موبایلی به طور فزاینده‌ای به «نهنگ‌ها» (whales) - درصد کوچکی از بازیکنان که هزاران دلار خرج می‌کنند - متکی هستند تا هزینه اکثریت بازیکنان رایگان را یارانه دهند. کارمزد ۳۰ درصدی به عنوان یک ضریب فزاینده بر هزینه کسب‌وکار عمل می‌کند و توسعه‌دهندگان را مجبور می‌سازد تا مکانیک‌های تهاجمی گاچا (gacha)، بتل پس‌ها (battle passes) و سیستم‌های پیشرفت مبتنی بر زمان را پیاده‌سازی کنند تا ارزش طول عمر هر کاربر جذب شده را به حداکثر برسانند.[2]

توسعه‌دهندگان باید استراتژی‌های درآمدزایی تهاجمی را مهندسی کنند تا سهم ۳۰ درصدی پلتفرم را جبران کرده و هزینه‌های فزاینده جذب کاربر را پوشش دهند.

در حالی که چشم‌انداز نظارتی تا سال ۲۰۲۶ همچنان در حال تغییر است، استاندارد ۳۰ درصدی به آرامی در حال فرسایش و تبدیل شدن به یک سیستم چندلایه از معافیت‌ها، برنامه‌های کسب‌وکارهای کوچک و استثنائات منطقه‌ای است که توسط قوانین محلی مانند «قانون بازارهای دیجیتال» اتحادیه اروپا دیکته می‌شود. با این حال، برای عناوین پرفروشی که بخش عمده درآمد بازی‌های موبایلی را هدایت می‌کنند، اقتصاد بنیادین همچنان به زیرساختی که اپل و گوگل ساخته‌اند گره خورده است. کارمزد پلتفرم دیگر فقط یک هزینه تراکنش نیست؛ بلکه جاذبه ساختاری است که نحوه عملکرد کل اکوسیستم بازی‌های موبایلی را دیکته می‌کند.[3]

نکات کلیدی

  • اپل و گوگل کمیسیون استاندارد ۳۰ درصدی از تمام کالاهای دیجیتال فروخته‌شده از طریق پلتفرم‌های موبایلی خود دریافت می‌کنند.
  • شکایت‌های ضدانحصار اپیک گیمز، پلتفرم‌ها را مجبور کرد تا لینک‌های پرداخت خارجی را مجاز کنند، اگرچه کمیسیون‌ها همچنان دریافت می‌شوند.
  • سیستم‌های صورت‌حساب جایگزین اغلب شامل ۲۶ درصد کارمزد پلتفرم به علاوه هزینه‌های استاندارد پردازش کارت اعتباری هستند.
  • کاهش ۳۰ درصدی درآمد، توسعه‌دهندگان را مجبور می‌کند تا برای پوشش هزینه‌های جذب کاربر، استراتژی‌های درآمدزایی تهاجمی را پیاده‌سازی کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

صاحبان پلتفرم

اپل و گوگل استدلال می‌کنند که این کارمزد، امنیت اکوسیستم و توزیع جهانی را تأمین مالی می‌کند.

اپراتورهای پلتفرم تأکید دارند که کمیسیون ۳۰ درصدی صرفاً یک کارمزد پردازش پرداخت نیست، بلکه یک هزینه خدمات جامع است. آن‌ها استدلال می‌کنند که این درآمد، زیرساخت عظیم مورد نیاز برای میزبانی، توزیع و به‌روزرسانی میلیون‌ها اپلیکیشن در سطح جهانی را تأمین مالی می‌کند. علاوه بر این، آن‌ها به سیستم‌های قدرتمند امنیتی، اسکن بدافزار و جلوگیری از تقلب اشاره می‌کنند که از مصرف‌کنندگان محافظت می‌کند و مدعی‌اند که این کارمزد، بازگشت سرمایه منصفانه‌ای برای مالکیت معنوی و مهندسی است که در وهله اول اقتصاد اپلیکیشن‌های موبایل را ممکن می‌سازد.

توسعه‌دهندگان مستقل

استودیوهای کوچک‌تر این کارمزد را یک بارِ موجودیتی بر روی حاشیه سودهای بسیار باریک می‌دانند.

برای توسعه‌دهندگان مستقل و استودیوهای متوسط، سهم ۳۰ درصدی اغلب مرز بین سودآوری و تعطیلی است. از آنجا که هزینه‌های جذب کاربر سر به فلک کشیده است، توسعه‌دهندگان استدلال می‌کنند که صاحبان پلتفرم سهم نامتناسبی از درآمد را استخراج می‌کنند بدون اینکه در ریسک توسعه بازی یا بازاریابی شریک باشند. گروه‌های مدافعی مانند «ائتلاف عدالت اپلیکیشن‌ها» استدلال می‌کنند که استفاده اجباری از سیستم‌های صورت‌حساب خود پلتفرم، نوآوری را خفه کرده و توسعه‌دهندگان را مجبور می‌کند تا هزینه‌های متورم را مستقیماً به بازیکنان تحمیل کنند.

نهادهای نظارتی

قانون‌گذاران جهانی به طور فزاینده‌ای ساختار کارمزد این انحصار دوگانه را ضدرقابتی می‌دانند.

نهادهای نظارتی ضدانحصار در اتحادیه اروپا، کره جنوبی و ایالات متحده به طور فعال در حال از بین بردن ماهیت اجباری کارمزد ۳۰ درصدی هستند. با اجرای قوانینی مانند قانون بازارهای دیجیتال، قانون‌گذاران استدلال می‌کنند که باز کردن اکوسیستم به روی فروشگاه‌های اپلیکیشن شخص ثالث و پردازشگران پرداخت جایگزین، رقابت بازار آزاد را معرفی خواهد کرد که در نهایت باعث کاهش نرخ کمیسیون‌ها شده و از طریق قیمت‌های دیجیتال پایین‌تر به نفع مصرف‌کنندگان تمام خواهد شد.

چرا مهم است

درک ساختار کارمزد پلتفرم‌ها نشان می‌دهد که چرا بازی‌های موبایلی با مکانیک‌های درآمدزایی تهاجمی طراحی می‌شوند و دلیل قیمت‌گذاری کالاهای دیجیتال چیست. این حاشیه سود ۳۰ درصدی، اقتصاد بنیادین دستگاه‌هایی را که هر روز استفاده می‌کنیم، هم برای مصرف‌کنندگان و هم برای توسعه‌دهندگان دیکته می‌کند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مدافعان توسعه‌دهندگان 40%صاحبان پلتفرم 35%پردازشگران پرداخت 25%
  1. [1]University of Miami Business Law Reviewصاحبان پلتفرم

    Epic Games, Inc. v. Apple, Inc.: An Epic Opinion for Software Developers

    مطالعه در University of Miami Business Law Review
  2. [2]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  3. [3]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  4. [4]PaymentsJournalپردازشگران پرداخت

    Google Cuts App Store Fees, Opens Up External Payments

    مطالعه در PaymentsJournal
  5. [5]Business of Appsمدافعان توسعه‌دهندگان

    What the Epic v. Apple ruling means for mobile game developers

    مطالعه در Business of Apps
  6. [6]The 2Checkout Blogپردازشگران پرداخت

    Epic v. Apple v. Google: What It Means for Game Studios

    مطالعه در The 2Checkout Blog
  7. [7]DTTپردازشگران پرداخت

    App Store commissions: how much do you pay Apple and Google, and how can you keep costs down?

    مطالعه در DTT
  8. [8]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت بازی و ورزش‌های الکترونیک اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.