رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
تحلیل کوهستاناقتصاد نقل‌وانتقالاتتحلیل بده‌بستان‌ها· 4 دقیقه مطالعه· در ورزش

پیش‌قرارداد بوسمن در برابر انتقال ارزان‌قیمت ژانویه: ارزیابی بده‌بستان‌ها در قراردادهای رو به پایان فوتبال

در شرایطی که درآمدهای فوتبال اروپا به مرز ۳۰ میلیارد یورو نزدیک می‌شود، پایان قرارداد یک بازیکن به یک رویارویی مالی پرمخاطره تبدیل شده است. باشگاه‌ها باید هزینه فوری یک انتقال ارزان‌قیمت در ژانویه را در برابر دستمزدهای نجومی و سرسام‌آور قراردادهای تابستانی بوسمن سبک‌سنگین کنند.

به قلم روکسین بهرامی

عمل‌گرایان مالی 50%حامیان قدرت‌گیری بازیکنان 30%نهادهای قانون‌گذار 20%
عمل‌گرایان مالی
طرفدار خریدهای ارزان‌قیمت در ژانویه برای حفظ ساختار دستمزدها و جلوگیری از پرداخت پاداش‌های امضای نجومی هستند.
حامیان قدرت‌گیری بازیکنان
از مدل بوسمن به عنوان سازوکاری برای بازیکنان حمایت می‌کنند تا ارزش واقعی خود را در بازار به دست آورند.
نهادهای قانون‌گذار
تمرکزشان بر حفظ چارچوب قانونی و ثبات سیستم نقل‌وانتقالات است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • مدیران ورزشی باشگاه‌های فروشنده
  • ایجنت‌ها و واسطه‌های بازیکنان

نکات کلیدی

  1. فوتبال باشگاهی اروپا در سال ۲۰۲۴ رکورد درآمد ۲۸٫۶ میلیارد یورویی را ثبت کرد، اما ضرر ناخالص ۱٫۱ میلیارد یورویی تیم‌ها را مجبور کرده تا به دنبال بهره‌وری بیشتر در بازار نقل‌وانتقالات باشند.
  2. ماده ۱۸ فیفا به بازیکنانی که تنها شش ماه از قراردادشان باقی مانده اجازه می‌دهد تا با باشگاه‌های خارجی پیش‌قرارداد امضا کنند.
  3. انتقال «رایگان» تابستانی اغلب نیازمند پاداش‌های امضای قرارداد هنگفتی است؛ مانند مبلغ ۱۰ میلیون یورویی که گفته می‌شود تیم دوشان ولاهوویچ درخواست کرده‌اند.
  4. باشگاه‌ها باید پرداخت نقدی و فوری برای یک انتقال ارزان‌قیمت در ژانویه را در برابر بار مالی سنگین و بلندمدت دستمزدهای یک قرارداد تابستانی بوسمن بسنجند.

یک دهه پیش، وقتی یک فوق‌ستاره وارد سال پایانی قراردادش می‌شد، روال معمول یک خروج بی‌سروصدا در تابستان با کمترین اصطکاک مالی بود. اما امروز، پایان یک قرارداد جرقه یک رویارویی مالی پرمخاطره را می‌زند؛ رویارویی‌ای که موتور محرک آن اقتصاد فوتبال اروپاست که در سال ۲۰۲۴ رکورد درآمد ۲۸٫۶ میلیارد یورویی را ثبت کرد، اما همچنان ۱٫۱ میلیارد یورو ضرر ناخالص روی دست باشگاه‌ها گذاشت. بازار نقل‌وانتقالات مدرن دیگر فقط به معنای جذب بهترین استعدادها نیست؛ بلکه تمرینی برای مهندسی مالی پیچیده است، جایی که مدیران ورزشی باید نیازهای فوری تیم را با سلامت بلندمدت ترازنامه‌های مالی بالانس کنند.[1]

فشار روی مدیران ورزشی و دپارتمان‌های استعدادیابی واقعاً هیچ‌وقت تا این حد بالا نبوده است. الکساندر چفرین، رئیس یوفا، در این باره می‌گوید: «این نسخه از گزارش چشم‌انداز مالی و سرمایه‌گذاری باشگاه‌های اروپایی یوفا بسیار ویژه است. این گزارش نه تنها تصویر روشنی از وضعیت مالی فعلی فوتبال باشگاهی اروپا ارائه می‌دهد، بلکه با نگاهی به گذشته، روند توسعه این ورزش در ده سال اخیر را نیز بررسی می‌کند.» در حالی که پیش‌بینی می‌شود درآمدها در سال ۲۰۲۵ از مرز تاریخی ۳۰ میلیارد یورو عبور کنند، هزینه‌های عملیاتی با سرعتی غیرقابل‌تحمل در حال افزایش است. دستمزدهای غیربازیکنی بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ رشد خیره‌کننده ۴۲ درصدی داشته‌اند و باشگاه‌ها را مجبور کرده‌اند تا برای جلوگیری از ضرردهی، به دنبال بهره‌وری حداکثری در بازار نقل‌وانتقالات باشند.[1]

در مرکز مطلق این تلاش برای بهره‌وری، قراردادهای رو به پایان قرار دارند. بر اساس قانون تاریخی بوسمن در سال ۱۹۹۵ (که به نام ژان-مارک بوسمن، هافبک بلژیکی نام‌گذاری شد)، بازیکنان در اتحادیه اروپا این حق قانونی را پیدا کردند که در پایان قراردادشان بدون پرداخت هیچ‌گونه حق انتقالی به کارفرمای قبلی، آزادانه به باشگاه دیگری بپیوندند. این قانون تعادل قدرت را به شکلی بنیادین از باشگاه‌ها به سمت بازیکنان تغییر داد و پارادایم جدیدی خلق کرد که در آن، این ورزشکار است که اهرم مالی یک انتقال را در دست دارد، نه نهاد باشگاه.[3]

با وجود درآمدهای رکوردشکن، افزایش هزینه‌های عملیاتی و ضررهای ناخالص، باشگاه‌ها را مجبور می‌کند تا در بازار نقل‌وانتقالات به دنبال بهره‌وری باشند.

چارچوب قانونی حاکم بر این جابه‌جایی‌های پرمخاطره، به طور دقیق در «مقررات وضعیت و نقل‌وانتقال بازیکنان» (RSTP) فیفا تدوین شده است. به طور خاص، ماده ۱۸ این مقررات به بازیکنانی که شش ماه یا کمتر از قرارداد فعلی‌شان باقی مانده، اجازه می‌دهد تا آزادانه با باشگاه‌های خارجی مذاکره کرده و یک پیش‌قرارداد الزام‌آور قانونی امضا کنند. این در عمل به این معناست که پنجره نقل‌وانتقالات ژانویه به عنوان یک بازار دومنظوره عمل می‌کند: باشگاه‌ها می‌توانند بازیکنان را برای اضافه شدن فوری به ترکیب تیم بخرند، یا بازیکنان آزاد را برای تابستان آینده رزرو کنند.[2]

چارچوب قانونی حاکم بر این جابه‌جایی‌های پرمخاطره، به طور دقیق در «مقررات وضعیت و نقل‌وانتقال بازیکنان» (RSTP) فیفا تدوین شده است.

این پنجره شش‌ماهه یک دوراهی بی‌رحمانه و سازش‌ناپذیر برای باشگاه فروشنده ایجاد می‌کند. آن‌ها باید تصمیم بگیرند که آیا یک حق انتقال با تخفیف شدید را در پنجره ژانویه بپذیرند (و بخشی از بازگشت مالی سرمایه‌گذاری اولیه‌شان را نجات دهند) یا بازیکن را برای بقیه فصل نگه دارند تا در کورس قهرمانی یا نبرد برای بقا به تیم کمک کند، و در نهایت در ماه جولای او را کاملاً رایگان از دست بدهند. این یک قمار حساب‌شده است که جاه‌طلبی‌های ورزشی فوری را در برابر دوراندیشی مالی بلندمدت قرار می‌دهد.[3][4]

برای باشگاه خریدار، معادلات ریاضی به همان اندازه پیچیده و پر از ریسک‌های پنهان است. اصطلاح «انتقال رایگان» در واقعیت یک نام‌گذاری کاملاً اشتباه است. از آنجا که باشگاه خریدار مجبور نیست حق انتقال سنتی را به کارفرمای قبلی بازیکن بپردازد، بازیکن و نمایندگانش درخواست می‌کنند که این سرمایه ذخیره‌شده مستقیماً به جیب خودشان برود. این موضوع خود را به شکل پاداش‌های امضای نجومی و دستمزدهای هفتگی به‌شدت متورم نشان می‌دهد که می‌تواند ساختار داخلی حقوق و دستمزد یک باشگاه را در هم بشکند.[3][4]

وقتی پاداش‌های امضا و دستمزدهای نجومی را در نظر بگیریم، مجموع هزینه مستهلک‌شده یک انتقال «رایگان» اغلب از خرید بازیکن در ژانویه بیشتر می‌شود.

خواسته‌های گزارش‌شده دوشان ولاهوویچ، مهاجم یوونتوس، واقعیت مدرن قراردادهای رو به پایان را به بهترین شکل به تصویر می‌کشد. در حالی که قرارداد فعلی او به سمت سال ۲۰۲۶ روزشمار انداخته، گفته می‌شود تیم او برای امضای پیش‌قرارداد با یکی از مشتریان لیگ برتری، به دنبال یک پاداش امضای ۱۰ میلیون یورویی و دستمزد سالانه ۱۰ میلیون یورویی است. این ارقام نشان می‌دهند که چگونه سرمایه‌ای که معمولاً بین باشگاه‌ها در جریان بود، اکنون به طور کامل توسط تیم بازیکن تصاحب می‌شود و اقتصاد تیم‌سازی را از اساس تغییر می‌دهد.

رسانه TEAMtalk درباره بن‌بست ولاهوویچ نوشت: «در حال حاضر، یوونتوس با فشار مضاعفی روبه‌روست تا یا بر سر شرایط جدید به توافق برسد یا خود را برای جدایی رایگان یکی از دارایی‌های ستاره‌اش آماده کند.» این پویایی، باشگاه‌های خریدار را مجبور می‌کند تا دو مدل مالی کاملاً متفاوت را سبک‌سنگین کنند: پرداخت نقدی فوری برای یک انتقال ارزان‌قیمت در ژانویه که ساختار دستمزد بازیکن را عادی نگه می‌دارد، در برابر هزینه با تاخیر اما به‌شدت سنگین یک قرارداد تابستانی بوسمن. این تصمیم در نهایت انعطاف‌پذیری مالی باشگاه را برای سال‌های آینده رقم می‌زند.[4]

چرا مهم است

در حالی که باشگاه‌های فوتبال اروپا با ضرر ناخالص ۱٫۱ میلیارد یورویی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، سازوکار مالی نقل‌وانتقالات بازیکنان، قیمت بلیت‌ها، حق اشتراک پخش تلویزیونی و بقای بلندمدت تیم‌های تاریخی را تعیین می‌کند. درک هزینه واقعی یک انتقال «رایگان» نشان می‌دهد که چرا باشگاه‌ها روزبه‌روز بیشتر مجبور به فروش‌های بی‌رحمانه در میانه فصل می‌شوند.

€28.6bn
درآمد باشگاه‌های اروپایی (۲۰۲۴)
42%
افزایش دستمزدهای غیربازیکنی (۲۰۲۱-۲۰۲۴)
€1.1bn
مجموع ضررهای ناخالص (۲۰۲۴)
€10m
پاداش امضای درخواستی ولاهوویچ

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

عمل‌گرایان مالی 50%حامیان قدرت‌گیری بازیکنان 30%نهادهای قانون‌گذار 20%
  1. [1]UEFAعمل‌گرایان مالی

    European club football revenues approach €30bn: Insights from UEFA's European Club Finance and Investment Landscape report

    مطالعه در UEFA
  2. [2]FIFAنهادهای قانون‌گذار

    Regulations on the Status and Transfer of Players

    مطالعه در FIFA
  3. [3]Wikipediaنهادهای قانون‌گذار

    Free transfer (association football)

    مطالعه در Wikipedia
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانعمل‌گرایان مالی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.