۱۲ خوان قهرمان: چگونه «اسطوره یگانه» جوزف کمبل نقشه راه قصههای جهان شد
نظریه «اسطوره یگانه» جوزف کمبل که اولین بار در سال ۱۹۴۹ منتشر شد، بعدها به یک الگوی سینمایی ۱۲ مرحلهای تبدیل شد که هنوز هم الفبای داستانگویی مدرن را تعریف میکند. این چارچوب، قوس روانشناختی تغییر را ترسیم کرده و گذرگاههای اساطیری کهن را به یک ساختار کاربردی سهپردهای ترجمه میکند.
به قلم سلین خسروشاهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- جهانگرایان اسطورهای
- استدلال میکنند که اسطوره یگانه بازتابی از ناخودآگاه مشترک بشری است و نقشه راهی بیزمان برای رشد روانشناختی ارائه میدهد.
- عملگرایان فیلمنامهنویسی
- اقتباس ۱۲ مرحلهای را ابزاری ساختاری و بسیار کارآمد برای تنظیم ضربآهنگ روایتهای سهپردهای مدرن میدانند.
- منتقدان ساختاری
- هشدار میدهند که تقلیل دادن داستانگویی به یک فرمول ۱۲ مرحلهای، روایتهایی قابلپیشبینی خلق کرده و سوگیریهای فرهنگی تاریخی را تداوم میبخشد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- منتقدان ادبی فمینیست
- داستانگویان غیرغربی
فیلمنامهنویس امروزی وقتی پشت یک صفحه سفید مینشیند، قدرت عجیبی در دستانش دارد. اوست که تصمیم میگیرد چه کسی زنده بماند، چه کسی بمیرد و قهرمان داستان برای رسیدن به رستگاری باید از چه هفتخوانی عبور کند. با این حال، همین نویسنده وقتی میخواهد طرح یک بلاکباستر پرخرج یا اولین رمانش را بریزد، به احتمال خیلی زیاد تمام آن آزادی مطلق را دودستی تقدیمِ الگویی میکند که در سال ۱۹۴۹ منتشر شده است. او دست به دامن «اسطوره یگانه» میشود.[4]
این مفهوم را اولین بار جوزف کمبل، اسطورهشناس تطبیقی، در کتاب جریانساز خود یعنی «قهرمان هزار چهره» مطرح کرد؛ با این ایده که تمام قصههای بشری دیانای (DNA) مشترکی دارند. کمبل که این اصطلاح را از جیمز جویس، رماننویس ایرلندی، وام گرفته بود، اسطورههای آفرینش و روایتهای مذهبی فرهنگهایی را بررسی کرد که هرگز با هم ارتباطی نداشتند. او به یک چرخه تکرارشونده ۱۷ مرحلهای از عزیمت، تشرف و بازگشت رسید. کمبل در خلاصهای از این قوس داستانی نوشت: «قهرمان از دنیای روزمره به منطقهای از شگفتیهای فراطبیعی قدم میگذارد. در آنجا با نیروهای افسانهای روبهرو میشود و پیروزی قاطعی به دست میآورد.»[4][5]
اما آن نسخه ۱۲ مرحلهای که امروز در مدرسههای سینمایی تدریس میشود، دقیقاً همان چارچوب آکادمیک و اولیه کمبل نیست. در سال ۱۹۹۲، یک مشاور داستان در هالیوود به نام کریستوفر ووگلر، آن رساله روانشناختی و سنگین ۱۷ مرحلهای کمبل را برداشت و در یک یادداشت هفتصفحهایِ بهشدت کاربردی برای مدیران دیزنی خلاصه کرد. اقتباس ووگلر، این سفر را در ۱۲ ضربآهنگ روایی مشخص فشرده کرد و آن گذرگاههای اساطیری کهن را به ساختار سهپردهایِ مورد نیاز سینمای مدرن برگرداند.[1][2]
سفر در پرده اول آغاز میشود: عزیمت. قهرمان در «دنیای عادی» روزگار میگذراند تا اینکه یک «دعوت به ماجرا» تعادل زندگیاش را به هم میزند. از آنجا که طبیعت انسان در برابر تغییر مقاومت میکند، قهرمان تقریباً همیشه از روی ترس یا عدم اطمینان، دچار «رد دعوت» میشود و پا پس میکشد. تازه بعد از «ملاقات با استاد» است—شخصیتی که کمک فراطبیعی، خرد یا حتی یک سلاح واقعی به او میدهد—که قهرمان بالاخره دل به دریا میزند و با «عبور از آستانه اول» قدم به دنیای ویژه و ناشناخته میگذارد.[1][3]
پرده دوم، یعنی تشرف، بخش اعظم داستان را میبلعد. در اینجا، قهرمان در میان «آزمونها، متحدان و دشمنان» مسیرش را پیدا میکند و قواعد این واقعیت جدید را یاد میگیرد. این بالا رفتنِ تنش، به «نزدیک شدن به درونیترین غار» ختم میشود؛ یک فاز آمادهسازی پیش از «مصیبت» اصلی. مصیبت همان نقطه عطف میانی یا اوج کاذب داستان است—لحظهای که قهرمان به طور نمادین میمیرد یا با بزرگترین ترس خود روبهرو میشود تا بتواند «پاداش» را به چنگ آورد.[1][2]
در اینجا، قهرمان در میان «آزمونها، متحدان و دشمنان» مسیرش را پیدا میکند و قواعد این واقعیت جدید را یاد میگیرد.
در نهایت، پرده سوم آغازگر بازگشت است. قهرمان باید از «مسیر بازگشت» عبور کند، در حالی که اغلب نیروهای انتقامجو در تعقیبش هستند، تا به «رستاخیز» برسد—یک آزمون نهایی و سرنوشتساز که در آن، درسهای آموختهشده از این سفر در یک نقطه اوجِ مرگوزندگی به کار گرفته میشوند. این چرخه با «بازگشت با اکسیر» به پایان میرسد؛ جایی که قهرمانِ متحولشده، خردِ تازهیافته، آرامش یا درمان واقعی را برای منفعت جامعهاش به دنیای عادی برمیگرداند.[1][3]
همهگیری و نفوذ این چارچوب غیرقابلانکار است. جرج لوکاس در زمان نوشتن فیلمنامه نسخه اصلی «جنگ ستارگان» در سال ۱۹۷۷، مشورت معروفی با کمبل داشت و ساختار ۱۲ مرحلهای به وضوح زیربنای همهچیز است، از «ماتریکس» گرفته تا «هری پاتر». دلیل کارآمدیاش این است که صرفاً یک توالی از اتفاقات نیست، بلکه نقشهای از قوس روانشناختی تغییر است. نبردهای بیرونی قهرمان، در واقع تجلی فیزیکی بلوغ درونی او هستند.[4][6]
با این حال، سلطه بلامنازع «اسطوره یگانه» با واکنشهای تندی از سوی نویسندگان و منتقدان معاصر روبهرو شده است. این چارچوب در فیلمنامهنویسی مدرن اغلب بد فهمیده میشود و تا حد یک لیست شمارهدار از نقاط داستانی تقلیل پیدا میکند که ظاهراً نویسنده موظف است مو به مو اجرایش کند. برخورد با این الگو به عنوان یک چکلیست خشک و بیروح، جانِ روایت را میگیرد و یک نقشه روانشناختی را به یک فرمول رنگآمیزیِ از پیش تعیینشده تبدیل میکند.[6]
علاوه بر این، این ساختار حامل سوگیریهای فرهنگی ذاتی است. تحقیقات اولیه کمبل به شدت بر اسطورههای مردسالارانه تکیه داشت و تقریباً منحصراً روی قهرمانان مرد تمرکز میکرد. در بیشترِ چهار هزار سال گذشته، این روایتهای توسعه روانشناختی حول تجربه مردان شکل گرفتهاند و حالا نویسندگان مدرن ماندهاند و دردسرِ تطبیق این چارچوب برای قهرمانان متنوعتر.[5][6]
با وجود تمام این نقدها، این ۱۲ مرحله همچنان مرکز ثقل داستانگویی غربی است. ماندگاری این چارچوب به خاطر این نیست که نویسندگان را در یک فرمول زندانی میکند، بلکه به این دلیل است که نشان میدهد انسانها چطور به طور طبیعی با تروما، رشد و پیروزی کنار میآیند. وقتی یک خالق، سفر قهرمانش را ترسیم میکند، در واقع دارد در یک تلاش مستمر و میانفرهنگی برای درکِ معمای پیچیده شرایط انسانی مشارکت میکند.[3][6]
نکات کلیدی
- کتاب «قهرمان هزار چهره» جوزف کمبل در سال ۱۹۴۹، الگوی ۱۷ مرحلهای «اسطوره یگانه» را به دنیای اسطورهشناسی تطبیقی معرفی کرد.
- در سال ۱۹۹۲، کریستوفر ووگلر این چارچوب را به یک ساختار سینمایی ۱۲ مرحلهای تبدیل کرد که امروزه بر فیلمنامهنویسی مدرن سلطه دارد.
- این سفر به سه پرده اصلی تقسیم میشود: عزیمت، تشرف و بازگشت.
- منتقدان هشدار میدهند که برخورد چکلیستی و خشک با این الگو، داستانگویی را یکنواخت کرده و سوگیریهای فرهنگی تاریخی را تداوم میبخشد.
چرا مهم است
درک این الگوی ۱۲ مرحلهای، داربست نامرئی پنهان در پسِ تقریباً هر رمان مهم، فیلم پرفروش و روایت فرهنگی عصر مدرن را برملا میکند. با شناخت این ضربآهنگها، مخاطبان بهتر میفهمند که قصهها چطور احساساتشان را به بازی میگیرند و چرا بعضی از روایتها تا این حد به دل مینشینند.
منابع
[1]Raindance Film Festivalعملگرایان فیلمنامهنویسیA Practical Guide to The Hero With A Thousand Faces
مطالعه در Raindance Film Festival →
[2]ResearchGateThe twelve stages of Joseph Campbell's hero's journey
مطالعه در ResearchGate →
[3]Tough to Teachعملگرایان فیلمنامهنویسیWhat I Wish I Had Known Sooner: The Hero's Journey
مطالعه در Tough to Teach →
[4]Wikipediaجهانگرایان اسطورهایThe Hero with a Thousand Faces
مطالعه در Wikipedia →
[5]Britannicaجهانگرایان اسطورهایJoseph Campbell
مطالعه در Britannica →
[6]تیم سردبیری کوهستانمنتقدان ساختاریتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →اخلاق کانتی
قانون جهانشمول، انسانیت و استقلال فردی: سه آزمون ایمانوئل کانت برای عمل اخلاقی
6 منبع
تئوری موسیقی
چرخه ۱۲ مرحلهای: دایره پنجمها چگونه تمام روابط صوتی را در موسیقی غربی سامان میدهد؟
8 منبع
مصرفگرایی خودنمایانه
کالای وبلن: چرا در دنیای لاکچری، قیمت بالاتر تقاضای بیشتری میآورد؟
6 منبع
بازار هنر
بازار هنر فوق معاصر سقوط کرد: میانگین قیمت آثار هنرمندان متولد پس از ۱۹۷۴، ۷۲٪ نسبت به اوج ۲۰۲۱ کاهش یافت
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





