آمریکا ضربالاجل ۶۰ روزه برای ایران تعیین کرد: جزئیات توافق پیشنهادی هستهای و تحریمها
دولت آمریکا به تهران ۶۰ روز مهلت داده است تا یک توافق جامع جدید را بپذیرد که در ازای نظارت شدید هستهای، لغو گسترده تحریمها را به همراه دارد. این ضربالاجل ایران را مجبور میکند تا بین ادغام مجدد اقتصادی و تعمیق انزوای ژئوپلیتیکی یکی را انتخاب کند.
به قلم آوا شیرازی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دولت آمریکا
- معتقد است که یک ضربالاجل سخت و تهدید به «فشار حداکثری ۲.۰» ایران را مجبور به پذیرش توافقی جامعتر و قابل راستیآزمایی نسبت به توافقهای قبلی خواهد کرد.
- عملگرایان و تندروهای ایرانی
- از درون به شدت دچار تفرقه هستند؛ عملگرایان به دنبال بقای اقتصادی از طریق لغو تحریمها هستند، در حالی که تندروها از یک تله آمریکایی طراحی شده برای سلب بازدارندگی نظامی خود میترسند.
- بازهای امنیتی منطقهای
- اسرائیل و متحدان خلیج فارس که خواستار آن هستند که هرگونه لغو تحریمها به شدت به توقف برنامه موشکی بالستیک ایران و قطع بودجه شبکههای نیابتی منطقهای گره بخورد.
- کارشناسان منع گسترش
- تمرکز اصلی آنها بر افزایش زمان گریز هستهای و بازگرداندن نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قبل از عبور ایران از آستانه تسلیحاتی شدن است.
ایالات متحده رسماً برای تهران ضربالاجل تعیین کرده است. در یک مانور قاطع ژئوپلیتیکی، دولت آمریکا ۶۰ روز به ایران مهلت داده است تا یک توافق دیپلماتیک جدید را بپذیرد و این کشور را مجبور به انتخابی سخت بین لغو گسترده تحریمها و بازگشت به انزوای اقتصادی فلجکننده کند.[1][2]
جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، این هفته استراتژی دولت را تشریح کرد و این ضربالاجل را آزمونی قطعی برای سنجش تمایل تهران به معامله انزوای خصمانه چند دههای با روابط مجدد غربی و بقای اقتصادی دانست. پیشنهاد روی میز به طور قابل توجهی گستردهتر از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سال ۲۰۱۵ است.[1]
خطرات این موضوع بسیار فراتر از واشنگتن و تهران است. بازارهای جهانی انرژی، ساختارهای امنیتی اروپا و ثبات شکننده خاورمیانه، همگی به نتیجه این پنجره ۶۰ روزه بستگی دارند. در صورت امضا، این توافق اساساً موازنه قدرت در منطقه را تغییر خواهد داد؛ در صورت رد، میتواند منجر به تشدید سریع مواضع نظامی شود.[2][5]
هسته اصلی استراتژی جدید، چیزی است که ونس آن را «درسی که از دوران ترامپ گرفته شد» در مذاکرات قبلی توصیف کرد. دولت استدلال میکند که توافقهای گذشته شکست خوردند زیرا بدون سازوکارهای انطباق برگشتناپذیر، کمک مالی اولیه ارائه میکردند. چارچوب جدید طراحی شده است تا از استفاده ایران از وجوه آزاد شده قبل از برچیدن زیرساختهای هستهای خود جلوگیری کند.[1]
برای دستیابی به این هدف، توافق پیشنهادی متکی بر یک سازوکار مرحلهای و مبتنی بر حساب امانی (Escrow) است. لغو تحریمها به صورت یکجا اعطا نخواهد شد. در عوض، داراییهای مسدود شده ایران – که تخمین زده میشود بیش از ۴۰ میلیارد دلار در بانکهای خارجی باشد – به صورت مرحلهای و کاملاً مرتبط با نقاط عطف تأیید شده توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) آزاد خواهد شد.[2]
عقبنشینیهای هستهای که آمریکا خواستار آن است، سختگیرانه هستند. ایران باید فوراً تمام غنیسازی اورانیوم در سطح خلوص ۶۰ درصد – آستانهای که به طرز خطرناکی به درجه تسلیحاتی نزدیک است – را متوقف کرده و شروع به رقیقسازی ذخایر موجود خود کند. علاوه بر این، سانتریفیوژهای پیشرفته نصب شده در تأسیسات زیرزمینی فردو و نطنز باید برچیده شده و تحت نظارت مداوم دوربینهای آژانس قرار گیرند.[2]
برخلاف توافق ۲۰۱۵ که تقریباً منحصراً بر پرونده هستهای تمرکز داشت، این ضربالاجل ۶۰ روزه شامل بندهای صریحی در مورد برنامه موشکهای بالستیک ایران است. آمریکا خواستار محدودیتهای قابل راستیآزمایی بر برد و ظرفیت کلاهک موشکهای ایران است تا به نگرانی اصلی متحدان منطقهای رسیدگی کند.[1][5]
این توافق همچنین تلاش میکند تا به تأمین مالی شبکههای نیابتی منطقهای ایران، از جمله حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن، رسیدگی کند. اگرچه متن خواستار انحلال کامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) نیست، اما شامل الزامات حسابرسی مالی سختگیرانهای است که برای جلوگیری از سرازیر شدن داراییهای آزاد شده به این گروهها طراحی شده است.[5]
برای تهران، انگیزه اقتصادی بسیار بزرگ است. اقتصاد ایران سالهاست که تحت تحریمهای «فشار حداکثری» آسیب دیده و منجر به تورم سرسامآور، کاهش سریع ارزش ریال و ناآرامیهای گسترده داخلی شده است. پنجره ۶۰ روزه فرصتی برای تثبیت اقتصاد ملی و جلوگیری از فروپاشی کامل مالی ارائه میدهد.[3]
اقتصاد ایران سالهاست که تحت تحریمهای «فشار حداکثری» آسیب دیده و منجر به تورم سرسامآور، کاهش سریع ارزش ریال و ناآرامیهای گسترده داخلی شده است.
یکی از اجزای اصلی بسته کمک اقتصادی، عادیسازی صادرات نفت ایران است. در حال حاضر، ایران برای فروش نفت خام با تخفیف، عمدتاً به چین، به ناوگان سایه متکی است. یک توافق رسمی به ایران اجازه میدهد تا به طور قانونی به بازار جهانی بازگردد. تحلیلگران تخمین میزنند که این امر میتواند ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه اضافی در روز را وارد بازار کند و به طور بالقوه قیمتهای جهانی انرژی را کاهش دهد.[2]
در داخل تهران، این ضربالاجل بحثهای داخلی شدیدی را برانگیخته است. رهبری ایران در مورد نحوه پاسخگویی دچار تفرقه است. عملگرایان و مقامات اصلاحطلب استدلال میکنند که اقتصاد داخلی نمیتواند یک دهه دیگر انزوا را تحمل کند و از رهبر معظم انقلاب میخواهند که کمک مالی مرحلهای را به عنوان یک مصالحه ضروری بپذیرد.[3]
در مقابل، تندروها در سپاه پاسداران این مهلت ۶۰ روزه را تله میدانند. آنها استدلال میکنند که نمیتوان به آمریکا برای احترام به تعهداتش اعتماد کرد و به خروج ۲۰۱۸ از برجام اشاره میکنند. این جناح طرفدار این است که بلوف واشنگتن را بپذیرند و غنیسازی هستهای را تسریع کنند تا قبل از پایان مهلت، به آستانه بازدارندگی برسند.[3][5]
دیپلماتهای اروپایی در حال حاضر در تلاشند تا مذاکرات غیرمستقیم پشت پرده را در عمان و قطر تسهیل کنند. اتحادیه اروپا، که مدتها از راهحل دیپلماتیک حمایت کرده است، به عنوان یک واسطه مضطرب عمل میکند و سعی دارد جزئیات فنی سازوکار امانی را روشن کند تا به تهران اطمینان دهد که کمک مالی واقعاً محقق خواهد شد.[4]
اسرائیل همچنان عمیقاً نسبت به این روند بدبین است. رهبری اسرائیل پیوسته نسبت به هر توافقی که زیرساختهای هستهای ایران را دستنخورده باقی بگذارد، حتی اگر غیرفعال باشد، هشدار داده است. تلآویو تأکید کرده است که به هیچ توافق آمریکا و ایران متعهد نیست و حق اقدام نظامی یکجانبه را در صورت تشخیص حرکت به سمت تسلیحاتی شدن برای خود محفوظ میدارد.[4][5]
کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، با خوشبینی محتاطانه این شمارش معکوس ۶۰ روزه را تماشا میکنند. در حالی که آنها طرفدار کاهش تنش دیپلماتیک هستند که مسیرهای تجارت دریایی را امن میکند، خواستار آن هستند که آمریکا تضمینهای امنیتی قوی برای محافظت از آنها در برابر تلافی احتمالی موشکی ایران ارائه دهد.[4]
اگر مهلت ۶۰ روزه بدون امضا منقضی شود، آمریکا وعده بازگشت به «فشار حداکثری ۲.۰» را داده است. این امر شامل تشدید شدید تحریمهای ثانویه خواهد بود، به ویژه هدف قرار دادن مؤسسات مالی چینی و پالایشگاههای مستقلی که در حال حاضر تجارت غیرقانونی نفت ایران را تسهیل میکنند.[1][2]
فراتر از خفقان اقتصادی، انقضای مهلت میتواند باعث تغییر در موضع نظامی آمریکا در خلیج فارس شود. مقامات دفاعی به استقرار بیشتر نیروی دریایی در تنگه هرمز و تمرینات نظامی مشترک تقویت شده با متحدان منطقهای برای نمایش بازدارندگی اشاره کردهاند.[2][5]
کارشناسان منع گسترش سلاحهای هستهای هشدار میدهند که پنجره دیپلماسی به سرعت در حال بسته شدن است. از آنجایی که ایران دانش فنی برگشتناپذیری در مورد عملکرد سانتریفیوژهای پیشرفته به دست آورده است، بازگشت صرف به پارامترهای ۲۰۱۵ دیگر از نظر فیزیکی ممکن نیست. توافق جدید آخرین راهکار عملی قبل از به صفر رسیدن زمان گریز است.[5]
نکات کلیدی
- آمریکا یک ضربالاجل ۶۰ روزه برای ایران صادر کرده است تا چارچوب جدید هستهای و تحریمها را بپذیرد.
- این توافق، کمک مالی مرحلهای و مبتنی بر حساب امانی را در ازای عقبنشینیهای سختگیرانه هستهای و محدودیتهای موشکی معامله میکند.
- ایران با انتخابی بین ادغام مجدد اقتصادی و بازگشت به تحریمهای «فشار حداکثری» روبرو است.
- هدف این توافق رفع نواقص درک شده در برجام ۲۰۱۵ است، با الزام به انطباق برگشتناپذیر قبل از آزادسازی وجوه.
- عدم دستیابی به توافق، خطر تشدید شدید نظامی و اقتصادی در خاورمیانه را در پی دارد.
روند رویداد
۲۰۱۵
برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) اصلی امضا شد، که برنامه هستهای ایران را در ازای لغو تحریمها محدود کرد.
۲۰۱۸
آمریکا به طور یکجانبه از برجام خارج شد و کارزار تحریمهای «فشار حداکثری» را آغاز کرد.
۲۰۲۴-۲۰۲۰
ایران به تدریج محدودیتهای ۲۰۱۵ را نقض کرد و در نهایت اورانیوم را تا خلوص ۶۰ درصد غنیسازی کرد.
ژوئن ۲۰۲۶
دولت آمریکا یک ضربالاجل ۶۰ روزه برای یک توافق جدید و گستردهتر صادر کرد.
آگوست ۲۰۲۶
مهلت نهایی برای تهران جهت پذیرش چارچوب یا مواجهه با «فشار حداکثری ۲.۰».
بررسی عمیق دیدگاهها
استراتژی آمریکا
واشنگتن معتقد است که یک ضربالاجل سخت و کمک مالی مرحلهای، یک توافق پایدار را تحمیل خواهد کرد.
رویکرد دولت آمریکا ریشه در این باور دارد که مذاکرات نامحدود تنها به ایران اجازه میدهد تا در حین پیشبرد قابلیتهای هستهای خود، زمان بخرد. با تحمیل یک ساعت سخت ۶۰ روزه، واشنگتن قصد دارد یک انتخاب دوگانه را تحمیل کند. هسته این استراتژی «سازوکار حساب امانی» است که تضمین میکند تهران نمیتواند به وجوه مسدود شده دسترسی پیدا کند مگر اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید کند که سانتریفیوژهای پیشرفته برچیده شده و اورانیوم با غنای بالا رقیق شده است. طرفداران استدلال میکنند که این امر نقص کشنده توافقهای قبلی را برطرف میکند و تضمین میکند که اهرم فشار در طول فاز اجرا حفظ شود.
معضل تهران
رهبری ایران بین نیازهای مبرم اقتصادی و بیاعتمادی عمیق به تعهدات آمریکا دچار تضاد است.
در داخل ایران، این ضربالاجل شکافهای سیاسی موجود را تشدید کرده است. عملگرایان در دولت به سقوط ریال و ناآرامیهای گسترده داخلی اشاره میکنند و استدلال میکنند که اقتصاد کشور بدون فروش قانونی نفت و بازگرداندن ذخایر خارجی نمیتواند دوام بیاورد. با این حال، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) قدرتمند و روحانیون تندرو با سوءظن عمیقی به پیشنهاد آمریکا نگاه میکنند. آنها استدلال میکنند که تسلیم شدن در برابر اهرم هستهای و محدود کردن برنامه موشکی، رژیم را بیدفاع خواهد گذاشت و میترسند که واشنگتن پس از خلع سلاح ایران، به سادگی توافق را دوباره رها کند.
موضع متحدان منطقهای
اسرائیل و کشورهای خلیج فارس خواستار آن هستند که هر توافقی به رفتار منطقهای گستردهتر ایران، نه فقط برنامه هستهای آن، رسیدگی کند.
برای متحدان آمریکا در خاورمیانه، مسئله هستهای تنها بخشی از پازل است. اسرائیل موضع سختگیرانهای را حفظ کرده و تهدید به حملات نظامی یکجانبه در صورت نزدیک شدن ایران به غنیسازی درجه تسلیحاتی کرده است و نسبت به اینکه هر چارچوب دیپلماتیکی بتواند واقعاً تهران را مهار کند، عمیقاً بدبین است. در همین حال، کشورهای عربی خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی با احتیاط از کاهش تنش حمایت میکنند، اما اصرار دارند که هرگونه لغو تحریمها باید به توقف حمایت ایران از گروههای نیابتی مانند حوثیها گره بخورد. آنها میترسند که اگر تدابیر مالی سختگیرانهای اعمال نشود، سرازیر شدن میلیاردها دلار به خزانه تهران ناگزیر بیثباتی منطقهای را تأمین مالی کند.
چرا مهم است
حل و فصل بنبست بین آمریکا و ایران میتواند با بازگرداندن قانونی بیش از یک میلیون بشکه نفت ایران در روز به بازار، بازارهای جهانی انرژی را به شدت تغییر دهد. در عین حال، عدم دستیابی به توافق در عرض ۶۰ روز، خطر تشدید شدید نظامی و اقتصادی در خاورمیانه را در پی دارد.
منابع
[1]Fox Newsدولت آمریکاVance reveals Trump lesson guiding Iran deal strategy as Tehran faces 60-day deadline
مطالعه در Fox News →
[2]Reutersدولت آمریکاU.S. sets 60-day clock for Iran to accept new nuclear framework or face 'maximum pressure'
مطالعه در Reuters →
[3]Al Jazeeraعملگرایان و تندروهای ایرانیFear grows in Johannesburg market as anti-migrant ‘deadline’ looms
مطالعه در Al Jazeera →
[4]BBCبازهای امنیتی منطقهایUS-Iran talks postponed as Vance pulls out of Switzerland trip
مطالعه در BBC →
[5]The Guardianکارشناسان منع گسترشBipartisan bill fails to protect US consumers from datacenters’ true costs, critics warn
مطالعه در The Guardian →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


