چگونه استروژن و پروژسترون سوختوساز ورزشی را تغییر میدهند و چرا مزیت چربیسوزی در فاز لوتئال کمتر از چیزی است که تبلیغ میشود
صنعت تناسب اندام تمرینات «هماهنگ با چرخه قاعدگی» را برای تطبیق با نوسانات هورمونی ترویج میکند و مدعی است فاز لوتئال بهترین زمان برای چربیسوزی است. با این حال، شواهد بالینی نشان میدهد که شدت ورزش بر هورمونهای پایه غلبه میکند و ۵۰ درصد از زنان فعالی که از داروهای پیشگیری از بارداری هورمونی استفاده میکنند، در یک پارادایم متابولیک کاملاً متفاوت قرار دارند.
به قلم اِلا تهرانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- فیزیولوژیستهای ورزشی
- استدلال میکنند که اگرچه نوسانات هورمونی بر متابولیسم تأثیر میگذارد، اما شدت ورزش و وضعیت تمرینی بر فازهای چرخه قاعدگی غلبه میکند.
- محققان غدد درونریز
- بر نسبتهای دقیق استرادیول به پروژسترون تمرکز میکنند که برای ایجاد تغییرات قابلاندازهگیری در اکسیداسیون سوبسترا مورد نیاز است.
- حامیان هماهنگسازی با چرخه
- تنظیم شدت تمرین و استراتژیهای تامین سوخت را بر اساس فازهای تقویمی چرخه قاعدگی ترویج میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- ورزشکاران تفریحی که سعی در اجرای پروتکلهای هماهنگسازی با چرخه قاعدگی دارند
- متخصصان تغذیه ورزشی که استراتژیهای تامین سوخت را برای مصرفکنندگان داروهای ضدبارداری مدیریت میکنند
نکات کلیدی
- هماهنگسازی تمرینات با چرخه قاعدگی نیازمند یک چرخه تخمکگذاری طبیعی است که حدود ۵۰ درصد از زنان فعال مصرفکننده داروهای ضدبارداری هورمونی را مستثنی میکند.
- در حالی که استروژن باعث افزایش چربیسوزی میشود، پروژسترون با آن مقابله میکند و همین امر باعث میشود تغییرات متابولیک در فاز لوتئال بسیار غیرقابلاتکا باشد.
- شدت ورزش بر هورمونهای پایه غلبه میکند؛ عبور از مرز ۶۵ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2 max)، بدن را مجبور میکند بدون توجه به فاز چرخه قاعدگی، کربوهیدرات بسوزاند.
- زنانی که از قرصهای ضدبارداری ترکیبی استفاده میکنند، در روزهای مصرف قرص فعال خود، نسبت به زنانی که چرخه طبیعی دارند در فاز لوتئال، تغییر بیشتری به سمت اکسیداسیون چربی (چربیسوزی) تجربه میکنند.
برای اینکه توصیههای رایج درباره «هماهنگسازی» تمرینات با چرخه قاعدگی کارساز باشد، یک شرط بیولوژیکی غیرقابلمذاکره باید وجود داشته باشد: شما باید یک چرخه تخمکگذاری طبیعی و سرکوبنشده داشته باشید. برای حدود ۵۰ درصد از زنان فعالی که از داروهای ضدبارداری هورمونی استفاده میکنند، این شرط به سادگی محقق نمیشود. با این حال، صنعت تناسب اندام همچنان یک الگوی سفتوسخت و مبتنی بر تقویم را تجویز میکند—سوزاندن کربوهیدرات با شدت بالا در فاز فولیکولار، چربیسوزی با شدت پایین در فاز لوتئال—گویی این الگو به طور جهانی برای فیزیولوژی همه زنان صدق میکند. این رویکرد یکسان برای همه، واقعیت پیچیده نحوه تأثیر هورمونهای تخمدان بر اکسیداسیون سوبسترا (فرآیند بیولوژیکی انتخاب بین چربی و کربوهیدرات برای سوخت در طول ورزش) را نادیده میگیرد. حامیان هماهنگسازی با چرخه قاعدگی، با تقلیل دادن دههها غدد درونریزشناسی ظریف به یک ترند جذاب در شبکههای اجتماعی، ناخواسته مجموعهای از قوانین را ایجاد کردهاند که برای نیمی از مخاطبانشان از نظر بیولوژیکی نامربوط است و برای بقیه نیز به شدت اغراقآمیز بیان شده است.
فرض اساسی هماهنگسازی با چرخه قاعدگی بر این ایده استوار است که نوسانات هورمونی درونزاد تعیین میکند که بدن زن تحت استرس فیزیکی چگونه سوخت خود را تامین کند. به طور خاص، این چارچوب ادعا میکند که زنان باید سختترین و پرفشارترین تمرینات خود را در فاز فولیکولار (که هورمونها پایین هستند) انجام دهند، زمانی که ظاهراً بدن برای سوزاندن کربوهیدراتها آماده است. در مقابل، این الگو تغییر به سمت تمرینات با شدت پایین و حالت پایدار را در فاز لوتئال (که هورمونها بالا هستند) دیکته میکند، با این فرض که بدن به سمت چربیسوزی تغییر مسیر داده و نمیتواند خروجیهای سطح بالا را حفظ کند. اگرچه این روایت به طور شهودی با ریتمهای بیولوژیکی طبیعی همسو به نظر میرسد، اما سلسلهمراتب متابولیک را به شدت سادهسازی میکند. بدن زن یک ماشین خشک و بیروح نیست که بر اساس روزهای ماه بین دو حالت سوختگیری متمایز جابجا شود؛ بلکه یک سیستم بسیار سازگار است که در آن شدت ورزش، وضعیت تغذیهای و نسبتهای هورمونی فردی دائماً در تعامل هستند تا انتخاب سوخت را تعیین کنند.
مکانیسم بیولوژیکی پشت ادعای هماهنگسازی با چرخه قاعدگی ریشه در غدد درونریزشناسی واقعی و مستند دارد، حتی اگر کاربرد عملی آن مسیر را اشتباه رفته باشد. استروژن، به ویژه به شکل استرادیول-بتا-۱۷، به عنوان تنظیمکننده اصلی بیوانرژتیک در بدن زن عمل میکند. این هورمون فعالانه اکسیداسیون لیپید—تجزیه چربی برای انرژی—را ترویج کرده و گلیکوژن عضلانی را حفظ میکند، که آن را به یک هورمون استقامتی بسیار کارآمد تبدیل میکند. این یکی از دلایل اصلی است که چرا فیزیولوژی زنان به طور منحصربهفردی برای رویدادهای فوقاستقامتی مناسب است. همانطور که محققان ناتالی بواسو و لوری ایساکو در یک بررسی در سال ۲۰۲۲ برای مجله اروپایی علوم ورزشی اشاره کردند: «در مقایسه با مردان، زنان در شدت ورزش نسبی یکسان، بیشتر به چربی و کمتر به کربوهیدراتها متکی هستند» [۲]. استروژن این کار را با تنظیم افزایشی آنزیمهای خاص درگیر در بسیج لیپیدها و لیپولیز انجام میدهد و عملاً به عضله زنانه میآموزد که پیش از استفاده از ذخایر محدود کربوهیدرات، به سراغ ذخایر چربی برود.[2]
در طول فاز لوتئال یک چرخه قاعدگی طبیعی، هم استروژن و هم پروژسترون پس از تخمکگذاری به میزان قابلتوجهی افزایش مییابند. از آنجا که استروژن باعث افزایش چربیسوزی میشود، محققان مدتهاست این فرضیه را مطرح کردهاند که فاز لوتئال باید پنجرهای بهینه برای اکسیداسیون چربی باشد. یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ که در مجله Endocrine توسط محققی به نام ای.سی. هاکنی و همکارانش منتشر شد، این موضوع را مستقیماً آزمایش کرد. آنها دریافتند که اوج نرخ اکسیداسیون چربی در طول ورزش در فاز لوتئال به ۰.۴۹ گرم در دقیقه رسید، در مقایسه با تنها ۰.۴۱ گرم در دقیقه در طول فاز فولیکولار [۱]. این تغییر قابلاندازهگیری در استفاده از سوبسترا، دقیقاً همان نقطه دادهای را فراهم میکند که برنامههای هماهنگسازی با چرخه قاعدگی برای توجیه برنامهریزی فاز لوتئال خود به آن تکیه میکنند و نشاندهنده یک مزیت متابولیک واضح برای تمرینات با شدت پایین و چربیسوز در روزهای منتهی به قاعدگی است.[1]
تیم هاکنی نتیجه گرفتند که «افزایش غلظت هورمونهای استروئیدی جنسی از فاز فولیکولار به فاز لوتئال در زنان دارای قاعدگی طبیعی، با اتکای بیشتر به چربی به عنوان سوبسترای انرژی ورزشی مرتبط است» [۱]. با این حال، آنها بلافاصله به یک هشدار فیزیولوژیکی حیاتی اشاره کردند که توصیههای رایج تناسب اندام آن را نادیده میگیرند: پروژسترون دارای اثرات ضد استروژنی قوی است. در حالی که استروژن در تلاش است تا اکسیداسیون چربی را افزایش دهد، پروژسترون فعالانه برای مقابله با این فرآیند کار میکند. نتیجه متابولیک فاز لوتئال صرفاً نتیجه استروژن بالا نیست؛ بلکه نتیجه یک کشمکش بیولوژیکی بین دو هورمون رقیب است. اگر سطح پروژسترون یک زن نسبت به سطح استروژن او بیش از حد تهاجمی بالا برود، تغییر پیشبینیشده به سمت چربیسوزی کاملاً خنثی میشود و پروفایل متابولیک او دقیقاً مانند فاز فولیکولار باقی میماند [۱].[1]
این تعادل هورمونی ظریف به این معنی است که تغییر اکسیداسیون چربی تنها در صورتی اتفاق میافتد که نسبت استروژن به پروژسترون (E2/P4) به یک آستانه خاص و بسیار فردی برسد. از آنجا که این نسبت نه تنها بین زنان مختلف، بلکه بین چرخههای مختلف در یک زن به شدت متغیر است، این تغییر متابولیک به طرز مشهوری غیرقابلاتکا است. این غیرقابلاتکا بودن توضیح میدهد که چرا بسیاری از کارآزماییهای بالینی در یافتن هرگونه تفاوت در انتخاب سوخت در طول چرخه قاعدگی ناکام میمانند. هنگامی که محققان دادهها را در میان دهها زن میانگین میگیرند، تغییرات ظریف و وابسته به نسبت در میان نویزهای آماری ناپدید میشوند و نشان میدهند که «فاز لوتئال چربیسوز» بیشتر یک احتمال مشروط است تا یک تضمین بیولوژیکی [۱، ۲].[1][2]
این تعادل هورمونی ظریف به این معنی است که تغییر اکسیداسیون چربی تنها در صورتی اتفاق میافتد که نسبت استروژن به پروژسترون (E2/P4) به یک آستانه خاص و بسیار فردی برسد.
در واقع، تحلیلهای گستردهتر از ادبیات بالینی به طور مداوم در حمایت از دستورالعمل هماهنگسازی با چرخه قاعدگی ناکام میمانند. یک مطالعه در سپتامبر ۲۰۲۶ که در مجله Medicine & Science in Sports & Exercise منتشر شد، زنان را در هر سه فاز هورمونی متمایز—فولیکولار، تخمکگذاری و لوتئال—با استفاده از نمونهگیری دقیق خون و ردیابی دما مورد بررسی قرار داد [۳]. محققان مطلقاً هیچ تفاوتی بین فازها در نسبت تبادل تنفسی، اکسیداسیون چربی یا اکسیداسیون کربوهیدرات در طول ورزش هوازی زیربیشینه پیدا نکردند. در حالی که دوشکلی جنسی بین مردان و زنان آشکار و غیرقابلانکار است، تفاوتهای متابولیک روزمره در چرخه طبیعی یک زن اغلب آنقدر ناچیز است که توجیهکننده دگرگون کردن یک برنامه تمرینی با ساختار دقیق نباشد [۲، ۳].[2][3]
علاوه بر این، شدت خود ورزش به عنوان یک برگ برنده متابولیک عمل میکند و به راحتی بر محیط هورمونی پسزمینه غلبه میکند. هنگامی که تلاش یک زن از حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2 max) او عبور میکند، عضلات درگیر به انرژی سریع و در دسترس نیاز پیدا میکنند [۲]. در این شدت، بدن چارهای جز تغییر شدید به سمت اکسیداسیون کربوهیدرات ندارد، صرفنظر از اینکه سطح استروژن او در اوج است یا پروژسترون او در حال افزایش است. الزام بیولوژیکی برای تولید سریع آدنوزین تریفسفات (ATP) عضله را مجبور میکند تا از ذخایر گلیکوژن استفاده کند. بنابراین، اینکه به یک زن بگوییم نمیتواند یا نباید تمرینات اینتروال با شدت بالا را در فاز لوتئال خود انجام دهد زیرا بدنش در حالت چربیسوزی «گیر کرده» است، نشاندهنده یک سوءتفاهم اساسی از نحوه غلبه فیزیولوژی ورزشی بر غدد درونریز پایه است.[2]
سپس به نقطه کور بزرگ و آشکار در گفتگوی هماهنگسازی با چرخه قاعدگی میرسیم: پیشگیری از بارداری هورمونی. قرصهای ضدبارداری خوراکی ترکیبی عمداً استرادیول و پروژسترون درونزاد زن را کاهش میدهند و آنها را با استروژنها و پروژستینهای مصنوعی جایگزین میکنند تا از تخمکگذاری جلوگیری کنند [۵]. از آنجا که این هورمونهای مصنوعی چرخه طبیعی را سرکوب میکنند، کل مفهوم فازهای فولیکولار و لوتئال برای این زنان از بین میرود. با این حال، بسیاری از اپلیکیشنهای تناسب اندام و مربیان همچنان به مصرفکنندگان داروهای ضدبارداری دستور میدهند که تمرینات خود را با بستههای قرص خود هماهنگ کنند و روزهای مصرف قرص فعال را به عنوان یک شبهفاز لوتئال و هفته دارونما را به عنوان یک شبهفاز فولیکولار در نظر بگیرند. این توصیه نه تنها نادرست است؛ بلکه اساساً نحوه تعامل هورمونهای مصنوعی با مسیرهای متابولیک بدن را به اشتباه نشان میدهد.[5]
واقعیت متابولیک برای زنانی که قرص مصرف میکنند کاملاً متفاوت است. یک مطالعه در سپتامبر ۲۰۲۴ که در medRxiv منتشر شد، ۱۶ زن مصرفکننده قرصهای ضدبارداری خوراکی ترکیبی را آزمایش کرد تا ببیند هورمونهای مصنوعی واقعاً چگونه بر تامین سوخت آنها تأثیر میگذارند. محققان دریافتند که در طول فاز قرص فعال، نسبت تبادل تنفسی (RER) زنان به طور قابلتوجهی کمتر از فاز دارونما بود [۴]. RER پایینتر نشان میدهد که بدن نسبت به کربوهیدراتها، نسبت بیشتری از چربی را میسوزاند. محققان نتیجه گرفتند که «مصرف قرصهای ضدبارداری ترکیبی به طور حاد بر متابولیسم سوبسترا، پاسخهای عاطفی به ورزش و روانی کلامی تأثیر میگذارد» [۴]. از قضا، این بدان معناست که فاز قرص فعال باعث ایجاد یک تغییر متمایز و قابلاندازهگیری به سمت اکسیداسیون چربی میشود که فاز لوتئال طبیعی اغلب به سختی میتواند به طور قابلاتکایی با آن برابری کند.[4]
این تغییر متابولیک بارز به این دلیل رخ میدهد که پروژستینهای مصنوعی رفتار پروژسترون درونزاد را به طور کامل تقلید نمیکنند. در حالی که آنها با موفقیت آندومتر را سرکوب کرده و از بارداری جلوگیری میکنند، اثرات پاییندستی کاملاً متفاوتی بر بسیج لیپیدها و حفظ کربوهیدراتها اعمال میکنند [۵]. زنی که از یک قرص ضدبارداری خوراکی تکفازی استفاده میکند، بر اساس یک پارادایم سوختگیری کاملاً متفاوت نسبت به زنی با چرخه طبیعی عمل میکند. نرخ اکسیداسیون چربی او توسط فارماکوکینتیک فرمولاسیون قرص خاص او، دوز استروژن مصنوعی و پروفایل آندروژنی پروژستین مورد استفاده دیکته میشود. تلاش برای پیادهسازی یک الگوی هماهنگسازی با چرخه ۲۸ روزه طبیعی بر روی این محیط هورمونی مصنوعی، از نظر بیولوژیکی بیمعنی است.[5]
با وجود این واقعیتهای بیولوژیکی، صنعت تناسب اندام همچنان به بازاریابی هماهنگسازی با چرخه قاعدگی به عنوان یک قانون جهانی و توانمندساز برای ورزشکاران زن ادامه میدهد. به طور معمول به زنان گفته میشود که از وزنهبرداری سنگین اجتناب کنند، از تمرینات اینتروال با شدت بالا صرفنظر کنند و در طول فاز لوتئال خود به یوگا یا دویدن سبک پایبند باشند تا «با بدن خود هماهنگ کار کنند». این دستورالعمل فاقد پشتوانه بالینی قوی است و اغلب در خدمت محدود کردن مصنوعی پیشرفت تمرینی یک زن عمل میکند. با متقاعد کردن زنان به اینکه بدن آنها برای تحمل کارهای شدید به مدت دو هفته در هر ماه بیش از حد شکننده یا از نظر متابولیک در خطر است، این ترند ناخواسته باعث بیتمرینی شده و سازگاریهای قدرتی را تحت پوشش بهینهسازی هورمونی متوقف میکند.
کاربردیترین نتیجهگیری از شواهد بالینی بسیار اطمینانبخش است: زنان میتوانند در هر نقطهای از چرخه خود، صرفنظر از اینکه چرخه طبیعی دارند یا از داروهای ضدبارداری هورمونی استفاده میکنند، سخت تمرین کنند، وزنههای سنگین بلند کنند و سوخت کافی دریافت کنند. بدن زن به طرز چشمگیری انعطافپذیر و از نظر متابولیک سازگار است. در حالی که ردیابی علائم—مانند گرفتگی عضلات، خستگی یا تغییر معیارهای ریکاوری—و تنظیم حجم روزانه برای راحتی شخصی کاملاً منطقی است، مدیریت خرد اکسیداسیون سوبسترا بر اساس تقویم از نظر بیولوژیکی غیرضروری است. علم تأیید میکند که وقتی از عضلات خود میخواهید عملکردی داشته باشند، آنها سوخت مورد نیاز خود را پیدا خواهند کرد، صرفنظر از اینکه تقویم چه میگوید.
آنچه نمیدانیم
- نسلهای مختلف پروژستینهای مصنوعی دقیقاً چگونه سنتز پروتئین عضلانی را تغییر میدهند.
- آیا تغییرات جزئی چربیسوزی در فاز لوتئال، در طول سالها تمرین به تغییرات معناداری در ترکیب بدنی منجر میشود یا خیر.
منابع
[1]Endocrineمحققان غدد درونریزMenstrual cycle hormonal changes: estradiol-β-17 and progesterone interactions on exercise fat oxidation
مطالعه در Endocrine →
[2]European Journal of Sport Scienceفیزیولوژیستهای ورزشیSubstrate metabolism during exercise: Sexual dimorphism and women's specificities
مطالعه در European Journal of Sport Science →
[3]Medicine & Science in Sports & Exerciseفیزیولوژیستهای ورزشیNo Influence of Menstrual Phase on Substrate Oxidation Following Submaximal Aerobic Exercise in the Fed State
مطالعه در Medicine & Science in Sports & Exercise →
[4]medRxivمحققان غدد درونریزAcute effects of combined oral contraceptive ingestion on cognitive function, substrate metabolism and exercise performance
مطالعه در medRxiv →
[5]SportsThe Influence of Hormonal Contraceptives on Muscular Strength and Recovery in Active Women
مطالعه در Sports →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در سلامت
مشاهده همه →بیومکانیک پا
علم سیستم مرکزی پا: آیا کفشهای بالشتکدار عضلات شما را ضعیف میکنند؟
5 منبع
دوز داروی اطفال
شواهد بالینی و خطرات مصرف یکدرمیان استامینوفن و ایبوپروفن برای تب کودکان
9 منبع
انرژی مغز
چرخه فسفوکراتین: کراتین مونوهیدرات چگونه انرژی مغز را بازسازی میکند و شواهد علمی چه میگویند
6 منبع
اختلال نعوظ
مهارکنندههای PDE5 چگونه با مسدود کردن تخریب آنزیمها، آرامش عضلات صاف را حفظ میکنند؟
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت سلامت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





